اجازه بدين دليل واثبات حرفمو با 3تا مثال بيان کنم1-چين2-روسيه3-کشورهاي حوزه خليج فارس
1-چين:کشوري با تمدن چند هزار ساله وتماما امپراطوري که در نيمه دوم قرن بيستم توسط مائو تبديل به جمهوري خلق چين با حکومتي کمونيستي شد در اين کشور هيچ انتخاباتي برگزار نميشه بلکه اين کنگره مرکزي حزب کمونيست هست که به عنوان تنها حزب کشور اختيار تمام کشور رو در دست داره و کشور 2ميليارد نفري رو (روبزرگي عدد تاکيد دارم)اداره ميکنه اما آيا واقعا نبود دموکراسي به معني رايج در اصطلاحات ما به چين ضربه زده؟آيا جلو پيشرفتش رو گرفته؟اين کشور اونقدر در زمينه هاي سياسي اقتصادي واخيزا فرهنگي قدرتمند عمل ميکنه که اصلا هيچ کس فکرش به اين سمت که چين دموکراسي نداره نميره بلکه همه ما بلکه همه جهان مبهوت پيشرفت واقتدارش هستيم والبته افسوس ميخوريم که چرا ماپيشرفت نکرديم.
2-روسيه:کشور روسيه از وقتي که به شکل امروزي خودش تشکيل شد(حدود قرن16توسط پطر کبير)تا زمان فروپاشي شورروي همواره جزو3کشور قدرتمند جهان بوده ونوع حکومتش هم امپراطوري تزارها بوده.در اين که تزارها ظلم وبي عدالتي هايي کردند که سرانجام با انقلاب اکتبر،مردم از دستشون خلاص شدند شکي نيست .در دوران حکومت 70ساله کمونيستها هم هرچند مردم در رفاه کامل نبودند واز لحاظ فکري در بسته ترين شرايط زندگي ميکردند اما حکومت کمونيستي حداقلي از امکانات رفاهي براي زندگي رو براي همه به صورت يکسان فراهم کرده بود ومردم شوروي از اين که يک ابر قدرت هستند که نصف دنيا از اونها حمايت ميکنه ونصفه ديگه هم از اونها ميترسه به خودشون افتخار ميکردند.
مردم روسيه حاضرن گرسنه باشند اما ابر قدرت تا اينکه سير باشند وضعيف(اين همون تفاوتي که تواولين سطر نوشته ام در مورد مردم دنيا بهش اشاره کردم)اما به هر حال شوروي از بين رفت ونوبت حکوت دموکراسي به روسيه هم رسيد وديدييم که در 8سال حکومت يلتسين چه بلايي سر اقتصاد فرهنگ سياست ابهت وعظمت روسيه اومد واگر پوتين تونست اين کشور رو دوباره جمع وجور کنه وسر وساماني به روسيه بده فقط وفقط با سياست هاي ديکتاتوري بود که به صورت پنهاني ودر قالب دمکراسي انجام ميداد تا اينکه روسيه دوباره به صحنه معادلات جهاني برگرده ومردم روسيه دوباره به خودشون افتخار کنند.حالا به نظر شما آيا دموکراسي براي شوروي مفيد واقع شد وآيااگر دموکراسي يلتسين ادامه پيدا ميکرد اصلا الان ما روسيه ايي داشتيم؟
3-کشور هاي عرب حوزه خليج فارس:
در جنوب خليج فارس چند کشور کوچيک هستند که به همراه عربستان شبه جزيره ايي عرب رو تشکيل ميدند.کشورهايي که ما حتي چشم نداريم اونها رو ببينيم وهمواره عنوان :وحشي،عرب بيابوني؛مارمولک خور ،شتر سوار وعنوانهاي خوار کننده ديگه ايي از اين دست رو نثار اونها ميکنيم کشورهايي که حتي با علوم متداول امروز هم هيچ بويي از دموکراسي نبردند وسيستم حکومت اونها دقيقا مثل اسلافشون(امويان وعباسييان)پادشاهي وخليفه گري هستش در اين کشور ها نه تنها هيچ انتخاباتي نيست نه تنها هيچ آزادي بياني نيست نه تنها هيچ روزنامه يا راديو تلويزيرون يا حزب يا دسته ايي نيست اساسا هيچ الماني از دموکراسي نيست واگر هم هست مجلس فرمايشي براي تائيدات جناب خليفه است تازه اين که خوبه آقايون در اين کشورها زن موجود مستقل نيست از خودش شناسنامه نداره زن يا دختر باباشه يا زن شوهرش اجازه رانندگي نداره وخيلي چيزاي ديگه يعني اونها حتي در تعريف انسانيت هم مشکل دارند چه برسه به دموکراسي اما بيايد يه نگاهي به زندگي اونا: بندازيم مثلاهمين کشور اماراتي که تا دهه70بيابون بي آب و علف بود الان از قدرتمند ترين قطب هاي سرمايه گذازي دنياست وتمام پولدارهاي دنيا آرزوشون پولهاشون رو اونجا سرمايه گذاري کنند بزرگترين مناطق توريستي دنياست وچنان پيشرفت وشکوهي داره که همه ما با حسرت نگاهش ميکنيم کدوم يکي از ما دوست نداره که يه بار به دوبي يا بحرين يا قطر يا عمان بره ويا اونجا سرمايه گذاري کنه در زمينه هاي فرهنگي واجتماعي هم ميبينيد که به شدت به عرب بودنشون افتخار دارند وبراي عجم شاخ وشونه ميکشند حالا آيا الان واقعا عدم دموکراسي رو ميشه ضعفي براي کشورهاي عربي دونست؟ اونها به مردمشون رفا آرامش آسايش وآزاديهاي اجتماعي فرهنگي فراوان دادند ومگر مردم يک کشور از حکومت خودشون غير از اين چي ميخواند؟
تاحالا شنيديد کسي تو اين کشورها ناراحت باشه که چرا مثلا حزب نداريم يا ...يعني تو اينجا هم پادشاهي خيلي بيشتر وبهتر از دموکراسي احتمالي به داد مردم عرب رسيده
اين 3تا مثال بود از 3کشوري که اولي وسومي بدو ن دموکراسي پيشرفت کردند ودومي هم به واسطه دموکراسي ضربه خورده والان داره با يه ديکتاتوري پنهان دوباره خودش رو جمع ميکنه
دموکراسي الزاما راه تعالي وپيشرفت هر مردمي وهر حکومتي نيست؟مخصوصا از نوع غربيش
از مرتضي عزيز که با پستش بعد از مدتها من رو دوباره به نوشتن در وب واداشت ممنونمم