تبليغاتX
وصله
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت    تبریز <-- تربیز

2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل   تگرگ <-- تجرج  
  کامپیوتر <-- قامپیوتیر

3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال: گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)  ماهی تابه <-- مایتابو

4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال: قند <-- گند  گلابی <-- قلابی  آقای رئیس <-- آی رئیس

5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور

6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال    ابتدا <-- ایبتیدا     چراغ <-- چیراگ

3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟

4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !

5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی ؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 18:20 توسط سید یاسر حسینی |

 

یک روز رسد غمی به اندازه کوه ،

 یک روز رسد نشاط اندازه دشت ،

افسانه زندگی­چنین است عزیز

 در سایه کوه باید از دشت گذشت ...

 

 

 

کوه ، بالاترین جای زمین و جای به هم رسیدن آسمان و زمین است . کوه در میان دنیاست . از کوه به عنوان نمادی محوری و مرکزی ، گذر از مرحله به مرحله دیگر و هم نشینی با خداوند برمی­آید . کوه برای آدمی مفهوم « بلندی » دارد . به گفته­ی  « میرچا الیاده » بلندی واژه­ای است که به خودی خود دسترسی به آن وجود ندارد و وابسته به نیروهای برتر از انسان است تا جایی که بلندی نیایشگاه­ها از همین مفهوم سرچشمه می­گیرد آن که با آیینی ویژه از پله­های نیایشگاه­ها بالا می­رود ، دیگر یک انسان معمولی نیست .

کوه یک نیایشگاه طبیعی و شاید نخستین نیایشگاه انسان باشد . پس از آن هم نیایشگاه­ها بر بالای کوه­ها ساخته شدند .

کوه­ها در دین­ها و باورهای گوناگون جایگاه ارزشمندی داشته­اند : پیامبر اسلام در بالای کوه و در غار حرا پیام خدایی را شنید . موسی ده فرمان خداوند را در کوه سینا دریافت کرد . کوه جایگاه پیام اهورامزدا به اشوزرتشت است . در باور یونانیان باستان زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمان­ها برفراز کوه از مادر زاده شد .

از اینها گذشته ، در تاریک و روشن صبحگاحان بیدار شدن و به امید دیدن زیبایی­های طبیعت کوله­بار بستن از آب چشمه­ها و جویبارها نوشیدن ، در کنار دوستان در صفی طویل گام برداشتن ، زمزمه جویباران را شنیدن ، بر روی سبزه­های تازه رسته گام برداشتن و با آوای پرندگان هم صدا شدن لذتی است وصف ناپذیر ...

بر بلندی قله ایستادن لذت است ، پیروزی اراده بر سختیها و راحت­ طلبیها ، دیدن عظمتی است که انسان در پیدایش آن هیچ نقشی نداشته است .

در پایان ، این متن زیبا از حضرت مولانا را تقدیم می­کنم به تمام دوستان عزیزم . به امید دیدار شما در کوه ...

... حاصل آن است که عالم بر مثال کوه است . هر چه گویی از خیر و شر از کوه همان شنوی . واگر گمان بری که « من خوب گفتم ، کوه زشت جواب داد » ، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند ، از کوه بانگ زاغ آید یا بانگ آدمی یا بانگ خر ...

+ نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 1:3 توسط محمدرضا شمشیری |

باز هم دی رسید، من ماه دی را خیلی دوست دارم چون توی این ماه متولد شدم ، دی را خیلی دوست دارم چون عاشق سرما هستم ، چون سرما معانی زیادی داره ، دی را خیلی دوست دارم چون تب دوست داشتن توی این ماه بین  رفقا خیلی داغ شده بود، (البته میدونید که تب عمرش خیلی کوتاه) معمولا وقتی سرما میاد سراغمون دنبال راهش می گردیم تا یه جوری خودمون رو گرم کنیم ، نمی دونم چرا وقتی روابطمون  دیگه داشت به سمت فریز شدن میرفت اصلا به هش فکر هم نکردیم  فکر کنم چون اصلا این جوری تربیت شده بودیم که فکر نکنیم ، آره ما همین جوری تربیت شده بودیم.

 

 

این روزها که نزدیک به ۹ دی داریم می شیم با بعضی از دوستان که هنوز روابطمون داغ خیلی صحبت می کردم ، وقتی با هم به خاطرات گذشته رجوع می کردیم به قول مجتبی (خودسیانی) که میگفت: خیلی دوست دارم قسمت زیادی از اون خاطرات را کات کنم مثل اینکه اصلا من نبودم توی اون موقعیت . وقتی مجتبی این حرف زد اولش جا خوردم ولی بعد از یکم فکر کردن کاملا با حرفاش موافق بودم ، بعضی از خاطرات آنقدر مشمئز کننده بود که باورم نمی شد (البته به هیچ عنوان منکر لحاظات شیرینش نیستم) البته فکر کنم تمام دوستان بزرگتر حتما از این دست خاطرات داشته باشن که توی این مقال اصلا جای ذکرش نیست. به هر حال ۹ دی نزدیکه و من پیشاپیش سالگرد رسیدن ۹ دی و تاسیس وصله را به همه دوستان تبریک میگم و امیدوام یه انقلاب واقعی در رفتارهامون نسبت به هم رخ بده.( از لفظ انقلاب استفاده نکردم چون اصلا اعتقادندارم که ۹ دی انقلاب بوده)

پیوست:

۱- یکی از  اهدفم از نوشتن مطلب بالا این بود که به دوستان گوشزد کنم یکی از دلایل وضعیت کنونی در جمع عزیزمون روش تربیت غلطی بود ما توی اون وضعیت بزرگ شده بودیم و ادامه این روش تربیت عواقب ناگواری داره.

۲- به دوستی ها مون بیشتر ارزش قائل بشیم که هیچ چیز غیر از این برای ما باقی نخواهد ماند.

۳- از تجربه گذشته استفاده کنیم برای آینده بهتر.

۴- در اختیار خواننده ...

+ نوشته شده در یکشنبه 9 دی1386ساعت 11:25 توسط جعفر صادقی |

سلام.

فکر کنم کمتر کسی باشه که با دنیای  چت ارتباطی نداشته باشه. خودتون بهتر از من می دونید که در رووم های ایرانی چه خبره. همه می تونن با هر ماسکی که دلشون بخواد وارد رووم ها بشن و حرف هاشون بزنن.به نظرم جای خوبیه برای کسانی که می خوان عقده های جسمی ، روحی ، شخصیتی و .... خودشونو خالی کنن.البته از جنبه های مثبتی که چت میتونه داشته باشه غافل نیستم ولی الان چیزی که خیلی تو چشم میاد جنبه های منفی چته.

البته تو این وبلاگ هم بعضی از ماسک های اینترنتی هم رخنه کردن، اگه اشتباه نکنم اولیش همون ماجرای "مینا" ، "مریم" و ...  بود که نظر میذاشتن که لو رفت کار کی بود !!!

جدیدا هم آقا یا خانم "یه آشنا" هم به این جمع اضافه شدن ولی هنوز از هویت واقعیشون خبری نداریم.  همین مسئله باعث شده که بعضی ها از این هویت در بعضی موارد استفاده یا سو ء استفاده کنن. 

در خیلی از موارد هم همین ماسک های اینترنتی ، ماهرانه میتونن بقیه رو بازی بدن و کنترل بازی ازدور به عهده داشته باشن.البته این یک نمونه کوچیکی از سر کار گذاشتن دیگرونه .

همون طور که خودتون بیشتر میدونید این موضوع یکی از کارهای عادی سیاستمدار هاست و با نقشه ها و بازی هایی که طراحی میکنن ملت ها رو سر کار میذارن

دیگه مطلبم داره زیاد میشه ، انشاءالله باز هم می نویسم

+ نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 13:15 توسط سید یاسر حسینی |

من که امروز اومدم سایت دیدم نظرات مطلب "آداب صحبت کردن" نیست و یه علامت ؟ اومد بالا سرم

وقتی اومدم تو قسمت نظرات در قسمت مدیریت فهمیدم قسمت نظرات به دلیل نظر زیر کلا پاک شده:

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عضوی از مهر():

"بابا تو آی کیوت خیلی پایینه.کسی از اصطلاح زن و شوهر ناراحت نشد.منظور بچه ها اصطلاح ابله بود ابله"

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به نظر می رسه این عزیز منظور منو نفهمید

من هم فهمیدم که بچه ها از چه لغتی ناراحت شدند

ولی من که نمی تونم یه ضرب المثل معروف رو تحریف کنم

و گفتم منظورم چی بود و گفتم وقتی یه ضرب المثل گفته میشه باید به موضوعی که اون اشاره می کنه توجه کرد نه به یه لغت گیر داد مثل اینکه بگیم ضرب المثل "موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست" رو نباید به کار برد چون به هرکی بگیم طرف رو موش خطاب کردیم

با این حال دوباره رسما از دوستانی که ناراحت شدند معذرت خواهی می کنم

پ.ن ۱ : این کار درستی نیست که کلیه نظرات به خاطر یه نظر پاک بشن در صورتی که خود نظر هنوز در قسمت مدیریت وبلاگ می باشد(مطلب هم یک مطلب انتقادی است و از این نظر هم اگه قرار بر پاک کردن بود باید کله مطلب پاک می شد نه فقط نظرات)

پ.ن ۲: من در همینجا عدم رضایت خود مبنی بر پاک کردن نظراتی که به من توهین(تاکید می کنم فقط من) می شود را ابراز می دارم (چون عقیده دارم توهین کننده خود را کوچک می کند و هیچ ضرری برای من ندارد)

پ.ن ۳ : درخواست دارم با توجه به موجود بودن کلیه نظرات تمامی نظرات(جوابها) به حالت قبل برگردد

پ.ن ۴ : دوستان شجاع باشند و نظرات صادقانه و عقیده های خود را با اسم خود بگویند و خود را منصوب به موسسه یا گروه یا حزبی نکنند تا لطمه ای به آن گروه نخورد .

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 21:59 توسط حامد مسگری |

ما من عبد کظم غیظه الا زاده الله عز و جل عزا فی الدنیا و الاخرة(اصول کافی، ج 2، ص .110 (چاپ آخوندی) )
هیچ مؤمنی نیست که خشمش را فرو خورد مگر آنکه خداوند عزت دنیا و آخرت به وی عطا می‏فرماید .

مؤمن خشمناک که می‏تواند برای تشفی خاطرش عکس العمل نشان دهد اگر کظم غیظ به خرج بدهد در قیامت خداوند دلش را از «رضا» سرشار می‏کند.امام صادق علیه السلام می‏فرماید:

من کظم غیظا و لو شاء أن یمضیه امضاه، املأ الله قلبه یوم القیامة رضاه(همان، ص .110)

کسی که کظم غیظ می‏کند، حال آنکه قادر به اعمال خشمش هست، خداوند در روز قیامت دلش را از رضایت پر می‏کند.

در حالی که اگر به قصد تشفی خاطر عصبانی شود، دری از جهنم به روی او گشوده خواهد شد .چون در اغلب موارد، عصبانیت با ابزار معصیت توأم است.پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

ان لجهنم بابا لا یدخله الا من شفی غیظه بمغصیة الله تعالی (المحجة البیضاء، ج 5، ص .265)

همانا برای جهنم بابی است که داخل آن نمی‏شود مگر کسی تشفی پیدا کند به معصیت خدا.

حدیث نبوی است ک می فرماید : « ألاناةُ مِنَ اللهِ و  العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ »  ترمذی  « صبر از خداوند است و عجله از شیطان »

از سعد بن ابی وقاص روایت شده که پیامبر فرموده است : «صبر در هر چیزی نیکو است »

غزالی از حاتم اصم روایت می کند که می گفت :عجله از شیطان است جز در 5-مورد که سنت نبوی نیز بیانگر آن است .

1-طعام دادن 2-آماده کردن میت برای کفن و دفن 3-ازدواج با دختر جوان 4-باز پرداخت وام به موقع(اینم به سفارش حاج صفا) 5-توبه کردن از گناه

پ . ن ۱: من مسئولیت صحت هیچ کدام از احادیث را به گردن نمی گیرم مخصوصا این آخری رو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 0:5 توسط حامد مسگری

http://www.itna.ir/archives/report/007056.php

یعنی اگه مطلب بالا رو نخونید نصف عمرتون بر فناست

من که داشتم از تعجب شاخ در می آوردم

آخه کلمه پ ل ا س ت ی ک (جدا نوشتم که سانسور نشیم) به کدام کلمه غیر اخلاقی شبیه

و یه سوالی که پیش می یاد چرا باید مجری طرح فیلترینگ باید راه دور زدن این سیستم رو نشون بده

فکر کنم با این روبات و با الگوریتمی که داره به تدریج کل اینترنت ف ی ل ت ر بشه

+ نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 14:41 توسط حامد مسگری |

سلام به همه دوستان

به اطلاع عزیزان می رساند سایت پایگاه علمی فرهنگی انصار الحسین (ع) افتتاح شد

فقط یادتون نره که ما منتظر نظرهای باحالتون هستیم  

راستی همین جا از زحمات و تلاش های شبانه روزی آقا حمید ( رنجبر) هم تشکر می کنم

این هم آدرسش :

                        www.paigah-ansar.com   

 

                                                                                                     یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 3:53 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

چرا ما فقط باید از تمدن آریایی ها وهخامنشیان تو کتابای تاریخمون هست بخونیم چرا از تاریخ ۲۵۰۰ ساله این سرزمین حرف میزنیم؟ومیشنویم؟چرا از اقوامی که ۷۰۰۰سال قبل از میلاد بودن توکتابای تاریخ نیست؟چرا آثار باستانی که در نقاط دیگر ایران هستش و در حال ازبین رفتن هستش حرفی به میان نمیاد ؟ولی زمانی که سد سیوند رو آبگیری میکنن همه صداشون در میاد؟برای چی؟من خوئم مخالف این کار هستم ولی آثار باستانی دیگمون چی؟

که ای وای تمدن ۲۵۰۰ سالمون از بین رفت که قبرش و اثار باستانی تخت جمشید رفت زیر آب.

اینا هیچی یکبار برید تبریز بینید چه بلایی سر ارگ مقاومت تبریز اومده ارگی که همجاش جای تیر گلوله وتوپ روسها و حکومت پادشاهی قاجاری هستش.وکسی نیستش که به داد این دیوار مقاومت واین ارگ برسه ولی ارگ بم که با خاک یکی شد الآن در درستش میکنن.ارگ بم نشانه چیست جزءحکومتی پادشاهی ؟برید تاریخ مشروطیت و بخونید تا ببینید ارگ تبریز چی بود وچه وقایعی رو در دل خودش ثبت کرده چه مردانگی ها ورشادت ها.

آیا بشریت به سوی ایجاد یک زبان واحد پیش می رود؟

د راینجا لازمست گر چه به اجمال توضیحی در باره نظریه ای بی اساس و عوامفریبانه که بر ساخته برخی اقوام وهیأتهای حاکمه ش.و.ن.ت آنهاست داده شود.

در کشورهای کثیر الملَه ای که تنها یک قوم اقتدار سیاسی و اقتصادی  را در اختیار دارد چنین نظریه ای از سوی هأیت حاکمه تبلیغ می شود که گویا روند عمومی تاریخ بسوی پیوند و اتحاد ملل گوناگون وبه تبع آن تبدیل زبانهای مختلف  به یک زبان واحد پیش می رود.

استالین در کتاب کم حجم خود به نام مسائل زبانشناسی مدعی بود که ملتهای اتحاد شوروی در آینده به یک ملت واحد ملتی با زبان واحد تبدیل خواهند شد وآنان گویا با میل و رضای خویش تن به این کار خواهند داد.

تاریخ بشر نشان می دهد که هر کدام ا زاجتماعات بشری که در نتیجه وجود بستر مناسب و شرایط مقتضی در نواحی گوناگون جهان پدید آمده اند دارای زبان ویژه خود بوده اند.

بر خی از این اجتماعات در بدو پیدایش منقرض شده اند لیکن بر خی دیگر با گذشت اعصار متمادی و افزایش جمعیت در حهات گوناگون انتشار یافته و زبان شناسان با جدا گشتن آنان ا زهم در نتیجه تأثیر شرایط اقلیمی و عدم ارتباط  وپیئند با یکدیگر در طول هزلره ها متحول شده و به ملتهایی با زبانهایی گوناگون ولی با منشاء قومی و زبانی واحد تبدیل شده اند. جامعه کنونی بشر از اجتماعات انساتی متعددی که به لحاظ قومی وزبانی از چند منشاءواحد پدید آمده اند و تشکیل یافته است.

دانش زبان شناسی معاصر ملتهای آسیای مرکزی وغربی و اروپا و افریقا و امریکا را بر حسب منشاءزبان آنها به سه دسته اساسی تقسیم نموده است:

۱ــ اقوام هند اروپایی زبان

۲ــ اقوام سامی زبان

۳ــ اقوام اورال آلتائیک التصاقی زبان

ادامه دارد.....اگه خواستید نظر بدید ولی پیش داوری نکنی  چون خیلی از مطلب مونده .ممنون.

 

+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 11:14 توسط مرتضی صادقی |

آقا حامد لطفا اسمی که باهاش کامنت می دی عوض کن

چون من از این اسم استفاده می کنم

اصلا این حامد کدوم حامد هست ؟

اگه عوض نکنی اونوقت .........

من اسممو تو کامنت ها عوض می کنم

اینو گفتم تا فضا عوض بشه ولی تهدیدم جدیه

آقا بیخیال. تو رو خدا فرهنگ ایرانی و افتخارات فرهنگ ایرانی ها رو مورد هدف قرار ندید.

+ نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:23 توسط حامد مسگری |

اگر دنياي ما دنياي سنگ است، بدان سنگيني سنگم قشنگ است...

اگر دنياي ما دنياي درد است ، بدان عاشق شدن از بهر رنج است...

 اگر عاشق شدن هم يك گناه است ، دل عاشق شكستن صد گناه است .

شاعر : گمنام

                                                                                                                    يا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 12:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

پایه اید یه اردوی دانشجویی (صرفا دانشجویی) برا ایام بعد از امتحان پایان ترم

اون هم از نوع مشهدش راه بندازیم

اگه واقعا پایه اید نظر بدید

یا علی

+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 17:49 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

آهاي شکم قلمبه ها!

مردم شهر! صف بکشين، چن شبه نون گرون شده

آستينا بالا همگي، نون حالا نرخ خون شده

صف بکشين گرسنه ها، بياين که داغه بربري

سرمه چشماتون کنين، چشم و چراغه بربري

درخت سيب و پرتقال درخت آرزوتونه

لقمه صبر و انتظار چن ساله تو گلوتونه

عرض خيابونو ولش، پياده رو جاي شماست

خوب ببينين، اين ماشينا مال تماشاي شماست

آي آدماي اون بالا! هوا خوبه، آفتابي شين

خيابونا مال شماس، سوار اتول اربابي شين

آي آدماي اون بالا! تخته نشه نوندوني تون

گندمو ارزونش کنين، باغ بهشت ارزوني تون

از اون بالا نيگا کنين، ما يه کمي پايين تريم

حرفاي کاغذي تونو از روي دکه مي خريم

روزنومه ها، روزنومه ها از نون شب واحب ترن

اين وريا اون وريا نوبتي از هم مي برن

نرخ مصوبت درست، بازي امشبت درست

بالايي جون دوست داريم، تيپ مرتبت درست

آب مي چکه طبق طبق از تو لبا و لوچه ها

فروختني هرچي که هست مال شما و نوچه ها

آهاي شکم قلمبه ها! سفره تونو جم بکنين

از شما خير نمي رسه، شرتونو کم بکنين

گفتني خيليه، ولي دعامون آمين نداره

هرجا نشستي خونه ته، بالا و پايين نداره

ما که نشستيم اين پايين ميون خيل ساده ها

           پشت منم سوار بشين عين همه پياده ها.

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 4:8 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام

یه دو بیت شعر دستم رسید که به نظرم خیلی قشنگ اومد . گفتم دوستان هم بی نصیب نمونند :

 

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

                           یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو

                          یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست

یا علی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 3:59 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

امیدوارم سالی پر بار همراه با موفقیت را پیش رو داشته باشید

می خواستم مراسم جشن عروسی آقای نجف پور رو به اطلاع دوستان برسونم

زمان : پنج شنبه مطابق با شب ۱۷ ربیع الاول ساعت حدود ۳۰/۷

مکان : تالار آفتاب - جنب دانشگاه شهید ستاری (یه ذره بالاتر از آذری)

همچنین آغاز زندگی مشترک رو به ایشون و همسر محترمشون تبریک می گم  

 

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 4:21 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

چند روز پیش من تو وبلاگه تازه تاسیسم به خاطره ظلمی که به این معلم ها شده بود مطلبی نوشتم و یه لینک نیز به یکی از این وبلاگ ها داده بودم

امروز برای اینکه ببینیم چه بلایی سر این معلم ها اومده خواستم برم به اون وبلاگ که :

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد .

من نمیدونم این وبلاگ ضد نظام حرف میزد یا مستهجن بود. آخه چرا ؟

بابا این بدبختا تو این وبلاگ دلایله تحصن و ماجرا های اونو گفته بودن یعنی تا این حد هم نباید آزاد بود ؟

دیروز داشتم تو عید دیدنیها با یکی از این معلم ها حرف می زدم

می گفت : همه معلم بودند نه خراب کار و درخواستشونم اجرای نظام هماهنگ پرداخت بود

می گفت : نیروهای ضد شورش بدون هیچ گونه مقدمه ای ریختن و شروع به زدن مرد و زن کردند.

محرم و نا محرم هم حالیشون نبود و یه سری هم الان تو زندان بسر می برند.

 حالا وزیر آموزش و پرورش به کلی منکر زدن و زندانی کردن معلمان میشه . آخه دروغ تا کجا ؟

+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 19:31 توسط حامد مسگری |

دیدم هر کی از خونشون قهر می کنه وبلاگ می زنه

گفتیم ما هم یه وبلاگی بزنیم

به هر ساله جدیده و ما هم تو این روزا بیکار ،به قوله معروف مفت باشه ،کوفت باشه

البته دلیل دیگش مشکل دار بودن این وبلاگه و تصمیم گرفتم که حسابمو از این جمع جدا کنم

البته فکر نکنین که من این وبلاگ ول می کنم

نه ، من تا این وبلاگو تعطیل نکنم ول کن نیستم

البته من سالی یه بار وبلاگمو آپدیت می کنم

اینم آدرسش : http://hamedmesgar.blogfa.com

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 0:10 توسط حامد مسگری |

با خبر شدیم که پدربزرگ آقای محمد ذولقدری فوت کردند  ضمن تسلیت به ایشان و خانواده محترمشون روز چهارشنه همین هفته مجلس ختم قرآن در منزلشون ساعت ۷:۳۰ برگزار می گردد از همه دوستان برای این مراسم دعوت به عمل میاد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 13:20 توسط جعفر صادقی |

سلام

گفتیم هر کی یه پست جدید میزنه من هم یه پست جدید بزنم

خوب گفتید ما تو این چند سال قبولی خوبی تو کنکور نداشتیم و در نتیجه نیروی کار جدید هم نداشتیم و تازه همون دانشجویان قبلی هم که کار می کردند به بهانه (البته نه همه) دیگه تو مسجد کار نمی کنند.

و سنگینی کار به عهده بعضی از دانشجویان قدیم افتاد

که انصافا باید ازشون تشکر کنم از جمله آقای نجف پور و رنجبر و برزگر و ...

ولی در عوض یک سری دوستان حتی یک ماه هم کار نکردند چه برسه به یک سال یا ۴ سال.

قدیم دانشجویان حداقل ۳ یا ۴ سال رو تو مسجد کار می کردند.

اینو گفتم تازه یاده طعنه و کنایه بعضی از دانشجویان افتادم که می گفتن چرا تو پایگاه کار می کنیم

من خودم شخصا فکر می کنم(به حساب پایگاه نزارین) اگه نیروی جدیدی اضافه نشه تا چند ساله دیگه باید در مسجدو تخته کنیم

همین الان من می خوام (به عنوان مسئول علمی)برای کلاس درس یه معلم انتخاب کنم مشکل دارم

چه برسه پیدا کردن یه سری آدم کاری برای کار های مسجد.

بازم معرفته آقای یوسفی که با اینکه ازدواج کرده بازم معلم میشه وگرنه امسال نمی دونستم کی رو معلم حسابان بزاریم

پس سرمایه گذاری برای پیش دانشگاهی ها و دانش آموزانی که امید به کار کردن آنها در پایگاه هست اشتباه نیست

البته وقتی کسی مثل حمید رنجبر می خواد ارشد شرکت کنه باید کمکش کرد ولی چه کنیم که ...

من با این پست نخواستم که جواب پست های قبلی رو بدم و با مطرح شدن این موضوع من یاده این موضوع افتادم و گفتم که مطرح بشه بد نیست

و هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

 

+ نوشته شده در شنبه 30 دی1385ساعت 13:13 توسط حامد مسگری |