عرض اینکه این مدت تحصیل من داره به آخر می رسه و هفته دیگه جمعه جلسه تحویل پروژه پایانی من هستش. انشاله در صورت تایید فارغ التحصیل می شم که تایید ضمنی رو هم گرفتم. خلاصه دعام کنید دیگه.
این مدت برای من خیلی زود و پر از تجربه گذشت. حق خرده گرفتن رو در مورد آپ نکردن وبلاگم محفوظ می دونم ولی واقعا نمی شد. از طرفی بیشتر ترجیح میدم در مورد حال ننویسم. حال که گذشت و تجربه شد ازش بنویسم .
به امید دیدار همه...
به هر حال دوستان هر جا هستن سالم و خوشحال باشن. شماره ای که تو این مدت من دارم : ۰۹۱۲۶۹۸۸۲۹۶ هستش. خوشحال می شم اگه صدای هر کدوم از دوستان رو بشنوم.
به امید دیدار.
خوبم الحمدلله. ملالی نیست جز... این بلاد کفر هم آواز دوهولی بود که صداش شب و روز و از ما گرفته بود. به مقصود رسیدیم و به مقصد ... . چیزهایی دیدیم و تجربه هایی کردیم که ...( فکر بد نکنین )
اما به قول این کفار to be honest (خداییش) این مدت ارزش هر سختی و بلایی که وقت اومدن و بعدش کشیدیم رو داشته. حالا چراش مفصله...
از احوال پرسی دوستان. آقا ما هر کیو تو چت و ای میل دیدیم اول از ما پرسید: ...
؟!! برادرا فکر کردی ملت اینجا صبح تا شب دراز کشیدن جلو آفتاب و یه بطری نوشیدنی حرام به یک دست و یک پری چهر به دست دیگر... . و البته یه لامبورگینی جلوی در ویلا پارک شده .
داداشایی که قصد کردن برن یه چیزایی رو حتما باید بدونن:
پی خیلی چیزا رو باید به تنت بمالی. هر گونه زحمت و ذلت...
مقدار عشق و حالی که اونجا میکنی از اینجا به مراتب پایین تره . بلیط اتوبوس ۲ پونده . تا آخرش بخون.
درد قربت سخته واقعا. دوری از طرفی و مسایل دیگه به آدم یکم فشار میاره مخصوصا ماههای اول.
قصه طولانیه. بگذار تا وقت دگر...
در پایان از دوستانی که به هر نحو از حال بنده جویا شدن ودوستان پاستور که حافظ منافع بودن ممنون.
راستی ٬بدین وسیله از کلیه دوستانی که تولدمو بهم تبریک گفتن تشکر می کنم. یکشنبه بود.با دوستانی که اینجا دست و پا کردیم٬ یه جشن خودمونی گرفتیم و ... به سلامتی همتون ٬ نوش![]()
![]()
. اما این کجا و ...
بعضی دوستان هم چوب کاری کردن و از ایران sms بهم زدن. فقط آقا این شماره ما یه ۳-۴ ماهه عوض شده. بچه های پاستور دارن. البته تمام sms هایی که به قبلی زدید خوندم. ممنون.
ما رو از دعای خیر بی بهره نکنید.
یکی بگه اینجا چه خبره !! والا من که حسابی با خوندن مطالب و نظرات گیج شدم...
دوستان محترم از این پس ۲۴ ساعته بنده آن لاین در خدمتم.
این هم برای اینکه از یادها نریم. می دونم که تو عروسی غلام حالی بردید. جای من خالی...
قربان همه...
![]()
راستی پرده حقیقتی رو بدرم: بی تعارف ... بی حجابی اینجا اصلا ذهن آدمو درگیر نمی کنه. خیلی عادیه. اتفاقا جدا بگم : آدم راحت تره. من امروز اصلا حواسم به این موضوع نبود. البته سعی میکنم در روزهای آتی بیشتر حواسم باشه!!!!
فعلا
من ساعت ۱۲ امروز رسیدم. الانم تو شوکم. آخه اینجا همه چی فرق داره. هنوز نرسیدم ثبت نام کنم. فردا قراره کارامو بکنم. برام دعا کنید. خیلی جو خفنه. بازم می نویسم.
بچه ها از همتون ممنون. ایشاله عروسیتون.برام دعا کنید.
بچه ها این طور که مشخص شده من برای مدتی باید از همه دور باشم.برای پنج شنبه صبح بلیط گرفتم.
یکشنبه تو انصار 2 جشن عید غدیر ه. شام هم در میونه. اگه بتونم اونجا ببینمتون و خدا حافظی کنم خوشحال می شم.
شاید دیگه فرصت دیدن دوباره پیش نیاد. بر من منت گذاشته و تشریف بیارید. گرچه وظیفه منه که خدمت برسم.
پس:
به امید دیدار