تبليغاتX
وصله


salam dostan
 
belakhare bad az 40 saat parvaze doshvar va tebghe mamol gand zadane iran air to takhire va gom shodane yeki az sakamon belakhare residim vancouver. age bekham sadeghane begam fekr mikardam inja ziba bashe vali na enghadr. vaghean keyfiyate zendegi inja jore digast. kheili kheili arome va bedone estres va hayaho. inja alan hava fogholadast. hamasham baron miad. darim alan donbale khone migardim ba khanomam.
 
rastesh jodayi az dostan bekhosos jodayi az khanevade to forodgah vaghean sakht bod. vali arezo mikonam betonim ye hamchin jayi dore ham jam shim. delam hanoz nayomade bara bacheha tang shode. kheili dostane khobi dashtam va albate daram.
 
man ke inja kar khasi az dastam bar nemiad vali khoshhal misham age kesi kari dasht man anjam bedam.
 
dostdare shoma
soheil
+ نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 22:15 توسط سهیل محمود زاده |

هگل مي گويد :

بزرگترين درسي كه مي توان از تاريخ گرفت اين است كه

 

هيچ كسي از آن درس نميگيرد

+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 22:17 توسط سهیل محمود زاده |

این روزها تو اخبار هی میگن:

دانشمندان جوان ایرانی علم رو به مرحله انفجار رسوندن. آپولو هوا کردن. سلول بنیادین و ...

داشتم فکر می کردم حکومتهای به این شکل همیشه سعی می کنن به نوعی به مردمشون بقبولونن که کشورشون تحت رهبری اونها همیشه در همه عرصه ها جزو چند تا کشور اول قرار گرفته. دقت کنید چند بار تا حالا شنیدید فلان فناوری را فقط چند کشور داشتند و ما هم به جمعشون پیوستیم. نمونه این گونه رفتار شوروی سابق و کره شمالی امروزه. مردمشون نون نداشتن و ندارن برای خوردن ولی اونها ماه رو تسخیر می کنند آزمایش های موشکی پیشرفته انجام می دن و ....

چون دوام حکومت به اینه که مردم فکر کنند حاکمانشون لایق حکمرانیند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 12:24 توسط سهیل محمود زاده |

از تمام دوستان معذرت می خوام. اصلا نمی خوام دوباره قضیه کردان رو به میان بکشم.
صرفا می خوام این مطلب یک کم کنکاش در مورد این شخصیت ها باشه.

علی کردان در مراسم توديع خود گفت:
خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه به من توفيق بزرگي عنايت كرد كه با رسيدن به سن تكليف شرعي در نوجواني و جواني به اندازه فهم و برداشت خود مسير او را جستم و عشق اهل بيت در سينه‌ام سكني گزيد و در تمام مراحل زندگي نوكري بي‌بي دو عالم و امام رضا (ع) چراغ راهم بودم ، عالي‌ترين مدالي كه آويختم و به آن افتخار هم مي‌كنم، حكم نوكري امام رضاست و افتخار مي‌كنم كه جاروكش مضجع آن عزيز هستم.

از همه دوستان كه زمينه‌اي فراهم كردند تا دو كار در زندگي من رخ دهد، سپاسگزارم. اول اين كه قبل از بحث استيضاح نگاه من نگاه حزبي بود، خداي را شاكرم كه نگاه من از نگاه حزبي جدا شد و به حزب‌الله پيوند خورد. دو حادثه شيرين در زندگي من رخ داد، شايد گاه به اشخاص وابستگي‌هايي وجود داشت، كه خدا لطف كرد و از اين حوزه خارج شدم و نقص توحيدم تكميل شد.

رفتار کردان شباهات ویژه ای به هم تیپاش داره و خصوصا یاد کسی می افتم.

پاورقی: خدایا چی میشد روز قیامت این موحد کامل میزان اعمال من میشد. وای که چه کویتی میشد. حالا حتما باید امیر المومنین باشه.
+ نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 21:1 توسط سهیل محمود زاده |

شایسته است ۱۴ آبان را روز ملی

مبارزه با جعل اسناد و مدارک در کشور بنامیم.

 

                                         رئیس جمهوری وصله

                                                 ۱۵ آبان ۱۳۸۷

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 8:47 توسط سهیل محمود زاده |

هرچند دانشگاه آکسفورد اتهام! دادن مدرک دکترا به کردان را تکذیب کرد،ولی واژه "کردان" به دیکشنری آکسفورد راه پیدا کرد

Kordanize /'kərdənaiz/ (v.) [past tense: Kordanized / past participle: Kordanized ]
(1): To get Ph.D without having B.Sc.
(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
- Kordanification( n.)
(1): The process of receiving fake degree, especially from a prestigious university (e.g. Oxford)
(2): The relationship between happiness and telling a big lie.
(3): A method in order to gain Self confidence.

- Kordanism(n. )
(1): The philosophy and strategy of telling lie to a large group of people (e.g. a nation)
(2): A psychological method for deceiving people and laughing simultaneously.

- Kordanic(adj. )
(1): Happy
(2): Self Confident
(3): Relaxed

- Kordanicly(adv. )
(1): In a Kordanic manner


سلام دوستان.
1) این متن از من نیست
2) نمی دونم نویسنده اون کیه والا کپی رایت رو رعایت می کردم
3) اینم تقدیم به نویسنده متن[گل]

+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 14:45 توسط سهیل محمود زاده |

توصیف امام جعفر صادق از زبان عطار واقعا زیباست:

آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صِدّیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن جگر گوشه انبیا، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، جعفرالصادق

و سپس می‏افزاید:

گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم، کتابی جداگانه باید ساخت، این کتاب شرح اولیاست که بعد از ایشان بوده‏اند، اما به سبب تبرّک به صادق علیه‏السلام ابتدا کنیم که او نیز بعد از ایشان بوده است و چون از اهل بیت علیه‏السلام بود و سخن طریقتْ او بیشتر گفته است و روایت از وی بیشتر آمده است، کلمه‏ای چند از آنِ او بیاوریم که ایشان همه یکی‏اند، چون ذکر او کرده شود، از آنِ همه بُوَد...

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 21:57 توسط سهیل محمود زاده |

 

+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 8:54 توسط سهیل محمود زاده |

مجموع نفت و گاز فروخته شده در سالهای 84 تا 8۶، 205 میلیارد دلار

مجموع خرج دولت، سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز: 140 میلیارد دلار

۲۰۵-۱۴۰=۶۵

پس حتما توی حساب ذخیره ارزی رفته!

حساب ذخیره ارزی + دارایی بانک مرکزی در خارج:7 میلیارد دلار

 65-7=58

بر طبق موارد بالا کدام گزینه درست است؟

 1) ای بابا 58 میلیارد دلار خطای محاسبه است!

2) خرج کشورهای دوست شده است

3) خرج انرژی هسته ای شده است

 4) زبانم لال تکلیفش مشخص نیست

+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22:23 توسط سهیل محمود زاده |

داشتیم بازی استقلال و پرسپولیس رو می دیدیم که یهو مزدک میرزایی گفت:

بله در سال نوآوری هر تیمی که خلاقیت بیشتری داشته باشه حتما برنده این بازی خواهد بود!!؟؟؟!!

بعدش یک جمله وسط زمین ظاهر شد که ما تا آخر ایستاده ایم. بازم مزدک گفت بله از فرمایشات

رهبر انقلاب و باقی ماجرا....

واقعا اعصابم خورد شد. بیایید این موضوع را کمی تحلیل کنیم. خب قصد شده است که امسال سال نوآوری باشد، 2 حالت دارد:

 1)یا این قضیه نمادین است و جهت یاد آوری این موضوع است

2) یا حقیقتا باور شده است که با این حرکت، تحولی عظیم در سطح جامعه صورت می گیرد

اگر نمادین است چرا بعضی متملقانه جو گیر شده اند و چرا رئیس جمهور می گوید: شاهد جهش نوآوری در سال جاری در کشور خواهیم بود.

اگر فکر شده است که با همین دستور واقعا اتفاقی می افتد که بسی جای تاسف است. پر واضح است که پول های زیادی به اسم نوآوری و بدون نتیجه خرج خواهد شد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 21:47 توسط سهیل محمود زاده |

دوستان ما در سنگاپور هستیم

جای همه حالی

سهیل  محمود مصطفی

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 14:34 توسط سهیل محمود زاده |

روی یکی از بیلبوردهای تبلیغاتی هفته بسیج چنین نوشته شده بود:

شما بسیجیان سربازان گمنام امام زمان هستید!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 11:50 توسط سهیل محمود زاده |

از وقتی یادم میاد همیشه این سوال تو ذهنم بوده که:

چرا غربی ها پیشرفت کردند و ما اصلا در مسیر توسعه هم نیستیم.

همیشه دلیل های مختلفی رو برای خودم در نظر می گرفتم. یه موقع کتاب های "زرسالاران پارسی و یهود" و "فراماسونری در ایران و جهان" و... رو خوندم و نتیجه گرفتم علت عدم پیشرفت ما غارت و چپاول همیشگی ملت هایی مثل ما بوده و سرمایه به غارت رفته موتور رشد کشورهای غربی شده (البته یک مقدار هنوز به این موضوع اعتقاد دارم)

بعضی وقتها تریپ روشن فکری به خودم می گرفتم و می گفتم: غربی ها فرهنگ کار و سعی و کوشش دارن خوب طبیعتا ما حصلش می شه همینی که داریم میبینیم.

گاهی می گفتم فرق اینه که اونا سیستم دارن و ما یلخی کار می کنیم. پس هر چقدر زور بزنیم برعکس نتیجه می ده.

الان که وارد رشته اقتصاد شدم یه مقدار دیدم فرق کرده(اره تو همین یک سال).

اولین بار با مقاله میلتون فریدمن(مقایسه کنید با جایگاه اینیشتن در فیزیک) در رابطه با ارتباط میان دموکراسی و رشد ملی آشنا شدم. راستش برام خیلی بی معنی بود! چه ربطی داره؟ ازش رد شدم.

تو این مدت با استادهایی از سوسیالست تا لیبرال محض، علاقه مندان به اقتصاد اسلامی و خلاصه همه مدله کلاس داشتم. همه بالاتفاق در ضمن صحبتهاشون بیان می کردند که:

برای توسعه یک کشور اولین شرط لازم  داشتن نهاد حکومت صحیح است.

تو ذهنم تو این یک سال کشورهایی مثل ایران،روسیه، کره شمالی، کوبا، سوریه  و .... رو از نظر گذروندم

.......

تو پست بعدی سعی میکنم منظورم رو کامل تر بیان کنم.

+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 22:30 توسط سهیل محمود زاده |

1) چیه الکی شلوغش کردید
از قدیم گفتن : زن و شوهر دعوا کنند و ابلهان باور کنند!!!
واقعا این یک دعوای خانوادگی و بهتون قول می دم دو هفته نشده همه این بحث ها رو فراموش کنند
ما هم در تلاشیم تا این موضوع به صورت درون خانوادگی حل بشه پس شما هم صبور باشید و الکی از آب گل آلود ماهی نگیرید.
بازم من خویشتنداری می کنم و به این مطلب جواب نمی دم و درخواست دارم این مطلب و مطلب اسماعیل جان نیز حذف بشه
بخوای میتونم برات مثنوی هفتاد من کاغذ بگم

2) اتحاد چه حرف خنده داری از مطالب معلومه قراره به اتحاد برسیم
نه فرهاد جان منظور از این بحث رسیدن به راه درست یا اتحاد نیست می گی نه از خودشون بپرس
راستی از آقای امانی می خوام یه مورد پرت و پلای منو ذکر کنه چون من منظورتون نفهمیدم
باز هم فعلا تو این اوضاع پاسخ این مطلبو نمی دم چون می دونم رک حرف زدنم باعث کدورت میشه

آقای حامد مسگرمشهدی اولا سعی کن مطابق آداب صحبت کنی. ثانیا این چه پاسخی است که شما در چنته داری و اگر رو بشه عالم و آدم از بزرگی اون تاب شنیدش رو نمیارن و در دم هلاک میشن. خوشحال میشم ما رو هم هدایت کنی

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 14:11 توسط سهیل محمود زاده

این مجموعه با هدف کمک به مسجد در جذب نیرو و در وهله های بعدی شناساندن هر چه بهتر مسجد به اهالی منطقه و حتی کمک مالی به مسجد و . . . . شکل گرفته است که در مراحل بعد نیز کارهای بزرگتری را در دستور کار دارد که انشاءالله در آینده نزدیک مشخص خواهد شد.

اگر ماجرای دو کوهه رو هم اضافه کنید فکر می کنم منطق آشنایی بدست میاد. نمی دونم تا کی می خواهیم با استفاده از این جملات رنگ درستی به اعمالمون توی مسجد بزنیم. نمی فهمم با این همه نیروی جذب کرده چیکار کردیم که حالا با نیروی جذب نشده می خواهیم چیکار کنیم. به نظرم تلاشی داره صورت می گیره تا به جنازه فعالیت های مسجد شوک وارد بشه شاید دوباره قلبش بزنه.

 

چون ما نه قبلی ها را می شناسیم و نه سبک کارکرد آنها را قبول داریم . . . !

نمی دونم این جمله رو اسماعیل جدی گفت یا شوخی، خیلی مهم نیست.

ولی گروه های مختلفی که بعد از 9 دی زمام قدرت رو بدست گرفتند در عمل کاملا به جمله بالا معتقد بودند. مشخصه اصلی گردانندگان پایگاه (منظورم لزوما مسئول پایگاه نیست)  به بازی ندادن سایرین می باشد. اما متاسفانه در این بین افرادی که مذهبی تر از سایرین بودند گوی سبقت را از بقیه ربودند. نگاه به کارنامه آقایان صفرزاده، برزگر، و در نهایت اسماعیل ابوفاضلی کاملا گویای این مطلب می باشد. نمود دیگر این قضیه نیز در سرداران و گردانندگان هیئت مشهود است. عملکرد این گرو هها ماهیتا با قبل از 9 دی تفاوتی نمی کند. گروه جدید نیز سعی در تغییر روش داشته است اما متاسفانه مسیر همان مسیر قبلی است.

 

ما می خواستیم یک مجموعه جدید و با مدیریت مجموعه حال مسجد شکل بگیرد چرا که اکثر اعضای قبلی یا در مسجد نیستند یا دیگر حال آمدن به مسجد را ندارند

چون دیگر حاضر نیستند برای اهداف دیگران تلاش کنند. دانشجویان تا وقتی که موافق تفکرات مدیریت مجموعه حال مسجد عمل می کنند تا حدی به آنها میدان داده می شود و در غیر این صورت آنها محلی از اعراب ندارند.

 

 ما دقیقا کاری که در مسجد انجام می دادیم را در همین جا انجام می دهیم و قرار نیست این هدف کلی ما باشد و بچه ها را به سمت تدریس سوق دهیم

کار به این سبک در مسجد هم اشتباه بوده و فکر می کنم سوال مصطفی مربوط به تکرار  دوباره این تجربه است.

 

در آخر چند نکته:

(۱         من با خیلی از تفکرات آقای نجف پور در مورد مسجد مشکل داشتم و بارها با هم به شدت بحث کردیم ولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم با بی احترامی با ایشان یا سایر بزرگترها صحبت کنم

        بعضی از شماها که خیلی خودتون رو اخر همه چی می دونین(جمله آقای نجف پور در نظرات) متاسفانه در مورد بعضی از دوستان صادق بوده و علت بسیاری از کدورت ها همین موضوع بوده

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 16:6 توسط سهیل محمود زاده |

اینجانب سهیل محمودزاده رئیس جمهوری منتخب ملت وصله پس از رایزنیهای فراوان و با توجه به توانائیهای افراد، برخی از اعضای هیئت دولت و مسئولین بلند پایه را به شرح زیر اعلام میدارم. امیدوارم مسئولین برگزیده شده تمام توان خود را برای اعتلای هر جه بیشتر مجموعه به کار برند. تلاش بنده بر این است با کمک آحاد ملت مهر هر چه زودتر این لیست تکمیل شود.

 

رئیس سازمان تربیت بدنی: پرویز فاتح

رئیس دانشکده هنرهای زیبا: محمدرضا شمشیری

شوراي عالي انقلاب فرهنگي:    جعفر عسگری   رسول رستمی    مجتبی مسگر مشهدی   محمد ذوالقدری   مهدی فراهانی

ستاد مبارزه با مواد مخدر: عباس ثروتی

رئیس سازمان منکرات: جعفر عسگری

سخنگوی رئیس سازمان منکرات: محمد رستمی

وزارت آموزش و پرورش: علی یوسفی

سازمان بهزيستي: یوسف علیزاده

سازمان ملي جوانان: رسول رستمی

مسئول حفظ میراث فرهنگی استان آذربایجان: جعفر صادقی

وزارت رفاه و تامين اجتماعی: حمیدرضا اوتادی

رئیس فدراسیون پرورش اندام: محمود موسی پور

رئیس سازمان سنجش: اکبر صادقی پور

رئیس طرح کنترل جمعیت: مهدی صفا

رئیس صندوق مهر رضا: مهرداد امانی

رئیس امور پناهندگان: وحید سلامت

مشاور سعید حدادیان: محمد صادقی پور

سردبیر روزنامه کیهان: اسماعیل ثروتی

رئیس مبارزه با خانه های فساد: مصطفی مسگری مشهدی

مسئول مادام العمر پایگاه علمی فرهنگی انصارالحسین: رضا نجف پور

سخنگوي دولت: حامد مسگر مشهدی

فرمانده نيروي انتظامي: جواد نوروزی

وزارت جهاد كشاورزي: سید مرتضی سادات

مسئول شاخ به شاخ کردن هواپیماها هر 6 ماه یک بار: مجتبی خودسیانی

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسي: پوریا آرمون

رئیس موسسه مشاوران آموزش: روح الله علیزاده

وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: مجتبی مسگر مشهدی

رئیس باشگاه دانش پژوهان: محمود پری آذر

رئیس شورای پول و اعتبار: حامد توکلی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 0:7 توسط سهیل محمود زاده |

بنده (سهیل سولانا) به نمایندگی از هیئت مذاکره کننده با دولت آقای محمود صادقی برای خروج از بحران پیش آمده یک بسته پیشنهادی جدید که مورد حمایت گروه ۳+۲ می باشد  را به ایشان تقدیم میدارم.

مفاد این پیشنهاد به شرح زیر است:

۱) تاسیس یک وبلاگ جدید در خاک کشور ایشان  و در اختیار قرار دادن اسم کاربری و کلمه عبور جهت بهره برداری بومی از این دانش.

۲) ایشان هر مطلبی را می توانند در وبلاگ مربوطه قرار دهند و هیچ شورایی از وبلاگ وصله حق صدور بیانیه ندارد.

۳) برای نشان دادن حسن نیت یک لینک از این وبلاگ در وبلاگ وصله قرار می گیرد.

۴)  IAEA متعد می شود هر چه سریعتر نسبت به جمع آوری دوربین های خود و فراخوانی بازرسان از وبلاگ مذکور اقدام نماید.

۵) در مقابل دولت متبوع ایشان متعد می شوند مطالبی را که در جهت فضای وبلاگ وصله می باشد را در این وبلاگ قرار دهند.

۶) در صورت اجرای درست بندهای بالا حاضریم اسرائیل را از رسمیت خارج کنیم

+ نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 21:24 توسط سهیل محمود زاده |

+ نوشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 9:57 توسط سهیل محمود زاده |

If you want to check where your friends are, they have to have their cell turned ON.
And you can tell exactly where they are!

Try out this mobile phone tracker.
It's great.
Using a satellite map,
track any connected mobile phone,
with coverage anywhere in the world.

Log on to http://www.sat- gps-locate. com

+ نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 21:8 توسط سهیل محمود زاده |

به نظرم همین دو بیت از شاهنامه برای نشان دادن مقام فردوسی در ادبیات و اندیشه کافی باشه.

عنان بزرگی هر آن کس که جست             نخستش بباید به خون دست شست
که یا خود کشد یا کشندش به درد            خجسته کسی کو بزرگی نکرد

 

 

مقایسه کنید با:

تازه تو همین شاهنامه ای که تو ایران هستش چیزه خاصی نیستش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 1:5 توسط سهیل محمود زاده |

پيام گير تلفن منزل حافظ:
رفته‌ام بيرون من از کاشانه خود، غم مخور تا مگر بينم رخ جانانه خود، غم مخور
بشنوي پاسخ ز حافظ گر که بگذاري پيام آن زمان کو بازگردد خانه خود، غم مخور

پيام گير تلفن منزل سعدي:
ازآواي دل انگيز تو مستم نباشم خانه و شرمنده استم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ فلک گر فرصتي دادي به دستم

پيام گير تلفن منزل خيام:
اين چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون توام که کرده اي از ما ياد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آيم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

پيام گير تلفن منزل فردوسي:
نمي باشم امروز اندر سراي که رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب چو فردا برآيد بلند آفتاب

پيام گير تلفن منزل مولانا:

بهر سماع، از خانه‌ام رفتم برون، رقصان شوم شوري برانگيزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پيغام خود، هم نمره و هم نام خود فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم


پيام گير تلفن منزل منوچهري دامغاني:

از شرم به رنگ باده باشد رويم در خانه نباشم که سلامي گويم
بگذاري اگر پيام، پاسخ دهمت زان پيش که همچو برف گردد مويم

پيام گير تلفن منزل بابا طاهر عريان:

تليفون کرده‌اي جان فدايت الهي مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايم، نازنيم فرستم پاسخي از دل برايت


پيام گير تلفن منزل شاعري معاصر:
شرمنده از آنم که نباشم به سرايم تا با تو سلامي و عليکي بنمايم
گر لطف کني نمره و پيغام گذاري پاسخ دهم اي دوست به محضي که بيايم
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 19:31 توسط سهیل محمود زاده |

استاد دانشگاه با اين سوال شاگردانش را به چالش ذهني کشاند
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد : بله او خلق کرد
استاد گفت: اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته
شاگرد ايستاد و پرسيد: استاد, سرما وجود دارد؟؟
استاد پاسخ داد: اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟
مرد جوان گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست،در واقع سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد
شاگرد ادامه داد : استاد تاريکي وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد
شاگرد گفت: دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان ، تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: آقا, شيطان وجود دارد؟؟
استاد که زياد مطمئن نبود پاسخ داد: البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست
و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد

....آن مرد جوان همان آلبرت انيشتين بود
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 19:27 توسط سهیل محمود زاده |

يک خانم دبيری چند وقت پيش با من تماس گرفت که آقای فلانی، ما در مدرسه‌مون يک دختربچه شانزده ساله، کلاس سوم دبيرستان، رشته‌ی رياضی فيزيک، اومده می‌گه "خانم دبير! من توو خونه‌مون انرژی هسته‌ای رو کشف کردم"؛ اينو يه کاريش بکن... من گفتم آقا، تو مدرسه جلسه بذارين يه مقدار سوال کنيد ببينيد چقدر جدی‌ست؟ جلسه گذاشتند، پرسيدند، ديدند مثل اين که جدی‌ست. خبر دادند. من زنگ زدم به رئيس سازمان انرژی هسته‌ای گفتم آقای عزيز، يه دختر خانم دبيرستانی يه همچين حرفی می‌زنه؛ شما بررسی کنيد اگر صحت داره حمايت‌اش کنيد. دعوت کردند، دانشمندهای هسته‌ای ما -که متوسط سن‌شون کم‌تر از ۲۵ سال است- نشستند جلسه گذاشتند، اين دختر خانم رو دعوت کردند پرس و جو، ديدند درست می‌گه! گفتند خب بيايم توو خونه‌ت ببينيم چه کار داری می‌کنی. اومدند در منزل ديدند اين دختربچه‌ی سوم دبيرستان با کمک برادر بزرگ‌ترش رفته يه سِری قطعاتی رو از بازار گرفته به هم نصب کرده، واقعا انرژی هسته‌ای توليد کرده. که خب الان برداشتند بردند اون‌جا، بالاخره، يه دانشمند هسته‌ای شده ديگه، براش اسکورت گذاشتند، برو، بيا، ماشين و راننده و... اين خودباوری‌ست..."

دوستان کسی فایل صوتی این مطالب رو داره؟!
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 19:22 توسط سهیل محمود زاده |

آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

پروفسور محمود حسابي
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 15:9 توسط سهیل محمود زاده |

یکی دو هفته پیش وزیر ارتباطات به مجلس رفته بود تا در مورد فیلتر کردن سایت ها به یکی از نماینده ها توضیح بده. مطلب جالب در این سخنرانی این بوده که وزیر خواسته زیادی سواد (سوات) خودش رو به رخ نماینده ها بکشه. به همین خاطر هم این جملات رو گفته:
"خود فیلترینگ یک بحث علمی است هیچ مجموعه ای را نمی توانید پیدا کنید که فیلترینگ نداشته باشد. فیلتر یکی از درس های اساسی در الکترونیک، برق و کامپیوتر است!!! اگر گوش من و شما فیلتر نباشد یک لحظه هم نمی توانیم زندگی کنیم ..."
گوشاتونو چک کردید؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 15:4 توسط سهیل محمود زاده |

وقتی روضه شروع شد دیدم نه تنها مثل بقیه نمیتونم زار بزنم بلکه چند قطره اشک هم از چشمام در نمیاد.
حرفهایی که زده می شد به نظرم خسته کننده بود. باز هم جلوه دادن صحنه های
دلخراش که هر سکانس اون میتونه دستمایه یه فیلم .... چی بگم.
سینه زنی که شروع شد یه کم سینه زدم ولی وقتی که میکروفون به دست محمد رستمی رسید
دیگه به نظرم غیر قابل تحمل شده بود. صدایی که سعی می شد هر چه کلفت تر از حنجره
خارج بشه و کلمه ی حسین رو با حالتی دلخراش ادا کنه.
ریتمهای گاهی تند و گاهی آهسته که خلق خدارو از نفس انداخت
چراغها روشن شد. حس معنوی بهم دست نداده بود فقط جان و روانم خسته بود.شاید باید میگفتم خدا این عزاداری هارو از ما قبول کنه و همه چیز به خیر و خوبی تموم بشه.
ولی نشد! روز بعد، بعد از تموم شدن مراسم رفتم پیش بچه ها . امیداوارم خدا این عملمو به
مصداق صله ارحام قبول کنه.
+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 0:22 توسط سهیل محمود زاده |

به نظرتون جالب نیست چند تا از بچه هایی که می خوان
ارشد امتحان بدن تو زیرزمین انصار 2 درس می خونن.
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 23:46 توسط سهیل محمود زاده |

 

فئودالیسم: شما دو گاو دارید. فرمانروا مقداری از شیر آنها را از شما میگیرد.

سوسیالیسم خالص: شما دو گاو دارید. دولت گاوهای شما را می برد و آنها را در کنار گاوهای سایر افراد در انبار قرار می دهد. شما باید از همه گاوها مراقبت نمائید و سپس دولت به میزان نیازتان به شما شیر می دهد.

سویالیسم بروکراتیک : شما دو گاو دارید. دولت گاوهای شما را می برد و آنها را در کنار گاوهای سایر افراد در انبار قرار می دهد. آنها را در مزارع جوجه مرغها قرار می دهد و شما باید به همراه جوجه ها از گاوها نیز نگداری نمائید. دولت به میزان نیازی که توسط قوانین تعیین می شود به شما تخم مرغ و شیر می دهد.

فاشیسم: شما دو گاو دارید. دولت هر دو گاو را می برد، شما را برای مراقبت از آنها استخدام می نماید و شیر را به شما می فروشد.

کمونیسم خالص: شما دو گاو دارید. همسایگان شما برای مراقبت از آنها به شما کمک می کنند و همگی شما در شیر سهیم هستید.

کمونیسم روسی: شما دو گاو دارید. شما باید از آنها مراقبت نمائید. اما دولت همه شیرها را می برد.

دیکتاتوری:  شما دو گاو دارید. دولت هر دو را می برد و شما را می کشد.

دموکراسی سنگاپور: شما دو گاو دارید. دولت شما را به دلیل نگهداری دو حیوان بدون مجوز در آپارتمان جریمه می کند.

جنگ طلبی: شما دو گاو دارید. دولت هر دو را می برد و شما را به نیروی نظامی ملحق می کند.

دموکراسی نمایندگی: شما دو گاو دارید. همسایه شما یکی از آنها را می دزدد تا به شما بگوید که به شیر احتیاج دارد.

دموکراسی خالص: شما دو گاو دارید. همسایگان تصمیم می گیرند که چه کسی شیرشان را بردارد.

دموکراسی امریکایی: دولت تصمیم می گیرد که دو گاو به شما بدهد اگر شما به او رای دهید. بعد از انتخابات رئیس جمهور به دلیل معامله گاوها در آینده متهم می شود. مطبوعات کارمندان را سرویس می کنند.

آنارشی:  شما دو گاو دارید. یا شما شیر را در یک قیمت عادلانه می فروشید یا همسایه تان شما را می کشد و گاوها را می برد.

محیط زیست گرایی: شما دو گاو دارید. دولت مانع این می شود که شما آنها را بدوشید یا آنها را بکشید.

فمینیسم: شما دو گاو دارید. آنها با هم ازدواج می کنند و   گوساله مراقبت کنند.

توتالیتاریسم: شما دو گاو دارید. دولت آنها را می برد و انکار می کند که اصلا روزگاری آنها وجود داشته اند. شیر ممنوع است.

+ نوشته شده در دوشنبه 25 دی1385ساعت 15:10 توسط سهیل محمود زاده |

+ نوشته شده در دوشنبه 25 دی1385ساعت 15:0 توسط سهیل محمود زاده |

امروز مهمونی خداحافظی وحید(با کسره) دلم یه جورایی گرفته. نمیدونم شاید جدایی

از دوستایی که چند سال باهاشون بودم سخته. شاید از این به بعد بیشتر قدر همو بدونیم!.

امیدوارم وحید هر جا که هست موفق باشه. راستی شبیه دعای سفره دعای قود بای پارتی نداریم.

+ نوشته شده در شنبه 16 دی1385ساعت 9:38 توسط سهیل محمود زاده |

سلام

افتتاح وبلاگرو به همه تبریک می گم.

امیدوارم از نظرات همه دوستان توی این وبلاگ استفاده کنیم.

سهیل.

+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 21:25 توسط سهیل محمود زاده |