تبليغاتX
وصله

جامعه ای را در نظر می آوریم که در آن مثلا 7 گروه از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضور دارند. هر کدام طرفداران و یارانی دست و پا کرده اند و نفوذی پیدا کرده اند.

  گروهA ،صاحب 35 درصد آرا جامعه است.

گروه B، توانسته 20 درصد آرا جامعه را با خود همراه کند.

گرو C، ۱۵در صد آرا جامعه را دارد.

گروه D،۱۰ درصد آرا را در انتخابات به خود اختصاص می دهد.

 گروه E نیز10 درصد آرا را در انتخابات کسب می کند.

و گروه های GوFنیزهر کدام 5 در صد میان رای دهندگان محبوبیت دارند.

 بر این اساس در یک دمکراسی نسبتا سالم گروه A قادر است در انتخابات های برگزار شده با کسب 35 در صد آرا با "اکثریت نسبی" به پیروزی برسد. این چنین آرایی را رای های "ایجابی" می نامیم، یعنی رای دهندگان به گروه سیاسی و طبقه خود به دلیل اشتراک نظر ، دیدگاه و یا منافع طبقاتی شان رای داده اند. این آرا "همگن" هستند و تا حدود زیادی پایدار. گروه A  نیز در صورت نیاز با ائتلاف با گروه B یا چند گروه  دیگر که آرا کمتری دارند و دیدگاه هایی نزدیک تر، اکثریت خود را به بالای 50 درصد می رساند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 10:28 توسط جعفر صادقی |

هفته‌نامه همت که زیر نظر عده‌ای از نزدیک‌ترین اشخاص به آقای محمود احمدی‌نژاد اداره می‌شود، در آخرین شماره خود با انتشار عکس و تیتری تعجب همگان را برانگیخت. 


‌تیتر یک شماره اخیر این مجله در حالی «احمدی‌نژاد کشون» است که بر روی جلد آن یک عکس بزرگ از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قرار دارد و در پشت آن عکس‌هایی از سیدمحمد خاتمی، علی‌اکبر ناطق نوری، حسن روحانی، محمدباقر قالیباف، عزت‌الله ضرغامی،‌ میرحسین موسوی،‌ حسین فدایی، احمد توکلی و تعداد دیگری از شخصیت‌های مهم و بلندپایه سیاسی کشور به چشم می‌خورد. 

جالب آن که در این عکس ، آقای کروبی دیده نمی شود!

این مجله در زیر تیتر بزرگ «احمدی‌نژاد کشون»، نویسنده، تهیه کننده، کارگردان و بازیگر نقش اول مرد آن را اکبر هاشمی رفسنجانی معرفی کرده است. آنگونه که هفته‌نامه همت نوشته، بازیگران نقش دوم مرد این نمایش نیز سید محمد خاتمی، محمد باقر قالیباف و میرحسین موسوی هستند. 

حامیان آقای احمدی‌نژاد در مجله همت دیگر عوامل این نمایش را این گونه معرفی کرده‌اند:

انتخاب بازیگر: خسرو قنبری تهرانی

دستیار کارگردان: محمد عطریانفر

گروه مشاوران کارگردان: سعید حجاریان، علی ربیعی، بیژن تاجیک

نورپرداز: حسن روحانی

صدابردار: مصطفی پورمحمدی

ترابری: محسن رضایی

صحنه گردان: محمد عطریانفر

گریم: حسین فدایی،‌ا حمد توکلی

مدیر فیلمبرداری: اکبر ناطق نوری

جلوه‌های ویژه: محمد هاشمی رفسنجانی

تدارکات: محسن هامشی رفسنجانی، یاسر هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی رفسنجانی

تصویربردار: عزت‌الله ضرغامی

طراح صحنه: سعید حجاریان

عوامل صحنه: مصطفی تاج‌زاده، محسن میردامادی، علی مرعشی، فریدون وردی‌نژاد

با تشکر از: حزب کارگزاران سازندگی، حزب مشارکت، مجمع روحانیون، جمعیت ایثارگران 

.........................................................................................................................

یکی می گفت: عجب جراتی داره مدیر مسئولش

یک دیگه: برو آقا ، دمشون کلفتر از ایناست ، قبل از این به بیت امام خمینی هم گیر دادن هیچی نشد... 

+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 15:49 توسط جعفر صادقی |

آنچه نمی توان از کنارش به سادگی گذشت، دو خطایی است که به وقوع پیوست : یکی اعطای چک های پنج میلیونی در ایام نزدیک به استیضاح یک وزیر و دومی موضوع اخذ امضای انصراف از استیضاح به شیوه ای غیر اخلاقی. هر دو عمل با اصول پذیرفته شده در قاموس اصولگرایان و بویژه دولت پاک دست احمدی نژاد در تناقض آشکار است. اما واقعیت قصه چه بود؟.

 پیوست ۱:

 ۱-وبلاگ حمید رسایی یکی از تندرو ترین حامیان دولت در مجلس

۲- مقاله تند حسین شریعتمداری علیه ماجرای دیروز مجلس

۳-واکنش الهام: نباید تحت تاثیر فضاسازی‌ها قرار گرفت!

۴-ورود احمدی‌نژاد به غائله چک 5 میلیونی

۵-بیانیه تند رحیمی درباره ماجرای چک 5میلیونی

۶-حیدرپور: اظهارات رحیمی درباره چک 5 میلیونی صحت ندارد

                                                         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 8:39 توسط جعفر صادقی |

وقتي قيمت يك آپارتمان با مساحت دويست متر مربع در شمال تهران يك ميليون دلار است، پرداخت يكصد هزار دلار براي خريد يك خودرو كاملا طبيعي و عادي به نظر مي‌رسد.

به نوشته الف، خبرگزاري فرانسه در گزارشي به موضوع نمايش خودروهاي لوكس در خيابانهاي تهران توسط جوانان ثروتمند پرداخته و مي‏نويسد، ايران چند سالي است كه مجوز واردات خودرو را صادر كرده است، اما به منظور حمايت از صنايع داخلي كه هر سال بيش از يك ميليون خودرو توليد مي‌كند، تنها خودروهاي تجملي مي‌توانند وارد كشور بشوند.مرسدس بنز لكسوس تويوتا و نيسان در جاده‌ها ديده مي‌شوند.

بنا بر اين گزارش، سال گذشته سي و هفت هزار خودروي خارجي وارد كشور شد. در خيابانهاي تهران حتي تعداد اندكي خودرو فراري و لامبورگيني نيز ديده مي‌شود.

امير اشكان يكي از جوانان تهراني است كه بعد ازظهر روزهاي جمعه هر هفته سوار بر خودرو «بي ام وي» كوپه و نوي خود به خيابان آفريقا در شمال تهران مي‏آيد. خياباني كه جوانان ثروتمند در آنجا خودروهاي خارجي خود را كه قيمت آنها اغلب از كل درآمد يك ايراني طبقه متوسط در طول عمرش تجاوز مي‌كند، به نمايش مي‌گذارند. امير اشكان بيست و هشت ساله كه ساعت مچي رولكس به دست دارد و از عينك مارك گوچي استفاده مي‌كند، مانند همه اين جوانان داشتن خودرو خارجي را نماد بيروني ثروت مي‌داند و مي‌گويد: «بايد از زندگي لذت برد».

امير كه مهندس ساختمان است، مي‌گويد: در همه جاي دنيا داشتن يك خودرو زيبا و شيك مسئله‌اي عادي است. در آمريكا و اروپا و حتي در روسيه برخي افراد حتي هواپيما و كشتي‌هاي تفريحي در اختيار دارند، اما اينجا بر سر استفاده از ماشين‌هاي لوكس اين همه بحث و جنجال به پا مي‌كنند. «بي ام وي» امير كه از نوع كوپه دو در سري سه است، نهصد و پنجاه ميليون ريال معادل شصت و شش هزار يورو مي‌ارزد و او همه پول خودرو را نقد پرداخته در حالي كه درآمد يك ايراني از طبقه متوسط در ماه بين دويست تا سيصد يورو است.امير اشكان مي‌گويد، البته براي رفتن به محل كارش از اين خودرو استفاده نمي‌كند، «چون جنبه خوبي ندارد».
امير اشكان مي‌گويد، البته براي رفتن به محل كارش از اين خودرو استفاده نمي‌كند، «چون جنبه خوبي ندارد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 9:7 توسط جعفر صادقی |

در فرهنگ کهن ایران، واژه ی اندیشه برانگیزی وجود دارد:"خویشکاری"
یعنی هر کسی کار خودش را درست انجام بدهد...مثلا رییس جمهور مسئول اداره امور اجرایی کشور است. اصلاح امور جهان یا رهبری جهان اسلام به او ربطی ندارد. دادستان کل کشور بایستی نگران پرونده های قضایی و حقوق مردم باشد...مثل پرونده دکتر زهرا که در همدان در بازداشتگاه کشته شد...پرونده های دانشجویان...همین حسینیه شیراز و...اما دادستان کل در باره واردات عروسک بیانیه می دهد...وزیر کشور معمولا در باره مسایل اقتصادی مصاحبه می کند و از دستاوردهای اقتصادی می گوید...استاندار لرستان در باره این که ما جزو پنج کشور اتمی دنیا هستیم حرف می زند...
سال ها پیش رفته بودم به اردوگاه نگهداری بیماران جذامی در تبریز...خاطره غریبی بود...دیدن راهبه های اروپایی که سالیان سال است در خدمت جذامیان عمر می گذرانند و فارسی را هم با لهجه آذری حرف می زنند...رفتم مدرسه ابتدایی کودکان جذامی ها...مدرسه مثل یک زباله دانی در میان باغ بود...تار و غبار گرفته. کثیف، آن چنان که نفست بند می آمد...در دفتر مدرسه با مدیر مدرسه صحبت می کردم. گفت علوم سیاسی خوانده، شروع کرد به تحلیل مسایل ایران و جهان. گفتم:" می دونی مهمترین مساله جهان چیه؟"
چند مساله ای را بر شمرد. مدام می گفتم نه! از اون مهمتر هم هست. دست آخر پرسید :" کدوم مساله؟"
گقتم:" مدرسه باباباغی!" تو باید یه این مدرسه برسی. اگر به جای تو بودم. با کمک بچه ها مدرسه را جارو می کردم. رنگ می زدیم. از آموزش و پرورش کمک می گرفتم...تو برادر عزیز به درد این مدرسه نمی خوری. تو باید رییس بشی...
آن مدیر مدرسه باباباغی تنها نمانده است...
انگار مدرسه و مدیر تکثیر شده است

نویسنده :عطاالله مهاجرانی

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 8:33 توسط جعفر صادقی |

اصولا در سيستم هاي غير ضابطه اي و در سيستم هاي بي سيستمي هر چيزي عكس معنا مي شود. در اين بين پديده اي به نام شهيد كردن مفاهيم و كلمات وجود دارد. به عنوان مثال آزادي، رفاه، فقر زدايي، خصوصي سازي، عدالت و از همه مضحك تر عفاف، كه ديديم چه بلايي بر سر اين كلمات و مفاهيم مستتر در آن آوردند، كه  هم اكنون به عنوان مثال خجالت مي كشيم در عبارات خود از كلمه عفاف يا فقرزدايي يا عدالت استفاده كنيم، زيرا چنان بلايي بر سر اين مفاهيم آورده اند كه مگو و مپرس!!!!!!!!!!!!

از همين اوايل سال جديد كه توسط رهبر معظم انقلاب سال نو آوري و شكوفايي ناميده شد، مي توان حدس زد كه همين بلا بر روي مفاهيم كلمات نو آوري و شكوفايي خواهد آمد، از همان وقت كه رييس جمهور در پايان دوّمين جلسه هيات دولت در مصاحبه تلوزيوني خود نوآوري را در توسعه نانو تكنولوژي و بايو تكنولوژي پنداشت تا زمانی که  مزدك ميرزايي در بازي استقلال و پرسپوليس شرط موفقيت و برنده شدن را نو آوري بازيكنان و مربيان هر يك از تيم ها بيان كرد تا همين امروز كه معاون فناوري و تحقيقات رييس جمهور از ارائه تسهيلات به نوآوران خبر داد و از اينكه قرار است درب تمامي كتابخانه ها و آزمايشگاه ها و كارگاه ها به روي نوآوران گشوده شود، مي توان حدس زد كه با چه فاجعه مفهومي در تاويل سال نو آوري و شكوفايي مواجه هستيم.

همين اتفاق چند سال پيش زماني كه رهبر سخن از جنبش نرم افزاري به ميان آورد نيز رخ داد و برخي از متصديان امر به فكر توليد نرم افزارهاي رايانه اي گوناگون در قالب نرم افزار و چند رسانه اي افتادند و اصل ماجرا را يا در پي غفلت و جهل و يا به عمد به فراموشي سپردند.

 مهمترين بحثي كه شايد درسال نو آوري ناميده شدن امسال مستتر بود، نو آوري در روش ها و تجديد نظر در روش ها و سياست هاي گذشته باشد، توجه به افزايش بهره وري در امور و افزايش سرعت به نتيجه رساندن كارهاي مختلف مملكت از فرهنگي و سياسي گرفته تا اقتصادي و آموزشي و ادراي.

در پي تجديد نظر در مشي و روش هاي گذشته است كه ذهن ها پويا تر شده و استحصال نتايج مطلوب تسريع مي شود و شايد شكوفايي در پي اين فرايندها هويدا شود.

نویسنده :محمود ولی بیگلو

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 12:13 توسط جعفر صادقی |

پیشنهاد مشکوک رسانه های بیگانه به محمد قوچانی،اقدام مشترک دو خودروساز بزرگ کشور،ادعایی تازه درباره نحوه رئیس جمهور شدن احمدی نژاد،شغل جدید رحیم مشایی،انتخاب کاندیدای اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری،طرح جدید قالیباف برای جلب نظر احمدی نژاد و درخواست جالب احمدی نژاد از 50 اقتصاددان منتقد عناوین مهمترین اخبار است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 15:35 توسط جعفر صادقی |

یکم دیر شده ولی ...

سال جدید و ولادت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به تمام دوستان عزیز تبریک گفته و آرزوی موفقیت و پیروزی برای تمام دوستان از خداوند عزیز خواستارم، ان شاالله  سال ۸۷ ، سال ظهور حضرتش باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 8:15 توسط جعفر صادقی |

(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57)

در زمانی که هر وقت پای رادیو و تلوزیون می نشینیم صحبت از پیشرفت و آمارهای مقایسه ای با زمان پهلوی به میان می آید ذهنم خیلی به سمت نظریات مازلو در ارتباط با انسان سوق پیدا میکند . روانشناسان مشهوری در ارتباط بانیازهای انسان نظریه پردازی نموده اند که به نظر اینجانب نظریات مازلو جالب بوده و هر انسان متفکری را در ارتباط با جامعه خود به چالش می کشد در ذیل به طبقه بندی که مازلو از نیازهای انسان پرداخته می پردازیم .

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

۱- نیاز های فیزیولوژیکی: گرسنگی،تشنگی ،نیازهای جسمانی ،تمرین و استراحت و غیره : از نمونه بارز آن اعتصاب کارگران انگلیسی در سال ۱۸۱۹ به علت نیاز به دستمزدی که مخارج آنان را برای زنده ماندن تامین کند.

۲- نیاز های ایمنی: احساس امنیت کردن ،دور از خطر بودن، راحتی وضع ، محیط خوب و سالم :این نیازها در انقلابات و اعتصاباتی چهره می گشاید که به منظور بهبود شرایط کار و زندگی برپا می شوند. این نیاز پس از ارضاء نیازهای فیزولوژیکی ظاهر می گردد . شاید علت اصلی تشکیل اتحادیه های کارگری ، اتاق اصناف ، تظاهرات برای تصویب قوانین برای حفظ حقوق افراد ، ...که در نهایت برای زندگی بهتر است از جمله ظهور این نیاز انسان در جامعه می باشد.

۳-نیاز ها اجتماعی: پذیرش، احساس تعلق ،عضویت در گروه ،عشق و دوستی این نیازها از رفتارهایی مشخص می شود که برای حفظ تقویت مناسبات رضایت بخش و عاطفی باسایرن بروز می کند. رفتار دوستانه افراد در اموری که موجبات ارضاء این نیاز را فراهم کند ناشی از انگیزه آن برای دوستی و احساس مقبولیت است .(گرسنگی نکشیدی که عاشقی از سرت بپره)

۴- نیاز های عزت نفس: سرشناسی و پرستیژ،اطمینان و رهبری ، شایستگی و موفقیت ، توانایی و با هوشی : بر حسب نظریه سلسله مراتب نیازها (به نظریه مازلو نظریه سلسله مراتبی نیز گفته می شود) نارضایتی حاصل از برآورده نشدن نیازهای عزت نفس به مراتب فراتر از زمانی است که نیازهای اجتماعی ارضاء نگردیده باشد . این نیازها همچون لایه ای بر سایر پوشش های نیازها (فیزیولوژیکی، ایمنی و اجتماعی ) می نشیند.

۵- نیاز به خود شکوفایی: شکوفایی تواناییهای فطری،کنکاوی عقلی،ارج نهادن به زیبایی و خلاقیت ، وپذیرش واقعیت :اگر نیازهای طبقات پایین ارضاء شوند ، در آن صورت نیاز خود شکوفایی یا تحقق خویشتن مجال یافته و گریبانگیر می شود.

 حال با توجه به نیاز هایی که برای انسان بر شماردیم ، به نظر شما اغلب افراد جامعه ما در حال دسته پنجه نرم کردن با کدام طبقه از نیاز های خود می باشند(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57) ، آیا مگر جز این است که عده کثیری از افراد جامعه ما هنوز در حال مبارزه برای تامین نیازهای دسته اول و دوم خود می باشند(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57)، آیا این افراد می توانند فکری در خصوص شکوفایی استعدادهای خود داشته باشند ؟(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57)، ایا این افراد می توانند به راحتی به دوستان، همسر و فرزند خود عشق بورزند و خانواده ای سالم داشته باشند ؟ (سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57)آیا  این افراد می توانند جامعه را در راستای رشد و پیشرفت هدایت کنند؟(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57) ...؟  و هزاران آیا دیگر که ذهن اینجانب را به خود مشغول نموده است . شایان ذکر است که به گفته کارشناسان کشور ما ایران جزئ ثروتمند ترین کشور ها از نظر منابع طبیعی می باشد.

جامعه ما متاسفانه هنوز در تامین نیاز های اولیه خود دچار مشکلات عدیده ای می باشد(سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57) که این خود از دلایل مهم عدم توسعه در تمامی  ابعاد می باشد. (سال 86 ، 29 سال بعد از انقلاب 57)

+ نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 10:30 توسط جعفر صادقی |

بسم االرّب الحسين

اين نوشته شديدا روشنفكري است، آن هم از نوع ديني، دوستان پاستوريزه نخوانند. آدم بايد ديوانه باشد كه بخواهد زير پاي خود را سست نمايد. ايّام تسكين روح است، چيزي شبيه تعطيلات وارد گرداب نشويد.

 

حقيقت

قيام بر عليه مناديان دروغين دين

امر به معروف و نهي از منكر

اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد.

احياي دين رسول ا...

غرق شدن در كلمه توحيد

عشق بازي با نام او

 

انحراف

يزيد خود را مسلمان مي ناميد

نماز نيز مي خواند

ولي بر خلاف پدر ... در ملا عام شراب نيز مي نوشيد

منابر در اختيار حاكمان

كاخ سبز برپا

دشنام علي عبادت

خرافات در اوج

انحراف

تكيه ها بر پا

فستيوال حسيني برپا

يادماني براي اجتماع دوستان

قيمه و قرمه سبزي و كباب

انحراف

شور سينه زنان بي حد

شعورشان هر روز ...

سينه هاشان سرخ از كوبيده شدن ريتميك دستان

قلبهاشان سرد از روح دين

نمازهاي صبح حالي اگر باشد، ...

انحراف

حجم دين بالاي هشتاد در صد با نام و ياد حسين

روح دينش و قيامش زير هشتاد صدم در صد

ذكر ابوالفضل بر لب

روح فداكاري در جيب

علم هاي چيني هم به بازار آمدند

تركيب با طبل هاي ياماها محشر

انحراف

نام مدّاح اعتبار هيات است

صحبت از فكر و عمل موجبات انزجار هيات است

مزنده قيمت مدّاح، بالاي ده ميليون است

جوانهاي كركر ه پايين بالاي چند ميليون است

بر يزيد سال شصت لعنت

بر يزيديان روزگار!!! كيستند يزيديان؟

آنها مرده اند در زمان

انحراف

به هيات مي رويم هم فال است هم تماشا

هم حاجت مي گيريم و هم ...

حجم دينمان شده ياد حسين

جاي خداي حسين كجاست؟

توحيد كه در نفي شريك بر ذات اقدسش مي گويي چه شد؟

انحراف

كيست تو را ياري كند؟

آي دُنت نو

انحراف

انحراف

اهدنا الصّراط المُستقيم

نویسنده:محمود ولی بیگلو

+ نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 11:38 توسط جعفر صادقی |

باز هم دی رسید، من ماه دی را خیلی دوست دارم چون توی این ماه متولد شدم ، دی را خیلی دوست دارم چون عاشق سرما هستم ، چون سرما معانی زیادی داره ، دی را خیلی دوست دارم چون تب دوست داشتن توی این ماه بین  رفقا خیلی داغ شده بود، (البته میدونید که تب عمرش خیلی کوتاه) معمولا وقتی سرما میاد سراغمون دنبال راهش می گردیم تا یه جوری خودمون رو گرم کنیم ، نمی دونم چرا وقتی روابطمون  دیگه داشت به سمت فریز شدن میرفت اصلا به هش فکر هم نکردیم  فکر کنم چون اصلا این جوری تربیت شده بودیم که فکر نکنیم ، آره ما همین جوری تربیت شده بودیم.

 

 

این روزها که نزدیک به ۹ دی داریم می شیم با بعضی از دوستان که هنوز روابطمون داغ خیلی صحبت می کردم ، وقتی با هم به خاطرات گذشته رجوع می کردیم به قول مجتبی (خودسیانی) که میگفت: خیلی دوست دارم قسمت زیادی از اون خاطرات را کات کنم مثل اینکه اصلا من نبودم توی اون موقعیت . وقتی مجتبی این حرف زد اولش جا خوردم ولی بعد از یکم فکر کردن کاملا با حرفاش موافق بودم ، بعضی از خاطرات آنقدر مشمئز کننده بود که باورم نمی شد (البته به هیچ عنوان منکر لحاظات شیرینش نیستم) البته فکر کنم تمام دوستان بزرگتر حتما از این دست خاطرات داشته باشن که توی این مقال اصلا جای ذکرش نیست. به هر حال ۹ دی نزدیکه و من پیشاپیش سالگرد رسیدن ۹ دی و تاسیس وصله را به همه دوستان تبریک میگم و امیدوام یه انقلاب واقعی در رفتارهامون نسبت به هم رخ بده.( از لفظ انقلاب استفاده نکردم چون اصلا اعتقادندارم که ۹ دی انقلاب بوده)

پیوست:

۱- یکی از  اهدفم از نوشتن مطلب بالا این بود که به دوستان گوشزد کنم یکی از دلایل وضعیت کنونی در جمع عزیزمون روش تربیت غلطی بود ما توی اون وضعیت بزرگ شده بودیم و ادامه این روش تربیت عواقب ناگواری داره.

۲- به دوستی ها مون بیشتر ارزش قائل بشیم که هیچ چیز غیر از این برای ما باقی نخواهد ماند.

۳- از تجربه گذشته استفاده کنیم برای آینده بهتر.

۴- در اختیار خواننده ...

+ نوشته شده در یکشنبه 9 دی1386ساعت 11:25 توسط جعفر صادقی |

همه اين داستان در شب گذشته، همزمان با برگزاري کنفرانس آناپوليس رخ داد؛ محل اين اتفاق هم جايي جز کانال تلويزيوني MBC Action وابسته به عربستان سعودي نبود. نيکول کيدمن و جورج کلوني، دو قهرمان اصلي فيلم هستند.
به گزارش «تابناك»، دو قطار در مکاني مجهول در روسيه با يکديگر تصادف مي‌کنند كه يکي از آنها، حامل «‌کلاهک هسته‌اي‌» بوده و در نتيجه انفجار هسته‌‌اي رخ مي‌دهد و باعث مي‌شود هزاران نفر کشته و مجروح شوند و تشعشعات هسته‌اي آن نيز بسياري از شهرهاي روسيه و اروپا را فرار گيرد.

اما تحقيقات نشان مي‌دهد که همراه اين کلاهک هسته‌اي، 9 کلاهک هسته‌‌اي نيز وجود داشته است که به وسيله «‌عوامل ناشناس‌» ربوده شده است. نيز برخورد دو قطار و انفجار هسته‌‌اي نمايشي بوده است که محل 9 کلاهک هسته‌اي ديگر را مخفي نگهدارد. ماهواره‌هاي جاسوسي آمريکا که سرزمين روسيه را در کنترل دارند، در همان دقايق نخست، در جريان امور قرار مي‌گيرند و ستاد ويژه‌اي در کاخ سفيد تشکيل مي‌شود.

دکتر جوليا کيلي، «‌متخصص در امور هسته‌اي» و «توماس ديوو»، افسر عالي‌رتبه آمريکايي که متخصص در مبارزه با تروريسم است، پيگيري پرونده را از سوي کاخ سفيد به عهده مي‌گيرند. آنان بر اين باورند که جريان يک «‌اقدام تروريستي‌» است و پشت آن، تعدادي تروريست حرفه‌اي و عناصري از مافياي روسي هستند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 9:17 توسط جعفر صادقی |

ظهور مفهوم اجتهاد در مذهب شيعه را به قرن پنجم نسبت مي‌دهند. عهد شيخ طوسي و شيخ مفيد كه پايه‌گذاران اين روش استنباط احكام ديني بودند. اين گزاره البته تنها زماني معتبر است كه تلاش‌هاي امامان شيعه بخصوص امام جعفرصادق(ع) براي تاسيس مكتب و مشرب و مذهب فقهي مستقل اهل بيت را در پس‌زمينه پيدايش مجتهدان ببينيم و اين فرض را بپذيريم كه پس از پايان يافتن عصر امامان و عصر نواب امام زمان، وظيفه تدوين فقه شيعه بر عهده فقيهان قرار گرفت.در اين زمان يكي از اولين و مهمترين نهادهاي علمي شيعه به همت شيخ طوسي شكل گرفت و حوزه علميه نجف تاسيس شد كه امروزه حوزه هزارساله شناخته مي‌شود. به تدريج بزرگترين فقهاي شيعه در عراق و لبنان و سوريه ظهور كردند: محقق حلي و علامه حلي، اما اولين تحول اساسي زماني رخ داد كه شيعيان خراسان دولت سربداران را تاسيس كردند و نيازمند قانوني براي اداره جامعه شدند از اين رو به علماي شيعه در لبنان و سوريه و عراق نامه نوشتند و طلب فقه كردند.سربداران اولين دولت شيعي ايران بود كه به دليل فقدان تاريخ حكومت پيروان اهل بيت به شهيد اول نامه نوشتند و از او خواستند رهبري ديني دولت خراسان را در دست گيرد. او پرهيز كرد اما براي سربداران لمعه و مثيقه را نوشت كه كتاب قانون بود.پس دوران کوتاه حکومت سربداران ايران تا ظهور صفويان سر بر نياورد و فقهاي شيعه تا طلوع صفويان از ايران دور بودند و در لبنان و عراق و سوريه و مصر به عنوان رهبران مذهب اقليت به حيات خود ادامه مي‌دادند.اين فقها از ابن‌بابويه تا شهيد اول را بايد متقدمين فقهاي شيعه خواند كه ميان عصر امامت و عصر مرجعيت زندگي مي‌كردند. در عصر متقدمين نه مملكت شيعه وجود داشت و نه دولت شيعه. مذهب اهل بيت بخصوص مذهب شيعه جعفري دوازده امامي در هيچ سرزميني اكثريت نداشت و در سراسر سرزمين‌هاي اسلامي پراكنده بود. دولت‌هاي آل‌زيار (در مازندران)، آل بويه (در گيلان و سپس در سراسر ايران تا مرز بغداد)، آل فاطمه (فاطميان مصر) و آل حمدان (حمدانيان سوريه) دولت شيعه به معناي فقهي كلمه نبودند و بيشتر دولت اسلامي محسوب مي‌شدند. خاطره سربداران هم خاطره‌اي كوتاه در خراسان بود كه به دست مغول نابود شد.با تاسيس دولت صفويه در ايران اما تاريخ سربداران خراسان تكرار شد. اين بار هم آنان رو به سوي لبنان كردند و از محقق كركي يا محقق ثاني و شهيد ثاني خواستند پشتيبان دولت شيعه ايران باشند. شهيد ثاني از اهالي بعلبك و محقق كركي از مردم جبل‌عامل لبنان بود كه هم او اولين فقيه رسمي شيعه شد و در عهد شاه‌طهماسب صفوي به مقام شيخ‌الاسلامي ايران رسيد. مقام شيخ‌الاسلامي مهمترين مقام فقهاي شيعه پس از عصر امامت بلكه امامت علي‌بن‌ابي‌طالب بود كه آنان را در مقام تنفيذكننده مشروعيت حكومت و مشروعيت‌بخش دولت قرار مي‌داد. از اين تاريخ دو مقام شاه و فقيه به عنوان دو جزء مكمل قدرت سياسي در عصر غيبت امامت در ايران شيعه تعبيه مي‌شوند و شاهان ايران كه مي‌دانستند براساس سنت فقه شيعه فاقد مشروعيت لازم براي اعمال قدرتند به فقهاي شيعه متوسل مي‌شوند و به نوعي همزيستي (تا  عهد رضاخان) در پيش مي‌گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 0:54 توسط جعفر صادقی |

يه دو ساعتي بود كه جلوي در مسجد محل منتظرش بوديم ، البته خودش خيلي خوش قول بود ، ولي حالا ديگه دسته خودش نبود كه به موقع برسه ، صداي آمبولانس با نالهء مادر و خواهرش كل فضا رو گرفته بود ، حميد يك سالي از من بزرگتر بود خوب مي شناختمش كلي با هم رفاقت كرده بوديم سال چهارم بود كه مدرسه رو ول كرد و رفت به يه سال نكشيد، حالا ديگه شهيد شده بود. آمبولانس كنار مسجد پلو گرفت .....تابوت رو كه گذاشتن جلوي در مسجد حاجي بلندگو رو گرفت كلي در مقام شهادت صحبت كرد آخرش هم به خانواده حميد تبريك گفت كه جزء خانواده شهدا قرار گرفتن بعد آرزو كرد كه خودش هم يا شهيد بشه يا جزء خانواده شهدا قرار بگيره ( پسر حاجي ،رضا يه دو سالي بود كه جبهه بود ) با صحبتهاي حاجي كه خيلي با حرارت صحبت مي كرد من بيشتر و بيشتر مشتاق شدم . فرداي اون روز طرف هاي غروب  زدم بيرون رفتم جلوي در مسجد مثل هميشه در باز بود ، مي خواستم به حاجي بگم كه مادرم راضي كنه ، آخه استاد اين كار بود باباي حميد رو اون راضي كرده بود به سمت اتاق فرماندهي حركت كردم يه صدايي توجه ام را جلب كرد داشتن با تلفن صحبت مي كردند خود حاجي بود داشت با كسي  صحبت مي كرد " ....رضا ديگه تو اين محل نمي تونم بمونم همه به من يه جوري نگاه مي كنن منتظرن خبر تو رو هم بيارن تا خيالشون راحت بشه ...." ديگه فضوليم كاملا گل كرده بود يه ده دقيقه اي پشت در فرماندهي بودم  خيلي فكرم مشغول شده بود ، تلفن حاجي تموم شده بود ولي من خشكم زده بود تكون نمي خوردم يكدفعه يكي صدام كرد سلام خوبي ، از كي اينجايي ، چي كار داري ، الان رسيدم حاجي مي خواستم بينم بچه ها پيش شما هستن ، نه كسي نيست ، پس خداحافظ

+ نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386ساعت 10:25 توسط جعفر صادقی |

با سلام خدمت دوستان عزیز چندی پیش در مورخ ۲ تیر الی ۶ تیر ماه  ۸۶ یک دوره آموزشی توسط انجمن  بین المللی مدیران ایرانی با عنوان کارگاه آموزشی فرصت ورزی و مدیریت در تهران برگزار شد . اینجانب با  شناختی که نسبت به برگزار کنندگان این کارگاه داشتم بسیار علاقه مند بودم که در این دوره شرکت نمایم. ولی با توجه به هزینه سنگین ۹۵۰۰۰۰ هزار تومانی منصرف شدم .اما با تلاش و جستجوی فراوان توانستم با یکی از برگزارکنندگان ارتباط برقرار کرده و تمامی مطالب ارئه شده را بدست آورم. پس از بررسی مطالب متوجه سادگی و در عین حال کاربردی و عملی بودن مباحث شده و بر آن شدم که  خلاصه ای از مطالب ارائه شده در کارگاه را برای علاقه مندان مورد  بحث بررسی گذارم .حال از همه دانشجویانی که علاقه مندند در این هم اندیشی شرکت نمایند خواهشمند است نظرات خود را یا به صورت شخصی و یا با پست قرار دادن به این جانب اطلاع دهند .

هدف کارگاه : ...  اصول فرصت‌ورزی برای کسانی  طراحی شده‌است که می‌خواهند با پیش‌گامی در نفوذ به بازارهای جدید از فرصت‌های اقتصادی بهترین استفاده را ببرند. مطالب این  دوره تشخیص و سنجش بازار، تشکیل تیم کاری موثر، بازاریابی و تامین مالی ایده‌ی جدید، مدیریت سازمان نوپا و مسوولیت اجتماعی سازمان‌ها را شامل می‌شود. .(انجمن بین المللی مدیران ایرانی)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 15:39 توسط جعفر صادقی |

....

.... دوستاي كه از هم خبر ندارن                                       

.... گذشته هايي كه داره فراموش ميشه

.... سر پا وايسدنا براي دير رسيدن

.... بلند شدن به احترام بزرگترا

.... تا صبح قدم زدنا توي پارك شهداي گمنام

... نخواستناي مديريت زوركي و فحشيزه

.... استرسهاي قبل  از ۹ دي

.... هرس و جوش خوردن براي محكم كردن جايگاه رفقا توي سازمان

....  جلساتي كه اگه آخرش راي گيري نداشت مزه نميداد

.... سمت هايي كه تند و تند سبز ميشد ولي هيچ دوامي نداشت

.... جلسات هيئتي كه ديگه رونقي نداشت

.... زيراب زندنايي كه داشت ديگه زياد ميشد

.... دانش آموزايي كه حالا ديگه اولويت اول شده بودن

.... تمام نظراتي كه توي هدف وسيله توجيه بود و ما  خوش بين بوديم به ادامش

بابا بازم دمه همين وبلاگمون گرم كه از توش از حال رفقامون با خبر مي شيم از اونهايي كه خيلي وقت نديديمشون از اونهايي كه الان ديگه خارجي شدن يا مي خوان خارجي بشن

+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 9:19 توسط جعفر صادقی |

یک بار لایحه ای در مورد اخذ مالیات از مسکرات در دوره ششم مجلس شورای ملی مطرح شده بود؛ مرحوم حاج آقا شیرازی در مخالفت با اصل لایحه پشت تریبون رفت و گفت: اصولا مسکرات در شرع اسلام حرام است و اخذ مالیات از آن تجویز خرید و فروش آن است. بنابراین من نمی توانم با چنین قانونی موافقت نمایم. شهید مدرس پشت تریبون می رود و در پاسخ می گوید: « مؤمن! میرزا حسین خان سپهسالار دو ساختمان چسبیده به هم ساخته، یکی این مجلس و یکی هم مسجد و مدرسه که در کنار ساختمان مجلس می باشد. شما اشتباه آمده اید به اینجا، باید به ساختمان بغلی بروید. در مسجد روضه خوانده می شود و این حرفها را باید در مسجد زد. در اینجا که مجلس است قانون گذاری می شود. مردی که عرق زهر مار می کند و شبانه می آید، عربده می کشد و پشت دیوار خانه من استفراغ می کند چرا من که عرق نمی خورم مالیات او را بدهم؟ بگذار تا چشمش کور شود، خودش بخورد و خودش هم مالیات بدهد تا بیایند و کثافتش را از پشت دیوار خانه من پاک کنند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 10:2 توسط جعفر صادقی |

یک مقاله بسیار جالب از مجله شهروند امروز با عنوان آتاتورک مسلمان.

من لذت بردم از مطالعه اش اومیدوارم شما هم ....

http://www.shahrvandemroz.blogfa.com/post-140.aspx

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 15:55 توسط جعفر صادقی |

خبرگذاری ایلنا به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی توفیف شد.

روزنامه هم میهن هم همینطور.

پیوست:طبق قوانین حاکمه دولت اجازه توقیف خبرگذاری ها رو نداره ولی نمیدونم قاضی مرتضوی با استناد به چه قانونی دست به این اقدام زده... البته هیچ چیز بعید هم نیست ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 11:6 توسط جعفر صادقی |

در زیر صحبت های برخی از سیاست مداران جمهوری اسلامی رو در  ارتباط با حرفهای بین ایران و امریکا ببینیم:

فلاحت‌پيشه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، هم معتقد است: نبايد عنوان ديپلماسي بر مذاكرات ايران و آمريكا درباره‌ي مسئله‌ي عراق گذاشت بلكه عنوان پايمردي بهترين گزينه‌اي است كه بر آن صدق مي‌كند.

علي عباسپور تهراني‌فرد ـ نماينده‌ي مردم تهران در مجلس گفت:يك مذاكره‌اي كه از مسوولان رده‌هاي سياسي نه چندان بالا براي حل معضل كشور همسايه تشكيل مي‌شود، بگوييم ديوار بي‌اعتمادي در حال برداشته شدن است و مذاکره ای صورت گرفته....

از همه اینها مهمتر جناب آقای شریعتمداری گفت:هدف ما از اين گفت‌‏وگو تفهيم اتهام بود. آمريكايي‌‏ها مي‌‏دانند مشكلاتشان در عراق به سر انگشت ايران حل مي‌‏شود و به همين خاطر در اين موضع به ايران متوسل شده‌‏اند و اين اقدامات نشان از موضع كاملا مقتدرانه ايران دارد.

و .....

 آره بابا ما گفتگو نکردیم فقط حرف زدیم و تفهیم اتهام کردیم البته اینجانب حرف زدن را هم مفید میدونم و اعتقاد دارم هیچ کس جز جناب آقای دکتر توان شکست این تابوی بزرگ به نام امریکا رو نداشت آخه میدونید که امریکای شیطان بزرگ از انگلیس و روسیه خیلی خیلی بیشتر به این مملکت خیانت کرده و مال این ملت را به چپاول برده و حتی به خاطر مسائل و منافع ملی هم نباید با اون گفتگو کرد نمیدونم این دولت فخیمه چه جوری جرات کرده با اون امریکایی های ... گفتگو کنه اوه یادم رفته بود که فقط باهم حرف زدن و ...

.به هر حال به نظر بنده باید از این حرفهای اتفاق افتاده بهترین استفاده رو کرد تا منافع ملیمون تامین بشه.

به امید روزهای آفتابی تر

 

+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 22:34 توسط جعفر صادقی |

اينم براي مهندسا !

 

بهره وری اثر گوپال سارکار از هند

برگفته از سايت (نگهداري و تعميرات بهره ور)

+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 15:31 توسط جعفر صادقی |

...... ولی بد نیست یکم در موردش فکر کنیم

کتاب «دانش نامه آثار تاریخی فارس» را، از آن جهت که یک فرآورده ی فارسیان درباره ی فارس است، نمی توانند منکر مطالب آن شوند و از اعتبار ساقط بدانند، ......

پیش از صفویه، جز در کلنی های پراکنده ی عشیره نشین ریشه داری از اعراب و آفریقاییان مهاجر، آن هم در نواری نزدیک به سواحل جنوب، به طور کلی در خطه ی فارس یادگاری از دیرینه ی اسلامی و از مردم ساکن آن اقلیم نمی یابیم!!! این مطلب البته اختصاص به سرزمین فارس ندارد و به یقین جست و جوی یک ملت و مملکت معین، با روابط مشخص تولیدی و تمدنی، در زمینه های اقتصادی و سیاسی و نیز تظاهرات فرهنگی بومی، منطقه ای یا ملی، در جغرافیای کنونی ایران، از پس رخ داد پلید پوریم تا ظهور دولت صفویه، بی حاصل است.

«کاروان سرا: کاروان سرا که نام آن مشتق از کاروان، به معنای گروه مسافران است، استراحتگاه و یا پناهگاه بین راه است که از روزگار باستان با ویژگی های گوناگون در شهر و روستاها و جاده های حاشیه ی کویر و معابر کوهستانی احداث شده است. کاروان سراها با توجه به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی در دوران های مختلف ویژگی های معماری خاصی داشته اند. کاروان سراهای دوران پیش از اسلام عمدتا بناهایی چهارگوش مربع یا مستطیل شکل اند که با مصالحی چون خشت و آجر بنا شده و دارای اتاق و اصطبل هایی چون خشت و آجر بنا شده اند و دارای اتاق و اصطبل هایی در اطراف اند. پس از اسلام به جهت رونق تجارت و اقتصاد، امنیت راه ها و کاروان ها از اهمیت بیش تری برخوردار شد. بنا بر این علاوه بر افزایش تعداد کاروان سراها، ویژگی معماری آن نیز تغییر یافت». (دانش نامه ی آثار تاریخی فارس، ص ۳۰۶)

باید معلوم شود این حضرات دانش نامه ساز و مدخل نویس به مطالبی که خود تدارک دیده اند، تا چه حد پای بندی عقلی و اسنادی دارند و از بیان آن چه منظوری را قصد کرده اند؟ آیا این فرمایشات فقط جمله سازی و انشاء نویسی است و یا برای نشانی های ارائه داده ی خویش، اعتباری قائل اند؟ این جا افاده فرموده اند که در دوران اسلامی، به علت رونق تجارت و امنیت راه ها، کاروان های بیش تری به راه افتاده و لاجرم کاروان سراهای بیش تری نیز ساخته شده است. اینک به درون دانش نامه می رویم تا ببینیم از آن رونق اقتصادی و امنیت اجتماعی که از پس طلوع اسلام در جوامع اسلامی جاری شده، تا آن جا که به نمایه ی کاروان سراها مربوط می شود، چه سهمی به اقلیم فارس رسیده، چه تاثیری بر رشد اقتصادی آن گذارده، چه بقایایی از کاروان سراهای اسلامی و ماقبل اسلام موجود دارد و قدیم ترین کاروان سراهای آن خطه به چه دورانی مربوط می شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 12:2 توسط جعفر صادقی |

قدیما  یادم میاد که بچه ها برای هر کاری دنبال یه سد شکن بودن از سد شکنا میشه از مصطفی هاشمی یاد کرد که اولین طلای المپیاد رو گرفت و بعدش همینجوری ادامه پیدا کردتا  حاجی صفا رفت جهانی سد جهانی رفتن شکست بعدش علی یوسفی ازدواج کرد سد ازدواج شکست و بعد وحید سلامت....... حالا برو بچ یه سد دیگه رو هم شکستن اونم سد بابا شدن بود که با به دنیا اومدن فاطمه خانم حاج مهدی یه بار دیگه هم سد شکن شد هم بابا

من از طرف خودم و تمام برو بچ وصله تولد این مولود عزیز رو به خودش و خانواده محترمش تبریک گفته و آرزوی توفیقات فراوان از خداوند متعال در تمامی مراحل زندگی رو خواستارم.

عمو جون بخورمت

 

+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 16:50 توسط جعفر صادقی |

دیدیم برو بچ دیگه موقع زن گرفتنه شونه وقتشه گفتیم یه نکته جالب  بگیم . بهش میگن تست تفاهم ۶۰  ثانیه ای  چهار تا سواله که اگه میخواید با هرکسیکه ازدواج کنید جواب سوال ها  باید قطعا بله باشه.(یک روانشناس امریکایی)

۱-آیا می خوام از این شخص بچه داشته باشم؟

۲- آیا می خوام بچه ای دقیقا مثل ای شخص داشته باشم؟

۳-آیا می خوام خودم مثل این شخص بشم؟

۴-آیا میتونم زندگی خودم را بااین شخص بگذرونم . حتی چنانچه آنکه و آنچه هست باشد و هرگز تغییر نکند؟

ان شا اله عروسی همتون ....

+ نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 21:43 توسط جعفر صادقی |

امروز صبح یاد چندسال پیش که  مهدیه رفتنم ترک نمی شد دل به دریا زدیم رفتیم ولی حیف که دیر رسیدیم و عدسیش از دستمون در رفت . کلا  حس میکردم فضاخیلی تغییر کرده به خصوص یه چیزی تو انتهای مراسم نظرم را جلب کرد اونم زیاد بودن بچه های شهرستانی توی مهدیه بود . داشتم که میومدم بیرون حسین فرجی را دیدم بعد از خوشوبش کردن باهاش ازش پرسیدم: شهرستانیا خیلی زیادن؟  گفت: یه چند وقتیه زیاد میان بری بیرون اتوبوساشونو می بینی راستی یه چیز جالبم  بگم روی بعضی از اتوبوس ها می نویسن کاروان زیارتی مهدیه تهران. گفتم راست میگی کاروان زیارتی مهدیه تهران؟؟؟؟؟؟؟ آره بابا کاروان زیارتی مهدیه تهران؟؟؟ آخه یعنی چی ؟ برای چی ؟ تو همین فکر ها بودم که یه اعلامیه نظرم را جلب کرد دقیقا به در اصلی خروجی چسبونده بودن من یکم فاصله داشتم خوب نمیدیدم چی نوشته از یه پیرمردی که داشت دائم ذکر میگفت .... پرسیم حاجی چی نوشته؟ خیلی محکم و مطمئن جواب داد : نوشته باید بریم تظاهرات علیه بی حجابی. وظیفمونه بایدم بریم .وظیفمونه بایدم بریم ..... دیگه داشتم قاطی می کردم  مگه حجاب با تظاهراتو بگیرو ببندو ... حل میشه ؟ نمی دونستم چی بگم چی کار کنم فقط همین به ذهنم رسید جدا ما مردم خیلی کم سواد هستیم یا شایدم خواستن که یه عده از مارو اینجوری نگه دارن ......

+ نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 23:55 توسط جعفر صادقی |

نامه یکی که عدالت را گم کرده به مدعی عدالت!!!! راستی عدالت  .... ولش کن بابا نامه رو بخون!!!!!!!!!!!!!!!!

این روزها در بین مردم پیچیده است که شما به شیراز می آئید،این نامه را مثل هزاران نامه ای که برای شما می نویسند؛نوشتم،شاید که روزی جواب آن را بیابم.

من از ميان قبايل فقر آمده‌ام؛ از متن سرگذشتهاي رنج آور. من از ميان كوچه پسكوچه‌هايي آمده‌ام كه زخم محروميتشان عفونت كرده است.من از ميان خرابه‌هايي آمده‌ام كه آدم را تخريب مي‌كنند؛سقفهايي كه غم نان ، آنها را تا مرز ريزش خم كرده است.

بيا فقط خزنده نباشيم و چرخي بزنيم دور شهرشيراز.وقت اذان، پيش از طلوع آفتاب از فراز برجهاي «معالي آباد» برويم سمت غروب «شهرک مهدي آباد» پشت مخروبه‌ها، كودكان، خسته از خاكبازي بي‌سرانجام،پنهان از چشم هم، آهسته با خورشيد بي‌رنگ سخن مي‌گويند.من از ميان شبهاي قنوت پيرزنان و پيرمرداني آمده‌ام كه هنوز چشم در راه عدالتند و نمي‌دانم چقدرتمنا كفاف نيازشان را مي‌دهد.من از حسرت زندگاني آمده‌ام كه زندگي را نزيسته‌اند و از هق هق كودكي تا هي‌هي كهنسالي شبهاي بي‌كسي و گرسنگي را گريسته‌اند.هزاران زن و كودك بي‌آن كه بخواهند يا بدانند «چرا؟»، زيستن در چنين شرايطي و حتي مرگ و بي‌خانماني در حاشيه خيابانها را تحمل مي‌كنند. شهرکهاي مهدي آباد حجت آباد قنبرآباد، مناطق فقيرنشين ديگري كه هنوز با همه برافراشتگي برجها و گستردگي پايتخت فرهنگي ايران شهر شيرازپنهان نمانده‌اند. مي‌گويند تن و هوس آن جايي بيشتر معامله مي‌كنند كه سيلي فقر، رخسار زنان را آزرده باشد.اما در دلگيرترين كوچه‌هاي جنوب شهر، زير سقفهاي ناايمن كه ايمان را وسوسه مي‌كنند،زناني كه اشك چشمانشان وجدانهاي بيدار را به لرزه در مي‌آورد، هنوز پاك زيستي در خرابه‌هاشان را به ناپاكي در ويرانگاه هوس نفروخته‌اند.

+ نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 0:12 توسط جعفر صادقی |

توجه توجه این پیغامی که مشاهدمی فرمایید  اعلان وضعیت زرد میباشد (تفسیر زرد که خودتون میدونید) زین پس تمامی آقا پسر ها که سن آنها بیشتر از ۱۸ ساله تمام میباشد باید یا کارت پایان خدمت داشته باشند ویا کارت دانشجویی که اگر نباشد طبق اعلان نیروی محترم انتظامی به صورت رندوم در معابر عمومی از آقایان خواسته خواهد شد و در صورت نداشتن کارت مستقیم به خدمت مقدس سربازی اعزام خواهند شد تا به اسلام و مسلمین خدمت کرده و دین خود را به انقلاب و مملکت که چنیین گل پسرایی رو تربیت کرده ادا کرده باشند .

توجه  کنید که دوستانی که کارت دارن مثل من باید کپی کارت پیششون باشه تا این نیروی محترم با شبه روبرو نشه. ودر ضمن طبق اعلان این نیروی محترم خروج از کشور برای آقا پسر های گل تربیت یافته در کشور عزیزمان خیلی خیلی سختر از گذشته خواهد بود برای گل های عزیزی که کارت ندارند . آقا پسرهای گل میدونید این تمهیدات برای چیه نمیدونید آخه چند روز پیش هواپیماهای امریکاییهای پلید اومده بودن آسمون شهر بوشهر و.....

+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 11:27 توسط جعفر صادقی |


ملل واقوام گیتی جشنها و آیینهای گوناگونی دارند که هر کدام به مناسبتی برگزار میشوند اما مناسبت برخی از این جشنها بسیار ناراحت کننده و غیر انسانی است.یکی از این جشنها جشنی است به نام پوریم که هر سال روزهای سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار) که برابر با ۱۳ اسفند یا فروردین بسته به ۱۲ ماهه یا ۱۳ ماهه بودن سال عبری( توسط یهودیان برگزار میشود .این جشن یادآور قتل عام و نسل کشی بزرگی است که در زمان خشایارشاه یهودیان بر ایرانیان روا داشتند و در عرض ۳ روز در حدود ۷۰ هزار ایرانی را با عنوان دشمن یهود بودن به قتل رساندند.(البته یکی از پزوهشگران به نام ناصرپورپیرار  خیلی خیلی فراتر از۷۰ هزار میداند ویک نسل کشی کامل قلمداد میکند )


این جشن که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا ” جشن ایرانی کشینیز نامیده میشود بر اساس داستانی است در تورات.   این جنایت هنوز هم با گذشت ۲۶ قرن هرساله توسط یهودیان در تمام دنیا جشن گرفته میشود ، یهودیان در این روز لباسهایی شبیه شخصیتهای این داستان پوشیده و با بازی کردن نقشهای آنها این جنایت بزرگ را با نام از بین بردن دشمنان یهود تجدید خاطره میکنند.
این نسل کشی بی سابقه در سه روز که روز آخر آن مطابق با روز ۱۳ فروردین بود اتفاق افتاد به همین دلیل است که روز ۱۳ فروردین در نزد ایرانیان روز نحسی بوده است. برخلاف تصور عده ای که این نحسی روز ۱۳ فروردین را تنها مرتبط با عدد ۱۳ و یک فرهنگ غربی میدانند و به آن حالت خرافه پرستی و جهل داده اند تا خاطره این جنایت بزرگ را از خاطره ها ببرند این نحسی مرتبط با پوریم و این نسل کشی است زیرا ایرانیان از همان زمان سيزدهم فروردين را كه مصادف با آن ايراني كشي وحشيانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت یهود ، كه آنها را سراسيمه از خانه و كاشانه شان فراري داده بودند برگزیده و سر به كوه و صحرا مي گذارند . و نافرخندگي سيزده ي فروردين را دور از خانه بدر مي کنند.

راستی خیلی التماس دعا مامان هنوز بیمارستانه          

+ نوشته شده در دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 14:30 توسط جعفر صادقی |

امشب ، شب شروع امامت حضرت مهدی (عج) که ضمن تبریک به مناسبت این شب عزیز می خوام توجهتون به چند تا موضوع جلب کنم.

نمیدونم شما هم مثل من بودید یا نه ، من توی بچه گی تا امسم حضرت مهدی میومد ترس تمام وجودم را می گرفت وقتی همه می گفتن عجل فرجهم پیش خودم میگفتم کاش تا وقتی که من زنده ام مهدی نیاد ، می دونید چرا؟ آخه مهدی فقط با خون وخونریزی و دین اسلام را هم  با همین ، به ما شنا سوندن . تا به حال به پرچم کشور عربستان توجه کردید مقدس ترین کلمه مسلمان ها کنار شمشیر؟

درسته بیشترین کوشش این دشمنان اسلام (یهودی ها) در کار پیوند دادن اندیشه های اسلام با خشونت و شمشیره.

به نظرتون قرار دادن شمشیر کنار کلمه مقدس لا اله الا الله این شک را بوجود نمیاره که دشمنان با این گونه ترفندها به ما مسلمان ها و غیره بقبولونند که اسلام به زور شمشیر شکل گرفته و همکنون هم با وجود تروریست ها اسلامی داره خودش رو حفظ میکنه ( کلمه تروریست اسلامی برای اولین با توسط یهودی ها مطرح شد)

درسته تمام اینها برای این اینکه به ما و بقیه  بگن اسلام دین خشونت،خونریزی ، جنگ و کشتاره ،حالا جالب بدونید که اومدند و گفتن که توی قرآن مسلمونا چندین با ر کلمه قتال به کار رفته در حالی که اصلا به جایگاه این کلمه فرق اون با کلمه حرب به معنی جنگ اشاره نکردن ، آره یهودیا این جوری توی دین ما نفوذ کردن و علیه ما دارن کار میکنن

 برای توجه بیشتر به کلمه قتال به 5 آیه از سوره بقره توجه کنید :

«و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین. و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنه اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین. فان انتهوا فان الله غفور رحیم و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین الله فان انتوا فلا عدوان الا علی الظالمین. الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوا الله و اعلموا ان الله مع المتقین و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه و احسنوا ان الله یحب المحسنین. آن که قصد فتنه‌گری، قتل و نفی شما را دارد، بکشيد و نفی کنيد، هر‌کجا که باشد، مشروط بر اين که در راه خدا و بدون زياده روی انجام شود، که خداوند زياده روی را نمی پسندد. در کنار مسجدالحرام کسی را نکشيد مگر اين که در همان محل قصد قتل شما را داشته باشند و اگر آن ها حرمت ماه های حرام را نگه نداشته‌اند شما هم نگه نداريد. اين مقابله تا مرحله ای است که آن‌ها از فتنه افروزی دست بدارند، آن‌گاه شما نيز دست بداريد. برای استقرار دين خدا، فقط به آن اندازه مجاز به مقابله ايد که به شما ستم می‌شود. از خدا پروا کنيد و پرهيزکاری را از ياد نبريد. تمام اين مراتب بايد در راه و برای دين خدا باشد، نبايد خود را در معرض مهلکه قرار دهيد و فراموش نکنيد که خداوند نيکوکاران را دوست دارد». (بقره، آيات ۱۹۰ تا۱۹۵)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 22:30 توسط جعفر صادقی |

تا به حال همه ما در مورد دکتر مصدق خيلي چيزها شنيده ايم مثبت يا منفي ، من با اين قضايا کار ندارم فقط مي خوام يکم در مورد  قضيه ملي شدن صنعت نفت که در واقع چند روز از سالگرش گذشته براتون صحبت کنم از اهميت اين قضه فقط اين را براتون بگم که عده اي از انديشمندان و مورخين قضيه ملي شدن صنعت نفت در جريان رشد فرهنگي، اجتماعي و سياسي مردم که تقريبا ميشه گفت از قضيه جنبش تنباکو شروع شد ودر مشروطه اوج گرفت وبا ملي شدن صنعت نفت ادامه پيدا کرد و با انقلاب به انتها رسيد ، در يک راستا مي دانند و حتي  ملي شدن نفت را در حد انقلاب مشروطه و حتي بزرگ تر از اون قلمداد مي کنند .

مخالفت ها با قضيه نفت از سال 1323 تقريبا شروع شد در آن سال با قانوني که توسط مصدق و دوستانش در مجلس آن زمان به تصويب رسيد با اين مضمون بود که هر قراردادي که در مورد نفت و منابع کشور است فبل از انعقاد بايد به تصويب مجلس برسه همين موضوع جلوگيري کرد از انغقاد الحاقيه گس-گلشاهيان در حوزه نفت .

در سال 1329 قانون ملي شدن نفت توسط مصدق و دوستانش براي مطرح شدن در صحن علني  نياز به 15 نفر داشت ولي با وجود رزم آرا مجلسيان از  ترس نخست وزير ( رزم آرا ريس ستاد کل ارتش بود) جرات حمايت از اون را نداشتند با ترور رزم آرا در 16 يا 17 اسفند  سال 1329 فرداي آن روز با تاييد نما يندگان که از 15 نفر هم تجاوز کرده بودندطرح ملی شدن صنعت نفت وارد دستور کار مجلس شد ودر 29 اسفند ماه همان سال نفت ملي اعلام شد . ( بعضي ازمورخين اعتقاد دارند که ترور با همکاري مصدق و فداييان اسلام بر نامه ريزي شده بود)

هنر مصدق در دفاع از منافع ملي در واقع پس از شکايت انگلستان به دادگاه لاهه بود چون انگليس با شکستي که در ايران خورده بود منافع خودش را در ساير کشورها هم در خطر ميديد به اين دادگاه شکايت کرد  مصدق در دادگاه لاهه  ( مصدق در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.) با دفاع از حقوق ايران و تحقير انگليسي در دادگاه راي اين دادگاه هم به نفع ايران صادر شد و به اين ترتيب نفت کاملا ملي شد.  

 

+ نوشته شده در جمعه 3 فروردین1386ساعت 9:34 توسط جعفر صادقی |

همتون در مورد فیلم سیصد حتما شنیدید من داستان این فیلم به اختصار براتون تعریف میکنم و توجهتون به آرم فیلم جلب میکنم

داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.

آرم فیلم در واقع عدد ۳۰۰ کاملا شبیه زو نوشته شده  که در واقع منظور ایرانی ها هستند . علاوه براین داستان از نظر تاریخی هم ایراد داره چون خشایار شاه با سپاه بزرگ یونان جنگید و اوجور که توی تاریخ اومده توی یک جنگ بسیار خونیین اونها رو شکست داد .(تاریخ تمدن ویلدورانت)

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 19:48 توسط جعفر صادقی |

با عنایات خداوند متعال و پس از سه بار مراجعه به کلانتری ۱۶۱ و توجهات شیخنا اسماعیل و سه بار مراجعه به سازمان شریف نظام وظیفه عمومی کشور که وظیفه خطیر ارسال سربازان گم نام ... به خدمت مقدس سربازی را دارد اینجانب حکم معافیتم سه شنبه هفته پیش امضا شد و منتظر ارسال کارت به درب منزل هستم . قسمت همتون بشه

+ نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 17:37 توسط جعفر صادقی |

نمیدونم از کجا شروع کنم فقط می دونم که باید داد بزنم شاید هم باید گریه کنم از خیلی از چیزها می خوام بگم . میخوام دادبزنم که جلو کشیدن ساعت طبق گفته خودشون ( کمسیون تلفیق و ...) ۵۰۰ ملیارد تومان صرفه جویی اقتصادی داره ولی آقای پرزیدنت میگه اوفات شرعی به هم می خوره و غیره... می خوام داد بزنم که حقوق کارگرها وقتی سال گذشته ۶۰ درصد اضافه شد (از ۱۲۶ به ۱۸۰) همه گفتن تورم اخراج ... ولی کیه که گوش بده حالا امسال شده  ۱۸۳ هزار تومان بیچاره کارگرها با افزایش۱۳ درصدی  قیمته کالاها  به گفته خودشون ... می خوام داد بزنم از وابستگی ما به نفت که داره هرچه بیشتر میشه بدون ایجاد یه پالایشگاه (البته صنعت خودرو سازی خیلی مهم تر و باید یارانه داد تا بتونه با اشغال تولید هاجیبا  بیشتر پر بشه) که اقلا بنزین وارد نشه تا توی آخر هر سال نگران گرون شدن بنزین نباشیم (....:توی ۱۰ سال قیمت کبریت تغییر نکرد) آره بابا میخوام بازم داد بزنم که توی همین تهران بعضییا ماشین ۶۰۰ میلیونی سوار میشن بعضیا هم... می خوام بازم داد بزنم بگم 

افسوس که این مزرعه را آب گرفته                دهقان مصیبت زده را خواب گرفته                            

بابا اینم یجور عدالت دیگه -ولی این رو میدونم که بعدها توی تاریخ همه چیز معلوم میشه . وای بازم دارم یاد دوست مارشال تیتو میفتم...

 

+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 13:5 توسط جعفر صادقی |

با خبر شدیم که پدربزرگ آقای محمد ذولقدری فوت کردند  ضمن تسلیت به ایشان و خانواده محترمشون روز چهارشنه همین هفته مجلس ختم قرآن در منزلشون ساعت ۷:۳۰ برگزار می گردد از همه دوستان برای این مراسم دعوت به عمل میاد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 13:20 توسط جعفر صادقی |

اسم این دو بزرگواردر  تایخ ایرن ما خیلی شنیده میشه ولی آیا می دونید چه کاری کردن و چرا به این دو سردار وسالار ملی گفته میشه حالا من از این مردان بزرگ آذربایجان براتون میگم . یک نکته خیلی جالب در مورد ایشان اینه که توی هیج جای تاریخ در مورد سردار و سالار ملی جای هیچ شبه ای نیست و شاید به خاطر همین موضع است که جمهوری اسلامی علی رغم غیر آخوند بودن این دو صحبتی در مورد شون میکنه میدونید که توی تاریخ ما هر کسی که آخونده هیچ اشتباهی نکرده و بقیه مردم کج فهم هستند اگر به اونا ایراد میگرن(شیخ فضل ا..-کاشانی .....)

 حالا خیلی دور نشیم فقط این رو بگم بعد از به تو پ بستن مجلس توسط محمد علی شاه قاجار اولین جایی که قیام کرد تبریز بود(یاشاسین آذربایجان) مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان علیه دولت مرکزی قیام کردن به دستور محمد علی شاه تبریز محاصره شد و تمام راههای ورودی شهر طوری بسته شد که هیچ آذوقه ای به شهر نرسه مردم غیور تبریز ایستادگی کردن تا جایی که به علف خواری افتادن ولی شهر سقوط نکرد (این قضیه حدود یک سال طول کشید). توی پرانتز بعد از تبریز گیلان هم شورش شد ولی بعد از یک هفته خوابوندنش البته این را هم بگم بعد از پیروزی تبریز  - گیلانی ها به رهبری سپهدار و یفرمخان  هم جز اصلی ترین فاتحان تهران بودند.

صحبت در مورد این بزرگوار ها زیاده فعلا همین

منبع:تاریخ هیجده ساله آذربایجان جلد دوم- احمد کسروی

                                                                        

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 23:52 توسط جعفر صادقی |

افرادی زیادی توی تاریخ و سرنوشت مردم ما تاثیر گذاشتن که یکی از اونها میتونه میرزا ملکم خان باشه این شخص را خیلی از مورخین جزء اولین روشنفکر های ۲۰۰ سال اخیر میدونند (البته بعضی ها هم اون را جزء اولین فراماسونرها و حتی موسس اولین لژ می دونند) ایشون مدتی صدر اعظم یکی پادشاههای قاجار بود فکر میکنم ناصرالدین شاه -که قصد اصلاحات زیادی تو مملکت داشت که اجازه ندادند کارش را انجام بده مثل امیر کبیر که زیرابش را زدنند.                                                                            

بعد از عزل شدنش قوانینی را برای ایجاد حکومت و هر گونه رفرم را در ایران بیان کرده که فکر میکنم تا قبل از جمهوری اسلامی این قوانین واقعا درست بود ولی برای بعد از انقلاب اون کارکرد قبلی رو خیلی نمی تونه داشته باشد.

قانون ۱:هر رفرم و تغییر پایداری اگر قرار است اجرا شود قبل از اجرا باید به نحوی اجازه علما را در آن مورد باید گرفته شود به هر نحو ممکن......

مثال های زیادی در مورد کارکرد این قانون میشه زد مثل جنبش تنباکو و...

چیزی که من میخوام در موردش بگم در مورد محمد رضا شاه است این مردک تا قبل از رحلت            آیت ا.. بروجردی به این قانون کاملا پایبند بود وهر فعالیت را که میخواست انجام بده اجازه اش را میگرفت وخودش به دیدار ایشان می رفت ( البته شاه هیچ اعتقادی  نداشت) پس  از مرگ ایشان شاه که فکر می کرد دیگه نیازی به اجازه علما نیست (چون مرحعیت تقسیم شده بود ) و چون ذاتا فرد دیکتاتوری بود این قانون را زیر پا گذاشت و با مخالفت امام خمینی حکومتش از پا در آمد.

حالا به نظر شما  بعد از ۲۸ سال از انقلاب  هنوز هم قانون ۱ ملکم خان پا برجاست؟

مردم باز هم علما رو اینقدر قبول دارند ؟ 

اگه بخواد یه رفرم صورت بگیره  اون رفرم برای اقبال عمومی و اجرایی شدن نیازی به تایید علما داره ؟                       

+ نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 10:34 توسط جعفر صادقی |

داشتم فکر میکردم به دور و ورم به جامعه ام به کشورم به اوضاع اقتصادی سیا..ی به اقتصاد دانای درباری  که کارشون توجیح کارایای آفای پرزیدنته یاد یه قضیه در مورد مارشال تیتو افتادم میشناسیدش؟ ریس جمهور یوگسلاوی قبل از فرو پاشی ایشان یک دوستی داشت که خیلی به اون اعتماد داشت (اسمش یادم نیست) مثل حسین فردوست برای محمد رضا شاه (احمق دیکتاتور بعدا توی یه مطلب میگم چرا احمق بود)راستی میدونید که بعد از مارشال جنگهای داخلی تو یوگسلاوی شروع شد  و این کشور از هم پاشید. از قضیه دور نشیم در باره دوست مارشال بگم .مارشال اوا خر عمرش فهمید که این دوست باوفا یه جاسوس تمام عیار بلوک غرب خیلی متعجب شده بود جریانات سیاسی رو داشت مرور میکرد که چه آسیب هایی از اون نارفیق خورده . یکی یکی می پرسید قضیه ۱ کار تو بود؟ نه   ۲ کار تو بود ؟نه  ۳کارتو بود؟ نه .......

پس لعنتی تو چیکار کردی؟

نارفیق: من فقط وظیفه داشتم احمق ها رو سر کار بیارم

بد جور این قضیه ذهنم را مشغول کرده یعنی شاید........

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 16:5 توسط جعفر صادقی |

از این به بعد هر روز چند تا براتون عکس میزارم

 

+ نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 0:22 توسط جعفر صادقی |

من می خوام از این به بعد یک سری مطالب تاریخی که جالبه براتون بنویسم

غیرت

در زمان حمله روسها به ایرن یه قلعه ای بوده حوالی مرز آراز (ارس برای غیره) مدیریت این قلعه با زنی بود به نام فاطمه شامل ( پدر ایشان روحانی و برادرش هم رو حانی بو دنند که هر دو شهید شدنند) قابل توجه اونایی که میگن  :زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف ُُ-حالا بگذریم این قلعه در زمان حمله روسها به ایران (بار دوم) تا اخرین تیری که داشتن با روسها جنگیدن اونا کلی زحمت کشیدن تا تونستن اونجا رو محاصره کنن البته یادم رفت بگم سربازهای قلعه هم همشون زن بودن . وقتی به فاطمه شامل خبر دادن که دیگه هیچی تیر ندارند و روسها تا ۳۰ متری قلعه رسیدن به دستور فاطمه همگی برای اینکه اسیر روسهای (عوضی هرزه کثافت.. هر چی بگم ازاین عوضیا کم گفتم ) نشن همگی خودشون از بالای قلعه پایین پرت کردن مورخا نوشتن همه سربازای روس  تو اون لحظه داشتن گریه می کردن.

یاشاسین آذربایجان

منبع : تاریخ آذربایجان احمد کسروی

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 19:3 توسط جعفر صادقی |

برو بچ اینبار دیگه براتون از اون عکس هایی که گرفتم میزارم ببینید اول از سردارا شروع کردم به احترام کسوتشون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 1:14 توسط جعفر صادقی |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 1:12 توسط جعفر صادقی |

بروبچ میخواستم صحبتهای یه استاد علوم انسانی دانشگاه آکسفورد (البته اسمشو یادم رفته اگه یه زمانی یدم اومد بهتون میگم فعلا" همینجوری قبول کنید) در مورد امام حسین(ع) بگم البته خیلی از بزرگون دنیا در مورد ایشون صحبت کردن که صحبت های این استاده هم خالی از لطف نیست.

استاده گفته: اگر ما در دین مسیح شخصی مانند امام حسین(ع) و یاشبیه ایشان داشتیم(من:بابا داره به ما میگه ها ببین ما کی داریم) در کوچکترین روستاهایمان هم کلیسا می ساختیم و علاوه بر دین دار تر کردن تمام مسیحیان شک نکنید که تمام دنیا را مسیحی می کردیم.

حالا توجه شما بروبچ رو به چند نکته جلب می کنم

۱- اولا" ما کجا اونا کجا

۲- اوناامام حسین(ع)ما رو چه جوری می شنان ما چه جوری می شناسیم ما کجا اونا کجا

۳- اون چه جوری میتونه کار   فرهن     کنه ما چه جوری (ما فقط قصابی) ما کجا اونا کجا

۴-چنتا سوال ؟؟؟؟ ماکجا اوناکجا    (فقط برای حفظ قافیه بود)

۴-۱-من  وشما که ادعای سوادمون میشه چقدر میشناسیمش ؟(ماکجا اوناکجا)

۴-۲-تو این محرمی چقدر بیشتر شناختیمیش؟(ماکجا اوناکجا)

۴-۳-هییتمون چقدر به ما توی شناختنمون  کمک    کرده ؟ (اکجا اوناکجا)

آخرش این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست    .....................

به امید روزی که هم شناختمون نسبت به امامون بیشتر از اون استاده بشه و هم بهتر از اون بتونیم تبلیغ دینمونو بکنیم ولی فعلا" باید بگم ما کجا اونا کجا

 

+ نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 1:10 توسط جعفر صادقی |

 

سلام به همه میخواستم امرو ز از برنامه هیت براتون بگم کلی تغییرات راه افتاده

1- با سخنرانی ، سخنران شروع میشه

2- بعدش مهدی ممدنژاد شروع به روضه خوندن میکنه به مدت 10 تا 15 دقیفه

3- بعدش میره سراغ نوحه

  1-3 - ساده خوانی همراه دم دادن به مدت15 تا20

  2-3- واحد خوانی تا جایی که نفست بالا نیاد حا اگر محمد رستمی هم تو این مرحله اضافه بشه .....

3-3- مظلوم کشیدن اکبر صادقی پور...

4-3- دو دمه خوندن و شورو دیگه... 

حال کردید چقدر تغییر کرده به نظر شما از شوخی گذشته یکی از دلایلی که برو بچ کمتر دیگه میان هیت همین سبک و سیاق سنتیش نیست

مگه نه اینکه تو این هیت حداقل 40 تا 50 لیسانسه کلی فوق و ایشاله دکتر هست باید مثل جاها دیگه باشه به نظر من باید یه فرقایی داشته باشه باید برای هیت هدف گذاری بشه که آخر دهه میخوایم چی ازش دربیاریم با این همه آدم با سواد باید هیتشون فرق کنه .

نظراتون بدیید ما باید یه پروژه به عنوان هیت تعریف کنیم

راستی من الان تعریف کردم  
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 0:8 توسط جعفر صادقی |

خودمون

سلام به همه ای برو بچ میخوا ستم ۲ تا نکته را بگم

 ۱ - بیاید یکم تو وبلاگ از خدمون بگیم از کار و درس و مشکلات و .........

تا بیشتر از هم خبر داشته باشیم که کی از رسالت های وبلاگ ما هست

۲ - میزارمتون تو خماری تابعد بگم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 0:37 توسط جعفر صادقی |