تبليغاتX
وصله
زمانی که بعد از انتخابات دادگاههای اعترافات پخش شد دیدیم که تمام کسانی که به نتیجه انتخابات

معترض بودند به راحتی اعتراف میکردند برخلاف میل و تفکرات شون.

چند هفته پیش تو اینترنت تو گوگل خسرو گلسرخی سرچ کردم وبخشی از دفاعیات وتعدادی از شعرهای خسرو گلسرخی رو پیدا کردم.

این دفاعیات رو اینجا میارم تا ثابت کنم و بدونیم که نظام ستم شاهی چقدر سفاک بود وباعث شدن خسرو گلسرخی برخلاف میلش چه حرفهایی بزنه.

بخشی از دفاعیات خسرو گلسرخی:

اتهام سیاسی در ایران نیازمند اسناد ومدرک نیست.خود من نمونه صادق این گونه متهم سیاسی هستم.در فروردین ماه چنانچه در کیفر خواست آمده به اتهام تشکیل یک گروه کمونیستی که حتی یک کتاب هم نخوانده است دستگیر می شوم تحت شکنجه قرار میگیرم که توطئه کرده ام وخون ادارار میکنم.دوسال پیش حرف زده ام و اینک به عنوان توطئه گر در این دادگاه محاکمه میشوم.

اتهام سیاسی در ایران این است.زندان های ایران پراست از جوانان و نوجوان هایی که به اتهام اندیشیدن

و فکر کردن وکتاب خواندن توقیف و شکنجه وزندانی می شوند.آقای رئیس دادگاه!همین دادگاه های شما آنهارا محکوم به زندان می کند.آنان وقتی به زندان می روند و برمی گردند دیگر کتاب را کنار می گذارند ومسلسل به دست می گیرند.باید به دنبال علل اساسی گشت.معلول ها ما را فقط وادار به گلایه می کنند.چنین است که آنچه ما دراطراف خود می بینیم فقط گلایه است.

در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر واندیشیدن محاکمه می کنند.چنانچه گفتم من از خلقم جدا نیستم.ولی نمونه صادق آن هستم.این نوع بر خورد با یک جوان کسی که اندیشه می کند یاد آور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است.

یک سازمان عریض وطویل تحت عنوان فرهنگ وهنر وجود دارد که تنها یک بخش از آن فعال است وآن بخش سانسور است که به نام اداره نگارش خوانده میشود.هر کتابی قبل از انتشار به سانسور سپرده می شود.در حالی که در هیچ جای دنیا چنین رسمی نیست.وبدین گونه است که فرهنگ مومیایی شده که برخاسته از روابط تولیدی بورژواکمپرادور در ایران است در جامعه مستقر گردیده است وکتاب واندیشه مترقی وپویا را با سانسور شدید خفه می کنند.

ولی آیا با تمام این اعمالی که صورت می گیرد با تمام خفقان می توان جلوی اندیشه را گرفت؟

 شعری از خسرو گلسرخی:

رهروان خسته را احساس خواهم داد

ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت

نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت

لحظه هارا در دو دستم جای خواهم داد

سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد

چشم ها را باز خواهم کرد

 

شعری دیگر:

ویرانگری اساس نبرد است

ویرانگری 

نوید آبادی

هرآنچه ساختند

از خشت خشت

ویران باد

ای لاله های میهن من

گلگونه های فسرده

گو بی شما

تاریخ را هر آنچه بسازند

ویران باد

آبادی ضحاک ویران باد

         

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 18:50 توسط مرتضی صادقی |

خوش حالم که دکتر محمود جون شد رئیس جمهور خدا وکیلی کی از دکتر بهتر؟ جان شما نه جون بچه خودم

از دکتر بهتر پیدا نمیشه.

کسی که بخواد مردم رو بزور راهی بهشت کنه مگه بده؟کسی که با یکسری فرشته که با لباس شخصی وبا انواع چوب دستی (برقی،فنری،با تیغ،بی تیغ،)مردمی که گمراه شدن رو راهی بهشت کنه مگه میتونه بد باشه؟

کی از دکتر دلسوزتر کی از دکتر مهربونتر دکتری خودش اعلام کرد که ما تنها کشوری هستیم که دارای آزادی مطلق هستیم در هیچ زمانی آزادی مطلق وجود نداشته دوران دکتر محمودرو فقط میتونیم با زمان حضرت محمد مقایسه کنیم.

دیگه هیچی فقط همینکه از دکتر کسی بهتر پیدا نمیشه لطفا سنگ پراکنی نکنید خوب بیایید بریم بهشت.

دکتر دوست داریم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 21:42 توسط مرتضی صادقی |

درخواست جدید برای راهپیمایی بزرگ در میدان آزادی

۲۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۲

مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد

مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری راهپیمایی در روز شنبه 30/3/88 درخواست مجوز کرد
به گزارش " كلمه" مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.
یک مقام مسئول در مجمع افزود در این راهپیمایی که با حضور حجت الاسلام و المسلمین خاتمی و اعضاء مجمع برگزار خواهد شد، میرحسین موسوی سخنرانی خواهد کرد. وی اظهار داشت در پی تقاضای مکرر مردم حق طلب برای صیانت از آراء خود در نامه‌ای به فرمانداری تهران صدور این مجوز درخواست شد.
این راهپیمایی از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر صورت می‌گیرد. هدف از این راهپیمایی پی‌گیری مطالبات قانونی و تداوم اعتراض مدنی آنان است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 20:45 توسط مرتضی صادقی |

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 18:26 توسط مرتضی صادقی

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 12:22 توسط مرتضی صادقی

 

 

 

سالی خالی از دکتر محمود داشته باشید سالی پر از پول سفر به بهترین جاها داشته باشید سالی با ماشینهای خفن داشتع باشید سالی با زندگی بهتر سالی بدونه اخراج شدن از هیئت های  مذهبی داشته باشید .خلاصه ساله گاو میگن ساله خوبی هستش ولی با کاری که دکی کرده معلوم نیست چی میشه

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 8:47 توسط مرتضی صادقی |

21آذری که گذشت

مایلم قبل از برشمردن فهرست وار اقدامات حکومت ملی آذربایجان جمع بندی ای را که آبراهامیان در کتاب <ایران بین دو انقلاب> از اقدامات حکومت ملی آذر بایجان کرده است از صفحه 54 آن نقل کنم:

 

حتی مخالفان فرقه هم به ناچار پذیرفتند که در عرض این یکسال خدمات وکارهایی بیشتر از دوران بیست ساله رضاشاه انجام گرفته است.

کارهای انجام گرفته از طرف حکومت ملی آذربایجان را که بر اساس مفاد مرامنامه فرقه دمکرات آذربایجان ومصوبات کنگره ومجلس ملی آذربایجان انجام گرفته در دوبخش به اختصار نام می برم:

بخش اول— اقداماتی که برای نخستین بار در تاریخ ایران بوسیله حکومت ملی به مرحله اجرا در آمد.

بخش دوم— سایر اقدامات وخدمات

 

بخش اول

1- تفویض حق انتخاب کردن وانتخاب شدن به زنان در انتخابات مجلس،انجمن های ایالتی و ولایتی،

انجمن های شهر وده، با حقوق  برابر با مردان.

طبق موافقت نامه مورخ 23/03/1325 بین حکومت ملی ودولت مرکزی،دولت ضمن موافقت با این مصوبه

حکومت ملی متعهد شد که لایحه ای مبتنی بر حقوق زنان برای انتخاب شدن وانتخاب کردن در سراسر ایران به مجلس 15 تقدیم نماید.

قوام السلطنه وشاه در این مورد نیز عهد شکنی کردند وآن را به فراموشی سپردند وحتی دکتر مصدق نیز در اصلاحیه قانون انتخابات،زنان را از این حقوق بشری محروم کردند.

دولت در اوایل 1340این حقوق زنان را تثبیت کرد.

2- رسمیت تحصیل در تمام مقاطع به زبان آذربایجانی ودر کنار آن زبان فارسی.وتمام اقلیتهایی که در آذربایجان بودند حق خواندن ونوشتن به زبان مادری خود بودند.

3-  تاسیس دانشگاه ملی آذربایجان

4-قانون تقسیم اراضی خالصه واملاک مصادره شده .

5-تعدیل روابط مالک وزارع بر حسب قانون.

6-تصویب واجرای قانون کار وبیمه کارگران

7-لوله کشی آب شهرها

وغیره...............

حکومتی که همیشه متهم به تجزیه طلبی بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت 10:10 توسط مرتضی صادقی |

کجایی دموکراسی

 

"ایران یکی از دموکرات ترین کشورهای دنیا است و مردم ایران این مساله رو به راحتی احساس می کنند" این جمله قصار یکی از بزرگان کشورمان است.

واقعا ما دموکراتیم؟ واقعا مردم ما با حقوق اولیه خودشون آشنا هستند؟ و می دونن که چطور باید حقشون رو بگیرند و نظرشونو بدون هیچ ترسی ابراز کنند؟

یکی از دوستان هر وقت که این بحث رو مطرح می کنم معتقده باید به گذشته تاریخی ایران مراجعه کنم و سابقه دموکراسی رو بدونم.

دکتر طباطبایی در سلسله کتابهای خودش به این مساله به صورت کاملا علمی پرداخته اما از اونجایی که فلسفه هم چاشنی مطالبشه فهم مطالبش نیاز به دقت بالا داره و حتی به نظر من ارزش اینو داره که دوبار خونده بشه. بنابراین به دوستان عزیز توصیه می کنم اگه حالشو دارن حتما یه سری به کتابهای دکتر بزنند.

حالا بر می گردیم به سابقه "دموکراسی"(البته نه به صورت کاملا علمی و کارشناسی شده)

وقتی که بخشی از تاریخ 2500 ساله شاهنشاهی ایران رو مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که مردم ما واقعا با این کلمه آشنا نیستند همیشه یاد گرفتن که یک ظل الله بالای سرشون داشته باشند چه قبل از ورود دین اسلام و چه بعد از مسلمان شدن.( البته این نظرشخصی منه و براساس مطالعات محدودمه).

یکی از مظاهر دموکراسی وجود مجلسی است که نمایندگان مردم در آن حضور داشته و در خصوص تصمیمات مهم کشور شور کنند. این مساله باعث می شود تا قدرت دست یک فرد متمرکز نشود.

زمانی که هخامنشیان در ایران قدرت را دست گرفتند،ایران یکی از قدرتمندترین امپراطوری های جهان را تشکیل داد، جان و مال مردم در اختیار پادشاه بود. خبری از مجلس و یا نهادی که بزرگان و نمایندگان مردم در آن شور کنند وجود نداشت.

البته مردم نیز اعتراضی نسبت به روند موجود نداشتند و با ظلم وتعدی خو گرفته بودند. به قول خودمون اگه به اونها ظلم نمی شد احتمالا تعجب می کردند!

بعد از انقراض امپراطوری هخامنشی و روی کار آمدن اشکانیان، "مجلس مهستان" تشکیل شد که مهم ترین کار آن به شور گذاشتن تصمیمات امپراطور بود.

به این ترتیب برای اولین بار در ایران عزیز "قانون" معنا پیدا کرد واولین جرقه آزادی اندیشه وآزادی فردی در جامعه زده شد.

مغان ها که همان علمای مذهبی زمان هخامنشیان بودند درزمان اشکانیان از اریکه قدرت به زیر کشیده شدند و دستشان از دخالت در امور کشورداری کوتاه شد.

با سرکار آمدن ساسانیان  وبه قدرت رسیدن مجدد مغان ها به دلیل نفرت بیش از حد آن ها از اشکانیان، کتاب سوزی و از بین رفتن آثار تمدن دوره اشکانیان سرلوحه کار این گروه قرار گرفت به نحوی که آثار به جا مانده از تمدن این دروه بسیار ناچیز است.

مردم در این دوران تنها نظاره گر ظلم و تعدی بودند و اعتراضی نیز نسبت به این مساله نداشتند بنابراین فعلا آثاری از آزاده بودن مردم ایران به چشم نمی خورد.

با حکمفرما شدن استبداد در زمان ساسانیان، ثروت وامکانات کشور در اختیار نزدیکان امپراطور قرار گرفت.

و اما ورود اسلام به ایران..........

با ورود اسلام به ایران و آشنا شدن مردم با آموزه های دین و فرا گرفتن قرآن اوضاع تا حدودی تغییر کرد؛ اما به قول معروف باز همان آش و همان کاسه بود. چرا که حکمرانان مسلمان نیز تنها نام اسلام را به عاریت گرفته بودند و رعایت انصاف و عدالت، انتخاب شایستگان که نمادی از دموکراسی است تنها در کتابها بود.

حتی زمانی که بابک خرمدین در مقابل ظلم و تعدی خلفای عباسی قیام کرد، از حمایت مردم برخوردار نشد؛ چرا که آنها آموخته بودند تنها در خفا اعتراض کنند و در زمان عمل.............

در حکومتهای صفوی، افشار،زند، قاجار و پهلوی مردم تنها نظاره گر بودند، ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپولتیک و استراتژیک خود همواره عرصه تاخت و تاز بود و مردم نیز همواره نگران این که چگونه جان و مال خود را از دست متجاوزان حفظ کنند.

اما در دوران قاجاریه که با تدبیر امیرکبیر تعدادی از دانش آموزان برای تحصیل به اروپا رفتند و تعدادی از کارگران تبریزی نیز برای کار به قفقاز مهاجرت کردند کم کم متوجه شدند که می توانند در مقابل ظالم اعتراض کنند.

رفت و آمد به اروپا و قفقاز و مطالعه کتب اروپایی ایرانیان را به فکر ایجاد مجلس انداخت. آتش زیرخاکستر روشن شد تا این که عین الدوله تجار تهرانی را به چوب بست و این مساله باعث اعتراض تهرانی ها و روحانیون شد. در آذربایجان اعتراضات روز به روز گسترده تر شد. بالاخره مجلس با فرمان همایونی مظفرالدین شاه تشکیل شد.

شاه بعدی مجلس را به توپ بست. مجلس دوباره تشکیل شد. اما نمایندگانی که روی کار آمدند یا اشراف زاده بودند و یا این که گماشته روس و انگلیس. بنابراین مجلس همایونی تنها نهادی تشریفاتی بود و حرف آخر را شاه می زد.

البته نهاد مدنی در ایران تنها در چند سال اول تشکیل مجلس در زمان قاجاریه معنا یافت وبعد از به توپ بستن مجلس همان خفقان قبلی حاکم شد. در زمان رضا خان نیز همین منوال ادامه داشت تا این که او نیز به دلیل مخالفت با دول روس وانگلیس و به جرم حمایت از آلمان ها از قدرت کنار گذاشته شد و مجلس فرمایشی نیز تنها نظاره گر بود.  با روی کار آمدن محمدرضا شاه و شرایط خاصی که ایران داشت، مردم طعم خوب آزادی را چشیدند و روزنامه ها روشنگرانه به افشاگری می پرداختند و نمایندگان با بسیاری از مقاوله نامه ها و حتی قراردادهای نفتی مخالفت کردند و حاضر به پذیرش آن نشدند اما افسوس که این هم دیری نپایید.............

دوباره شاه بر سریر قدرت بازگشت و حرف اول و آخر را زد.....

باز هم مردم ایران که آزاده ترین و متمدن ترین مردم دنیا بودند! در مقابل جور پهلوی خم به ابرو نیاوردند اما انقلاب سفید شاه و مردم و تاکید کارتر بر حقوق بشر باعث شد تا شاه فضای سیاسی را کمی باز کند و این مساله باعث شد تا مردم اعتراض کنند.............

بالاخره انقلاب مردم با همکاری همه گروه ها به پیروزی رسید.

اما طی 30 سال اخیر دموکراسی تنها به واژه ای برای سهم خواهی دولتمردان تبدیل شده است.

شاید هم واقعا درایران دموکراسی وجود داره اما من نسل سومی اون رو نمی تونم حس کنم.

به نظر من دموکراسی یعنی این که بتونم به راحتی و به صورت کاملا منطقی اعتراضات خودم رو بیان کنم. یعنی رسانه های مخالف بدون هیچ نگرانی مطالب خودشون رو بیان کنند. یعنی تعدد رسانه، یعنی صداو سیما در اختیار تنها یک نهاد نباشه. یعنی .....................

البته ناگفته نماند که ما مردم خوب ایران به حقوق خودمان کاملا واقف نیستیم و نمی دونیم که چگونه باید اعتراض کنیم. اصلا باید اعتراض کنیم؟ زمانی که قیمت ها به صورت سرسام آور بالا می روند باید چکار کنیم؟ زمانی که معاون وزیر بازرگانی در واکنش به گران شدن گوجه فرنگی در کمال خونسردی می گوید مردم رب گوجه بخورند. نشان دهنده این است که اگر دموکراسی در ایران بود و قدرت در اختیار مردم بود جناب آقای مفتح معاون وزیر بازرگانی هرگز به خود اجازه نمی داد چنین بیاناتی افاضه کند؟

کجایی دموکراسی...................

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 20:43 توسط مرتضی صادقی |

به به چه خبره در هفته های آتی چه میکنن دوستان انصاری چه میکنه جناب اکبر صادقپور وای بعدی کیه جناب جعفر صادقی چه شبهایی در پیش داریم. آقا شور وحالی در بین دوستان برپاست اوه اوه اوه وای خیلی بزرگ وای چه میکنه جناب مهرداد امانی عجب ماهی عجب روزهایی همه باهم دارن میرن خونه بخت چه بلوائی چه شور وحالی یکی جلو اینارو بگیره خبر رسیده که مهندس امیری ودکتر ثروتی وپرفسور محمودزاده هم کم کم دارن راهی خونه بخت میشن.

مبارکا باشه عروسی نقل ونبات پخش کنید.

+ نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 20:48 توسط مرتضی صادقی |

 

گرچه یاران فارغ اند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

 

 

با عرض سلام خدمت دوستان وصله میبینم که دیگه به هم وصل

نیستید؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 17:25 توسط مرتضی صادقی |

 

شما اگه آیه سوره حجرات رو بخونید معلوم هست نظرم چی هستش.

 

تاریخ بشر نشان می دهد که هر کدام از اجتماعات بشری که در نتیجه وجود بستر مناسب و شرایطی مقتضی, در نواحی گوناگون جهان پدید آمده اند,دارای زبان ویژه خود بوده اند.برخی از این اجتماعات

در بدو پیدایش منقرض شده اند,لیکن برخی دیگر با گذشت اعصار متمادی و افزایش جمعیت در جهان گوناگون انتشار یافته وزبانشان با جدا گشتن آنان از هم در نتیجه تاثیر شرایط اقلیمی و عدم ارتباط و

پیوند با یکدیگر در طول هزاره ها متحول شده و به ملتهایی با زبانهایی گوناگون ولی با منشاء قومی وزبانی واحد تبدیل شده اند.

دانش زبانشناسی معاصر,ملتهای آسیای مرکزی وغربی,اروپا,افریقا وامریکا را برحسب منشاء زبان

آنها به سه دسته اساسی تقسیم نموده است:

1:اقوام هند و اروپایی زبان

2:اقوام سامی زبان

3:اقوام اورال آلتائیک التصاقی زبان

 

اولین توده اقوام هند واروپایی از حوالی اسکاند یناوی کنونی به طرف جنوب مهاجرت کرده,شاخه ای از آنان بسوی غرب(اروپا) وشاخه ای دیگر به طرف ایران وهندوستان سرازیر و در نواحی مختلف ساکن شده اند.خود این گروه زبانی  نیز دارای شاخه های بخصوصی است.

بعنوان مثال می توان به شاخه اسلاوی اشاره کرد که شامل مردم اوکراین,لهستان,........و برخی اقوام یوگسلاوی و روسها اشاره کرد.در میان این شاخه ها همچنین می توان به شاخه ایرانی نیز اشاره کرد

که زبان اقوام فارس,بلوچ,پشتو,سند,پشتو,پنجاب,و تاجیک را شامل شد.

 

نخستین اجتماع اقوامی که در زبان شناسی  معاصر سامی نامیده می شوند نیز از عربستان و یمن کنونی در جهات گوناگون انتشار یافته است واز این اجتماع اولیه به مرور زمان اقوام عرب,آشوری,کلدانی,یهودی بوجود آمده اند که دارای ریشه ای واحد می باشد.

و اما دسته سوم,اقوام التصاقی زبان هستند.این دسته شامل اقوام ترک,فنلاندی,مغول,مجار,باسک می باشد.

هسته اولیه این اقوام در آسیای میانه بوجود آمده است و بمرور زمان با افزایش جمعیت تا آنجا که بر عالم علم دانسته است از حدود6—7هزارسال پیش بدنبال آب وهوا واراضی مناسب به اطراف مهاجرت نموده است.

 از نظر علم زبانشناسی هر زبان زنده شامل سه بخش است:

1:مردم به هنگام استفاده از زبان بعنوان یک وسیله ارتباطی انبوهی  از واژه ها را بکار می برند که به مجموعه این واژگان ترکیب لغوی زبان گفته می شود.این بخش از زبان با تغییرو تحول در شرایط زیستی

و دگرگونی در ابعاد سیاسی,اقتصادی و فرهنگی زندگی بشر معمولا بسرعت در طول چند دهه تا اندازه ای تغییر می یابد.

 2: بخش بزرگی از ترکیب لغوی زبان تحت تاثیر شرایط زیستی دگرگون می شود ولی بخشی کوچک از آن یعنی لغات اصلی  زبان تقریبا ثبات خویش را حفظ می کند وتغییر شکل آن نیازمند زمانی به درازای صدها بلکه هزاران سال است.این لغات اساسی را ذخیره اصلی لغوی زبان می گویند.

3:بر حسب اقتضائات زندگی وضرورتهای زمانی واژه های جدید بر اساس ذخیره لغوی زبان ساخته می شود.

بوجود آمدن این واژگان و همینطور استفاده از ترکیب لغوی زبان برای افاده مرام تابع ترتیب شکل قوانین

وقواعد فونتیک,صرفی و نحوی ویژه ای است که مجموعه این قواعد واصول را ساختار گرامر زبان می گویند.ساختار گرامری زبان حتی از ذخیره اصلی لغوی زبان نیز کمتر وبسیار دیرتر تغییر می یابد.

 

همسایی و قرابت واحدهای لغوی زبانهای التصاقی منطقه در دوران باستان با زبانهای ترکی معاصر:

در السنه باستان:                                                  در زبان ترکی معاصر         معنی

آنا در زبان ایلامی و آما در زبان سومری                               آنا                     مادر

اوشدر زبان ماننایی و سومری                                             اوچ                   سه

قایا در زبان ماننایی                                                           قایا                    تخته سنگ

آغار در زبان سومری                                                        آغیر                  سنگین

 

مقایسه کلمات سومری وزبان ترکی معاصر:

سومر                معنی                              ترکی                  معنی

آدا                     پدر                                آتا                     پدر

 

آما                    مادر                              آنا                     مادر

 

سیلیک               درختر باکره                     سیلیک قیز          دختر باکره

 

من قصد ندارم به ملتها واقوام ملل مختلف توهین کنم وقصدم این نیست گه بگم ملت ترک برترین ملت در جهان هستن.من حرف خاصی نمی زنم شما اگر تاریخ می خونید با دقت بخونید می بینید که ملت ترک چه خدماتی ارائه دادن ودست به چه کارهایی زدند.

در زمان بنی عباس بابک خرمدین بود که 21سال مبارزه کرد وبا خیانت شکست خرد.

در زمان مشروطیت در تبریز ومحله امیر خیز بود که باتمام وجود در  حال دفاع بود تماموملت ایران ساکت شده بودند.کتاب ادوارد بروان ونامه هایی از تبریز رو اگه نگاهی بندازید می بینید که تمام روزنامه ها و تمام مردم اروپا از دلاوریهای ستارخان حرف می زنند.

 

اولین زنان در ایران ودر خاور میانه در تبریز رای دادن واولین حکومت دمکراتیک در تبریز تاسیس شد

تبریز شهر اولین ها بود وکتابی به همین نام نوشته شده ولی هنوز چاپ نشده و  نامی نمیبرند؟

حال اگه ترکها آریایی هستن چرا از شعرای ترک زبان در هیچ کتابی در ایران نام برده نشده؟

اینم چند بیت از شاهنامه:

در مورد شاهان پیشدادی هستش

 

کیومرث شد بر جهان کد خدای

نخستین بکوه اندرون ساخت جای

 

سر بخت و تختش بر آمد بکوه

پلنگینه پوشید خود با گروه

 

 

به گیتی نبودش کسی دشمنا

مگر بدکنش ریمن آهرمنا

یکی بچه بودش گرگ سترگ

دلاور شده با سپاه بزرگ

بپوشید تن را به چرم پلنگ

که جوشن نبود ونه آیین جنگ

 

فقط مقایسه کنید دیو همه چیز داره ولی کیومرث چیزی نداره.

از کتاب پرفسور دکتر محمد تقی زهتابی.

میتونید مراجعه کنید.کتاب رحیم رئیس نیا.ویل دورانت

راستی اگه خواستید یه نگاه هم به تاریخ معماری در ایران بندازید بد نیست.

شرمنده اگه طولانی شد. 

+ نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 20:53 توسط مرتضی صادقی |

بدرستی  که شما را مرد وزن آفریدیم وبه صورت ملتها وقبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.بتحقیق عزیزترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست.(قرآن کریم سوره حجرات آیه ۱۳)

زبان ترکی زبان گفتار وکتابت بیش از یکصدوبیشت میلیون مردم مسلمان آسیا وقسمتی از اروپا را تشکیل میدهد.این آمار برای دی ماه سال ۱۳۶۵ هستش

ویکی از زبانهای قدیمی شرق است.مردمی که به لهجه ها وشیوهای مختلف ترکی صحبت می کنند

از چین تا نزدیکیهای اروپای مرکزی سکونت دارند وبا لهجه ها وشیوه های مختلف ترکی صحبت می کنند.

زبان ترکی از لحاظ قاعده و گرامر یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از جهت افعال نیز شاید از غنی ترین

زبانها باشد.

مثلا در افعال ترکی با اضافه کردن پسوندهای ویژه می توان از فعل لازم افعال متعدی دو درجه ای ساخت بدون آنکه نیازی به بکار بردن کلمات مرکب بوده باشد در صورتی که در اغلب زبانها باید همین مطلب را بکار بردن یک جمله وافعال مرکب بیان نمود.(مثلا:اوخوماق=خواندن.اوخودماق=وادار به خواندن کردن.و اخوتدورماق=گذاشتن کسی به مدرسه تا به او خواندن یاد بدهند.ویا گرفتن معلم برای اینکه به کسی تعلیم بدهد.)

کتابهای گوناگون درباره زبان و ادبیات ترکی و تاریخ ترکان به زبانهای مختلف در کشورهای متعدد نوشته شده است و دانشمندان زیادی در دانشگاههای معتبر شرق و غرب در این زمینه در مشغول تحقیق وتتبع اند.

زبان وسیله تفاهم بین افراد بشر است و از مجموعه کلمات و صداها تشکیل شده و پدیده اجتماعی و زنده ای است که در طول تاریخ به سیر تکاملی خود ادامه می دهد و در این مسیر تابع قوانین وقواعد داخلی وشرایط خارجی است.

چامسکی(Chomsky)زبان شناس معروف معاصر (از انیستیتوی تکنولوژی ماساچوستس)معتقد است بنیاد و شالوده زبان ذاتی ذهن است که از راه تکامل در طول قرنها حاصل شده است و کودک باآن متولد می شود وتجربه زبانی او در حکم روبنائی است که روی این شالوده ذاتی ساخته می شود.

 

یاسر جان عزیز دل برو ببین فارس بودن افتخار داره یا نه ببین اصلا 2500سال تمدن داشتن چقدر برای ملت ایران مفید بوده که تو میای اینجوری زبان ترکی رو مسخره میکنی؟

برو ببین تا زمانی که ترکان حاکم بودن علم هنر صنعت در ایران به اوج خودش رسیده وزمانی که دست فارسها افتاده دچار بدبختی شدیم مثل حالا که با تورم 30درصدی داریم زندگی میکنیم.

         دولت ترکان چوبلندی گرفت

         مملکت از داد پسندی گرفت

         چونکه  تو  بیدادگری  پروری

         ترک نه ای هندوی غارتگری

 

+ نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 12:10 توسط مرتضی صادقی |

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم                  واین یک دم عمر را غنیمت شمریم

ای  آمده  از عالم  روحانی  تفت                   حیران شده در پنج و چهارو شش و هفت

می نوش ندانی ز کجا  آمده ای                    خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

۱۰سال بعد ثروتی :اسماعیل در حال حاضر داره ویزیتوری میکنه داره روزنامه جام جم می فروشه.زمانی که تو پارک دیدمش دیدم داره با یک بچه بازی می کنه. گفتم اینکه اسی. گفت: نوه ام هست ولی بعداز چند دقیقه مادر بچه اومد وبچه رو برد. گفتم این کیه. گفت: نمی دونم.

 گفتم نوه ات رو برد!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

بعد تازه فهمیدم که اسی دچار آلزایمرشده.

من درحال حاضر در غربت هستم ودر شهر آنکار با فرزندم وزنم زندگی میکنم.ودیگه دست از فعالیتهای سیاسی برداشته ومشغول کاردست فروشی هستم.

+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 17:37 توسط مرتضی صادقی |

تبریز شهر دلاوران نامداران وآزادی خواهان.

از جمله عناوینی که شایسته نام نامی شهر تبریز است شهر پیشگامان وبه عبارتی دیگر <<شهر اولین ها>>می باشد

چرا که در هر زمینه ای که بنگریم خواهیم دید یکی از ااولاد خلف وبا عزم این دیار با درک موقعیت تاریخی وشرایط زمان ومکان با کوچک شمردن دشواری های بزرگ قدم پیش گذاشته وبا گشودن راه نوینی در پیش پای هموطنانشان آنان را با یکی از اصول تمدن جدید آشنا ساخته وبا هموار کردن ناهمواری ها صحفه جدیدی را در تاریخ معاصر این مرزوبوم ورق زده است.

۱:صنعت چاپ که مادر رسانه محسوب می شود با نصب نخستین ماشین چاپ در تبریز بود که ایرانیان وارد تبادل گسترده اطلاعات ودانش گردیده وبا مظاهر سیاسی اجتماعی وبا حقوق اساسی خود آشنا گشتند.

میرزازین العابدین تبریزی که به حق عنوان <<پدر چاپ ایران>>را به خود اختصاص داده در سال ۱۲۳۲هـ.ق نخستین ماشین چاپ راکه از نوع سربی یا حروفی بود از روسیه وارد تبریز کرد ودر محله ویجویه که آن موقع خارج از قلعه شهر قرار داشت نصب نمود.وبعد از هشت سال این صنعت به تهران رسید.

نخستین کتب به زبانهای مختلف نیز اولین بار در تبریز آغاز گردید واز این طریق ایرانیان با فکر واندیشه وتجارب دیگر ملتها آشنا شدند وبه وسیله آن اطلاعات دانش تاریخ ومدنیت دیگر ملل را در درون فرهنگ خود هضم ومورد وداقه قرار داند.

   این فقط مقداری از شهر اولین ها بود.

تبریز اولین شهری بود که در ایران مردم در آن رای دادند واولین زنان ایران در تبریز در انتخابات شرکت کردند

وادامه دار..............

                                                                      از نوشته های دکتر صمد سرداری نیا

 

+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 23:37 توسط مرتضی صادقی |

مردم دولت وحاکمین را انتخاب میکنند ومردم هستن که بر دولتها وحاکمین حکومت میکنند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 22:9 توسط مرتضی صادقی |

سلام سلامی به گرمی بهار وبه خشکسالی تابستان .سلام به دوستان سلام به منتقدان سلام به انقلابیون سلام به ولایتیها سلام به بلشویکها به مجاهدان سلام به تمام آرمان خواهان به صالحین به اصولگرایان اصلاح طلب سلام به اصلاح طلبان محافظه کار وتمام کسانی که ما را در این بازی یاری فرموده.خوب ..............
+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 22:36 توسط مرتضی صادقی |

سال خوب وپر از خوشی داشته باشید

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 21:1 توسط مرتضی صادقی

 تبریک جشن هستش چرا بیکار نشسته اید چرا پای کوبی نمیکیند؟چرا هلهله نمیکنید؟شما هم دست در دست استکبار دارید؟شما هم حرفهای این جهان خوار جهان شمول مستکبر خائن پرور شیطان پلید نامرد مشت بر دهان خورده را گوش دادید؟خیلی چیز هستید بابا ایران کشور گل بلبل کشور محبتها کشور مهربانی ها کشور خوبی ها به فناوری پاک انرژی همیشه هسته ای دست پیدا کرد همین البراده ای یا البرادی یا البراد یا همین رئیس سازمان انرژی هسته ای جهان گفت خودش گفت در گوشه خودم گفت اگه گفتید چی گفت خوب معلوم هستش چی گفته دیگه گفته ایران به فکر بمب هسته ای نیست خیلی خوب بود حال کردم.

بعد شما بیاید این دولت مهرورز خیرخواه اول جهان بعد ایران رو نقد کنید ببینید تو ۳سال به فناوری رسید اگه ۱۰سال رئیس جمهور باشه چیکار میکنه؟همین دولت به اصطلاح اصلاحات ۸سال حکومت کرد واقعه ۱۸ تیر به وجود آمد بعدش اینهمه روزنامه مجله درش تخته شد بعدشم باج میداد تا به انرژی هسته ای دست پیدا کنه آخه خودتون مقایسه کنید ببینید کی بهتر کار کرده؟

از امروز به بعد همه باهم باید به اصولگرایان ومهرورزها رای بدیم آفرین

+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 19:38 توسط مرتضی صادقی |

راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگ جوی سامورایی به هم خورد:((پیرمرد مرد بهشت وجهنم را به من نشان بده!!!))

راهب به سامورایی نگاهی کرد ولبخندی زد سامورایی از این که می دید راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند برآشفته شد وشمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند!! راهب به آرامی گفت:((خشم تو نشانه ای از جهنم است))

سامورایی با این حرف آرام شد نگاهی به چهره ی راهب انداخت وبه او لبخند زد.

آنگاه راهب گفت:((این هم نشانه ی بهشت))

راستی راویان شیرین سخن خبر آورده اند که آقای اکبر صادقپور هم ازدواج کرد یعنی در چند روز گذشته شیرینی خورون بوده حاج اکبر تبریک می گم.

طبق آخرین خبرها از خبرگذاریهای بیگانه وداخلی برادر اسماعیل ثروتی هم متاهل شده واین بانوی محترمه مسوول روابط عمومی شرکت لوفتانزا هستند طبق آخرین گذارشها در آینده این دو کبوتر عاشق قرار هستش شیرینی بخورن حاجی به توهم تبریک میگیم راستی جاجی بیا ودست روسر بعضی از دوستان بکش که به دنبال دختر هستند ودوست دارن سریعتر متاهل بشن بکش.لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی عروسی هستش همه با هم هل هله کنان باید به دنبال این چهار گل نو شکفته بریم مبارک لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی

+ نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 9:49 توسط مرتضی صادقی |

پسرکی بود که می خواست خدا را ملاقات کند او می دانست تا رسیدن به خدا باید راه دور و درازی بپیماید.به همین دلیل چمدانی برداشت و درون آن را پر از ساندویچ کرد و بی آنکه به کسی بگوید سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرف تر به یک پارک رسید پیرمردی را دید که در حال دانه دادن به پرندگان بود.رفت و روی نیمکت نشست.پیرمرد گرسنه به نظر می رسید پسرک هم احساس  گرسنگی  می کرد پس چمدان را باز کرد ویک ساندویچ ویک نوشابه به پیرمرد تعارف کرد.پیرمرد غذا را گرفت ولبخندی به کودک زد.

پسرک شاد شد وبا هم شروع به خوردن کردند.آنها تمام بعداز ظهر را به پرندگان غذا دادند وشادی کردند بی آنکه کلمه ای با هم حرف بزنند.

وقتی هوا تاریک شد پسرک فهمید که باید به خانه بازگردد چند قدمی دور نشده بود که برگشت وخود را در آغوش پیرمرد انداخت پیرمرد با محبت او را بوسید ولبخندی به او هدیه داد.

وقتی پسرک به خانه برگشت مادرش با نگرانی از او پرسید:تا این وقت شب کجا بودی؟؟

پسرک در حالی که خیلی خوشحال به نظر می رسید جواب داد:پیش خدا!!

پیرمرد هم به خانه اش رفت.همسر پیرش با تعجب از او پرسید:چرا اینقدر خوشحالی؟؟

پیرمرد جواب داد:امروز بهترین روز عمرم بود من امروز در پارک با خدا غذا خوردم.

آن کس که جز تو عطا کننده ای نمی یابد نا امید مکن وکسی را که از تو به غیره تو بی نیاز نمی شود بی یاری مگذار

 

+ نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:51 توسط مرتضی صادقی |

در مطب دکتر به شدت به صدا در آمد.دکتر گفت:((در را شکستی!بیا تو.))

در باز شد ودختر کوچلوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید:((آقای دکتر!مادرم.))ودر حالی که نفس نفس می زد ادامه داد:((التماس میکنم با من بیایید!مادرم خیلی مریض است.))

دکتر گفت:((باید مادرت را اینجا بیاوری من برای ویزیت به خانه کسی نمی روم.))

دختر گفت:((ولی دکتر من نمی توانم.اگر شما نیایید او می میرد!))واشک از چشمانش سرازیر شد.

دل دکتر به رحم آمد وتصمیم گرفت همراه او برود.دختر دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود.

دکتر شروع کرد به معاینه وتوانست با آمپول وقرص تب او راپایین بیاورد ونجاتش دهد.او تمام شب بر بالین زن ماند.

تا صبح که علائم بهبودی در او دیده شد.

زن به سختی چشمانش را باز کرد واز دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکر کرد.

دکتر به او گفت:((باید از دخترت تشکرکنی اگر او نبود حتما می مردی!!))

مادر با تعجب گفت:((ولی دکتر دختر من سه سال است که از دنیا رفته!!))وبه عکس بالای تخت اشاره کرد.

پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد.این همان دختر بود!!فرشته ای کوچک وزیبا!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 12:27 توسط مرتضی صادقی |

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود به خدا اعتقادی نداشت.او چیزهایی را که در باره خداوند ومذهب می شنید مسخره می کرد.

شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت.چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود وهمین برای شنا کافی بود.

مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت ودستانش را باز کردتادون استخرشیرجه برود.

ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد.

احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت.از پله ها پائین آمد وبه سمت کلید برق رفت وچراغ ها را روشن کرد.

آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 11:45 توسط مرتضی صادقی |

من نمیخواستم چیزی بگم ولی پاهامو دراز نکردم آقا اجازه؟

 

مراسم جشن عیدغدیر عید ولایت وامامت و روز بزرگترین رای گیری در تاریخ اسلام وروز همه پرسی در اسلام مبارک باد.اسلام یعنی انتخاب کردن نه تحمیل کردن.و آزادی تفکرها برتمام آزادی خواهان مبارک باد.در روز جمعه۷/۱۰/۸۶ از ساعت۱۹:۱۵ همراه با سخنرانی ومداحی وپذیرائی در انصار۲برگزار میگردد.ضمنا مجلس برای خواهران مهیاست.

آقا راستی شام مهمون آقا جعفر هستید به سلامتی دکترا قبول شدن بیایید نرفت کنفرانس بده ولی دکترا قبول شد میخواد شام بده شما که رفتی خارج چی؟؟؟؟؟؟؟؟شما چیکار کردی؟

راستی ۱۹روز دیگه تولد من هستش.

آهای کسانی که در پاستور زندگی میکنید ودیگر دوستان که در جاهای دیگه مستقر هستید بلندشید بیایید بیایید.یادتون نره اجابت دعوت کنید تا نشون بده آدمای با ادبی هستید

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 9:22 توسط مرتضی صادقی |

منم به نوبه خودم تبریک میگم راستی حاجی خیلی داری احساساتی میشی دیگه کار شما از احساسات گذشته ای بچه بی تربیت باز پاتو جلوی بزرگتر دراز کردی؟باز به بزرگترت بی احترامی کردی؟خوب دست خودت نیست بد تربیت شدی خیلی بی ادب شدی اصلا از این کارات خوشم نمی یاد

یادش بخیر سرپل اسماعیل ثروتی از وصله حرف میزد دل از من می برد از شماها میگفت از حرفاتون از طنزهایی که در گفتارتون بود میگفت منم کلی حال میکردم با خودم گفتم عجب!!!!!!جمع باحالی همه خوش هستن حتی برای چند دقیقه ولی الآن که میام سر میزنم میبینم هیچی نیست فقط دعوا وزیرآب زدن هستش.

 بعد اینهمه دعوا در فضای مجازی باز باهم دوست میشید کسی از شما حتی قادر نبود از این فضا برای روراست بودن استفاده کنه فقط حرف از مشکلات هم حرف میزدید راهکاری برای مشکلات نداشتید.

راستی  من خودم کلی منتظر سفرنامه دوستان پاستور بودم ولی انگار خبری نیست.آقا رفتی آسیای شرقی مگه کجا رفتی؟رفتی تو یکی از این دانشگاههای ضایع آسیای شرقی در کنفرانس شرکت کردی

اگه خیلی مرد بودی توهمین دانشگاههای خودمون اینکارو میکردی؟مگه همین دانشگاه خودمون نبود که کیک زرد تولید کرد تازه کلی هم ملت حال کردن بعد شما رفتی اونجا تو کنفرانس شرکت کردی؟

راستی حمید جا تو کجا اینجا کجا نبودی بودی نیستی کجایی باش تا باشیم برات.

راستی میخواستم بگم ۲۵دی تولدمنه به تمام دوستان تبریک میگم.منتظر هدایا وشیرینی همه دوستان هستم تو همین فضای مجازی همه باهم میخوریم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 12:13 توسط مرتضی صادقی |

آمدیم که برویم ونشد ماندیم.این چه وضع وبلاگ هستش همه رفتن خواب زمستونی؟بیدارشید خبر آمد خبری در راه است دارید باه این وبلاگ چیکار میکنید قرار بود این وبلاگ را جهانی کنیم قرار گذاشتیم از طریق همین وبلاگ با هم دوست باشیم به هم وصل بشیم کجایی مجتبی ؟؟؟؟کجایی اسماعیل جان رفتی کیش و بهت خوش گذشت دیگه به این وبلاگ سر نمیزنی؟؟؟؟؟؟سهیل جان تو کجایی رفت خارج قول وقرارتو فراموش کردی؟؟؟محمود جان تو چی توهم رفتی قاطی این بازی کثیف شدی؟؟؟؟؟ مصطفی مگه تو نبودی قانون وضع کردی این جوری میخواستی رهبر انقلاب وصله بشی؟؟؟؟؟ودیگر اعضای مهربان وصله کجایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آه  کجاید ای شهیدان خدایی؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی میخواستم بگم که در مراسم هئیت مورخ ۲۲/۰۹/۸۶ پنج شنبه  که در مسجد برگذار میشه شرکت کنید .این مراسم در عزای شهادت امام جواد در ساعت ۱۹ برگذار میگردد.راستی طبق آخرین خبرهای از سازمان جاسوسی امریکای خیانتکار رسیده که شام مراسم جوجه کباب هست ولی از آن طرف اعضای موساد اعلام کردن شام کباب میباشد .ولی دوستان مهم نیست شام چی هستش فقط با آمدن شما دلها شاد خواهد شد.

راستی  بریم به عنوان مطلب برسیم.

یکسری از دوستان رفته بودن قهوه خانه برای میل صبحانه.در هین انجام لومباندن املت ناگهان از اداری مطبوع بهداشت آمده وشروع به تجسس کرده که در این هنگام صاحب قهوه خانه آمده وبا حرکات موزون به شاگردان قهوه خانه فهمانده که اینان آمده اند تا قهوه خانه را پلوم به نماییند.

در این هنگام بکی از ما مرین به کنار یخچا ل رفته وبا صدایی دلشین به صاحب قهوه خانه گفت :که این یخچال کثیف است ولی صاحب قهوه خانه با اعتماد به نفس بالا گفت نگاه نکن کثیف تمیزه!!!!!!!

حالا به خاطر تازه شدن دیدارها بلندشید بیایید.

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 12:28 توسط مرتضی صادقی |

میدونم زیاد کامل نیست اگه میخواستم کامل بنویسم زیاد میشد .

 

شیعیان وتاریخ تشکیل شیعه را به زمان رحلت رسول اختصاص دارد.در زمانی که رسول خدا رحلت کردند

کسانی در خانه ایشان با علی بودند ودر حال اجرای مراسم دفن رسول خدا بودند .ولی گروهی از اصحاب رسول خدا در ثقیفه جمع شده ودر حال صحبت در مورد مرگ رسول خدا بودنند وکسانی اعتقاد به مرگ رسول خدا نداشته که در این هنگام عمر حاضر شده وبا صدایی بلند مرگ رسول خدا را اعلام کرده .وبا زیرکی تمام دست ابوبکر را به بالای سر برده واورا جانشین رسول خدا معرفی میکند. ولی در ثقیفه کسانی بودنند که با او مخالفت کرده وبزرگان خود را جانشین رسول خدا می دانستند.ولی عمر با ایراد سخنرانی ومعرفی خود وابوبکر وجایگاه ابوبکر واینکه ابوبکر با رسول خدا نسبت خانوادگی دارد واینکه رسول از شهر مکه واز قبیله ابوبکر .......

درحالی که عمر از نسبت خانوادگی سخن میگفت جنازه رسول خدا برروی دوش علی وپیروان او بود واز این زمان پیروان علی را علوی خوانده ونام شیعیان را بخود گرفته ودر دوران حکومتها وامامت امامان فرقه ها وگروهایی با نام علوی ظهور کرده وحکومتی را درنقاط مختلف تشکیل داده ورهبران خود را به امامان زمان خود نسبت داده .ولی در زمان ظهور صفویان که شیعه نبوده ولی به دلیل ابنکه معلم پدر اسماعیل شیعه بوده وبه دست سنیان کشته شده وخود اسماعیل که تا سن هشت سالگی در مخفیگاه زندگی میکرده از سنیان متنفر بوده وبا تاسیس حکومت خود در کشوری که اکثریت سنی ودر فرقه های مختلف بوده دین رسمی حکومت وکشور را شیعه اعلام کرده.در تبریز که اکثریت مردم سنی بوده با دستور شاه اسماعیل قزلباشها  را با شمشیرمامور کرده بود که هرکس در هنگام اعلام دین رسمی وفرقه رسمی کشور مخالفت کند گردنش را بزنند.که در بعضی از نوشته ها کشته ها در تبریز را چند هزار نفر اعلام کرده ولی با این کار شاه اسماعیل در تمام نقاط کشور واعلام کردن دین وفرقه رسمی شیعه واجباری کردن آن تمام مردم سریعاً شیعه شد ودیگر هیچ اعتراضی نسبت به دین جدید نشده.
+ نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 21:20 توسط مرتضی صادقی |

من خیلی  نارحتم چی کار کنم که در اندر کوچه ذهنم گیر کردم از زمانی که مطلب برادر سهیل را خواندم

آخه چرا ما پیشرفت نمیکنیم؟هاااااا چرا هرچی زور میزنیم نمیشه درست نمیشه؟مگه مجلس زورخونه هستش؟

آخه مگه میشه در هئیت دولت امام زمانی پاور لیفتینگ کار کرد؟مگه باید همیشه زور بزنیم؟نمیشه زور نزنیم وکشور بدون زور زدن پیشرفت کنه؟راستی جالبه............مجتبی جان خودت ادامه بده.آره میگفتم هنوز نتونستم از این اندر پیچ وخم در بیام.

 ما که ورزشکار نیستیم .تازه این طرح امنیت اجتماعی اومده گفته آقایون وبانوان معتاد عزیز به جای اینکه برن از این قاچاقچی نامرد مواد مخدر آشغال بگیرن میتونن برن از داروخانه ها مواد مورد نیاز خود را تهیه کرده ودر گوشه ای از خیابان خلوت کرد وبه عمل مصرف مواد مشغول بشند.با این جریان ها واین اتفاقها معلومه مردم دیگه به زور زدن علاقه ندارن پس اگه میشه زور نزنیم سخته زور زدن.

خوب میگفتم از این چهره های اینترنتی که با انواع ماسکها میان میرن بازم میان میرن وهر دفعه ماسک ها را عوض کرده با ماسکی جدید وارد اینترنت میشن.خوب یاسر جان اگه منم باشم با یه ماسک 2بار جایی نمیرم خوب همه میفهمن که من هستم وسری به یک پوست پیاز به فروش میرسم پس حق بده که باید ماسکها عوض بشن تا فرد مورد نظر شناسایی نشه چرا دوست داری بفهمی کی ماسک میزنه مگه خودت ماسک نمیزنی؟

بعدشم توئی که اسم این نسوان عزیز را می آوری نمی دونی که اینا دونبال شوهرانی مثل تو ودیگر دوستان بودن ولی با افشاگری دوستان این توطئه برملا شد ودست استکبار جهانی در دهانش ماند و خود هم نفهمید که از کجا خورده است
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 22:27 توسط مرتضی صادقی |

 راستش یه چند روزی نبودم گفتم بیام ببینم چه خبره دیدم همه دوستان دارن با دوست روشنفکر ما که اسمش آشنا ست صحبت میکنن در همین حالی که داشتم به یاد تبلیغات تلویزیونی عمو ضرغام افتادم که یکی از تبلیغاتش به همین اسم بود با خود اندیشیدم ودر فکر فرو رفتم وگفتم شاید این همون آشنا باشه یا همون کیک معروف آشنا که تو جیب تمام دوستان هستش (همین الآن یه نگاهی به جیب هاتون بندازید شاید الآن توجیبتون باشه) وباز در حال فکرکردن گفتم عمو ضرغام این آشنا رو فرستاده تا از این طریق تبلیغات کنه تا وب ما هم از عنایتش بی بهره نباشه. 

+ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 11:31 توسط مرتضی صادقی |

 

اما پس از رحلت حضرت رسول محور تغییر کرده به جای دیانت وصول به امارت نقطه محوری گردید.

چون علت موحده این دستگاه تازه اسلام بود طبعا آن علت بایستی علت مبقیه: بقا وپایداری نیز باشد.

به عبارتی ساده تر چون امارت وسیادت از راه دیانت حاصل شده بود نمی بایست سستی ومسامحه ای به اصول آن راه یابد از همین روی در چندسال واندی در ایام خلافت دو خلیفه اول و حضرت امير(ع) پیروی از اصول اسلام وسنت رسول الله دقیقا صورت گرفت.

بی درنگ پس از رحلت  حضرت رسول سعدبن عباده در مقام  به دست آوردن ریاست جامعه مسلمین بر آمد.

عمر با یک ضرب شست ماهرانه ابوبکر را به مسند خلافت می نشاند وسعدبن عباده را به خاک هلاکت می افکند.ابوبکر پس از دوسال واندی خلافت،وام خود را به عمر ادا کرده و او را برای جانشینی پیغمبر نامزد وبرای انتخابش بدین مقام توصیه کرد.

عمر دربستر مرگ شورای شش نفری برای  تعیین خلیفه معیین کرد ولی عملا عبدالرحمن بن عوف خلیفه را برگزید.!!!!!

قتل عثمان،بیعت با علی بن ابیطالب وسه جنگ صفین وجمل ونهروان در طول پنج سال خلافت او ودسایس  عمروعاص ومعاویه وپیدایش خلافت اموی فاجعه کربلا هتک حرمت کعبه برای دست یافتن بر عبدالله بن زبیر ،دعوت بنی هاشم وسقوط بنی امیه ،روی کار آمدن عباسیان،نهضت فاطمیان در مغرب،حرکت انقلابی اسماعیلیان و حوادثی که تا استیلای هلاکو بر بغداد روی داد،همه علامت تبی است که بر مزاج عرب مستولی شده بود.تب امارت ورسیدن به قدرت اما زیر عنوان جانشینی پیغمبر.

.......و ادامه دار.........

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 17 مهر1386ساعت 17:5 توسط مرتضی صادقی |

در اوايل سال يازده هجري ستاره اي خاموش شد ،ستاره اي كه تقريبا بيست و سه سال در آسمان قوميت و بربريت عرب درخشيد و جهان را جاني تازه بخشيد.

... در همان ساعات غوغايي برخاست هنوز جسد پيغمبر اسلام(ص) بر زمين بود كه فرياد " منا امير و منكم امير"( یک امیر از ما و یک امیر از شما) در سقیفه بنی ساعده بلند شد و سودای ریاست خون مهاجر و انصار را به جوش آورد.

... اما پس از رحلت رسول (ص) محور حکومت تغییر کرده و به جای دیانت و پایبندی به اصول ، امارت نقطه محوري گرديد. طبعا چون علت وجود و قدرت گرفتن اين دستگاه تازه ديانت اسلام بود مي بايست براي تغيير در آن مسامحه به اصول آن راه يابد، از همين رو در دوازده سال و اندي خلافت ابو بكر و عمر پيروي از اصول آن تقریبا (به استثنای ۵ سال حکومت حضرت امیر (ع) که به شیوه پیامبر(ص)  بود ) صورت گرفت ولي هر قدر از زمان رحلت رسول دورتر مي شويم ديانت از هدف به وسيله مبدل مي شود و آن هم وسيله اي براي وصول به امارت و رياست.

و ...ادامه دارد ...

+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت 21:19 توسط مرتضی صادقی |

از اونجایی که زبان فارسی خیلی غنی هستش وتمام مردم جهان در پی این هستن تا ریشه زبانهای خودشون رو به زبان فارسی یا همون پارسی متصل کنند وخودر را برادر ودوست ایران بدانند.

خوب ولی بعضی مواقع ما در صحبت های خود از کلماتی استفاده میکنیم که چندین معنی میده

مثل کلمه (چیز)به عنوان مثال او چیز رو بده به من؟آخه این چیز چی هستش که بعضی مواقع نمیشه جایگزینی براش پیداکرد؟

خوب بهتر نیستش این چیز رو حذف کنیم واز خود کلماتی که در ذهن داریم استفاده کنیم.

خوب فقط همین میخواستم در پایداری فرهنگ پارسی منم کاری کرده باشم.

تا دولت کریمه آقای دکتر سهیل محمودزاده وکابینه منتخب خودشون از دست این عضو وصله راضی شده ودست از چیز بردارن!!!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 10:23 توسط مرتضی صادقی |

مراسم جشن ولادت امام حسن(ع) در روز پنجشنبه مورخ ۷/۵/۸۶ همراه با افطارـــ سخنرانی ـــ مولودی خوانی ـــ وپذیرایی و باحضور  وحید سلامت در مسجد برگزار می گردد.مجلس برای خواهران نیز مهیا می باشد.

با حضور سبزتان در این مجلس دوستان را شاد کنید .

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 10:14 توسط مرتضی صادقی

 ولادت حضرت مهدی موعود(عج) را به تمام دوستان تبریک گفته و شماعزیزان را به مراسم جشنی که به همین مناسبت برگذار می شود دعوت می نمایم.(از طرف دوستان هیتی )

مراسم در روز سه شنبه ۶/۶/۸۶  در محل انصار ۲ پس از نماز مغرب و عشا آغاز ودر ادامه با سخنرانی و ... شام به پایان خواهد رسید.

در ضمن مجلس برای خواهران نیز مهیاست.

با حضور خود دیدارها را تازه کرده وکدورتها را از میان ببرید.

+ نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 22:45 توسط مرتضی صادقی

سلام به بر و بچ عزیز بیاید تا گل برافشانیم  تا زیگیلها را بتراکانیم.از آنجایی که این جانب از ارتباط تلفنی وارتباطات جمعی و چیزهای دیگه محروم بوده وتازه به این تکنولوژی دست پیدا کرده ودر حال خواندن مطالب این چند روزه دوستان هستیم  از تمام دوستان ونویسندگان ومنتقدین وانتقاد پذیران عزیز پوزش می خواهیم که نمی توانیم در این گردباد انتقادها ونقدها وسانسورها، که این کار فقط دست بچه های صدا رو می بوسد که یکی از عوامل این جایگاه سانسورسیم در این وبلاگ رخنه کرده وباعث  برهم خردن فضای داخل وبلاگ شده.

وباعث شرمساری این جانب است که نمیتوانم شمارا در این بلاوگردباد حوادث کمک کنم. 

منتظر حضور سبز من باشید ودر نزدیکی خزان درختان بنده سبز خواهم شد و وبلاگ را به حالت اولیه خود بر خواهم گرداند وکاری خواهیم کرد تا این وبلاگ جهانی شده و از همین وبلاگ مشتی محکم به عوامل جاسوسی وگرداندگان انقلابهای پشمکی واز این قبیل چیز ها خواهیم زد.

وبا دلی آرام وقلبی از سنگ شما را رها میکنم البته فعلا.

 

+ نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت 13:47 توسط مرتضی صادقی |

مراسم جشن ولادت سه ستاره انورسپهر امامت در روز پنج شنبه ۲۵/۰۵/۱۳۸۶ پس از نماز مغرب وعشاء در مسجد برگزار میگرددد.در ضمن مجلس برای خواهران مهیاست.به صرف شام ودیگر وسایل پذیرایی. شما دوستان وصله را دعوت کرده وبا حضور خود مجلس را نورانی کرده .خوش باشید .در روز پنج شنبه دیدارها با حضور شما تازه خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 12:41 توسط مرتضی صادقی

من اومدم خوش اومدم خیلی ممنون شکته بندی نکنید آقا بشین راحت باشید خوب از خودتون پذیرایی کنید.

گذشت زمان در ایرن بسیار سریع و خارق العاده بوده و بسیار فراموش کار هستیم حتی برای یک لحظه هم در مورده چیزای که داشتیم واز دست دادیم  فکر نمیکنیم فقط میخوایم قهرمانان این کشور که زحمات بسیارزیادی کشیده اند از صفحات کتابهای درسی وتحقیی خودمون حذف کنیم.

این همه حرف زدیم تا برسیم به مجلس به مشروطه به آزادی وچیزهای دیگه ای که ۱۵۰سال پیش تنها کشور خاورمیانه بودیم که بهش دست پیدا کردیم.

در زمانی که مشروطه فرمانش صادر شد وتمام ملت ایران در شادی وسرور بودن دولتهای انگلیس وروس تزاری وشاه خائن ودنیا پرستان....در حال خیانت بودن  ودر همین وضع مجلس به توپ بسته شد تمام آزادی خواهان یا به شهادت رسیده ویا از ایران فرار کرده حتی مرکز غیبی در تبریز که انقلاب را پیش میبرد تعطیل شد وهمه در حال فرار بودن وتمام بختیاریها تمام نهضت های داخل کشور در ترس و وحشت بودن صدایی از تبریز برخواست صدای از محله امیرخیز تبریز صدای جوانمردان بی سواد -جوان مردانی که تهمتهای به آنها زده شده .ستار آن مرد دلیر را راهزن میگویند .

 

آری ستار بود که مجلس را زنده کرد ستار بود که دلیریها کرد ستارخان مرد همیشه دلیر که تمام روزنامه های آن دوران از او نوشتن از او گفتن ولی ما چه کردیم؟مزار ستارخان در غربت است در تنهایی در جایی مانند انسانهای معمولی دفن شده آیا ستارخان لایق این بود؟آیا باز صدایی از محله امیرخیز صدایی خواهد آمد آیا با صدای رسای ثقةالسلام را خواهیم شنید آیا باز فرمانی برای آزادی صادر خواهد شد.

راستی جای خالی رو خودتون بفهمید.

 

+ نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت 15:55 توسط مرتضی صادقی |

میخوام یه معما طرح کنم هرکی که حل کنه میتونه به دفتر دولت مطبوع رفته از دکتر  سهیل زاده جایزه بگیره.

او کیه که اگه حرف نزنه دنیا به آرامش میرسه؟

اوکیه که قدش بلنده ولی همه قد کوتاه میبیننش؟

اون کیه که با یه کلمه دنیارو به آتیش میکشه

اون کیه که همه چیز رو برای اولین بار میزاره اطرافیانش تجربه کنن؟

اون کیه که همیشه یه لامپ ۴۰۰پشت سرش هستش وهمیشه در هاله ای از نور هستش؟

اون کیه که اگه بمیره در تمام دنیا جشن برگزار میکنن؟

راستی میخواستم بگم که بابا عوض اینکه به تیتر  توجه کنید به چیزای دیگه توجه کنید.مگه باید تیتر با مطلب بخونه؟

مگه این نیست که تمام روزنامه های کشورهای خارجه تیترشون  با مطالب داخل روزنامه همخونی ندارن.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 14:43 توسط مرتضی صادقی |

از اونجایی که ما ملت ایران هرروز قله های افتخار رو فتح میکنیم.

وبا  عمل کردخود در اداره امور مملکتی‌ -اسلام را به کشورهای دیگه منتقل میکنیم ودر این کار از اون عمر نامرد جلو زدیم خیلی خوشحال هستیم.دمت گرم دولت مطبوع با این کارات حال میکنیم.

خوشحالیم که برادر ثروتی با دولت مطبوع همکاری نموده ودر اطلاع رسانی در مورد حجاب بانوان عزیزمون کوشا بودن وخود شاهد بوده که یکسری از این بانوان عزیز با دیدن این مطلب با  حجاب شده وما از همینجا نشان شوالیه عدالت رو به برادر ثروتی اهدا کرده تا مشت محکمی بر دهان این انگلیس جهان خوار زده باشیم.

راستی میخواستم نامه ای به اون آقایی که نشسته وداره فیلتر میکنه ودر فیلترینگ مقام اول را در جهان به دست آورده بگم آقا دمت گرم مارو فیلتر نکن آقا دمت گرم هرچی سایت خبری هست فیلتر کن ولی اون یکی سایتهارو فیلتر نکنی (خودش میفهمه به شما توضیح نمیدم)آقا دمت گرم خیلی باحالی دوست داریم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 21:29 توسط مرتضی صادقی |

و هر روز بهش توهین میشه.ما مردم آزاده ایران راضی هستیم که این عوامل امپریالیسم جهانی وجاسوسان موساد در دکانشان تعطیل شد.

خیلی خوب هستش که تمام روزنامه هارو ببندن خیلی خوب هستش که تمام سایت ها فیلتر بشه.من نمیدونم چرا الکی گیر میدید آقا ملت ایران که دارن میرن طرف امپریالیسم جهانی اونم تعداد شون زیاد نیست به لطف این دولت مردمی نابودخواهند شد.

راستی از اونجایی که مردم ایران به اندازه sms زدن وقت خوندن روزنامه ندارن ودولت فهیمه ومردمی چون دیدن پول وبیت المال مردم در این راه اسراف میشه شروع کردن به بستن دکان این نوکران امپریالیسم جهانی کرده .

فقط همین برادر مجتبی ما میخواهیم شما بیدار بشید و این همه از امپریالیسم جهانی تعریف نکنید.واسمی از این مجلات وروزنامه های مستهجن در این مکان اسلامی نیارید تا .......از شما خشنود باشن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 19:16 توسط مرتضی صادقی |

خوب میدونم که از اومدن ما شاد نیستید ولی رسالتی بر دوش داشتم که باز سری بزنم وحرفی از اعماق دل گفته ودل ملت مسلمان را به درد آورده ودر غم این عزیز از دست رفته شریک باشن.

آقا مملکت گل و بلبلی داریم خیلی باحال هستن از روزی که این رئیس جمهور ش.ن انتخاب شدن وشروع کردن به سخنرانی های متعدد وتهدید کشورهای غیره مسلمان ومسلمان کردن کشورهای مختلف ودر این کار موفق شده.

واز روزی که فرمودند که جمعیت ایران باید زیاد بشه و مشکلی برای جمعیت ۱۴۰۰۰۰۰۰۰ملیونی نداریم واز اونجا که در کشور بحث ازدواج موقت هستش واین بحث نشون میده که یکسری از این فریب خوردگان اهمیتی به خانواده نمیدن ونمیخوان صاحب بچه بشن میرن سراغ این کار موقت.

از اونجای که کشور ما تمام محصولاتش چینی شده وباعث شده صادرات ارز بیشتر بشه ما پیشنهاد میدیم که از این به بعد اگه میخوان جمعیت زیاد به از کشور چین آدم وارد کنیم تا به مشکلات پوشک وغیره نخوریم.از رئیس جمهور منتخب خواهان هستیم هرچه سریعتر با کشور مطبوع چین یک قراردادی ببندن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 15:40 توسط مرتضی صادقی |

با عرض سلام خدمت رئیس جمهور دکتر .

 دکتر ما شمارو خیلی دوست داریم ای کسی که منجی کشور ایران هستی و میخواهی ایران رو به دوران طلائی خودش برگردونی میدونیم میخوای ایران رو به دوران امپراطوری ۲۵۰۰سال پیش برسونی ما با تو موافق هستیم.دکتر مارو به دوران طلائی برسون.

دکتر ما ایرانیها میدونیم که با این کشور مرزهای بسیار طولانی داریم .ماها اینو میدونیم که سنی های فلسطین ولبنان شیعه هستن والآن درحاله تقیه هستن .ماها میدونیم این سنی های که در کردستان ودر سیستان وبلوچستان هستن سنی اسرائیلی هستن وبه خاطر همین که نمیزارید مسجد داشته باشند.ماها میدونیم که شما میخواید کشت خشخاشو ریشه کن کنید پس هرچه سریعتر به اسرائیل حمله کنید.وشمارش معکوس رو به پایان برسونید.تمام بدبختیه ایرانی ها زیرسر اسرائیل هستش .تمام دختر های فراری از اسرائیل خط میگرن وشاید هم اسرائیلی باشن ماها میدونیم که مردم ما اصولاْ به فیلمهای پورونو علاقه ندارن این اسرائیل جهان خوار هستش که داره این فیلمهارو تولید میکنه ودر سطح کشور پخش میکنه.ماها میدونیم که در ایران فحشا وجود نداره این کسانی که دست به این کار میزنن اسرائیلی هستن وتعدادشون کم هستش .ماها میدونیم که شما میخواستید تمام مردم ایران رو با اسلام تازه ای که خودتون ابداع کردید آشنا کنید ولی این استعمارگرپیر نمیزاره.ما میدونیم که میخواید مفاسد اقتصادی رو معرفی کنید این عوامل وابسطه به اسرائیل نمیزارن بگم خدا چیکارشون نکنه.ماها کاملا شاهدیم که شما ۲۴ساعت در حال کار کردن هستید ماها میدونیمکه شما دکترا در امور دوربرگردان دارید وکسی در دنیا نمیتونه این مقام رو بدست بیاره.ما میدونیم که برادر شما اصلا از بودجه شهرداری برای تبلیغ انتخاباتی استفاده نکرده.ما میدمنیم که خرج سفرهای اعضای کابینه شما به کشورهای خارجی بسیار کم هستش بسیار ناچیز که اصلا نمیشه گفت.ماها میدونیم اعضای کابینه برای این به خارج از کشور میرفتن تا اسلام ناب شمارو به دنیا عرضه کنن وتروریستهارو آروم کنن.

دکتر ماها میدونیم که تمام این گرونیها زیر سر این اسرائیل نامرد هستش ماها میدونیم که این همه  گرونی.ترانزیت مواد مخدر.قاچاق دختران وبانوان ایرانی به کشورهای حوزه خلیج فارس.آموزش اراذل و اوباش وفرستادن اونها به ایران.دوختن مانتوهای کوتاه وارد کردن لوازم آرایشی قاچاق.تولید روسری های ۱۰سانتی۲۰سانتی۳۰سانتی برای بانوان با حجاب ما وبی حجاب کردن این بانوان عزیز.تولید خشخاش در مزارع این کشور وچیزای دیگه که همش به ضرر ما هستش.آقای دکتر من وملت ایران با شما موافق هستیم باید این اسرائیل از بین بره ماها میدونیم که این کشور نمیزاره شما کار.آقای دکتر ازتون خواهش میکنم که هرچه سریعتر اسرائیل رو از صحنه روزگار پاک کنید تا مردم ایران بتون برای اولین بار طعم ارزونی رو بچشن ودر آرزوی آزادی بیان از این دنیا نرن.به امید ازبین رفتن اسرائیل.خواهش میکنیم شمارش معکوس رو هرچه سریعتر به پایان برسونید.دکتر ملت ایران پشت تو هستن ودر برابر این استعمارگر پیر مبارزه میکنن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 16:36 توسط مرتضی صادقی |

با افتخار فراوان و خوشحالی زیاد رئیس جمهور منتخب شورای چیز(من نمیخوام سیاسی بشه)انتخاب شده ومشخصات این گل تازه شکفته بدین شرح هستش:

قد این رئیس جمهور۱۶۷سانتیمتر هستش ریش داره خیلی حرف میزنه خونش جایی هستش که تمام مواد غذایی ملک ودیگر چیزهای مورد نیاز مردم در آنجا با قیمت بسیار پایین میتونید بخرید.این رئیس جمهور در شهرداری کار میکرده وبعضی وقتها خودش می اومد پول ماهی از مردم میگرفت ودر حال گرفتن پول ماهی از مردم امضاء میگرفت تا بتون رئیس جمهور بشه.

واعضای کابینه خود را به شرح زیر معرفی کرده است اگه کامل نیست ببخشید دیگه:

۱)نخست وزیر در برخورد با کسانی که با دولت مطبوع مخالف هستن.(دوست آقای رئیس جمهور ورفیق دوران تحصیل)

۲)وزیر امور خارجه در مورد هیچی چون خود رئیس جمهور بهتر میداند چه بگوید آهند وظیفه این آقا اینه که مردم دنیا رو به اسلام دولت مطبوع دعوت کنه(بچه محل)

۳)سخنگوی دولت در امور هماهنگ کردن تروریست های جهان در راستای اهداف دولت مطبوع وشورای چیز(پسر خاله)

۴)وزیر اقتصاد  در افزایش قیمتهای کالاها در تمام نقاط کشور وارزان نگهداشتن قیمت کالاها در محل زندگی رئیس جمهور(پسر عمه)

۵)وزیر نفت در وارد کردن بنزین وفروختن نفت به کشورهای در حال توسعه برای تروریستها(پسر دایی)

۶)وزیر مسکن در امور اسکان دادن اعضای کابینه وخانواده محترمشان در اطراف خانه رئیس جمهور وبالا بردن قیمت مسکن تا صددرصد(پسر عمو)

۸)وزیر اطلاعات در اسکان دادن تروریستهای جهان درکشور وپذیرایی کردن از آنها وایجاد اختلاف قومی در کشور وکشتن مخالف دولت مطبوع(پسر همسایه)

۹)وزیر ارشاد در امور بستن روزنامه های مخالف دولت وتنظیم کردن برنامه های صداسیما برای تعریف کردن از رئیس جمهور وکابینه مطبوع(بچه شوش)

۱۰)وزیر جنگ در امور درستن کردن بمب اتم وهزینه کردن تمام سرمایه کشور برای درست کردن تجهزات نظامی وآماده شدن برای حمله به تمام نقاط دنیا ورئیس امور کشورگشایی (برادر)

۱۱)وزیر با حجابان دنیا این وزیر باید تمام بانوان را با حجاب کرده وسعی خود را باید بکند که تمام زنان دنیا با حجاب شده حتی اگر با سیلی هم که شده باید همه به بهشت برون(خواهرشون)

دیگه بقیه اعضای کابینه تشریفاتی هستش وبرای اینکه هزینه های دولت کم بشود با همین تعداد شروع به کار کرده.

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 10:41 توسط مرتضی صادقی |

صدایی از کوچه های مدینه به گوش میرسد صدای از مسجد رسول خدا می آید که ای مردم وای شیخین

حق من از ارث پدرم بدهید.آری باز صدای زهرا پاره تن رسول خدا بر گوش میرسد باز در شکسته وپهلوی پاره شده ودستان بسته علی.

همانگونه که شمع در تاریکی می سوزدوقطره قطره آب میشود واشکهای سوزان خویش را روان می سازد فاطمه نیز اندک اندک می سوخت وبه خاموشی می گرایید.

اکنون دیگر فاطمه با سکوت خود فریاد می کشد وبا آه آتشین خود طومار ستم را می سوزاند.

دیگر کسی صدای ناله فاطمه را که از ژرفای دلی شکسته بر می خاست نمی شنید مگر آنکه گذارش به بقیع می افتاد.

واینک فاطمه در بیت الاحزان با ناله خو فریاد می زندکه....انقلاب من در اندوهم فرو پیچیده است... واعتراضم در اشکهایم نهفته است.امیدوارم که شما این زبان را بفهمید...پروردگارا اینان به من ستم کردن مرا از چنگ اینان آزاد ساز .

وشگفت اینجاست که در این شرایط هم شیخین نمی گذارند فاطمه به حال خود باشد.در این لحظات آخر آمده اند تا بر همه جنایات خود بر اسلام ومسلمین پرده بکشند ومشروعیت ومقبولیت از دست رفته را باز یابند وبه مردم وانمود کنند که فاطمه آنان را مورد عفو وگذشت قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت 19:7 توسط مرتضی صادقی |

دختر: سلام عزیزم !!

پسر : زهر ما , خفه شو !!

دختر : آقایی اجازه هست من رو مخ شما کار کنم !!

پسر : خفه شو !! مگه خودت برادار نداری؟

دختر: دستت درد نکه , چه با ادب !!!

پسر : خفه شو !!

دختر : عزیز ساعت چنده ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر : دیگه دوستم نداری ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر: تو بم قلبم زلزله اومده !!! کمکم میکنی ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر: حتی یه لحظه , یه لحظه پیشم بمون !!

پسر : خفه شو !!

دختر : مگه دوستم نداری ؟؟ پس چرا تنهام می زاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

دختر : I LOVE YOU

پسر : خفه شو !!

دختر : بی وفا دیگه دوستم نداری ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر : شماره تلفنت را میدی ؟؟

پسر : خفه شــ  ۰۹۱.۲.۷۳.۱.۷ ــــــو !!

دختر : ID چی ؟؟ اونم نمیدی ؟؟

پسر : خفه شــــg_bfriends@yahoo.comــــــو ! !

دختر : یعنی اصلآ دوستم نداری ؟ ؟

پسر : خفه شو !!

دختر : پس چرا تنهام نمیزاری ؟؟

پسر: خفه شو !!

دختر :یه چی بگم !!! (( لطفآ ))

پسر : خفه شو !!

دختر :با من ازدواج کن !!!

پسر: جدی میگی !!!!!!!!!! 

دختر : خفه شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو !!!!!!!!!!!!

                                                                                                                              

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 20:22 توسط مرتضی صادقی |

طبق آخرین بیانات سخنگوی مهروزها طرحی به شورای امنیت داده شده که امنیت اجتماعی رو جهانی کرده ودرتمام کشورهای تازه مسلمان ودر حال مسلمان شدن به اجرا دربیایید.واین طرح وپیشنهاد در شورای امنیت مورد شور قرار گرفته ونتایج بسیار جالبی داشته.که ازاز این قرار است:

۱.خانوم رایس اعلام کرده که ما درحال تازه مسلمان شدنیم ونمیدانیم باید چه راهکارهایی را در پیش بگیرم واز اعمال زور وبرخورد شدید با کسانی که به این طرح توجه ندارن وبا لباسهایی که با موازین این طرح مغایرت دارد زدوخورد خواهد شد.ولی سخنگوی  مهرورزها با این برخورد دولت امریکا مخالفت کرده وخواستار این شده که امریکا از شورای امنیت اخراج شده ودر حال انزوا قرار بگیرد وهیچ دولتی حق ندارد با این دولت رابطه برقرار کند.

 ۲.خانوم بکت وزیر امور خارجه دولت انگلیس اعلام کرد ما با این طرح موافق هستیم ولی دولت مطبوع ما هرکسی که به این طرح اهمیت ندهد از کشور اخراج خواهد کرد.وبر خوردشدید خواهیم کرد حتی تمام کازینوها را خواهیم بست تا اسلام در سلامت کامل به مردم این کشور رسانده شود.باز دولت مهرورز مخالفت کرده وبیانیه صادر کرده.

۳.هوگوچاوز:من از برادر مهرورز حمایت کرده وبا امریکا وانگلیس برخورد کرده وما حاضریم از دولت مهرورزحمایت کامل کنیم وخوشحال هستیم که مسلمان شدیم .وزین پس از طرح امنیت اجتماعی در سطح کشور استفاده کرده وبرخوردی با موازین اسلام نوین با شهروندان خواهیم کرد.

 ۴.فیدل کاسترو دمتونگم آقایون مهرورز سیگار برگ بدم خدمتون؟منم حمایت میکنم.

با این طرحی که در شورای امنیت داده شده انتظار میرود که شورای امنیت دست از سر این دولت بردارد وبگذارد به فناوری هسته ای دست پیدا کند .

به امید آن روز.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 21:4 توسط مرتضی صادقی |

رابرت ردفورد

ردفورد جوان
چارلز رابرت ردفورد جونيور متولد هيجدهم آگوست هزارونهصدوسي وشيش در سانتامونيكاي كاليفرنيا
با كمك بورس عضويت در تيم بيسبال رفت دانشگاه يه مدتي اونجا بود بعد توسال 1957 دانشگاه رو ول كرد زد تو كار نقاشي يه سال تو ونيز و فلورانس نقاشي كشيد بعد دوباره برگشت ايالات متحده و در دوازدهم سپتامبر همون سال با Lola Jean عروسي كرد كه اين زوج خوشبخت بعد ها صاحب 4 تا بچه شدن.
ردفورد بازيگر مي شود
اولين حضورش تو هنر هاي نمايشي مربوط ميشه به سال 1959كه تو برادوي يه نقش كمدي ايفا كرد و بعد از اون افتاد تو تلويزيون بعد يه مدت بازي كردن تو تلويزيون بالاخره پاش به سينما وا شد: سال 1962 در War Hunt يا شكار جنگ در كنار جان ساكسون و سيدني پولاك. و اين يعني شروع فعاليت هاي درخشان رابرت. البته بايد اين رو هم اضافه كنم آقاي ردفورد هر پيشنهادي رو هم قبول نمي كردن مثل پيشنهاد بازي تو فيلم فارغ التحصيل كه رابرت گفت بود واسه نقش مربوطه خيلي سنم زياده و نقشو دادن به داستين هافمن كه همسن رابرت بود يا مثلا فيلم Who`s afraid of virginia woolf؟( چه كسي از ويرجينيا ولف ميترسد؟) اثرMike Nichols يا حتي فيلمي از رومن پولانسكي به نام Rosemary`s Baby ( بچه رزماري).
بي شك سكوي پرتاب رابرت جوان براي ستاره شدن همين فيلم بوچ كسيدي و ساندنس كيد(Butch Cassidy and the Sundance Kid) هستش كه من اين فيلمو بينهايت دوسش دارم البته قرار بود نقش رابرت را استيو مك كوئين بازي كنه ولي اصرار هاي رفيق ديرينه رابرت يعني پل نيومن باعث شد رابرت به پروژه دعوت بشه ولي با اين حال مهم اينه كه فيلم يه شاهكار در اومد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 18:43 توسط مرتضی صادقی |

آقا انگاری این عوامل استکبار جهانی واین انگلیس نامرد دست از سر این جوانان خداپرست بر نمیخوان بردارن وامروز شاهد این بودیم که یک عامل نفوذی با اسم جعلی برای بنده ودیگران پیغام گذاشته واعلام همبستگی واتحاد کرده وخودرا فردی سیاسی معرفی کرده وپیرو خط امام وخودرا پیش دانشگاهی اعلام کرده واز دوستان خواهش میکنیم دست عوامل استکبار جهانی را کوتاه کرده ومیهن خود را در این راستا کمک کرده واز این دولت واین وبلاگ همیایت خودرا اعلام کرده وهمه یک صدا باهم سرود ای ایران...... را خوانده تا این عوامل بفهمند که این وبلاگ واین دوستان سیاسی نیستن و از سیاست خوششون نمیاد وفقط در مسائل فرهنگی دخالت میکنن.با تشکر جمعی از عوامل.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 15:24 توسط مرتضی صادقی |

آقا نظرات همتون محترم ومیدونم خیلی مونده به جایی برسم که به خوام به شماها برسم وحرفاتون ونوشته هاتونو میخونم وسعی میکنم از این به بعد به کسی توهین نکنم .زین پس از درج مطالب مستحجن ونامعقول خوداری خواهم کرد .ولی یچیزی حرفاتونو درمورده فردوسی قبول نمیکنم همنجوری که دوستان حرفای مارو به یه شاهیم قبول ندارن.دیگه نظرات شخصی خود را در مورده اقوام وملیتهای این خاک نخواهم گفت.ودیگه برام مهم نیست و فهمیدم که اینجا جاش نیست.

شروع به طنز نوشتن میکنیم و دیگه نمیدونم مفهوم داره یا نداره سعی کنید خودتون بفهمید دمتونگم .

از تمام این حرفا گذشته خبرها رسیده که استکبار جهانی این با به داوران عزیزمون گیر دادن ومیخوان این دوران محترم ودرجه یک رو کله پا کنن.من ودوستان فوتبالی خود از همینجا اعلام انزجار کرده وعلیه کسانی که به این داوران از مادر مهربانتر گیر داده وتهمت رشوه خواری زده ودر کنار اسم این عزیزان یک علامت سوال به این بزرگی گذاشتن ؟میبینید که چقدر بزرگ هستش .

خدایی دیگه مگه میشه به این داورا گیر داد بهترین قضاوت هارو میکنن به هیچ عنوان در تغییر نتیجه بازی ها نقشی ندارن فقط بعضی جاها یادشون میره سوت بزنن که اینم محم نیست تازه جاهایی هم سوت میزنن واز کارت قرمز وزرد استفاده میکنن که نباید استفاده بکنن خوب اشتباه میشه دیگه ایرادی نداره اوناهم با خودشون میگن اینقده وضع این مملکت قاراش میش هستش که اشتباهات اینارو کسی نمیبینه وبرای کسی ارزش نداره فقط بیان یه برنامه ای بزارن ویسری کارشناس بیان وبگن این داور اینجا اشتباه سوت زده واشتباهی پنالتی گرفته وتمام کارشناساهم موافق هستن که این داور اشتباه کرده ولی آقای داور قبول نمیکنه تازه بعده این همه گفتمان هیچ اتفاق خاصی نمی افته نه داور جریمه میشه ونه حق اون تیمی که مورد ظلم داور قرار گرفته معلوم میشه وبه همین سادگی .

 این از وضع فوتبالمون الن تو ایران هر کسی هر حرفی بزنه وحتی اگر این حرفهارو هم صوتی وتصویریشم داشته باشی میزنه زیرش بعد میرن به این داورا گیر میدن که بعضی وقتها ۸۰هزار نفر اشتباهشو میبینن ومیگن آفای داور دقت کن ولی داور براش مهم نیست که دیگران چه نظری دارن .الان وضع خودمون اینجوری جلوی چشمامون همه چیز داره گرون میشه وکسی نیست حرفی بزنه تازه حرفی هم باشه میگن برو از اونجای بخر که فلانی خریده وتازه میگن این توهم گرونی مردم توهم زدن شاید توهم زده باشن چون با این چیزایی که هروز داریم میبینیم ومیشنویم سالم موندن مردم ایران از اعجایب دنیا هستش وهنوز سرپا هستیم .لوپ کلام الکی دارن به این قشر زحمتکش گیر میدن گیر ندن بهتره بزارن کارشونو انجام بدن باه شما مسئولین هستم که این وبلاگو زیره نظر دارید ومیپایدش گیر ندید 

+ نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 10:46 توسط مرتضی صادقی |

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز وبزرگوار که من وجمعی از دوستان رو مورد لطف وعنایت خودشون قرار دادن وهنوز دست از بی احترامی ورنداشتن نارحت نیستیم فقط مشکل اینجاست که شماها همتون دم از آزادی که نیست وفساد در جامعه میزنید وکاریهم نمیکنید فقط نشستید  ونشستم پشت این رایانه کذایی ودست به هرکاری میزنیم وشروع به گشتن تو سایتها و وبلاگها هستیم. میبینیم ومیخونیم به احتمال قوی.

 حالا شماها مسخره کنید ولذت ببرید ودم از چیزایی به زنید که برای به دست اووردنش هیچ کاری نمیکنید.شماها از نظر تحصیلی قابل ستایش هستید و افتخار میکنم که با شماها آشنا شدم ولی برای این حرفهایی که میزنید ونظر میدید ارزش بزارید وحداقل تلاش کنید که شماها بتونید جامعه رو عوض کنید.

ما یکلمه گفتیم فردوسی فلان ایران فلان چنان موضع گرفتید که دیگه دونبالشون نرفتم گفتم شماها نارحت میشید و ادامه ندادم دورسته شماها امکان داره اطلاعاتتون از من بیشتر باشه ولی من که خودم نرفتم باستانشناسی  کنم  منم از رو کتاب خوندم وبه اونا استناد کردم.چطوره چیزایی که شماها میگید دورسته و اون باستان شناسا آدمای خوبی هستن وبدونه هیچ قستی هم ندارن وکتاباشون وتحقیقاتشون دورسته ولی اون کتابایی که من خوندم  همه دروغ ویاوه گویی هستش ونمیشه به هشون استناد کرد؟


مشکل شما وما مردم این کشور این که اونایرو که دوست داریم قبول داریم وحرف دیگران برامون ارزشی نداره مشکل همینه؟


بی خودیم گیر به این دولت ندید خودتون رفتید پای صندوقهای رأی ورأی دادید معلوم نیست چی میخواید؟خاتمی اومد گفتدید گند زده به مملکت و داره قراردادایی میبنده که از قرارداد ترکمنچای وگلستان بدتره حالا این اومده گیر میدید. موضع خودتونو مشخص کنید یا رأی ندید اگه هم رأی میدید پاش وایستید.


میخواستم مطالب طنز بنویسم واز دوستان انتظار داشتم راهنمایم کنن ولی انگار آقایون سطح علمیشون اجازه نمیده که پاینترو نگاه کنن.خواهشن این جوری نباشید من انتقاد پذیرم ولی مسخره کردنو دوست ندارم ومسخره شدن رو ازم انتقاد کردید که او مطلبارو ننویسم ننوشتم.


 


 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 21:19 توسط مرتضی صادقی |

خبر های حاکی بر این رسیده که آقای فتح الله زاده به سمت مدیریت استقلال نائل شدن واین بازهم پیروزی دربرابر استکبار جهانی ودستهای پشت پرده وبیرون پرده (آقا خدایی کجا اینهمه دست پیدا میشه؟)نائل شده وباز ملت مسلمان وارمنی وآشوری وچیزای دیگرو شاد کردنندواز فرط خوشحالی یکسری از دوستان از بس شادی کردن که به خاطر تأمین امنیت اجتماعی به خاطر مسائل خاص مانند:  موهای بیرون موهای بلند وغیره دستگیر شده ولی بسیار با آرامش بدون اینکه توهین کنن بزنن وغیره با دوستان برخورد شده وبهشون گفتن که شادی رو توخودشون تخلیه کنن یا نگه دارن معلوم نیستش به دوستان چی گفته شده خبرهای زدونقیض بسیاری رسیده ماهم به خاطر رسالتی که داریم تمام خبرهارو گفته تا شّبهه ای بوجود نیاد.

ولی استکبار جهانی از این فرصت استفاده کرده وپشت این دولت وحکومت امام زمانی صفحه گذاشتن حالا باز معلوم نیستش چه جور صفحه ای بوده.بله استکبار از این شرایط استفاده کرده و در مجامع جهانی گفته شده که مأمورین این کشور که بسیار مهربان هستن خانمها وآقایونی که نتونستن شادی رو تو خودشون  تخلیه کنن موردعنایت قرار داده وکتک زدن( خدایی شما باورتون میشه من که باورم نمیشه)وبه این دوستان توهین کردن.آقایون حرفاهی این شبکه های خارجی و خود فوروخترو گوش نکنید.آهای شمایی که ماهواره دارید بله شمارو میگم نگاه بکن ولی گوشاتو بگیر.

ولی باز این یک پیروزی هستش و من از طرف دوستان پرسپولیسی تبریک میگم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 13:18 توسط مرتضی صادقی |

مطالب قدیمی‌تر