تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل ، دلی لبریز مهر تو
!تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا بنشین ، بگو ، بشنو سخن ـ شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می خوانی مرا ، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می دانی ؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی ؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت ، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی ؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را ـ برادر جان
ـ به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده
ات بیدار
...تفنگت را زمین بگذار
فریدون مشیری
> مسافر
حیرت زده حکایت را پرسید.
> گفتند: «این مرد فاسق و تاجری
> ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت
> پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد
> عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ
> شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز
> به مرگ او گواهی داد. پس یکی از
> مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر
> اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از
> مرگ برگشته و ادعای حیات می کند.
> حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر
> گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و
> مقبول نمی افتد. این است که به حکم
> قاضی به قبرستانش
> میبریم، زیرا که دفن میّت واجب
> است و معطل نهادن جنازه شرعا ً
> جایز نیست!»
>
>
>
> کتاب
> کوچه /ب2/ص1463
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=58970
یکیش نامه کروبی به هاشمی واون یکی نامه علی مطهری به شریعتمداری هست
این پست رو سال 86 وآبالن ماه نوشتم واین رو زها خیلی به یادش بودم...گفتم دوباره خوانیش بد نیست..حس این روزهام هست
هیچ وقت فکر نمی کردم به این روز دچاربشم اما دیگه قابل تحمل نیست فکر میکنم که باید اعتراف کنم بله اعتراف میکنم که خیلی وقته دلم برای یه جمله خاص تنگ شده خیلی وقت هر وقت روزنامه میخونم یاجلوی تلویزیون میشینم همش با خودم میگم خدایا چی میشد الان حیاتی یا بابان یا نجف زاده این جمله رواعلام میکردند. دلم خیلی برای اخبار تلویزیون ومطبوعات تنگ شده اونجائیکه میگفتند:
-آقای خاتمی رئیس جمهور در ادامه افزود.....
-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز در دیدار....
-آقای خاتمی رئیس جمهور در بازدید از....
-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز به منظور....
دلم خیلی برای این جمله تنگ شده
"آقای خاتمی رئیس جمهور"
مخصوصا این روزها این دلتنگی بیشتر هم شده با اینکه از منتقدین بعضی کارهای اوبوده وهستم
خب چیکار کنیم جوونیم جاهلیم نادونیم جو گرفت ورفتیم اخراجی های ۲رودیدیم فقط همین رو بگم که بعد از فیلم تا خود خونه داشتیم به خودمون بدو بیراه میدادیم که آخه چرا این کار رو کردیم وچرا پولمون رو دور ریختیم..
فیلمی بی سرو ته وبسیار ضعیف وبسیار اعصاب خورد کن ....دوستانم که تو جشنواره فیلم رو دیدده بودند میگفتند فیلم بدیه اما دیگه فکر نمیکردم اینقدر .....نرید آقا نرید...خواهش میکنم
هوراااااااااااااااااااااااااااااااا
ماااااااااااااااااااااچچچچچچچچچچچچچ
معذرت میخوام که نوشته قسمت دوم اینقدر دیر شد
حادثه نهم دی نمونه کوچیک اما خیلی کامل از یک انقلاب بود که در اون یک جمع دانشجویی با ارمانها واهداف بلند ووالای انسانی ومعرفتی خودشون بر علیه کسی که به ناحق داشت حق اوناه رو میخورد ودارای بدترین نوع فساد بود شوریدند به این امید که در نبود ظالم مظلومان موجودجمع بشند وبا خلوص وصداقت و آمادگی کامل برای هرگونه ایثاری جمعی ایده ال برمبنای اعتقادات مذهبی خودشون بسازن و با قدرت به سمت اون ارمانشهر خودشون حرکت کنند
باتوجه به اینکه همه ما قبل وبعد این حرکت رو کاملا درک کردیم من فکر میکنم این اتفاق یکی از بهترین نمونه ها برای نقد این موضوع باشه که آیا دموکراسی تنها چاره درد ملتهاست؟
قبل از این که به تفصیل این بحث بپردازیم از همه دوستان میخوام در کمال منطقی بودن به سوالات زیر پاسخ بدن تا بعد ودر اولین فرصت به جواب دهی ونقد این سوال ها بپردازیم
ضمن اینکه فکر میکنم این بحث میتونه بستری رو فراهم کنه که برای اولین بار به نقد کاملا علمی واصولی حرکتی که در 15سال اخیر وقبل وبعد از انقلاب انجام شده بپردازیم.وببینیم چرا به اینجا رسیدیم...
اما سوالها
1-به نظر شما نمره مدیریتی ف.ابدو ن در نظر گرفتن موضوع مشکل اخلاقیش چند بود؟
2-هدف اصلی انقلاب ما چی بود؟در حقیقت ایا میدونستیم چی میخوایم وچی نمیخوایم؟
3-به نظر شما به چند درصد از ونچه که میخواستیم رسیدیم؟
4-الان که 8سال از اون انقلاب میگذره به نظر شما کدوم سیستم مدیریتی موفق تر عمل کرد؟اون آقا یا ما؟
5-ایا سیستم مدیریتی ف.ادیکتاتوری بود؟
از دوستان خواهش میکنم به خاطر اینکه بحث یک طرفه نشه از دوستان دیگرمون هم(مسجد وهیئت)بخوان که در این بحث شرکت کنند
نکته مهم:فراموش نکنید بحث ما پیرامون دموکراسی هست وانقلاب نهم دی درحقیقت مثال چهارم من در ادامه سه مثال پست قبلی هست یعنی ما میخوایم عین پست قبلی بحثی کاملا علمی داشته باشیم ونه احساسی وعقده گشایی
نکته مهم2:با توجه به نکته مهم 1هر نکته دیگه ایی رو که فکر میکنید میشه وباید رو ش تاکد کرد مطرح کنید
ممنون با سپاس
اجازه بدين دليل واثبات حرفمو با 3تا مثال بيان کنم....
مطلب مقاله فوق العاده زیبا وقشنگی در مورد رائبط زن ومرد هستش که خوندن اون رو به همتون توصیه میکنم
باشد که یه کم خوشبخت وسعادتمند بشید بلکه آمار طلاق وگرایش به "هم..."در بین اعضا بیاد پایین
آبرومون رفت
فكر ميكنم سال 82بود كه موسسه نشنال ژئو گرافي دست به تغيير نام خليج فارس به "خليج عربي" زد كه متعاقبا مقدار فراواني باد در رگ غيرت ما انداخت .من خيلي خيلي اهل شعر خوندن هستم اما اصلا اهل شعرگفتن نيستم اما نميدونم به چه دليلي تصميم گرفتم من هم يك جواب به اونها بدم ودست به كاغذ بردم واين مثنوي رو نوشتم نكته خيلي جالب اينكه با يك بار نوشتن اين شعر درومد.
از اونجائيكه دوروز پيش روز ملي "خليج احتمالا هميشه فارس"بود محض تجديد خاطر تصميم گرفتم اون شعر رو با كمترين تغييرات با همون شكل بينويسم:
خوش به حال روز گار
دوستان وعزیزان خیلی وقت بود نکته مهمی به شدت ذهن وفکرم رو به خوش مشغول کرده بوداجازه بدین این نکتهرو عرض کنم:
بعد از این همه مدت بسیار برخودم واجب میدونم که اول از همه از تمام دوستانم که این وبلاگ صمیمانه رو راه اندازی کردن تشکر کنم .وبلاگی که "بهانه ایی برای دور هم بودن"هست و هیچ شکی ندارم بابت این کارخدا خیر دنیا وآخرت بهشون میده اما خداوکیلی هر کاری میکنم نمیتونم تشکر بیکران وصمیمانه خودم رو لز لیست بلند بالای نویسندگان این وبلاگ که با نوشته های بسار زیبا ونغزشون روح تازه به کالبد دوستی وآرام به جان هرجمع خسته ایی میدن روپنهان کنم پس اجازه بدین بدون هیچ مقدمه ایی تشکر نامه خودم رو آغاز کنم:
من تشکر میکنم از محمد کرمی که از این وبلاگ برای اعلام زنده بودن خودش وتصمیم قطعی برای ادامه حیات استفاده کرده وبا قرار دادن نام خودش در این وبلاگ ما میفهمیم که هنوز زنده است واز این بابت هر وقت که به وبلاگ سر میزنیم وگوشه اسمش روبان سیاه نمیبینیم خدارو شکر میکنیم
من تشکر میکنم از عباس ثروتی عزیز که با سر نزدن وقرار ندادن هیچ مطلبی در وبلاگ عملا نقش بی بدیلی در شلوغ شدن لیست نویسندگان داره وبا این کار این جمع رو وابسته خودش کرده
اجازه بدین تشکر بیکران داشته باشم ازابراهیم بیرامی که بعنوان یک "دکتر" اجازه داده از اعتبار اسمش در بالا بردن اعتبار این جمع و وبلاگ استفاده کنیم طوری که در حال حاضر وجود ایشون ومطالب ارزنده شون از بزرگترین بهانه های ما برای دور هم بودن شده.
وهمچنین از اکبر صادقی پور شریک "قلم چی بزرگ"تشکر میکنم که با تمام دغدغه های کاری که داره اما حاضر به دل کندن از این جمع نیست تا ما هیچ بهانه ایی برای دور هم نبودن نداشته باشیم
از فرهاد جوانمردی تشکر میکنم که با قراردادن هر دوماه یک پست واونهم "شعر" نقش به سزایی در تعالی رو ح انسانی والهی اعضا داشته واگر نبود این اشعارِ هر دوماه یکبار، معلوم نبود چه دیو صفتانی از دل این وبلاگ بیرون می اومدن والبته بین این دوماه رو در کنجی از عضلت مشغول به تفکر برای شعر بدیه.
از داوود حسینی تشکر میکنم که با قرار دادن دو پست، قلم خودش رو به رخ اعضا کشوند وبرای همیشه خودش رو در محاقی(به شد ق)از خاموشی فرو برد ونقش بسزایی رو در بالابردن میزان "کف" در بین اعضا که دنبال بهانه ایی برای دور هم بودن هستند ایفا کردوچه بهانه ایی بهتر از کف کردن. داوود جان من از تو تشکر میکنم
از حمید اوتادی تشکر میکنم که با پندهای اخلاقی ورعایت احترام بزرگتر وکوچکتر، به احترام بزرگترها هیچ وقت پستی در این وبلاگ قرار نمیده وبابت همون چند تا پست هم هنوز شرمنده وشرمسار هستش. طوری که هر وقت منو میبینه مسیرش رو کج میکنه حمید جان از تو هم تشکر میکنم
واما تشکر ویژم اختصاص داره به آقای مستطاب مصطفی مسگری که به عنوان یکی از طراحان اصلی این جمع بزرگترین خیر دنیا وآخرت رو از تاسیس این وبلاگ برده وروح پر از تعالیش دیگه نیازی به حضور در وبلاگ حتی در حد یه کامنت هم نمیبینه من از این روح بزرگ هم تشکر میکنم
از سید وحید موسوی هم تشکر میکنم که طبق اطلاعات واصله بصورت مخفی وشبانه به پست های بچه هاسر میزنه وکامنت هاش رو قرار میده تا همچنان ناشناس بمونه وخدای نکرده ریا نشه وپشت سرش حرف در نیاد. من با سربلندی از وجود تو در این جمع تشکر میکنم
اوه اوه اوه یادم رفت: تشکر میکنم از اقای غلام نجف پورکه با کنار کشیدن بزرگوارنه وممانعت از قرار دادن هر گونه پستی در این وبلاگ عملا فضا رو برای دوستان مجرد خودش باز کرده تا خدای نکرده اونها تحت تاثیر ایشون مجبور به سانسور مطالب نشن.من تشکر میکنم از شما آقای نجف پور
از مهرداد امانی عزیز تشکر میکنم که ماه ها وسالها رنج سفر وجستجو در این اینتر نت رو به دوش میکشه وبا جان ودل تحمل میکنه تا با پیدا کردن خفن ترین سایتها و بلاگ های مذهبی همچنان بصورت یک تنه نقش مروج مذهبی ومعلم اخلاق رو ایفا کنه تا مابهانه ایی برای دور هم بودن داشته باشیم
وبه همین ترتیب من از همه تشکر میکنم
راستی محمود موسی پور کیه؟
هیچ وقت فکر نمی کردم به این روز دچاربشم اما دیگه قابل تحمل نیست فکر میکنم که باید اعتراف کنم بله اعتراف میکنم که خیلی وقته دلم برای یه جمله خاص تنگ شده خیلی وقت هر وقت روزنامه میخونم یاجلوی تلویزیون میشینم همش با خودم میگم خدایا چی میشد الان حیاتی یا بابان یا نجف زاده این جمله رواعلام میکردند. دلم خیلی برای اخبار تلویزیون ومطبوعات تنگ شده اونجائیکه میگفتند:
-آقای خاتمی رئیس جمهور در ادامه افزود.....
-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز در دیدار....
-آقای خاتمی رئیس جمهور در بازدید از....
-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز به منظور....
دلم خیلی برای این جمله تنگ شده
"آقای خاتمی رئیس جمهور"
مخصوصا این روزها این دلتنگی بیشتر هم شده با اینکه از منتقدین بعضی کارهای اوبوده وهستم
http://www.pnn.ir
۱-هقته پیش به مدت یک هفته توبیخ واز کار برکنار شدم
۲-این هفته دوباره برگشتم
۳-سه شنبه دارم میرم کیش اونم مفتی با خرج رادیو...فکرشو بکن آدم بره کیش اونم مفتی...کنار ساحل..........دم غروب..........تنها(البته بغیر از اونی که باید باشه)........کوسه ها ماچت کنن(تصور کنید یک آدم رو وقتی کوسه داره ماچش میکنه)..........آبمیوه .....دوش حموم آفتاب.......آاااخخ...کیششش............من موندم این وحید چرارفت لندن.
دلا غافل زکیش میشی چه حاصل
سوار خط تجریشی چه حاصل
دلا در کیش خود ثابت قدم باش
بیت آخرو شما بگین....
http://www.sonycard20.com/news/news_item.asp?NewsID=256
عجب پدر سوخته هایی ان این منافقا
به نظر شما عمر روزنامه های معتبر غربی چند سال است؟ بد نیست یک بررسی مختصری در این رابطه داشته باشیم:
گاردین: ۱۸۶ سال
واشنگتن پست: ۱۳۰ سال
هرالد تریبون: ۱۲۰ سال
وال استریت جورنال: ۱۱۸ سال
نیویورک تایمز: ۱۵۶ سال
لوس آنجلس تایمز: ۱۲۶ سال
واشنگتن تایمز: ۱۲۵ سال.
لندن تایمز :حدود۴۰۰سال شایدم بیشتر
این در حالی است که این روزنامه ها هنوز به کار خود ادامه می دهند.
حال ببینیم عمر بعضی از روزنامه های داخلی، که اخیرا توقیف شده اند چقدر بوده است:
هم میهن: ۴۲ روز
روزگار: ۳ روز
شرق: ۲ سال و ۱۲۵ روز (گوش شیطان کر این روزنامه چند صباحی است مجددا کار خود را آغاز نموده و خدا می داند چند روز دیگر عمر خواهد کرد...)
دیروز، بار دیگر هم میهن توقیف شد. بدون هیچگونه توضیحی، اخبار جانبی را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:
- هم میهن توقیف شد، فارس
- علت توقیف هم میهن از زبان دادستان تهران ، فارس
- علت توقیف هم میهن: مصاحبه با زهرا امیر ابراهیمی ... ، الف
- قاضی پروند هم میهن: روند دادرسی و دادگاه هیچ اشکالی نداشته، ایسنا
- وکیل هم میهن: ایرادات وارده مبنای قانونی ندارد، ایسنا
احتمال اینکه شما هم ایرادات وارده را بخوانید و مثل من چیزی دستگیرتان نشود بسیار بالاست. اگر در یک جمله بخواهم کل علل اظهار شده ی مرتضوی را خلاصه کنم، باید بگویم، "عشقشان کشید و توقیف کردند" همین.
مسابقه روز: هر روزنامه غیر اصولگرایی که بتواند بیش از ۴ سال دوام بیاورد، یک عدد چیپس چی توز بهمراه آرشیو چند هزار ساله روزنامه کیهان را جایزه خواهد گرفت...
http:// WWW.SHENAVANDEH.BLOGFA.COM
بسیار مایلم با افتخار تمام به همه دوستان اعلام کنم اگر عنوان"وصله"رو در گوگل سرچ کنن..وبلاگ ما رو در رتبه ۹۵ وبلاگ های فارسی پیدا میکنن واین یعنی ماجزء۱۰۰بلاگ برتر با این عنوان هستیم(ازبین نزدیک به ۱۰۰۰عنوان)
جاداره صمیمانه ترین تشکرات خودم رو از همه دوستان که با تلاش صمیمانه وبی دریغ شبانه روزی خودشون تونستن این افتخار رو نصییب جمع کنن تشکر کنم بخوص استاد مستطتاب "مرتضی صادقی"که با مطالب بسیار بدیع ونو خودش عملا چوب در "تحریکدونی"بچه ها فرو کرده و باعث شده همه روزی ۱۸بار بیان به بلاگ سر بزنن تا تازه ترین درافشانی های این استاد ترک رو بخونن وناگزیر کامنت بزارن .بسیار امیدوارم با ادامه این روند در آینده بسیار نزدیک (در آخر تابستان)جزء۳۰بلاگ اول باشیم
شعار پیشنهادی:
مرتضی مرتضی حمایتت میکنیم
چون که میخوایم تو گوگل هممه رو جا بذاریم
وقتی شدیم توگوگل نمره اول از صد
بلافاصله بعدش حالتو جامیاریم
از بس که تو این چند وقته مطالب اعصاب خورد کن خوندم بد ندیدم جهت تنوع فضای وبلاگ هم شده چند بیتی شعر بنویسم بلکه فضا رو تلطیف کنه
همین گونه خوب است بمانیم
بمانیم در درس اول بمانیم در آب بابا بمانیم تا کودکان دبستان بیایند بمانیم تا مهربانی بخندد
من از حاصلضرب اعداد بیگانگی بیم دارم،
من از حرص در خود فروماندگان،مانده بیگانه با هرچه باران،بهاران،من از مکر این دشمن خانگی بیم دارم
بمانیم تا آب معنا شود در نفسهای تابنده شمعدانی
ومعنای انسان فقط این دوحرف است:بمانیم تا گل بروید
همین گونه خوب است همین گونه یعنی ترا میشناسم
همین گونه یعنی که هرکس بگوید دلش را وبگذار من هم بگویم از آرامش آسمان وکبوتر
وبگذار من هم بگویم که در باور مرزها مرگ پهلو گرفته است، وبگذار من هم بگویم سیاست چرا مهربان نیست، وبگذار من هم بگویم که سهم قناری قفس نیست
همین گونه خوب است همین گونه یعنی که آیینه بودن، فقط روشنی را سرودن، همین گونه یعنی نلغزیم در سمت خواهش، وسمتی که خم میشود مرد ،وسمتی که سر میزند سکه نفس ،وسمتی که هرگز صنوبر ندارد
همین گونه یعنی که هرکس به اندازه آسمان سهم دارد
همین گونه خوب است همینگونه یعنی زمینی پر از زندگانی، همینگونه یعنی که با ماشه انگشت دل آشنا نیست
همینگونه یعنی که در سمت ریشه،همینگونه یعنی که در سوی رویش،همینگونه یعنی که در سمت وسوی شکفتن بمانیم بمانیم تا کودکان دبستان بیایند
(مجموعه:ساده با تو حرف میزنم سروده محمدرضا عبدالملکیان)
هیچ حرف وعرض زیاده ایی ندارم صرفا جهت اینکه بگم منم هستمو هنوز نفس میکشم این پست رو میذارم وقسم میخورم علت تنبلیم در پست گذاری در وبلاگ صرفا تنبلی وبس .از عموم غیور مردان وبلاگ از هر جنس ونژادی که هستند(اعمم از غارنشین-کوهنشین -پارینه سنگی-نیمه متمدن-متمدن -و صد البته قوم از اون اول متمدن ترک )معذرت میخوام
طبق رايزني ها ومذاكرات فشرده، بين نمايندگان احزاب و طرف هاي درگير در مسایل پايگاه ،تمامي این گروه هادرروز پنجشنبه ۹/۱/۸۵راس ساعت ۱۸سلاح هاي خود را زمين گذاشته وجهت عيدديدني دور هم جمع خواهند .منتظر همتون هستیم حاضرين به غايبين اطلاع بدن(حاقل محض زنده كردن همون نوستالژي كذايي)
مكان:مسجد .دقت كنيد انصار دو نه! مسجد
سلام به همه دوستان
امروز رسما وقانونا دوران خدمت سربازيم به پايان رسيد ووارد مرحله بعدي از«گيم» زندگي شدم خدمت رو با تمام خاطرات خوبش وحتي بدون يك خاطره بد تموم كردم وبه جان خودم حتي لب به سيگار نزدم وسيگاري نشدم.
به هر حال بخوايم يا نخوايم زندگي هم به جور «گيم» خنده داره ديگه!!!
دردا كه غم عشق به پايان نرسيده
مرگ آمده در خانه ولي جان نرسيده
چند روز پيش تو اتوبوس بودم كه ناگهان يه بيت تو ذهنم نقش بست تصميم گرفتم اونو كامش كنم وچند بيتي بهش اضافه كنم تو ميون اين همه مطلب انتقادي اجتماعی ازخودمون وجامعه فكر ميكنم خيلي خوب چند بيتي در فضاي شعر تقدم كنيم وفارغ از قيل و قال دنیا بشيم
اي تف به تو اي دوار قدر
عاشق شده ام يكبار دگر
دينم به كجا كفرم به كجا
عهدم بشكست انگارو دگر
من مست وخراب از آه دلم
كارم بگذشت از كارو دگر
وآن نور چو ماه از كوي رخش
هيچش نبود ستارو دگر
بر هر سر گيسويم گرهي
افتاده به يك زنار(1) دگر
يا رب مددي كن مرغ دلم
....اين مصرع رو شما كامل كنيد
(1)زنار كمربندي گران قيمت از طلا يا نقره است كه مسيحيان براي زينت خود به كمر مي بندند
سلام
هر وقت كه داريد اين مطلب رو مي خونيد همتون به خير
با نشريه ايي همکاري دارم وقرار براي اين شماره(اسفند) پرونده ايي براي طرح سهميه هاي كنكور(جانبازان واسرا وخانواده هاي آنها) تهيه كنيم .ازتون ميخوام همتون نظراتتون رو در اين مورد بران بنويسيد آيا موافقيد يا مخالف وبه چه علت؟ وفكر ميكنيد جو دانشگاهتون نسبت به اين موضوع چيه؟ به هر حال شما قشر صاحب كمالات اين جامعه هستيد(خدايا منو ببخش خودت شاهدي كه كارم لنگشون وگرنه هرگز اين جمله آخر رو نمي گفتم).منتظرم
.۱-تعريفتون از يك جلسه هيئت چيه؟
۲-تعريفتون از عزاداري چيه؟
۳-فلسفه اين سخنرانيها ومداحي ها رو چي ميدونيد؟
۴-فكر ميكنيد ويژگي يه سخنران خوب يا مداح برجسته چيه؟
۵-چقدر با مشكلات هيئت كه بچه ها با اون دست به گريبان هستن آشنا هستم؟
۶-آيا فقط حاضريد در زمينه تئوري وكمك فكري مشاوره بديد يا واقعا مرد عمل هم هستيد؟
۷-چه تضميني ميديد كه اگر هيئت دست شما باشه خيلي پربار تر باشه؟
۸-اصلا شما پرباري يه هيئت رو به چي ميدونيد؟
۹-اگر يه روز بيايم ويه نظر سنجي عمومي از همه بچه ها(دبیرستانی ودانشجو) انجام داديم وهمه از اين وضع موجود راضي باشن(از سخنران ،مداح،زمان مراسم وتايم سينه زني) اونوقت چیکار میکنید؟
۱۰-اگر اصلابچه ها(تمام اعضاي مسجد) بیشتر طرفدار سينه زني وشور بودن تا محتوا اونوقت چي؟
۱۱-آيا موافقيد كه خوبي يك صفت نسبي و بهترين سخنران از نظر شما ميتونه يك سخنران كسل كننده براي بقيه باشه؟
۱۲-نميشه در طول سال كه وقت خيلي زياد به صورت فكري وعملي عميق ومحتوايي در مورد محرم انجام بديم وبه جاش فقط ده شب رو به شور كه در اون صورت قطعا همراه با شعور هم خواهد بود اختصاص بديم
۱۳-موافقيد كه كار فرهنگي خيلي سخت؟
۱۳-و.....خيلي چيزهاي ديگه كه اگر قرار باشه فعاليت مفيدي براي هيئت انجام بديم هر دوطرف موظفن به او ن سوال ها جواب بدن
در اين زمينه بازم خواهم نوشت .
هی داشتم به خودم دلداری میدادم ومیگفتم: مجتبی اشکال نداره کاری که شده الان تموم میشه الان تموم میشه الان تموم میشه اما مگه تموم میشد مردم از بس سینه سنگین در حالتهای مختلف ایستاده وخمیده ونشسته ودراز کش زدم .بابا سینه زنی ۵نه۱۰نه۱۵ نه۲۰دقیقه .تنها کاری که الان میتونم بکنم اینکه در مورد مداح که تازه آخر مراسم گفت نمیخوام زیاد وقتتون بگیرم(وای به روزی که بخواد بگیره)یه دعا بکنیم. شما هم قول بدین آمین بلند بگین :
یا امام زمان میکروفون ازش بگیر
يقين بدانيد در قرآن و روايات، هر كسي حق تبليغ ندارد. لذا اين آيات امر به معروف، وقتي مورد دقت قرار ميگيرد، خداوند متعال در بعضي از آيات ميفرمايد، «و منهم» يعني بعضي از آنها. يعني كساني كه نشانههاي امر به معروف و نهياز منكر در آنها هست...
حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان در گفتوگو با «بازتاب» گفت: يك شرط مبلغ اين است كه اسلامشناس باشد. اسلامشناسي هم به اين است كه كامل درس خوانده باشد تا جايي كه لازم باشد، آيات و روايات را به درستي بفهمد. خيليها نسبت به قرآن كجفهمند و تعابير غلط خود ايجاد انحراف ميكنند...
اگر سياست ميخواهد بگويد، سياست بنا بر قرآن و اهل بيت را بگويد. اگر مسائل خانوادگي را ميخواهد بگويد، بنا بر قرآن و اهل بيت بگويد كه كامل است. هرچه را ميخواهد بگويد كه راستش و صحيحش را بخواهد بگويد در قرآن و فرهنگ اهل بيت موجود است. هيچ نيازي به گدايي از اين طرف و آن طرف ندارد. به قول قديميها هر رطب و يابسي را به هم ببافد و به عنوان دين تحويل مردم دهد...
در ادامه اين گفتگو آمده است: مردم دينشناس نيستند. اينها هم به اين خوابها و شعرها رنگ دين ميدهند و توده مردم هم روي علاقهشان به دين، به عنوان اينكه از زبان مبلغ دين است، قبول ميكنند و داستان و قصه هم در مردم خوشايندتر است تا مطالب علمي...
در جلسه مأمون پاپ گفت به حضرت رضا كه شما شروع كنيد و حضرت رضا جواب دادند شروع از طرف پاپ باشد. كه پاپ سؤال كرد، نظرتان راجع به عيسي چيست؟ امام هشتم فرمودند: عيسي همه چيزش كامل بود و من همه آنها را قبول دارم. فقط دو عيب داشت، اول اينكه نماز نميخواند، دوم اينكه روزهاش را ميخورد. پاپ مسيحيان خيلي عصباني شد و گفت كه چطور به شما ميگويند عالم، در حالي كه از مسيح خبر نداري. اگر اهل نمازي بخواهيم پيدا كنيم و در رده اول باشد، همانا حضرت مسيح است. اگر اهل روزه و بالاترين آن را بخواهيم بگوييم، همانا مسيح است. چگونه شما ميگويد كه حضرت مسيح نماز نميخواند و روزه نميگرفت؟
حضرت رضا فرمود: به خاطر اعتقادات خود شما. شما كه او را خدا ميدانيد. او اگر خداست ديگر براي چه كسي نماز بخواند و روزه بگيرد؟ اينجا آن پاپ مبهوت شد. اين را ميگويند منبر مجادلهاي كه از فرهنگ ماترياليست، فرهنگ كمونيست، حرف بگيري، و بعد به خودشان برگرداني...
الان منبر زياد داريم ولي منبر مربي و تربيتكننده كم داريم. قبلا منبر كم داشتيم ولي همان تعداد كم، انسانساز و مربي بودند...
ما هماكنون بسياري اشخاص را داريم، كه به خوبي درس خوانده و دانشمند هستند اما به خاطر اينكه تقوا را به خوبي رعايت نكرده و اهل عمل نيستند. و به قول امام، زيطلبگيشان را رعايت نكردهاند، در مردم اثر نميكنند. پس همهاش ضعف سيستم و نظام حوزه نيست، كمكاري و بيتوجهي خود افراد، به خودسازي و پالايش درون هم يكي ديگر از عوامل اين موضوع است...
الان چون مخاطب همه جهان است، مسلما بايد به آن ابزارها مسلط شد. امام صادق(ع) در روايتي كه از فرمايشات معجزهآميز ايشان است، ميفرمايد: «دين را از همان راهي تبليغ كنيد كه دشمن از همان راه فرهنگ خود را تبليغ ميكند»...
در اين چند دهه اخير خصوصا در پس از انقلاب، آنقدر عليه روحانيت و دستگاههاي ديني تبليغ شده كه كمكم در باور برخي از مردم تأثير گذاشته و سبب شده تا منبرهاي اين طرف، خلوتتر از منبرها و تريبونهاي به اصطلاح تبليغ ديني آن طرف ماجرا شود...
يك زماني در حوزههاي ما، شايد تا قرن دهم و يازدهم، همه علوم متداول زمان را درس ميدادند. يعني اطباي درجه يك قديم، مثل زكرياي رازي و شيخالرئيس، اينها طلبههاي حوزههاي علوم اسلامي بودند. حتي در حوزهها علوم رياضي به طور كامل ترديس ميشد.
حتي يكي از مراجع نجف، به نام آقاسيدابوتراب خوانساري كه علامه اميني هم از شاگردانش بوده، سؤالهاي پيچيده رياضي از اروپا ميآمده پيش ايشان در نجف و ايشان آنها را جواب ميداده است.ولي الان متأسفانه، كه خود من هم در اين زمينه خيلي ناراحتم، اغلب درسهاي حوزهها مقيد به فقه و اصول شده و طلبهها با نيازهاي فكري و علمي مردم و علوم روز، آشنا نميشوند....
بايد مراجع و نهادهايي كه مرتبط با تبليغند، يك نيروي اجرايي درست كنند تا با مسئله را محدود به اين كنند، كه به هر كسي كه مجوز داده ميشود، شايسته دعوت و مجاز به تبليغ در مجالس اقامه عزا و تبليغ دين باشد و آنهايي كه متقابلا تأييد نميشوند، دعوت نشوند تا شايد خط دروغگوها و عوامل انحراف كور شود...
اين عزاداريهايي كه به خصوص شب، در تهران انجام ميشود و نميدانم در شهرهاي ديگر هم وجود دارد يا نه؟ كه فقط علم و كتل و دهل و سنج و آلات موسيقي و زنجيرزني است، اين عزاداري علمي و مستند نيست. اين عزاداري شعاري و عاطفي است و اينگونه سوگواري كاري براي دين صورت نميدهد.
اينها بايد اول بنشينند دين را بفهمند. از هدفي كه امام حسين(ع) براي آن شهيد شده آگاهي پيدا كنند، بعد بيايند در خيابان و عزاداري كنند. آن هم نه تا دير وقت. چون خود مزاحمت براي بيمارستانها، آنها كه خوابند و يا ضعف اعصاب دارند، حرام است. يعني مستحبي است كه به حرام كشيده ميشود....
مشروح اين مطلب را در ستون «گفتگو» بخوانيد.
مطالب خواندني و متنوع درباره محرم در صفحه ويژه بازتاب: خيمه ماه محرم
-بوووووق
-بوووووووق
-بووووووق
-هاي(خیلی غلیظ و از ته حلق)
-الو۰۰.الو ...وحيد جان سلام منم مجتبي صدا مي آد
-آآآي ....اووووه....آره عزيزم صدا ميآد خوبي مجتبي جان ( و در حالیکه صداش از گوشی دور تر شد گفت)اوووه مای دییر
(واقعیتش یکم ترسیدم بخاطر همین یکم بلند تر گفتم):
-وحید جان خوبی ؟ جات خوب؟ احساس می کنم ناراحتی!!
-نه آآآآه جامم عالی عالی هم گرم و ...(متاسفاه اینجا صداش قطع ووصل شد ونفهمیدم چی گفت)
اوووه مای دیر مای دیر
-وحید جان با منی؟ دارم نگرانت می شم خوبی داداش؟؟؟؟!!
-مجی جون ۲۰ دقیقه دیگه زنگ می زنی؟مای دیر
-آره عزیزم حتما حتما
وتلفن رو قطع کردم باور کنید رنگ وروم عین گچ سفید شده بود طوریکه همکارا همه نگرانم شده بودن تو این ۲۰دقیقه دلم عین سیر وسرکه می جوشید بالاخره ۲۰ دقیقه گذشت و دوباره دست به تلفن شدم
-بووووق
-بوووووق
-بووووووق
بووووووووووووق
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق
الو سلام وحید
-سلام مجی جون شرمنده من دارم دوش میگیرم بعدشم می خوام برم کلاس تا آخر شب فردا زنگ بزن با هم صحبت کنیم
-باش فقط بگو حالت خوب؟
-آره بابا فقط یکم بدنم سست که الان با یه شیر موز ردیف میشم
-باشه خدافظ
-بای بای
خلاصه اولین تماسم با وحید اینجوری شد
البته من خوشبختانه چون امکان تماس خارج رو در رادیو درارم اصلا نگران نباشید قول میدم هر هفته حداقل یکبار باهاش تماس بگیرم ونوار مکالمات ضبط شدم رو با اون براتون پیاده کنم تا بخونید
-
جای همتوت خالی هفته پیش از طرف سربازی رفته بودم مشهد برای همتوت دعا کردم و جای همتون خالی بود خیلی حال داد اگه بتونم عکسایی که با گوشی گرفتم رو میذارم ببینید خیلی خیلی دلم برای مشهدایی که خودمومن می رفتیم .تنگ شده برو بچ اگه پایه هستن قبل از عید یه سفر دانشجویی بریم مشهد ویه حالی ویه حولی ببریم