تبليغاتX
وصله
خیلی وقته که به سرم زده که مطلبی در وبلاگ بنویسم و من می دونم باید بنویسم تا این ویر دست از سرم برداره شعر نویی است تقدیم به دوستان

من که سیرم ز شکم سیریها

یکصدا می شوم با زنجیریها

می خروشم چو زنجیریها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 14:40 توسط محمود موسی پور |

باز هم منتظر می نشینیم تا کارها به جایی برسند که کمرنگ بشوند و بعد می آییم که بگوییم عجب کله پر بادی داشتید که مثلا تا دیروز بودید و امروز نیستید . دیروز می نوشتید امروز نمی نویسید . عادت کرده ایم نه ؟ خوب انتقاد می کنیم . و از الان شروع شده که وبلاگ هم تلاشی عقیم بوده است مثل تمام فعالیتهایی که با شور و حرارت شروع شده است و اکنون بجه ها سرد شده اند . نمی نویسند نظر نمی دهند . نمی خوانند .  عزیز دل به جای اینکه انتقاد کنی که دیگر کسی نمی نویسد خودت یک مطلب که فکر می کنی به درد ملت می خورد بنویس و در وب لاگ بگذار . یه لینک درست و حسابی بزار . که چه ؟ عادت کرده ایم مدام ضعف ها را به یاد هم بیاوریم .

 وب لاگ چیزی است که هر کسی بخواهد می تواند تشکیل بدهد . مفد و مجانی نه هزینه ای شده و نه عدم  استفاده از آن به مدت طولانی ضرری به کسی می رساند .   هدف این است که بگوییم هستیم و سعی می کنیم کاری بکنیم برای اینکه خوب و موثر باشیم . حالا اصلا یک ماه و یا بیشتر مطلب ننویسیم .اصلا وب لاگ برای این است که هر کس هز وقت که خواست جلوی کامپیوتر شخصیش بیاد و اگه خواست وصل به اینترنت بشه و اگه خواست به مهر انجی او هم نگاهی بکنه و اگه نخواست نه .

بابا زیاد جدی نگیر بچه های هم دوره ای ما رو عشق است ( داوود محمدی تبار جعفر صادقی پرویز فاتح و .. ) وجود مصطفی و سهیل مهرداد عزیز و مجتبی امیری و بقیه بچه های مسجد رو چه اونها تو وب لاگ می آند و چه نمی آند رو عشق است  بقیه چیزهای کشکه .

وجود ما رو صفاست . بی خیال اگه باد کله می خوابه بی خیال اگه نیستیم بی خیال اگه زود فراموش می کنیم تا وقتی سعی می کنیم باشیم و خوب باشیم هستیم  .

وجود همتون رو عشق .

+ نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 1:26 توسط محمود موسی پور |

و اما این سفید نوشته ایست تقدیم به تمام دوستان عزیزم

  جاده

امروز سبكبال در آغوش نسيم

بازيچه تقديري نامعلوم

رهسپار جاده طراران و بازيگرانيم

سكوت جاده ياد آور مرگ

و صفاي همسفران ياد آور جدايي

آه ، اي همسفر ما به كجا خواهيم رسيد

وقتي جاده ويران تر  از ماست

و ما براي ما ، نا آشنا تر از مقصد

اي كاش ...

آه ،  اي كاش ...

مي شد فهميد معناي اين امتداد موازي را .

كجا برده اند نردبان ايجاز را ؟

تا برسانند انسان را به بام شعور

فهم تمام هستي در كلامي از جنس نور .

 ( سهیل حان مطلب کوتاه می خواستی ، این هم کوتاه )

 

+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 4:2 توسط محمود موسی پور |

آنان که علاقه به بازی پاسور دارند و می خواهند بدون مشکل شرعی بازی کنند می توانند به ادامه این مطلب در ادامه صفحه توجه کنند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 12:42 توسط محمود موسی پور |

صدا

ترس را تجربه مي كني

وقتي در انتهاي خودت

تمام خودت را تمام مي كني

قلب را چه ترسي است در آن لحظه

وقتي كه عقربه ، خام تيك تاك مي كند

و شب را چه احساسي از تب

وقتي كه سكوت را تاب شكستن نيست

و ما در انتهاي من گم شده

خاموش ، ساكت و مغرور

تا هنگام فرياد

بر آوردن نيازي در انتهاي شب

فرياد خروسي وحشي

در ولوله صبحي پر اميد

و ما مي دانيم ترس را در انتهاي گلو

در معناي همه

جولاني جز براي خاموشي نيست

...

و قسم به ماه

ماه را بخوانيم از قاب پنجره

در طول تاريح و امتداد هستي

در امتداد سكوت پنجره هاي خاك گرفته

نه در خور گذشته

كه در خور جاودانگي

و زمزمه هايي را كه آرام در گوشها مي چپانيم

بلند آواز كنيم

و بلند بخوانيم

در سردابه هستي

در سكوت تلخ بشر

آنجا كه سكوت مي شكند

خدا با تمام ابعادش

نيست را مي ميراند 

و هستي نه تنها معني صدا ،

بلكه معناي هم صدايي مي دهد
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 13:11 توسط محمود موسی پور |

سلام

معرفی یک سایت پر جک

جوکستان دات کام

دوستدار شما

محمود موسی پور  

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 0:42 توسط محمود موسی پور |

جملات منتخب

کتاب زوربای یونانی نوشته کازانتزایکس

به من بگو غذایی که می خوری چه می شود تا بگویم چه جور انسانی هستی .

راهب بزرگ شاگردان را گرد خود جمع کرده چنین می گوید :

وای بر کسی که در اندرون خود چشمه خوشبختی نداشته باشد .

وای برکسی که بخواهد رضایت خاطر دیگران را فراهم سازد.

وای بر کسی که تصور کند این زندگی و زندگی بعدی یکی نیست . ( با توجه به اعتقادات بوداییان دقیقا نمی توان منظور تام و کامل را پی بردُ اما می توان گفت این جمله تا حدی با اعتقادات ما نیز قابلیت تفکر را دارد )

کتاب آتش بدون دود نوشته نادر ابراهیمی

رنج شناخت دشمن بیشتر از رنج ایستادن د ربرابر اوست .

عدالت آدم های ترسو و مریض  یک عدالت ترسو و مریض است .

 

جملاتی از یک استاد :

هیچ وقت دنبال کامل نباشید به دنبال کامل رفتن نیروهای شما را وارد میدان نمی کند .

برای آنکه وقتتان تلف نشود از میان فعالیتهای مختلف یک یا چند فعالیتی را که از همه بیشتر علاقه دارید انتخاب کنید در عمق آنها بروید و در ان تخصص بیابید .

با آرزوی موفقیت

محمود موسی پور

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 0:58 توسط محمود موسی پور |

سلام به بچه های عزیز

خدای من سرعت وصل شدن به این وب لاگ چه قدر بالاست  . بچه ها یه متن حاوی سیره نبوی و رفتارهای غالب اون حضرت در زندگی شخصیشون دارم می خواهم تو وب لاگ بزارم تا استفاده بکنین . امیدوارم اگه حالی باهاش کردین و چیزی هم از اون رو انجام دادین مارو از دعای خیر خودتون بی نصیب نزارین

بنام خداوند بخشاينده مهربان

بهتراست هرچندوقت يك بارسنتهاي پيامبررابه خودمان ياداوري كنيم .

مرحوم حاج ميرزاعلي آقاقاضي فرموده استكه:چنانچه كسي كه طالب راه خداباشدبراي پيداكردن استاداين راه اگرنصف عمرخودرادرجستجووتفحص بگذراندتاپيدانمايدارزش داردوميفرموده است كسيكه به استادرسيدنصف راه راطي كرده است .  (  منبع كتاب منسوب به بحرالعلوم  ) مطالب ذيل برگرفته از كتاب سنن النبي تاليف علامه سيدمحمدحسين طباطباي  (خلاصه كتاب)

حضرت اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: كسي كه به آداب خداوندي آراسته گرددخدااورابه سوي رستگاري وفلاح هميشگي ميكشاند. امام جعفرصادق (ع )فرمودند:من دوست ندارم كه مسلماني بميردمگراينكه تمام آداب وسنن آن حضرت راولويك بارشده انجام دهد. حضرت رسول (ص)فرمودند:خدادوست داردكه بنده اش وقتي براي ديدن برادران ازخانه بيرون ميرودخودراآماده كرده وزينت كند.2.ازآداب آن حضرت(ص): (آينه رانگاه كردن وموي خودراشانه زدن-روي زمين بابردگان غذاخوردن-چون باديگران برسرسفره مي نشست اول كسي بودكه شروع به غذاخوردن ميكردوآخرين كسي بودكه دست ميكشيد-هنگام غذاخوردن ازجلوخودميل ميفرمودتنهادرموقع رطب وخرمابودكه دست به جانب ديگرهم ميبرد- هيچ خوراكي رامذمت وياتعريف نميكرد-بعدازغذاانگشتانش راميليسيد-آشاميدني رابا3نفس ميمكيدونميبلعيد-بيشتركارهايش رابادست راست انجام ميداد- لباس كتان ميپوشيد-يك لباس مخصوص روزجمعه داشت-وبه كودكان وبزرگان(غني وفقير) سلام ميكرد-لباس خودراوصله ميزد-كفشش راميدوخت-مايحتاج خانه راازبازارتهيه ميكرد وبسوي اهل خانه حمل ميفرمود-دعوت ديگران راجابت ميكرد-هرگزازروي سيري آروغ نزد-تازنده بوددرحال تكيه دادن غذاميل نفرمود-به زنهاسلام ميكرد(اميرالمؤمنين كراهت داشت ازسلام كردن به زنهاي جوان زيراميفرمودميترسم آهنگ صداي آنهادرمن اثركندآن وقت ضرراين كارازاجراي كه درنظردارم بيشترشود)وبه 3حالت مي نشست :ساقهاي پارابلندميكردودودست خودراازجلوبرآن حلقه ميزد-وگاهي دوزانومي نشست-وگاهي يك پارااززيرران خودگذاشته وپاي ديگرراروي آن ميخواباند— وپيش روي كسي پاي درازنميكردودرحظوركسي لباس وزينت خودراازتن خارج نميساخت وهرگزازمجلس بلندنميشدتاوقتي كه خودآن شخص بلندشود-درميان سخن گفتن تبسم ميكرد-منظورشان ازشوخي مسروركردن بودوجزمطلب حق چيزي نميگفت-بيشتراوقات روبه قبله مي نشست- بين دوامرمخيرنشدمگردشوارترين آن دورااختيارميفرمود-ودرظلمي كه باوميشدبه مقام انتقام درنمي آمدمگراينكه محارم خداهتك شود-نمازش درعين تماميت ازهمه نمازهاسبكتروخطبه اش ازهمه خطبه هاكوتاهتربود-درماه رمضان مانندبادتندوسريع بودكه دردستش قرارنميگرفت وهرچه داشت انفاق ميكرد-ازراهي كه ميرفت درمراجعت ازراه ديگري برميگشت(اين كاربراي رسيدن به روزي نزديكتراست)-پس ازطلوع آفتاب ازخانه بيرون مي آمد-كراهت داشتندازاينكه كسي براي وي به پاخيزد-خواب قيلوله داشتند-بامردم اندازه عقلشان سخن ميفرمودند-مدارات بامردم-فقرارادوست داشتند-دعاي آن حضرت:خدايااخلاق مرانيك گردان-خداياازاخلاق بددورم ساز- بابرادران خوش روبود-باچشم وابرواشاره نميكرد-زيارت دوستان براي خدابود- نگاه راميان حاضرين تقسيم ميكرد-امين بود-ميهمان رابه كاري وانميداشت-براي رفتن ميهمان ازخود دربستن بارها آنانرا اعانت نميكرد-مشايعت ميهمان تادم درب خانه ميكرد-درهنگام ناراحتي وحزن به نمازوعبادت حق پناه ميبرد-خلوت(باخدا) رادوست داشت-خاموش بودنش براي تفكرونگاه كردنش براي پندگرفتن بود- انگشترنقره درانگشت كوچك دست راستش ميكردونگينش رادرباطن كف خودقرارميدادواكثراوقات به آن نگاه ميكرد-هندوانه وخربزه وانگور رادوست ميداشت-خيارراباخرماوگاهي بانمك ميل ميكرد-غذاهاي شيرباخرماياآب باخرماياكدوياگوشت سردست وماهيچه ميل مينمودند-ازسبزيهاكاسني ريحان كوهي كلم و خورش سركه رادوست داشتند- موقع وضومسواك ميكرد-صله رحم ميكرد-بدون قهقه خنده ميكرد –عباوعرقچين وعمامه استفاده ميكردند-اگركسي پيش انحضرت سخن دروغي ميگفت انجانب لبخندي ميزدوميفرمود:سخني استكه وي ميگويد-درقبرستان نميخنديد-برخانه هاي اشراف چشم اندازي نميكرد-ذكرلاحول ولاقوه الابالله رازيادميگفت-ازكسي چيزي سئوال نميكرد( طلب)-سرومحاسنش راباسدرميشست- موي شارب را ميگرفت-خون وناخن ومورادفن مينمود-نوره درروزجمعه ميكشيدوسنت است هر15روزنوره كشيدن-پيش ازخواب4باربه چشم راست سرمه سنگ ميكشيدندو3باربه چشم چپ-محبوبترين عطرش مشگ بود-روغن بنفشه به بدن ميماليد-هرگزموي سرش راتفريق نكرد..فرق سر..-يك روزدرميان عطرميزدوروزجمعه آن راترك نميكرد-روز5شنبه سفرميكرد-چون ازبلنديهاسرازيرميشدميگفت سبحان الله وچون بربلنديهابالاميرفت ميگفت الله اكبر-دوست نداشت بدون رفيق سفركند-درسفرخوراك ونفقه خويش راباخودميبرد-دروسائل سفرش سرمه دان وشانه ومسواك ونخ وسوزن خياطي وروغني كه بدنش راباآن روغن مالي ميكردديده ميشد-هنگام سفردعاي سفرميخواند-درسفرقدمهاراتندبرميداشت ودربيابان سريعتر-ازسفرمراجعت نميكردمگرروزهنگام ظهروبه مسجدميرفت و2ركعت نمازميخواندسپس به خانه تشريف ميبرد-لباسهاي سفيدميپوشيد-ازطرف راست لباس ميپوشيدوازطرف چپ آنرابيرون مياورد-وازاخلاق آنحضرت اين بودكه حيوانات واسلحه واثاث خودرانامگذاري ميكرد-اسم پرچمش عقاب وشمشيرش ذوالفقاروديگرشمشيرش مخذم ورسوب ونام كمانش كتوم جعبه تيرش كافوروشترش عضباواسترش دلدل والاغش يعفور-پيراهن راجلوترازشلوارميپوشيد-درپوشيدن كفش اول پاي راست وهنگام بيرون آوردن اول پاي چپ سنتش بود-كفش سياه ونعلين زردسنت است-درخانه خروس سفيدويك جفت كبوترقرمزرنگ داشت- بعدازبيدارشدن ازخواب سجده ميكرد- اخرشب تاطلوع آفتاب بيداربود- - زنانش را دوست ميداشت-ازپشت سرزنانرانگاه نميكرد-هنگام تزويج اطعام ميكرد-چون صبح ميشددست برسرفرزندانش ميكشيد-الله اكبرگفتن درشب زفاف راسنت قرارداد-كام فرزندانراباخرمابرميداشت-با3انگشت غذاميخورد-انارراتنهاميخورد-بعدازنمازعشاشام تناول مينمود-غذاخوردن راباخرماشروع ميكرد-هر2لقمه 1حمدخداميكرد-خلال دندان سنتش بود-غذاي داغ نميخورد-هروقت غذاي چربي ميل ميكردآب كمترميخورد-كليه حيوان نميخورد-سيروپيازوتره راباهم نميخورد-بدون كفش غذاميخورد-چون به مستراح ميرفت سرخودراميپوشاندوباپاي چپ واردوباپاي راست خارج ميشد-برجنازه3مشت خاك ميريخت-عيادت مريض ميكرد-حجامت راباآدابش بجامي آوردروز2شنبه بعدازعصرو..-حليم براي كمردردسنت است-مسواك ازدرخت زيتون ازخون ريزي لثه هاجلوگيري ميكند-با3كيلوگرم آب غسل ميكرد-با3مشت اب وضوميگرفت- براي وضو مضمضه واستنشاق ميكرد –روزجمعه غسل ميكرد-هفت تكبيرگفتن درابتدا نماز-درنمازظهرسوره هاي اعلي ياشمس ياغاشيه ودرنمازمغرب فتح يازلزال ياتوحيدودرنمازصبح نبا ياقيامت ياغاشيه تلاوت مينمود-درسجود سه بارسبحان ربي العلي وبحمده ودرركوع 3بارسبحان ربي العظيم وبحمده راميگفت-چون به سجده ميرفت دوزانوي خودراقبل ازدست ها به طرف زمين پيش ميبرد-محل سجده رااب ميپاشيد- صف جماعت را منظم ميكرد-بعدازنماز3تكبيرميگفت-هرشب سورههاي حمدوآيه الكرسي وحديدوحشروصف وجمعه وتغابن واعلي وآيه شهدالله ...راتلاوت مينمودند-نافله هارابجامياورد-(صفحه 1)

همش رو براتون می زارم که حالش رو ببرین  . می تونین تو ورد کپی پیست کردهو ازش  پرینت بگیرین و همیشه باخودتون داشته باشینالیته کاری که باهاش می کنین  به من ربطی نداره. همینقدر بهتون بگم که این مطلب از کسی به دستم رسیده و خودش خلاصه شده کتاب ارجمندی است  که نکات اصلیش بهصورت مختصرو مفدوقابل استفاده  آورده شده است .

ممنون

دوستدار شما محمود موسی پور

 

 

+ نوشته شده در شنبه 14 بهمن1385ساعت 0:28 توسط محمود موسی پور |

 دیروز چراغهای رابطه خاموش بود و اما امروز عزیزانی آمده اند که با نیت مرمت نمودن طناب ریش ریش شده ارتباطات دانشجویی اعضا مسجد که عادت کرده اند تنها در ماه محرم و دیگر مناسبت های مذهبی یکدیگر را ببینند فکری بکنند افرادی چون مصطفی مسگر مشهدی . به مصطفی عزیز و دیگران دوستان خسته نباشید عرض می کنم و برایشان آرزوی موفقیت دارم .

 تا مجالی دیگر برای نوشتن به خدا می سپارمتان

سلام به وحید نازنین

ببخش خبر دیر به ما رسید . شنیدیم که برای ادامه تحصیلات عازم انگلیس شده ای . به سلامتی . موفق باشی . امیدوارم که دست پر و با افتخار  برگردی .

خدانگاهدارت باشد

+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 7:31 توسط محمود موسی پور |