تبليغاتX
وصله
                                      

 
سلام
ما که عمری است به اسلام و مسلمین خدمت کرده ایم، از قرار معلوم قرار است چند صباحی هم در لباس خدمت مقدس! سربازی به این مهم ادامه دهیم. حالا چرا می خندید؟! شتری است که بالاخره در خانه شما هم می خوابد! حالا مگر عجب شیر چه عیبی دارد؟! از صفر پنج کرمان یا بیرجند که بهتر است! همین که با اشرار مرزی همکاری نمی کنیم کلی جای شکر دارد.
 
سخنان بالا متن آخرین فرمایشات مدیر محترم وبلاگ وصله قبل از اعزام به دوره آموزشی می باشند.
طبق اخبار واصله جناب آقای مسگر مشهدی، هم اکنون دربیابانهای سمنان، مشغول خوردن آش  و خدمت مقدس به نظام می باشند ودر همین زمان کوتاه خدمات ارزنده و چشمگیری را به ثمر رسانده اند .
بعضی شایعات و خبرهای تایید نشده حاکی آز ان است  مسیر ترانزیت اشرار و قاچاق مواد مخدر در یک ماه گذشته درکشور دچار تحولات شگرفی شده است. (هم اکنون قیمت یک کیلو تریاک در سمنان در حدود ۱۵۰۰-۱۰۰۰تومان گزارش شده است).
 
بهر حال انشاالله که تمامی سربازان این مرز و بوم در سلامتی کامل این دوره خدمت مقدس را بسر برندو همیشه منشا خدمات ارزنده باشند. منتظر بازگشت آقا مصطفی از این دوره اموزشی هستیم و انشالله در این مرحله و مراحل بعدی زندگی همیشه موفق و سربلند باشند.
 
+ نوشته شده در شنبه 22 فروردین1388ساعت 18:49 توسط حمیدرضا اوتادی |

نکاتی که هر جاعل مبتدی باید بداند:

 

1- اولین نکته  مهم در جعل مدرک دانشگاهی این است که از وسوسه جعل مدارک دانشگاه های تابلو مانند اکسفورد و کمبریج بپرهیزید. کمی به خودتان زحمت دهید و یک دانشگاه در پیت و ناشناخته را با جستجو در گوگل پیدا کنید. اگر به عنوان مثال در فکر جعل دکترای  دانشگاهی هستید که به کسانی مانند انیشتین و ماکس پلانک دکترا داده باید از نبوغ خود مطمئن باشید. وقتی چنین اطمینانی وجود ندارد بهتر است سطح بلندپروازی خود را کمی تعدیل کنید

2- مراقب غلط های املایی باشید: هیچ چیز بدتر از یک مدرک دکترا که با ادبیات و نوشتار شاگردان مدارس ابتدایی نوشته شده باشد نیست. اگر قرار است مدرکتان را برای یک نشریه طنز ارسال کنید مشکلی نیست اما اگر قرار است از آن استفاده کنید کمی محتاط باشید و غلطهای دیکته ای آن را بر طرف کنید. برای اینکار می توانید مدرکتان را به یک دارالترجمه بدهید تا گرامر و اسپلینگ آن را چک کند. این کار فقط 4000 تومان هزینه دارد اما در عوض 4 سال شما را بیمه می کند.

3- مدرک را با اسامی تخیلی امضا نکنید: اینکار ممکن است جعل مدرک را ساده کند اما کار کسانی را که می خواهند مچ شما را بگیرند را هم ساده می کند. کمی وقت صرف کنید و چند مدرک اصل را ببینید تا اسامی افرادی که مجاز به امضای مدرک هستند را بدانید.

4- سعی کنید بین مدرک دانشگاهی که جعل می کنید و موضوعی که برای کار یا تدریس انتخاب کرده اید لااقل کمی ارتباط وجود داشته باشد. بهتر است موضوعی را برای تدریس انتخاب کنید که بتوانید با استفاده از خاطرات خود و اطلاعات عمومی سر و ته آن را جمع کنید

5- مدرک خود را در معرض نمایش قرار ندهید: اعتماد به نفس چیز خوبی است اما برای یک جاعل مبتدی می تواند خطرناک باشد. تا زمانی که در جعل مدرک حرفه ای نشده اید از قرار دادن مدرکتان در معرض دید عموم خودداری کنید

6- اگر گند قضیه در آمد: تا زمانی که حرفه ای نشده اید همیشه ممکن است چنین اتفاقی بیافتد. راه حل مساله بستگی به محل زندگی شما دارد. اگر در جایی زندگی می کنید که همه چیز حساب کتاب دارد بهتر است استعفا دهید و به دنبال یک وکیل خوب بگردید تا در دادگاه به شما کمک کند در غیر این صورت خونسرد باشید و از مضرات مدرک گرایی صحبت کنید تا قضیه فراموش شود.

 برگرفته از وبلاگ کافه نادری

+ نوشته شده در جمعه 25 مرداد1387ساعت 1:4 توسط حمیدرضا اوتادی |

 درجریان بازی سپاهان و ذوب آهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد. پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت: بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد عرب براقی هستیم!

دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی ۹۸ بود، داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))

در جام جهانی ۱۹۹۰، تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی داشت. در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ می کردند. در یکی از بازی ها، وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت:
حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 0:41 توسط حمیدرضا اوتادی |

يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:
اين كار شما تروريسم خالص است!
پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده.
از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد...در چشم هايشان نگاه مي كند...به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند...هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند.دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!
وقتي رامش قصه اش را تمام كرد با مهرباني به من نگريست و گفت:
((با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند))
پائولو كوئلیو
+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 0:14 توسط حمیدرضا اوتادی |

من امروز که داشتم تو اینترنت ولگردی می کردم به طور تصادفی نامه چارلی چاپلین به دخترشو دیدم. نامه معروفی که تو مقدمه کتاب "حقوق زن در اسلام" شهید مطهری هم به اون اشاره شده. نامه ای تاثیر گذار که واقعا ادمو به فکر میبره. اگه حال خوندنشو دارید این لینکش:
http://www.daily.ir/2005/04/152

حالا اگه نامه بالارو نخوندیداشکال نداره ولی حتما زحمت خوندن این پایینی رو بکشید:

http://www.saghez.net/Articles/7.Html

نویسنده ای که قصد خاصی هم نداره مطلب جعلی می نویسه که همه جا پر می شه ! می شه یه سند! بیش تر از سی سال تو همه جور محفلی طرح میشه .حتی تو سخنرانیه رجال سیاسی مطرح میشه.به نظرم این مثال خوبیه که نشون میده هر چی که دیدیم یا شندیم یا حتی تو کتاب خوندیم به سادگی قبول نکنیم!باز خوبه که اینجا نیت همه خیره!
فکرشو بکنیدتو قرن اطلاعات و ارتباطات و قرنی که بازی با افکار عمومی و جنگ روانی یه جورعلمه چه کارهایی که نمیشه کرد.به نظرتون کار سختیه مشابه همین کارو با برنامه ریزی و ساپورت چند میلیون دلاری در مورد موضوعات مهمتر مثل فرهنگ و تاریخ یا ایدئولوژی یه جامعه انجام داد؟ذهن یه جامعه رو بمباران کرد؟یه شخصیت رو خراب کرد؟یا هزار جور کار دیگه.

خلاصه حداقل ما که گوش شیطون کر دانشجو و تحصیل کرده این مملکتیم نباید اجازه بدیم ذهنمون بازیچه این و اون یشه.ساده لوح نباشیم لطفا!


+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 10:32 توسط حمیدرضا اوتادی |

عکس از:بازتاب

+ نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 11:56 توسط حمیدرضا اوتادی |

قدیما یه پیازگنده تو سوفره می ذاشتند که مرد خونه با یه مشت پیاز بیچاره رو پخش سفره می کرد اما الان فقط چند تا خلال نازک ، اونم دور بشقاب مرغ بریون برا تزئین میذارند. آخه پیازم دیگه قرتی شده.
قدیما وقتی مرد از سرکار برمی گشت و گرد و خاک لباساشو تکون می داد زن و بچه اش تا نیم ساعت سرفه می کردند اما الان وقتی مرد میادخونه بوی ملایم ادکلن تمام خونه رو می گیره.
قدیما یه تار موی سبیل مرد اعتباره یه شهر بود اما الان، الان که دیگه سبیلی نمونده
قدیما دل جونمرد های شهر گر می گرفت واز زورغیرت موهاشون سفید می شد وقتی یه زن مجبور می شد برا خرج زندگی کار کنه اما الان که دخترکهای ادامس فروش هر روز با زندگی می جنگند، خوش غیرتهای شهر خیلی که هنر کنند یه آدامس می خرند و نالوتی ها و گرگهای شهرم که هیچی دیگه.
قدیما حرمت دلای شکسته با فرشته های آسمون بود اما الان دلای شکسته اسباب معرکه گیری و بساط خنده دلقک های شهره.
قدیما خدا رو زمین غریبه نبود اما الان ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 2:11 توسط حمیدرضا اوتادی |

سلام به روی نوگل بهاریتون. ایشالله ینگه ایللریز خیره گلسن.
آقا ما پارسال هرچی سعی کردیم از بیرون تیشه به ریشه این وبلاگ بزنیم افاقه نکرد. حالا سال جدیدتصمیم گرفتیم بیایم تو بلکه بشه این تو یه کارهایی کرد.البته با اجازه همه اربابهای خودم.برای شروع هم این دو بیت رو که شاعر در وصف شما با صفا ها گفته از ما پیشکش قبول کنید

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
وآن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
+ نوشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 21:47 توسط حمیدرضا اوتادی |