تبليغاتX
وصله

وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست. ( نيچه )

 

 انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و به همين دليل، تنها عده قليلي مي انديشند. ( فورد )

 

به ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم.   ( شوپنهاور )

 

فکر کردن چه آسان است و عمل کردن چه دشوار. هيچ چيز در زندگي مشکل تر از اين نيست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد. ( گوته )

 

 

منبع : سایت مهندسین صنایع ایران

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 4:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

بررسي تطبيقي دو کنفرانس

در واپسين روزهاي سال ۱۳۸۵ توفيق حضور در اولين کنگره ملي علوم انساني در تهران را يافتم. همانطور که پيشتر گفته بودم اين کنگره توسط پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد. انگيزه اصلي من از حضور در اين کنگره آشنايي با فضاي علوم انساني در ايران و شناختن گرايشها و طيفهاي فعال در اين عرصه بود که تا حدود زيادي حاصل شد. متاسفانه طي سالهاي حضور در دانشگاه هنر کمتر امکان ارتباط و آشنايي با اصحاب علوم انساني را يافته بودم. حضور در اين کنگره نکات جالب ديگري هم براي من به همراه داشت. خصوصا اينکه چند ماه قبل تجربه حضور در يک کنفرانس بزرگ مشابه در دانشگاه آکسفورد را هم يافته بودم. به نظرم رسيد شايد از رهگذر مقايسه اين دو همايش علمي بتوان به برخي تفاوتهاي معنادار رسيد. البته اينجا صرفا به بيان اين تفاوتها بدون قضاوت و داوري مي پردازم و نتيجه گيري احتمالي را بر عهده خواننده محترم مي گذارم.

۱- کنگره تهران عنوان خاص يا موضوع به خصوصي نداشت و يک موضوع بسيار عام (علوم انساني) را دستمايه عنوان خود قرار داده بود. کنفرانس آکسفورد با عنوان خاصي (دگرگوني رسانه ها و نظريه هاي علوم اجتماعي) برگزار شده بود و قرار بود طي آن تاثير دگرگوني رسانه ها بر نطريه هاي علوم  اجتماعي بررسي شود.

 ۲- کنگره تهران از ارسال کنندگان مقالات خواسته بود علاوه بر چکيده مقاله اصل آنرا نيز جهت داوري ارسال نمايند. در واقع داوري در چند مرحله انجام مي شد. در کنفرانس آکسفورد داوري مقالات صرفا بر اساس چکيده مقالات بود.

۳- در کنگره تهران تا يک هفته قبل از برگزاري کنگره نتيجه داوري مقالات مشخص نبود. در کنفرانس آکسفورد نتايج داوري مقالات ۴ ماه قبل از برگزاري کنگره اعلام شد.

۴- در کنگره تهران افرادي که مقالاتشان پذيرفته مي شد خود به خود مهمان کنگره مي شدند. در کنفرانس آکسفورد پس از اعلام پذيرش مقاله متقاضي مي بايست جهت حضور در کنگره ثبت نام کند.

۵- حضور در کنگره تهران براي مدعوين رايگان بود اما ثبت نام جهت حضور در کنفرانس آکسفورد براي اساتيد حدود ۲۰۰ پوند و براي دانشجويان حدود ۱۰۰ پوند هزينه داشت.

۶- كليه مهمانان كنگره تهران در ايام برگزاري كنگره به صورت رايگان در هتل استقلال تهران اقامت داشتند. (البته بنده به دليل اقامت نزد بستگان از اين فيض محروم ماندم !) اما اغلب مهمانان كنفرانس آكسفورد در خوابگاههاي دانشجويي دانشگاه اقامت داشتند و بابت هر شب اقامت در آنجا بين 40 – 80 پوند هزينه پرداخت مي كردند. برخي نيز به هزينه خود در مهمانسرا يا هتل اقامت داشتند.

۷ - مهمانان كنگره تهران هر سه وعده غذا مهمان كنگره بودند. نهار اين كنگره كه هر روز توسط رستوران سالن همايشهاي بين المللي صدا و سيما تامين مي شد مشتمل بر حدود 10 نوع غذاي رنگارنگ و انواع سالاد و دسر و نوشيدني و ... بود. در كنفرانس آكسفورد تنها يك وعده نهار بصورت روزانه در هزينه هاي ثبت نام گنجانده شده بود كه عبارت بود از يك ساندويچ ، يك نوشابه ، يك چيپس و يك عدد ميوه. بابت صرف شام اختتاميه كنفرانس هم در صورت تمايل جداگانه بايد 30 پوند پرداخت مي شد.

8- در طول سه روز كنگره تهران ابتدا قرار بود تنها 30 مقاله ارائه شود كه نهايتا به حدود 70 مقاله افزايش يافت. البته تعداد مقالات پذيرش شده بسيار زياد تر از اين تعداد بود كه به علت عدم امكان ارائه قرار شد ما بقي مقالات بصورت كامل در كتاب كنگره چاپ شود. در سه روز كنفرانس آكسفورد حدود 250 مقاله ارائه شد. اغلب اين مقالات در قالب پانل هاي تخصصي به صورت همزمان در سالنها و اتاقهاي مجزا ارائه مي شد.

9- در كنگره تهران پس از ارائه شدن مقالات مجالي براي پرسش ها و يا اظهار نظر درباره مقالات ارائه شده توسط حاصران در جلسه نبود. در كنفرانس آكسفورد پس از مقالات نوبت به پرسشها و يا نظرات ديگران مي رسيد. (ظاهرا تفاوت اصلي ارائه مقاله به يك مجله علمي و ارائه آن به يك كنفرانس در اين است كه در كنفرانس ها امكان مواجهه حضوري با ديگر صاحب نظران و شنيدن نقد ساير كارشناسان به صاحب مقاله كمك مي كند پيش از چاپ نهايي مقاله اش اصلاحاتي در آن انجام دهد.)

10- در كنفرانس آكسفورد تنها تعداد معدودي از برترين مقالات ارائه شده جهت چاپ برگزيده مي شدند. در كنگره تهران مقرر شد مقالاتي كه به دليل كمبود وقت امكان ارائه شدن پيدا نكردند در كتاب كنفرانس چاپ شوند.

11- در كنگره تهران تعداد قابل توجهي از ارائه كنندگان مقاله – بخصوص اساتيد صاحب نام- بدون داشتن متن، يادداشت ، اسلايد و ...  سخنراني هاي مبسوطي ايراد فرمودند. در كنگره آكسفورد اغلب اساتيد صاحب نام مقالات خود را بطور كامل از روي نوشته خواندند.

12-  كنگره تهران با سخنان وزير علوم افتتاح و با سخنان رييس مجلس شوراي اسلامي پايان يافت. در كنفرانس آكسفورد هيچ مقام دولتي حضور نيافت.

13- در كنفرانس آكسفورد ايميل شركت كنندگان با اجازه آنها در اختيار ديگر شركت كنندگان قرار مي گرفت. در كنگره تهران هيچ ايميلي مبادله نشد.

14- در كنگره تهران مقاله چند دانش آموز در زمره مقالات ارائه شده قرار گرفت ، در حاليكه مقاله برخي اساتيد صاحب نام به دليل كمبود وقت ارائه نشد. در كنفرانس آكسفورد چنين اتفاقي نيافتاد.  

 

 

منبع : پرشين بلاگ

 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 13:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

به اطلاع عزیزان می رساند سایت پایگاه علمی فرهنگی انصار الحسین (ع) افتتاح شد

فقط یادتون نره که ما منتظر نظرهای باحالتون هستیم  

راستی همین جا از زحمات و تلاش های شبانه روزی آقا حمید ( رنجبر) هم تشکر می کنم

این هم آدرسش :

                        www.paigah-ansar.com   

 

                                                                                                     یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 3:53 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام دوستان

یه چند وقتیه پدر آقای ثروتی دربیمارستان بستریه

بد نیست اگه حالی ازش بپرسید 

گفتم خبر داده باشم فردا نگید نمی دونستیم ها 

                                                                             یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 16:43 توسط اسماعیل ابوفاضلی |


براي كلاس گذاشتن يا خالي نبودن دست، سعي نكنيد هميشه گوشي را در دستتان نگه داريد. خطرهاي بسياري در كمين است. از موبايل قاپ ها تا افتادن داخل جوي آب و... و البته جاگذاشتن آن.
اگر گوشي را جا گذاشتيد، سعي كنيد خونسردي تان را حفظ كنيد و شمارة آن را به ياد بياوريد. سپس به آن زنگ بزنيد. اگر خوش شانس باشيد، يك آدم خوب براي پس دادنش با شما قرار مي گذارد. معرفت داشته باشيد يك دستخوش يا دعوت به يك بستني، شرط ادب است.
گوشي موبايل، يك وسيله كاملا هوازي است اگر كمي آب به آن برسد، خيلي زود غرق خواهد شد. براي انجام عمليات غريق نجات، سريع آن را خاموش كنيد و تمام قطعاتش را از هم جدا كنيد. سشوار يا نور آفتاب مي تواند، آن را زنده كند. بعد دعا كنيد و گوشي را دوباره روشن كنيد.
كيف كمري يا بند، به ويژه در جاهاي شلوغ وسيلة خوبي براي دوختن گوشي به لباس است. اگر هيكل نحيفي داريد و بستن كيف كمري، براي درست ماندن شلوار مشكل ايجاد مي كند، بند موبايل را امتحان كنيد. كلاس كارش هم بهتر است.
اگر مدتي نزديك به چهار ماه گذشت و فيش هزينة مكالمات به هر دليل به دستتان نرسيد، حتما سري به دفاتر خدمات امور مشتركين بزنيد و فيش المثني بگيريد. هزينه اش 200 تومان است. پرداخت هزينة موبايل را جدي بگيريد. اين روزها صحبت قطع تلفن به خاطر بدهي بالاي پنجاه هزار تومان، خيلي جدي شده است.
براي هر كسي sms نفرستيد. به ويژه از نوع پيام هاي لوس، جوك و غيره. وجهه تان خيلي خراب مي شود.
اگر دائم در حال صحبت با موبايل هستيد، همراه داشتن شارژر ماشين، باتري اضافه، گوشي زاپاس و... به كارتان مي آيد.
اگر در جلسه هاي رسمي نمي خواهيد همه به خاطر زنگ موبايل، ميخ شما شوند، از ويبره اش استفاده كنيد. اما گذاشتن آن روي ميز، با يك تماس تمام ميز را به رعشه خواهد انداخت!
اگر از شهر زياد خارج نمي شويد، تاليا وسيلة به صرفه اي براي داشتن يك شماره تماس همراه است. البته دخل و خرج و هزينة اوليه اش كمي متفاوت با سيم كارت هاي عادي است.
اگر باتري تمام شده يا در ساختماني هستيد كه آنتن دهي در آن صفر است، از امكان divert تماس ها استفاده كنيد.

 برگرفته از هفته نامه همشهری جوان

یا علی

+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت 3:22 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

از اون جایی که زحمت های آقای امیرحسنی بر هیچکدوم از ما پوشیده نیست و هممون می دونیم که ایشون چقدر برای دوره های گذشته مسجد زحمت کشیدن ، بچه های دانشجو تصمیم گرفتند به علت درگذشت پدر ایشون(و هم زمانی اون با مراسم عروسی آقای نجف پور) یه مجلس ختم قرآن خونه ایشون بندازند

دوستانی که می توانند شرکت کنند ساعت ۱۹ روز پنج شنبه مورخ ۲۳ فروردین در مسجد حضور داشته باشند تا دسته جمعی به منزل ایشون بریم

البته ببخشید دیر خبر دادم ، خودم هم همین امروز متوجه شدم

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 17:35 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

اگر دنياي ما دنياي سنگ است، بدان سنگيني سنگم قشنگ است...

اگر دنياي ما دنياي درد است ، بدان عاشق شدن از بهر رنج است...

 اگر عاشق شدن هم يك گناه است ، دل عاشق شكستن صد گناه است .

شاعر : گمنام

                                                                                                                    يا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 12:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

پایه اید یه اردوی دانشجویی (صرفا دانشجویی) برا ایام بعد از امتحان پایان ترم

اون هم از نوع مشهدش راه بندازیم

اگه واقعا پایه اید نظر بدید

یا علی

+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 17:49 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

وقتي كه چهره ي همه بي عار است

آئينه هم مشابه ديوار است

 

ديگر چه اعتماد به سبزي ها

وقتي درختِ مزرعه هم ، « دار» است

 

دهقان به خوابِ پنبه فرو رفته است

حتماً مترسك است كه بيدار است

 

پس كاج را كجاست رگ غيرت ؟

اينجا گياه هرزه ، علمدار است

 

ديگر چه انتخاب كند گلّه ؟

هر چه سگ است در دِهِ ما ، هار است

 

شاعر نگاه كرد به چوپان، گفت :

اين گرگ ور پريده چه خونخوار است

 

وقتش رسيده است علي (ع) باشي

در اين زمين ، معاويه بسيار است

رضا جعفری

 

قابل توجه آقا مجتبی که اسم شاعر رو هم خواسته بود

+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 3:2 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

آهاي شکم قلمبه ها!

مردم شهر! صف بکشين، چن شبه نون گرون شده

آستينا بالا همگي، نون حالا نرخ خون شده

صف بکشين گرسنه ها، بياين که داغه بربري

سرمه چشماتون کنين، چشم و چراغه بربري

درخت سيب و پرتقال درخت آرزوتونه

لقمه صبر و انتظار چن ساله تو گلوتونه

عرض خيابونو ولش، پياده رو جاي شماست

خوب ببينين، اين ماشينا مال تماشاي شماست

آي آدماي اون بالا! هوا خوبه، آفتابي شين

خيابونا مال شماس، سوار اتول اربابي شين

آي آدماي اون بالا! تخته نشه نوندوني تون

گندمو ارزونش کنين، باغ بهشت ارزوني تون

از اون بالا نيگا کنين، ما يه کمي پايين تريم

حرفاي کاغذي تونو از روي دکه مي خريم

روزنومه ها، روزنومه ها از نون شب واحب ترن

اين وريا اون وريا نوبتي از هم مي برن

نرخ مصوبت درست، بازي امشبت درست

بالايي جون دوست داريم، تيپ مرتبت درست

آب مي چکه طبق طبق از تو لبا و لوچه ها

فروختني هرچي که هست مال شما و نوچه ها

آهاي شکم قلمبه ها! سفره تونو جم بکنين

از شما خير نمي رسه، شرتونو کم بکنين

گفتني خيليه، ولي دعامون آمين نداره

هرجا نشستي خونه ته، بالا و پايين نداره

ما که نشستيم اين پايين ميون خيل ساده ها

           پشت منم سوار بشين عين همه پياده ها.

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 4:8 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام

یه دو بیت شعر دستم رسید که به نظرم خیلی قشنگ اومد . گفتم دوستان هم بی نصیب نمونند :

 

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

                           یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو

                          یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست

یا علی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 3:59 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

سلام به همه دوستان

امیدوارم سالی پر بار همراه با موفقیت را پیش رو داشته باشید

می خواستم مراسم جشن عروسی آقای نجف پور رو به اطلاع دوستان برسونم

زمان : پنج شنبه مطابق با شب ۱۷ ربیع الاول ساعت حدود ۳۰/۷

مکان : تالار آفتاب - جنب دانشگاه شهید ستاری (یه ذره بالاتر از آذری)

همچنین آغاز زندگی مشترک رو به ایشون و همسر محترمشون تبریک می گم  

 

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 4:21 توسط اسماعیل ابوفاضلی |