تبليغاتX
وصله
احمدی نژاد مردی زیرک است.این را همه می دانیم.به همین دلیل است که با وجود اشتباهات حاد مدیریتی در طول ۴ سال گذشته این مرد هنوز هم حامیان زیادی دارد.مثلا از فاجعه دانشگاه کلمبیا و ژنو که بگذریم از توهین های مستقیم سران دنیا به او هم اگر بگذریم-که در آخرین نمونه سارکوزی او را دیوانه خطاب کرده-از هاله نور و فاجعه ایتالیا و عربستان هم اگر بگذریم از دروغگویی و عوام فریبی او نمی توان گذشت.

اصلا چند سوال پیرامون مناظره های اخیر:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:9 توسط اسماعیل ثروتی |

یاران چو غریبانه                                   رفتند از این خانه

هم سوخته اونجامون                             هم سوخته اینجامون

چند روزی است که مطلع شدیم مجتبی امیری ابر مرد رسانه ایران.خاک خورده رادیو جوان و جوان با نشاط و با استعداد جنوب شهر پس از طی سختی یک بیماری مهلک خود را به تیغ جراحان سپرده تا شاید چند روزی بیشتر عمر کند و اگر خدا بخواهد روزهای آخر عمرش را با درد کمتری سپری کند.لیک تا آنجا که خبر رسیده وضع عمومی او وخیم است و پزشکان از علاج بیماری وی قطع امید کرده اند.حال وقت آن است تا همگی دست به دعا برداشته و برای این مرد کوچک طلب شفای عاجل کنیم هر چند که طلب مغفرت و آمرزش منطقی تر به نظر می رسد.مجتبی هم اکنون در بیمارستان بزرگ میلاد تحت نظر مجرب ترین پزشکان دماغ بستری است و عمل سختی را پشت سر گذاشته است.ذکر این نکته ضروری است که پزشکان پس ۱۸ ساعت فعالیت در اتاق عمل تنها توانستند بخشی از مجرای داخلی دماغ او را تمیز کنند و کوچک کردن دماغ او-به گفته مسئول تیم پزشکی-تنها در امریکا و با تلاش ۵۸ پزشک مجرب دنیا امکان پذیر است.ضمن اینکه سازمان محیط زیست جهانی نگرانی خود را از دماغ مجتبی اعلام کرده و خواستار هم اندیشی ملل مختلف در این زمینه شده است.

در پایان مجلس ختمی به همین مناسبت برگزار نشده و نخواهد شد.

روحش شاد و دماغش پر محتوا باد(آخرین تصویر از مجتبی در کنار قاچاقچیان اسلحه-بندر سیسیل۲۰۰۸)

+ نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 15:59 توسط اسماعیل ثروتی |

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش بحال روزگار

سال نو مبارک دوستان گوگولی من

ممممممممممممماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچچچچچچچچچچچچچچچچ

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 14:35 توسط اسماعیل ثروتی |

تعجب کردم گفتم شما هم تعجب کنید که این آقا چه مضخرفاتی می گوید!
آيت الله منتظري:30 سال بعد از شاه رسيديم، همانجا كه بوديم، باز
اقشار مختلف مردم نجف آباد اصفهان در قم با آيت الله منتظري ديدار كردند.
 وي در اين ديدار گفت:
خيلى تعجب است، الان نزديك سالگرد انقلاب است. سى سال از انقلاب‏ ‏گذشته است، اما مثل اين كه آقايانى كه متصدى امورند ‏ ‏شعارهايى را كه مردم اول انقلاب مى‎دادند فراموش كرده اند. اگر بنا بود كه نفتى را بفروشند‏ ‏و خرج كنندكه شاه اين كار را مى‎كرد.
 رژيم سابق روزى شش ميليون بشكه‏ ‏نفت مى‎فروخت و كارهايى هم انجام مى‎داد. اما مردم قيام كردند و شعار‏ دادند: استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى . الان نزديك سى سال‏ ‏از انقلاب مى‎گذرد، شما پاسخ اين مردم را چه مى‎گوييد؟ مردم انقلاب‏ ‏كردند، رهبرفقيد انقلاب و ديگران همه اين را تأييد مى‎كردند كه بايستى‏ ‏تغيير و تحول در جامعه پيدا بشود و از جمله شعارها "آزادى " بود.
الان يك نفر عالمى در نجف آباد مثل جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى‏‏قيصرى يا علماى ديگر مثل حجة الاسلام آقاى واحد كه از بزرگانند و‏ ‏سايرعلماء كه در نجف آباد هستند، به جاى اين كه از علماء تقدير شود كه‏ ‏مردم را هدايت و رهبرى مى‎كنند، براى آنان مزاحمت ايجاد مى‎كنند. آيا‏ ‏آزادى كه شعار مردم بود همين است كه سه چهار نفر بنشينند تصميم‏ ‏بگيرند و بقيه ساكت باشند؟!
استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى .‏ ‏جمهورى اسلامى يعنى چه؟ يعنى حكومتى كه جمهور مردم پايه گذار و‏ ‏مديرش باشند، البته بر اساس موازين اسلام .
‏لازم است بر مسئولين و متصديان امور - مخصوصا حالا كه سالگرد‏ ‏انقلاب است - يك انعطافى در آنان پيدا شود و با مردم سازگارى داشته‏ ‏باشند. 
 خواسته هاى مردم مورد توجه قرار گيرد و مردم هم ساكت نباشند.‏ ‏مردم وظيفه دارند كه در هر شرايطى اعتراض خودشان را اعلام كنند وگرنه‏ ‏اصلا بى خودانقلاب كردند. مردم از باب اين كه صاحب كشور بودند‏ ‏انقلاب كردند. الان هماين مردمند كه صاحب كشورند، اين همه اصول‏ ‏در قانون اساسى راجع به حقوق مردم است را نمى توان ناديده گرفت و با‏ ‏نهادهاى غيرقانونى بر آنان حكومت كرد.
به نقل از یک سایت خبری!
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 18:42 توسط اسماعیل ثروتی |

بله آزادی حق همه است ....

بله....

بله....

همینطوره....

اینم رفت...

بله....

بله......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت 12:3 توسط اسماعیل ثروتی |

حتما همه شما دوستان در ماه اخیر متوجه حمایت های قاطع رهبر از دولت نهم شده اید.حمایت هایی که تا کنون تکرار نشده بود و در برخی مواقع احساس می شود رهبری -بر خلاف امام خمینی که همیشه موضع بی طرفی نسبت به دولت ها داشت-به صورت شفاف از گروه حاکم دفاع کرده و اصلاح طلبان را از انتقاد نسبت به اشتباهات موجود بر حذر میدارد.که نمونه اخیر آن تغییر دستورکار مجلس خبرگان و به خصوص هاشمی رفسنجانی-که در روزهای اخیر انتقادات شدید و مستقیمی به دولت داشت- در آخرین جلسه این شورا بود.

حال به نظر شما دوستان دلیل حمایت بی چون و چرا و قاطع رهبر از اشتباهات رییس جمهور کدامیک از موارد زیر می تواند باشد؟

۱-مصلحت اندیشی رهبر و توجه به این نکته که عدم حمایت از دولت موجب تشدید انتقادات و ایجاد شرایط نیمه بحرانی میشود

۲-صحیح بودن اقدامات دولت از دید رهبر

۳-حمایت از دولت به دلیل اینکه احمدی نژاد با وجود اشتباهات فراوان در زمینه اقتصاد و دیپلماسی خارجی موجب شده قدرت های پشت پرده کشور(مافیای داخلی) دچار تزلزل شوند.

۴-حمایت از دولت به دلیل حمایت مردم از دولت(مردمی بودن دولت احمدی نژاد)

۵-سایر موارد(شما بگویید)

+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 12:27 توسط اسماعیل ثروتی |

سه شنبه شب هفته گذشته که به یمن مبعث حضرت رسول در مسجد جمع شده بودیم خبر موفقیت چشمگیر دوستان پیش دانشگاهی را شنیدم که همین جا از اسماعیل ابوفاضلی-که بلاشک عامل اصلی موفقیت دوستان بوده-به نوبه خود تشکر می کنم.ولی هدف دیگرم از بیان این مطلب مروری بر گذشته خودمان و تفکراتمان در آن سنین است:

حتما یادتان هست که چقدر کنکور و قبولی در این آزمون بریمان مهم بود.چقدر اضطراب و استرس داشتیم و برای خود من -برخلاف نظر برخی دوستان-دوره پیش دانشگاهی بدترین سال زندگیم بود.ولی حالا چه؟گیریم بهترین رشته را در تاپ ترین دانشگاه خوانده ایم.دو سال اول به بعد را به یاد بیاورید که تازه فهمیدیم زندگی یعنی چه.تازه فهمیدیم باید دنبال کار بگردیم و برای به دست آوردن ۵۰هزارتومان باید زیر دست هزاران دیپلمه و بیسواد کار کنیم.تازه فهمیدیم که بسیاری از فارغ التحیلان دانشگاهمان یا بیکارند یا بدون نیاز به مدرکشان کار می کنند.و یا اینکه با لیسانسشان در یا آژانس معتبر مشغول به مسافرکشی هستند.قصد توهین به آژانسی ها را ندارم.هدفم توهین به دانشگاه و لیسانس است که حالا به اندازه مشتی پشکل هم نمیارزد.حالا همه مان میدانیم که دروسی که در دانشگاه می خوانیم را فقط می خوانیم.من نمیدانم چرا در این چند سال ـکه به زور کار میکنم-کسی از من نپرسیده مدرکم چیست؟چرا کسی نمی پرسد که که چه رشته ای خوانده ای و هزاران سوال دیگر.و در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر دانشگاه هم نمیرفتم هیچ اتفاقی نمی افتاد و من همین کار را داشتم.دیگر برای من هم مهم نیست که مدیر بالا سری من دیپلمه است و برای او هم مهم نیست که زیردستش دکترا دارد یا سیکل.او از من کار می خواهد و من هم از او دستمزد.

وحالا است که اگر کسی بپرسد در کنکور فوق شرکت میکنی با قاطعیت می گویم:نههههههههه .تحصیل در مقطع فوق لیسانس یعنی تکرار اشتباه ۵ سال پیش.پس من به همین فوقش لیسانس قانعم و خدارا شکر میکنم.

+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 12:15 توسط اسماعیل ثروتی |

مراسم ختم پدر آقای رضا اسدی فردا دوشنبه از

ساعت ۳۰/۱۶-۱۵ در مسجد جامع ابوذر برگزار  

       می شود.خدایش بیامرزد

+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 13:37 توسط اسماعیل ثروتی |

امروز چهارم خرداد سال ۱۳۹۷ است.من نمیدونم چه جوری وارد این برهه از زمان شدم.ولی به هر حال بدم نیومد چیزایی رو که میبینم براتون تعریف کنم.به جون تنها نوه ام-ـکه الان روبه روی من تو پارک داره تاب بازی میکنه-که میخوام دنیاش نباشه همه حرفام راسته.

۱-امروز یوسف علیزاده رو دیدم.صبح زود بود.حول و حوش ۷.با صورتی اصلاح کرده کت و شلوار پاکوپیان-هاکوپیان امتیازشو به آقای پایور فروخته-سوار یه بنز مدل بالا.پسرش هم کنارش نشسته.منو زیاد تحویل نمیگیره و با تیک آف محلو ترک میکنه.فکر کنم داره پسرشو میبره مهد و از اونجا میره سرکار.شنیدم یوسف مدیر یه شرکت بزرگ توریستی شده.راست و دروغش رو نمیدونم.

۲-مجتبی امیری هم مثل همیشه تو صف نونواییه.مجتبی از وقتی با نیکو خردمند ازدواج کرده خیلی تو لکه.کمتر بیرون میاد و با کسی حرف نمیزنه.مثل اینکه بچه دار هم نمیشن و این موضوع مجتبی رو خیلی اذیت میکنه.مجتبی الان تصویر بردار چند تا برنامه رادیویه.البته از پشت صحنه ها فیلم میگیره و شبا با همسرش نیکو فیلمارو نگاه میکنن و میخندن.مجتبی خیلی از زندگیش راضی نیست.

۳-وحید سلامت رو معمولا موقع برگشتن از سرکار میبینم.وحید الان معلم زبان تو مدرسه راهنمایی شهید چمرانه.وحید چشماش خیلی ضعیف شده و عینک ته استکونی میزنه.شنیدم بعد اخراج وحید از انگلیس اون به همراه همسر ایرلندیش مدتی رو تو یونان بودن ولی از اونجا هم اخراج شدن و الان تو یکی از خیابونایه فلاح ساکنن.پسر وحید که الان ۶ سالشه یه دو رگه خوشگله که همین موضوع مشکلات زیادی رو برای وحید ایجاد کرده و اون حسابی مراقب پسرشه.

۴-مرتضی صادقی رو اصلن نمیبینم.بعد فاجعه ۲۵ شهریور-تیرباران معترضین به تغییر نام استان آذبایجان به پارس سیتی-خیلی ها میگن مرتضی کشته شده ولی هیچ کس از این موضوع مطمئن نیست.مرتضی در روزهای آخر دست به فعالیت های سیاسی سنگینی در تهران زده بود و مامورا برای سرش شیرنی گذاشته بودن.دلم برای زنش و سولماز-دختر ۳ سالش -خیلی میسوزه.

۵-هفته ای یه بار به مهدی فتحی سر میزنم.مهدی ۲ سالی هست که تو بخش روانی بیمارستان امیرکبیر بستریه.هیچ وقت یادم نمیره وقتی با مدرک دکتراش کار منشی گری یه شرکت تولید لباس زیر مردانه رو انجام میداد و همیشه از وضعش گله داشت.تا اینکه ۲ سال پیش یه دفعه بلند شد و همه لباس زیرای موجود تو تولیدی رو خورد.بنده خدا از همون روز بستریه.مهدی الان ۳۴ کیلو بیشتر وزن نداره و همه موهاش ریخته.دکترا از بهبود وضعیت مهدی قطع امید کردن.این موضوع خیلی برام سنگینه.پناه بر خدا.

۶-محمد رستمی رو بیشتر تو تلویزیون میبینم.یه مجری کارشناس حرفه ای تو زمینه علوم نوین مداحی.محمد وضعش خیلی خوب شده و چندین آموزشگاه هم راه انداخته.همسرش-دختر حاج آقا مهدوی کنی-هم خیلی کمکش میکنه.یه بار که داشتم با عیال تو خیابون قدم میزدم با یه بی ام و جلوم وایستاد و مارو تا خونه رسوند.روم نشد بگم اومدیم با عیال هواخوری.گفتم نکنه از لحاظ شرعی ایراد بگیره.

۷-علی یوسفی و بچه هاش هم دیدنین.هر روز غروب با بچه هاش-۱ دخترو ۱ پسر-میان پارک و با هم بازی میکنن.علی الان معلم ریاضی دبستانه و شنیدم که سال ۹۶ معلم نمونه شده.علی هنوز هم دوست داشتنیه.

۸-فردا سالگرد سهیل محمودزادست.هیچ وقت یادم نمیره که وقتی فهمید بعد ۱۳ سال درس خوندن نمیتونه حتی از دانشگاه قندهار هم پذیرش بگیره سکته کرد و مرد.وقتی خبره مرگشو شنیدم باورم نمیشد که سهیل تپل و دوست داشتنیه من از بین ما رفته.مراسم تشییع جنازش خیلی با شکوه بود.همه اومده بودن.امروز تو چند نقطه اعلامیشو دیدم و کلی ناراحت شدم.خدایش بیامرزد.

۹-به حمید اوتادی ماهی یه بار سر میزنم.حمید از وقتی دفتر مشاوره خانوادگی راه انداخته وضعش خوب شده.خیلی ها حمید رو به خاطر صبر و آرامش و جملات قصارش استاد بلامنازعه مشاوره میدونن.حمید بعد از عمل جراحی پلاستیکی که روز صورتش انجام  داد خیلی زشت شده و خیلی از مشتریاش دیگه سراغش نمیان.ولی من هنوز هم میبینمش و سعی میکنم تحملش کنم.

۱۰-و آخرین موضوع اینکه هفته پیش  محسن آخوندی دختره اکبر صادقی پور وبرای پسرش نشون کرد.امان از این رسمای سنتی غلط. 

+ نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 7:14 توسط اسماعیل ثروتی |

براي همه ما افتخاري است كه یکی دیگر از اعضا پله هاي ترقي را يكي يكي طي ميكشد.بله این بچه بسیجی كسي نيست جز مجتبي اميري.حالا ديگر اين دوست قديمي پوست انداخته و از قالب راديو خارج شده است.حالا ديگر هر وقت دلمان برايش تنگ شود تا ساعت 6/45 صبر ميكنيم و بعد از شبكه محترم يك و از طريق برنامه محترمتر صبح بخير ايران او را ميبينيم.حالا مجتبي حسابي معروف شده و من بارها ديده ام كه دختر ها در خيابان در حسرت يك نگاه او و گرفتن يك امضا از او به جان هم ميفتند.مجتبي من خيلي خوشحالم كه وقتي در خيابان راه ميروم من را نشان مي دهند و مي گويند اين آقاهه دوست مجتبي اميريه همون مجري معروف شبكه هاي داخلي.بله من خيلي خوشحالم و اين خوشحالي را فرياد ميكنم.به نظر من اين يك افتخار ملي-مذهبي است.پس همه بايد شاد باشيم.
اصل خبر:برنامه زنده مجتبي اميري از روز شنبه آغاز شده و هر روز ساعت 6/45 صبح مجتبي اميري به مدت 15 دقيقه روي آنتن مي رود.ضمن اينكه از همين لحظه من مدير برنامه هاي وي هستم و هركس با اين مجري توانمند و معروف تلويزيون كار دارد بايد با من هماهنگي هاي لازم را انجام دهد.شماره من رو هم كه داريد:09121000000شعبه همشهری به نام دکتر اسماعیل ثروتی
+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 12:1 توسط اسماعیل ثروتی |


سال نو مبارک




+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 7:47 توسط اسماعیل ثروتی

فهرست زیر لیست پیشنهادی محمد قوچانی برای انتخابات مجلس است:
1-
مجید انصاری 2-سید محمد رضا بهشتی 3-حبیب الله بیطرف 4-اسحاق جهانگیری 5-محمود حجتی 6-سید صفدر حسینی 7-کمال خرازی 8-سید محمود دعایی 9-علی ربیعی 10-حسن روحانی 11-بیژن زنگنه 12-محمد رضا عارف 13-سید علی اکبر محتشمی 14-سید مصطفی محقق داماد 15-رسول منتجب نیا 16-سید سراج الدین موسوی 17-محمد هاشمی 18-علی یونسی 19-ایرج فاضل 20-سید محمد کاظم موسوی بروجردی 21-سید محمد صدر 22-محمد جواد ظریف 23-صادق خرازی 24-مسعود روغنی زنجانی

+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 13:0 توسط اسماعیل ثروتی |

سایت خبری-تحلیلی بازتاب از معدود پایگاه های اطلاع رسانی اردوگاه اصولگرایان بود که اواخر تابستان با دستور مستقیم رییس جمهور رسما تعطیل شد.با وجودی که سایت تابناک با همان شیوه و سیاست به فعالیت پراخته ولی برخی از دوستان تصمیم گرفتند نسخه چاپی بازتاب را در قالب هفته نامه منتشر کنند.دومین شماره این نشریه در حال حاضر در کیوسک های مطبوعاتی موجود است.
این نکته را هم عرض کنم که این هفته نامه برای رویارویی با هفته نامه شهروند امروز دوستان اصلاح طلب منتشر می شود.
مجله مجله خوبی است و قرار است بهتر هم بشود.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 15:26 توسط اسماعیل ثروتی |

سلام

باور بفرمایید (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم ) اینقدر به وبلاگ سر زدم , و با مطلب جذاب مهرداد(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)امانی مواجه شدم تصمیم گرفتم(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)هر جور شده یه مطلب بنویسم تا یه تنوعی در وبلاگ(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)ایجاد بشه.

این هم یک خبر:علت خودکشی(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)دسته جمعی دلفین ها در خلیج فارس(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)یک کشتی ماهیگیری سنتی (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)بود.واقعا خبر جالبیه(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)نه؟

نکته:عبارات قرمز رنگ داخل پرانتز تیک عصبی بنده است که در اثر کلکل(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم) نسنجیده با یک آشنا ایجاد شده (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)است.شما فقط متن های(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)سیاه رو بخونید.(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم).

+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 21:14 توسط اسماعیل ثروتی |

                    احساس کردم خیلی قشنگ بود.بد نیست دوستان نیز تاملی کنند

                                                           ***

دكتر رضا داورى اردكانى:در حدود ۱۰ سال پيش يك روز يكى از دانشمندان صديق كشور كه قدرش چنانكه بايد شناخته نشده است، به من گفت وصيتنامه مى نويسى؟ پرسيدم كدام وصيتنامه؟ گفت مقاله ات را خواندم. بوى وصيتنامه مى داد. شايد آن بزرگوار درست حس كرده بود. اكنون كه ۱۰ سال پيرتر شده ام و بايد براى شنيدن بانگ رحيل مهياتر باشم (و البته نيستم) به صراحت عرض مى كنم كه اين نوشته جزئى از وصيت يك دانشگاهى پير به همكاران خويش است. وصيتى كه در آن دعوت به انديشيدن و هم سخنى غالب است. همه اهل نظر و دانشمندان و دانشگاهيان و ارباب مديريت و سياست علم كشور را به خواندن اين نوشته دعوت مى كنم:
****
ISI سازمان خوبى است ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 10:57 توسط اسماعیل ثروتی

نخستین جلسه کارگاه آموزشی فرصت ورزی و مدیریت با مدیریت جعفر صادقی ساعت ۲۰روز پنج شنبه  ۵/۷/۱۳۸۶ در محل مسجد برگزار می شود.علاقمندان برای شرکت در این جلسه-که شرح آن هفته پیش در وبلاگ اعلام شده بود-می توانند در این جلسه شرکت کنند.

لازم به ذکر است که مطالب این جلسات در مورد اصول فرصت‌ورزی برای کسانی که می‌خواهند با پیش‌گامی در نفوذ به بازارهای جدید از فرصت‌های اقتصادی بهترین استفاده را ببرند طراحی شده است. مطالب این  دوره تشخیص و سنجش بازار، تشکیل تیم کاری موثر، بازاریابی و تامین مالی ایده‌ی جدید، مدیریت سازمان نوپا و مسوولیت اجتماعی سازمان‌ها را شامل می‌شود.

 

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 19:29 توسط اسماعیل ثروتی |

سلام دوستان

اینجانب قصد دارم از این هفته پرده از یک قدرت ماورایی خود برداشته و به طالع بینی و بیان روحیات.علایق و احساسات دوستان بپردازم.

البته در هفته پیش نمونه ای از این قدرت خارق العاده را به شما نمایش دادم ولی از امروز درصددم پشت صحنه زندگی تک تک اعضای وبلاگ و حتی دوستان غیر وبلاگی را به همه نشان دهم

البته این عمل برای بنده حقیر کمی طاقت فرساست ولی چه کنم

 

منتظر باشید

هرهفته  یک نفر

نکته:داوطلبان می توانند اعلام آمادگی کنند. 

نکته:تمام بیانات بنده واقعی و به دور از رویاپردازی خواهد بود 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 19:0 توسط اسماعیل ثروتی |

فرهاد.............تو را به خدا قسم میدهم..............قسمت میدهم به هر آنچه دوست داری............

دیگه با این فونت مطلب ننویس.

نکته:ضمنا میتونی از قابلیت ادامه مطلب استفاده کنی تا فضای کمتری برای مطالب تو اشغال شه

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 12:13 توسط اسماعیل ثروتی |

این نوشته ماجرایی است واقعی که ۱۰ سال بعد در همین جا رخ می دهد.اتفاقاتی که شاید پیش بینی اش کاری باشد بس دشوار .لازم به ذکر است که همه این اتفاقات واقعی و به دور از خیال پردازی است.

۱-ده سال دیگر اوضاع کلی همینی است که الان هست.باور کنید هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است.

۲-رضا نجف پور که هنوز بر سر دو راهی رفتن یا نرفتن به خدمت سربازی به سر می برد نامه ای در یافت کرده که در آن حکم حکومتی مبنی بر معافیت ایشان صادر گردیده است.به عقیده بسیاری از صاحبنظران سازمان نظام وظیفه بی خیال غلام شده است.

۳-سهیل.مصطفی و محمود پس از سال ها موفق به کسب بورسیه دانشگاه ملی نپال شدند.این در حالی است که حدود ۱۰ سال از این سه خبری در دست نبود.البته برخی منابع از استقرار این سه در کویر لوت و انجام مطالعه و ارسال مقالات متعدد در طول این سال ها خبر میدادند.

۴-مرتضی صادقی به جرم بر هم زدن امنیت ملی و راه اندازی شورش در مناطق شمال غربی کشور دستگیر و در انتظار حکم دادگاه به سر میبرد.این چندمین باری است که مرتضی با هدف استقلال مناطق ترک نشین دست به شورش زده است.تحقیقات برای دستگیری عامل اصلی این آشوب ها که جعفر نامیده  می شود ادامه دارد.

۵-مجتبی امیری بالاخره به سمت معاونت ورزشی شبکه رادیویی معارف منصوب شد.الهام(رییس سازمان صدا و سیما)در مراسم معارفه وی از پیگیری قاطعانه برای دستگیری عاملان ترور معاون قبلی این شبکه خبر داد و از امیری به عنوان جانشینی مناسب برای این سمت یاد کرد.

۶-مهدی فتحی قرارداد بازی در دهمین قسمت فیلم سینمایی شرک را امضا کرد.به گفته منابع موفق!!!مبلغ این قرارداد ۵ هزار و ۲۰۰ تومان است و مهدی قرار است در این فیلم نقش یک پشه را بازی کند.

۷-سعید محمدیها پس از ۱۴ سال در رشته ربات های نسل سوم با گرایش ربات های جراح مغز و اعصاب از دیدگاه اسلام در مقطع دکترا فارغ التحصیل شد.لازم به ذکر است دانشگاه سعیدینا از سال ۱۳۹۰رشته های هنر.تیراندازی با تانک.هوش مصنوعی و روانشناسی جنگ را به رشته های خود اضافه کرده بود.

۸-مهدی صفا و علی یوسفی در حال ساخت بزرگترین برج میلاد جهان هستند.فعالیت این دو نفر پس از راه اندازی یک تعاونی کوچک در دل جنوب شهر آغاز شد وهم اکنون این دو از بزرگترین بساز بفروش های جهان هستند.هنوز میزان مشخصی از دارایی های این دو نفر به دست نیامده ولی منابع مرفه!!!اعلام کردند که این دو خیلی پولدار شده اند.

۹-و آخرین ماجرا این که حامد مسگر مشهدی بالاخره آداب صحبت کردن را یاد گرفت.این در حالی است که حامد سال ها تحت تعلیم اساتید بزرگ ادب و اخلاق بوده است.

+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 14:58 توسط اسماعیل ثروتی |

به دلیل این که این وبلاگ کار اعلام اخبار مربوط به دوستان را هم بر  عهده دارد برخی از اتفاقات اخیر را به اطلاع شما عزیزان می رسانم تا کمی بیشتر از حال و روز هم با خبر شویم:

۱-متاسفانه با خبر شدیم پدربزرگ همسر آقای سهیل محمودزاده در حین اسکی روی آب در جزیره قشم دچار آسیب دیدگی شدید شده و هم اکنون در بیمارستان ضیائیان بستری است.

۲-وحید سلامت قصد دارد پس از پایان تحصیلات با هدف حمایت از دستیابی ایران به انرژی هسته ای تمامی کشورهای اروپایی را نام ببرد.

۳-داود حسینی که هم اکنون در مرخصی میان دوره ای خود به سر می برد قصد دارد پس از پایان مرخصی با انرژی تمام .خدمت خود را ادامه دهد.

۴-رسول رستمی پس از سهمیه بندی بنزین کمتر از خودروی شخصی اش استفاده کرده است که در جای خود کار بسیار جالبی است.

۵-رضا نجف پور پس آز انکه فهمید زندگی متاهلی در ایران چقدر سخت است برای ادامه زندگی به خدا توکل کرد.

۶-متاسفانه مطلع شدیم که کلاس آموزشی خوشنویسی با قلم محمد کرمی به علت شکسته شدن یکی از قلم ها تعطیل و تا اطلاع ثانوی تشکیل نمی شود.این در حالی است که بسیاری از دوستان خواستار برگزاری مجدد این کلاس ها هستند.

۷-امنای مسجد خواستار تشکیل یک کنسرسیوم مشترک به منظور برگزاری عزاداری بزرگ در داخل مسجد شد.با این وجود محمد برزگر از عدم مذاکره مسجد با امنا خبر داد و اعلام کرد تا زمانی که ما هستیم هیچ مذاکره ای صورت نخواهد گرفت.

۸-و آخرین خبر این که مرتضی صادقی قصد دارد مجموعه یادداشت های خود را با عنوان "چرند و پرند "منتشر کند.این در حالی است که آخرین کتاب مرتضی صادقی با عنوان "شعرهای عاشقانه.زندگی عارفانه" که سال گذشته منتشر شد هیچ فروشی نداشت.

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:42 توسط اسماعیل ثروتی |

ازدواج: بدون تشريفات
او 25 ساله و من 14 ساله بودم كه با هم ازدواج كرديم. بعد از سه ماه از اصفهان به قم آمديم. 12 سال در قم بوديم و صاحب 3 فرزند شديم. موقعى كه امام را به تركيه تبعيد كردند ما را هم بدون حقوق و امكانات به تهران تبعيد كردند. يك‌سال و نيم در تهران رنج كشيديم. زندگى ما كاملاً طلبگى بود. در زندگى و ازدواج ما كوچك‌ترين تشريفاتى به چشم نمى‌خورد و ...

اجاره‌نشينى: 12 سال در دو اتاق
در 29 سال زندگى مشترك ما، 12 سالش اجاره‌نشين بوديم. در طول 12 سالى كه در قم بوديم از خودمان خانه نداشتيم و دو اتاق اجاره كرده بوديم و زندگى‌مان، زندگى ساده طلبگى بود. بعدها هم يك منزل با سليقه خودش و كمترين هزينه ساخت. با سختى و رنج و ...

درآمد و حقوق: يك ريال از دادگسترى نگرفت
درآمدش هرچه بود، متعلق به خانواده بود. او حتى يك ريال از دادگسترى حقوق نگرفت و از آنجا پشيزى به خانه نياورد. او ماهى 5500 تومان حقوق مى‌گرفت كه خرج خانواده، پسرش، خانواده دامادش و خرج‌هاى ديگر را با آن مى‌داد. مى‌گفت:«شما بدانيد كه زندگى‌تان بايد با همين حقوق بازنشستگى من بگذرد.» او هر ماه ده درصد حقوقش را به من مى‌داد و مى‌گفت:«خانم! اين غير از مخارج خانه است و به شما تعلق دارد. هر جور كه دوست داريد خرج كنيد.» مى‌دانست كه من مقيد هستم و از خرج خانه چيزى براى خودم نمى‌خرم...

در خانه: هميشه شاداب و سرحال
به رغم خستگى زياد، هميشه شاداب و سرحال وارد خانه مى‌شد. اول با من و بعد با بچه‌ها احوالپرسى مى‌كرد و بعد از من مى‌پرسيد: «امروز چه كردي؟ مشكلى پيش نيامد؟ كمكى از دستم برمى‌آيد؟ بچه‌ها در خانه كمكتان كردند؟» مى‌گفت: «بچه‌ها كه هستند، بدهيد كارها را تا جايى كه مى‌توانند، انجام بدهند. شما خودتان را به زحمت نيندازيد.» دائماً به بچه‌ها توصيه مى‌كرد كه رعايت حال مرا بكنند و در كارها كمكم كنند. او هميشه وقتى وارد خانه مى‌شد، اول احوال مرا مى‌پرسيد و سپس با ديگران صحبت مى‌كرد. او در خانه براى ما بهشتى بود...

عشق به همسر، تو فقط همسر من نيستى
ما مثل دو شريك بوديم.او برادرى نداشت و هميشه به من مى‌گفت: «تو پشتيبان من هستى. هر كارى را كه مى‌خواستم بكنم،‌ اگر تو نبودى كه كمكم كني، نمى‌توانستم به ثمر برسانم» هرجا مى‌رفتيم با هم بوديم. حتى مسافرت‌ها را تنها نمى‌رفت. چه وقتى كه در آلمان بوديم، چه در اينجا. هرجا مى‌رفت مى‌گفت: «تو هم بايد باشى. تو فقط همسر من نيستى. بلكه دلگرمى من هستى.» بسيار مهربان بود. با من كه همسرش بودم مثل يك پدر رفتار مى‌كرد. از بس كه مهربان بود و خوش‌اخلاق، هميشه احساس مى‌كردم با پدرم روبرو هستم. در مدت 29 سال زندگى مشترك يك‌بار كارى نكرد كه من از او دلخور شوم. هيچ وقت نشد كه از دست او كوچك‌ترين ناراحتى داشته باشم. هرگز به ياد ندارم حتى يك كلمه تحقيرآميز به من گفته باشد و ...

+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 21:36 توسط اسماعیل ثروتی |

 

حجاب زن نه امل مآب باشد نه تنگ و چسبان
پاسخى كه در ذيل درباره مسئله و حدود حجاب از نگاه آيت‌الله شهيد دكتر بهشتى آمده است، بخشى از پرسش و پاسخ جوانان با وى بود كه در خردادماه سال 1349 در حسينيه ارشاد برگزار شده است. شهيد بهشتى در اين مراسم پس از سخنرانى مشروح درباره فعاليت مركز اسلامى هامبورگ در زمان مديريت ايشان و وضعيت مسلمانان در جهان و ايران، به پرسش‌هاى حضار پاسخ داده‌اند. اين پرسش اولين سؤال از گفت‌وگوى جوانان و پاسخ صريح آن شهيد بزرگوار است. قطعاً در تدبر فقهى و تسلط به حدود احكام توسط شهيد بهشتى كمترين شكى وجود ندارد. چنانكه درجه ايشان از نظر فقهى در مرتبه اجتهاد بوده و به همين دليل حضرت امام وى را به رياست ديوان عالى كشور و قوه قضايى منصوب كردند. عين پرسش و پاسخ، از كتاب «بازشناسى انديشه‌هاى شهيد بهشتي» نقل شده است.

در مورد حجاب خانم‌ها نظر شما چيست؟ آيا حجاب فقط چادر است يا مى‌توان طور ديگرى پوشيده بود؛ چوه عده‌اى معتقدند كه حتماً بايد چادر سر كرد و واقعاً ما خانم‌ها نمى‌دانيم چطور بايد باشيم. لطفاً راهنمايى بفرماييد.

بنده فكر مى‌كنم جواب اين سؤال را عملا در طول اين پنج سال زندگى در آلمان داده‌ام؛ چون بالاخره من و همسر و دختر من كه آنجا مى‌رويم، بايد عملمان اسلامى باشد. اگر عمل غيراسلامى است، پس من چگونه مى‌توانم در آنجا مبلغ اسلام باشم؟ همسر من و دخترم با مانتو روسرى و جوراب بيرون مى‌روند و به نظر من اين حجاب اسلامى است. نه فقط همسر من، همچنين همسر مرحوم آقاى محققى و دختر ايشان چنين حجابى داشتند. اگر اين حجاب غيراسلامى بود در طول اين‌ سال‌هاى متمادي، از زمان مرحوم آقاى بروجردى تا امروز بايد لااقل آقايان مراجع براى ما نوشته باشند كه آقا اين چه مسلمانى است، به ايران برگرديد. بنابراين پاسخ اين سؤال اين است كه هم حجاب با چادر، حجاب اسلامى است وهم حجاب با روسى. ما ضدچادر نيستيم، اما پوشاندن مو و گردن و پوشيدن مانتويى كه خيلى تنگ و چسبان نباشد هم حجاب اسلامى است. البته لازم نيست خيلى هم گشاد و امل‌مآب باشد، مانتويى معمولى و عادي، و جوراب‌هايى كه پا از زير آن نمايان نباشد، به اضافه اينكه سعى شود صورت بدون آرايش باشد. اينكه مى‌گويم سعى شود چون معمولاً خانم‌ها آرايش مى‌كنند و بقاياى آرايش ممكن است بماند؛ وقتى هم صورتشان را مى‌شويند ديگر لازم نيست خيلى خودشان را اذيت كنند كه پوست صورت يا پوست لب‌ها را به كلى پاك كنند. فرق است بين خانمى كه در خانه براى شوهرش يا براى جلسه خانم‌ها آرايش كرده، صورتش را هم شسته، حالا بيرون مى‌آيد و بقيه آثار آن آرايش هست و خانمى كه اصلاً صبح يك ساعت با خودش ور مى‌رود تا به خيابان برود. اين دو خيلى با هم تفاوت دارند. اين دومى «تبرج‌الجاهليه» (سوره احزاب آيه 33) است و آن اولى «الاماظهرمنها» (سوره نور آيه 31) است. اميدوارم كه اين پاسخ براى اين سؤال، كافى باشد.

 

 

+ نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 15:48 توسط اسماعیل ثروتی |

سلام.خلاصه بگم.الان بهترین زمان برای رفتن به کاشان و بازدید از این شهر تاریخی است.ضمن اینکه روزهای گلابگیری هم هست که واقعا صحنه های زیبایی دارد.

جزییات:

زمان:۶ صبح جمعه تا ۱۰ شب

هزینه:حداکثر ۱۰۰۰۰ تومان بابت صبحانه،ناهار،شام،کرایه ماشین و بلیط باغ فین

مکان های بازدید:باغ فین و حمام فین،تپه های سیلک،آبشار نیاسر،مشهد اردهال و قمصر

ظرفیت مناسب برای حداقل هزینه:۲۰ نفر

ضمنا اینجانب با تجربه ۳ بار سفر در همین فصل جذاب بودن سفر برای همه را تضمین می نمایم.لطفا نظر بدهید

پیوست:تاریخ سفر ۲۸ اردیبهشت ماه یعنی جمعه همین هفته

 

+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 2:40 توسط اسماعیل ثروتی |

شما فکر می کنید کشور ما چرا با حضور این همه متخصص و افراد توانمند و فرهيخته و منابع طبيعى فراوان حركت رو به رشد كندى دارد؟
كشورهايى مانند تركيه، كره، سنگاپور، مالزي، اندونزى و... دارای کدام توانایی هایی اند که ما فاقد آنیم؟ اين سوالات و پرسش هایی همانند آن ساليان دیرینی است كه ذهن من و شما را به خود مشغول كرده است. اما هيچ‌ گاه سعى نكرده‌ايم جواب آنها را بيابيم و شايد هم...
 يكى از جواب‌هاى آن - البته بدون اينكه هيچ‌گونه كشف و شهودى صورت گرفته باشد - را خدمتتان عرض مى‌كنم. اگر دقت كنيد شما هم به جواب‌هاى متعددى دست پيدا مى‌كنيد كه برخى ازآنها در صورت توجه و عملى شدن حكم معجزه را براى اين مرز وبوم خواهد داشت.
يكى از خصوصيات انسان‌ها ميل به منزه شدن است. بدين معنا كه بعد از تكرار چند باره چيزى براى خودشان يا از طرف اطرافيان امر (هر امرى) بر انها مشتبه مى‌شود و احساس خاصى به آنها دست مى‌دهد كه برايتان مى‌گويم. اين خصلت ظاهراً يقه مديران مملكت ما را در هر سطحى گرفته است و احساس مى‌كنند كه امور و تكاليف بسيارى بر زمين مانده كه هيچ‌كس جز آنها نمى‌تواند آن را ازروی زمين بردارد لذا بر خود واجب دانسته‌اند مسوولیت های متعددی را همزمان بپذیرند و على‌رغم ميل باطنى! با اكراه! و اجبار! اين كارها را قبول کرده منت آن را بر سر مردم و حتى نعوذبالله خدا بگذارند. اين اجبار! براى پذيرفتن مشاغل متعدد باعث شده هيچ گونه رغبتی براى بهبود كار نداشته باشند ولى از آنجا كه زمانه ما رابه بازيگران متبحرى مبدل كرده است رخوت و سستى موجود در حوزه كارى خود را به قدرت ، توانایی و زیرکی در ايجاد ثبات وآرامش تعبير کرده و چشم خود رابه روى واقعيت می بندیم.نمی دانم چه حکمتی است که اتفاقا این افراد سربزنگاه درویش مسلک هم می شوند و با مظلوم نمایی، بی کفایتی خود درزمینه اصلاح و پیشبرد امور را ،به گردن دیگران می اندازند و با شعار تعهد می خواهند که ما باور کنیم آنها همه تلاش خود را کرده اند.انگار نه انگار  در برابر تمام این کارها حق الزحمه خود رابیش از حد استحقاق گرفته اند و شهرت و ... به دست آورده اند.مگر نه اینکه هر کاری استاندارد خود را دارد و حرکت ما در همه زمینه ها فرهنگی ،اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی،عمرانی و ... باید به سمت رعایت این استانداردها و حتی بهینه کردن آنها باشد؟مگر نه این است که مدیران مدعی ما باید درا ین مملکت عقب نگه داشته شده تمام تلاش خود را برای پیشرفت این کشوربه کار گیرند؟با کدام تمرکز و نظم فکری قرار است این کارها انجام شود؟كافى است نگاهى به كشورهاى اطراف بيندازيم. سير صعودى و رشد اقتصادى‌ و حتى فرهنگى آنها با ما قابل مقايسه نيست. آدم‌هاى اين دور و زمانه حد و حدود خود را نمى‌دانند و در اين شكى نيست. وظيفه کدام مرجع است كه به آنها اين حد و حدود را يادآورى ‌كند؟
در مملكتى كه در آستانه توسعه قرار دارد چه‌طور افراد به خود اجازه مى‌دهند به نام تكليف و تعهد ، مسئوليت های متعددى را بپذيرند.به چه قیمتی ؟ در مملكتى كه كارهاى عقب‌افتاده بسيار دارد و جزءجزء آنها نيازمند تمركزو تفکر.
بنا به فرمايش حضرت على (ع): «رحم‌الله امرى عرف قدره، و لم يتجاوز حده.» رحمت خدا شامل كسى است كه قدر خود را بشناسد و از حد خود تجاوز نكند.
باشد که شامل رحمت خداوند قرار بگیریم و دنیای دیگران و عاقبت خود را نابود نکنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 2:3 توسط اسماعیل ثروتی |

اللهی هر چی بی حجابه جز جیگر بزنه که باعث شدن این همه گرونی بشه...

اللهی هر چی بی حجابه یرقان بگیره که باعث شدن همه ایرانیا عصبی بشن...

اللهی هر چی بی حجابه جزام بگیره که باعث شدن جوونا بی کاری بکشن...

اللهی هر چی بی حجابه سرطان بگیره که باعث شدن خونه داشتن بشه آرزوی محال...

اللهی هر چی بی حجابه قاتنقاریا بگیره که باعث شدن دنیا به ما بد بین بشه...

اللهی هر چی بی حجابه کچل بشه که کراک و حشیش شده مثل نخود و کیشمیش...

اللهی هر چی بی حجابه....

تکمله: عکس بالارو ببین و امیدوار شین که همه این مشکلات به زودی برطرف میشه

 

+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 21:37 توسط اسماعیل ثروتی |

سلام بر دوستان.آقا ما خواستیم به سفارش دکتر جعفر صادقی گزارش مراسمو بنویسم که وقت نشد. به همین چند تا عکس بسنده کنید.بقیه عکسها هم آمادست.بیایید بگیرید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 22:56 توسط اسماعیل ثروتی |

+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 1:29 توسط اسماعیل ثروتی |

 

سلامی به گرمی افتاب.قبل از هر چیز میخوام دیدن دو فیلم شاهکار سال ۲۰۰۷ توصیه کنم.فیلمهایی که خودم اخیرا دیدم و فکر کنم تا اطلاع ثانوی تاثیراتشون در وجودم باقی میمونه.(مانند قصه های عامه پسند و ۲۱ گرم):

۱-بابل:ساخته الخاندرو گونزالس

۲-مرحوم:ساخته مارتین اسکورسیزی

از همین حالا وعده اختصاص دادن مطلب به هر کدوم از این دو فیلم رو بهتون میدم.ولی فعلا برای ترغیب شدنتون به دیدن این فیلمها صرفا با ابن چند نکته اشاره میکنم.

۱-فیلمنامه قوی

۲-کارگردانی فوق العاده

۳-بازیهای فراتر از انتظار (نمونه اش براد پیت در بابل و دی کاپریو در مرده)

فکر کنم همین چند نکته برای انگیختن شور و هیجان دیدن در وجودتون کافیست.

اما برگردیم تو راه اصلی خودمون.همانطور که میدونید بالاخره شب اسکار،آن شب موعود،آن شب هیجان انگیز،فرا رسید و به انتظارها و لحظه شماری ها پایان داد.شبی که برای عده ای شادی و همچنین آینده ای روشن به ارمغان می اورد و برای عده ای اندوه و ماتم. شبی که در آن تک تک حضار در مراسم با امید به گرفتن جایزه و بالا رفتن از پله های رویایی سن حرفها اماده کرده اند و بالا خره شبی که سینما گران نتیجه و ثمره کاشته های خود را درو خواهند کرد.

امسال حرفهای زیادی از گوشه و کنار در مورد مراسم اسکار به گوش میرسد.از جمله اینکه 11 سال است که اینقدر اسکار بهترین فیلم غیرقابل پیش‌بینی نبوده است.

ولی خوب بالاخره برگزیدگان چه به حق و چه به ناحق اعلام شدند تا یک شب بیاد ماندنی دیگر در تاریخ سینمای هالیوود ثبت شود.

و اما

                                          گزارش كامل مراسم اسكار ۲۰۰۷:
مراسم هفتاد و نهمين دوره اهداي جوايز ساليانه اكادمي اسكار 2007

سه کارگردان سرشناس و هم نسل آمريکايي، اسکار بهترين کارگرداني را به دوست و همکار قديمي شان اهدا كردند. جورج لوکاس، استيون اسپيلبرگ و فرانسيس فورد کاپولا اين جايزه را به مارتين اسکورسيزي اعطا کردند. اين نخستين باري بود که اسکورسيزي پس از ناکامي‌هاي مکرر در دوره‌هاي پيشين توانست به اسکار دست يابد.
طبق روال سالهاي گذشته اسکار بهترين بازيگر نقش اصلي زن را برنده اسکار بهترين بازيگر مرد سال گذشته اهدا کرد. هلن ميرن، بازيگر نقش اليزابت دوم، ملکه بريتانيا در فيلم "ملکه" اسکار بهترين بازيگر نقش اصلي زن را بدست آورد و جايزه خود را از فيليپ سيمور هافمن دريافت کرد.
هلن ميرن که پيش از اين براي بازي در نقش ملکه جوايز معتبر ديگري نيز برده است، مدتها بود که بخت اصلي دريافت اين جايزه محسوب مي شد.
جايزه بهترين بازيگر نقش اصلي مرد را نيز ريس وتيرسپون، برنده اسکار پارسال اهدا کرد. "فارست ويتاکر" بازيگر نقش ايدي امين در فيلم آخرين پادشاه اسکاتلند که او نيز مانند هلن ميرن بخت اصلي اسکار محسوب مي شد، اين جايزه را دريافت کرد.
نخستين اعطا کنندگان اسکار امسال نيکول کيدمن و دانيل کريگ بودند که برنده جايزه بهترين کارگرداني هنري را اعلام کردند. اين جايزه به فيلم مکزيکي "هزارتوي پن" رسيد.
دومين جايزه اين مراسم، اسکار بهترين گريم بود که باز هم فيلم به هزار توي پن رسيد که در مجموع در 6 رشته نامزد بوده است.
هزارتوي پن سومين اسکارش را در بخش فيلمبرداري بدست آورد که اين اسکار را گي يرمو ناوارو، فيلمبردار اين فيلم از گوئينت پالترو گرفت.
ابيگل برسلين و جيدن کريستوفر ساير، بازيگران خردسال هاليوود، برندگان بهترين انيميشن کوتاه (شاعر دانمارکي) و بهترين فيلم کوتاه (داستان کرانه باختري) را معرفي کردند.
برنده بعدي فيلم نامه‌هاي ايوو جيما بود که جايزه بهترين صداگذاري را دريافت کرد. فيلم "دختران رويايي" برنده ديگر يکي از دو جايزه بخش صدا بود که برنده بهترين ترکيب صدا شد.
ريچل وايز که سال گذشته جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن را بدست آورده بود، نخستين برنده يکي از چهار بخش بازيگري را اعلام کرد. او جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد را به آلن ارکين، بازيگر فيلم ميس سانشاين کوچک اهدا کرد. جايمون هونزو، ادي مورفي، مارک والبرگ و جکي ارل هال نامزدهاي ديگر اين بخش بودند.
کامرون دياز، گوينده نقش پرنسس فيونا در کارتون شرک، فيلم Happy Feet را به عنوان برنده بهترين انيميشن بلند اعلام کرد.
ايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به فيلمنامه از دست رفته رسيد که تام هنکس و هلن ميرن اين جايزه را به ويليام موناهان، نويسنده آن اعطا کردند.
فيلم ماري آنتوانت که فقط در بخش طراحي لباس نامزد بود، توانست بر رقبايي چون شيطان پرادا مي پوشد و ملکه غلبه کند و اسکار اين بخش را بدست آورد.
نام برنده بهترين جلوهاي ويژه را رابرت داوني جونيور و نائومي واتس، بازيگران سينما اعلام کردند که اين جايزه به فيلم دزدان دريايي کارائيب: صندوقچه مرد مرده اختصاص يافت.
کيت بلانچت استراليايي و کلاين اوون انگليسي، دو بازيگري بودند که فيلم زندگي ديگران از آلمان را به عنوان برنده اسکار بهترين فيلم زبان غير انگليسي اعلام کردند. اين دومين بار در تاريخ اسکار است که جايزه اين بخش از آن فيلمي آلماني مي شود.
مراسم هفتاد و نهمين دوره اهداي جوايز ساليانه اكادمي اسكار 2007

جورج کلوني، بازيگر و کارگردان آمريکايي که سال گذشته براي فيلم سيريانا، برنده اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد شد، امسال نام برنده بهترين بازيگر نقش مکمل زن را اعلام کرد.
اسکار اين بخش امسال به بازيگري رسيد که در نخستين حضور سينمايي اش، نامزد اسکار شده بود. جنيفر هادسن بازيگر فيلم دختران رويايي که پيش از بازي در اين فيلم شهرتش را با راهيابي به فينال يک مسابقه تلويزيوني آوازخواني بدست آورده بود.
وا گرين، بازيگر فرانسوي کازينو رويال و گائل گارسيا برنال، بازيگر مکزيکي فيلم بابل اعطاءکنندگان جايزه فيلم مستند کوتاه بودند که برنده آن، مستند خون محله يينگژو بود.
حقيقت تلخ، ساخته ال گور، معاون رئيس جمهور سابق آمريکا اسکار بهترين فيلم مستند بلند را بدست آورد. اين فيلم درباره گرمايش زمين و خطراتي است که محيط زيست را تهديد مي کند. 
آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي، اسکار افتخاري امسال را به انيو موريکونه، سازنده موسيقي فيلمهايي چون خوب، بد زشت و سينما پاراديزو تقديم کرد.
اين آهنگساز 78 ساله ايتاليايي، جايزه‌اش را از کلينت ايستوود بازيگر مجموعه فيلمهاي معروف به وسترن اسپاگتي که موسيقي آنها توسط موريکونه خلق شده، دريافت کرد.
انيو موريکونه هنگام دريافت جايزه، جملاتي به ايتاليايي بيان کرد که توسط کلينت ايستوود به انگليسي بازگو شد.
در بخش بهترين موسيقي، فيلم بابل برنده شد. گوستا سانتائولا آهنگساز آرژانتيني اين فيلم اين جايزه را دريافت کرد. بابل با اينکه در هفت رشته نامزد بود اما فقط همين يک اسکار را بدست آورد.
رستن دانست و توبي مگواير، بازيگران فيلم اسپايدرمن پس از خواندن نام نامزدهاي بخش بهترين فيلمنامه اريژينال، نام مايکل آرنت فيلمنامه نويس ميس سانشاين کوچک را به عنوان برنده اين بخش اعلام کردند.
کوئين لطيفه و جان تراوالتا پس از اينکه ترانه‌هاي نامزد بخش بهترين ترانه توسط خوانندگان آن اجرا شد، نام مليسا اتريج خواننده ترانه "بايد از خواب برخيزم" از فيلم حقيقت تلخ را به عنوان برنده اين بخش اعلام کردند.
کيت وينسلت نام برنده اسکار بهترين تدوين را خواند. اين جايزه را تلما اسکونمارکر، تدوينگر هميشگي مارتين اسکورسيزي براي فيلم از دست رفته دريافت کرد. اين سومين اسکار اين تدوينگر پر سابقه است که هر سه فيلم را اسکورسيزي ساخته است.

مراسم هفتاد و نهمين دوره اهداي جوايز ساليانه اكادمي اسكار 2007

راستی فیلمارو هم دارم.اگه میخاید تماس بگیرید.قربووووووووووووووووووووووووووون همتون
+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 1:28 توسط اسماعیل ثروتی |

این هم یه خبر خوب دانشجوووووووووووووویی.داود راکه یادتون میاد. همون آقای قد کوتاهی که سال پیش عروسی کرد و رفت پی زندگیش.همون که چند وقتیه خبری ازش نیست.داود علیزاده چند روزیه که به همراه همسرش به کربلا رفته.یادتون باشه حتمن به یادش باشید عزیزان من.از این بعد به کبلایی داود بیشتر توجه کنید.قربووووووووووووووووووووووووون همتون.
+ نوشته شده در شنبه 4 فروردین1386ساعت 23:30 توسط اسماعیل ثروتی |

اولش گفتند بیایید دور هم جمع شیم این بار با استفاده از اینترنت .ما هم گفتیم باشه.همه گفتند باشه.بعد مثل همیشه به صورتی جوگیرانه مطلب نوشتند از آفریده شدن خر تا یاشاسین آذربایجان.این اواخر هم که مجتبی خاطرات روزانه خودشو می نوشت تا وبلاگ تعطیل نشه.ولی بازم مثل همیشه باد هممون خوابیده چند وقتیه کسی وصله نمی زنه.مثل این که تلاشی مجدد نیاز است تا دانشجویان وبلاگ رو جمع کنه.راستی یادم رفت پیشاپیش سال نو همتون مبارک.امیدوارم سال خوکی داشته باشید.قررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررربون همتون
+ نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 15:41 توسط اسماعیل ثروتی |

به تعدادی دانشجوی با حال برای انجام یک پروژه بزرگ شهری نیازمندیم.دوستان بیکار هر چه سریع تر با من تماس بگیرند.قرررررررررررررررررررربونت برم من.
+ نوشته شده در شنبه 12 اسفند1385ساعت 17:4 توسط اسماعیل ثروتی |

 

پایقاه علمی فرهنگی ما یکی از بهترین جاهای دنیاست.در همین راستا بر آن شدیم با رییس این پایگاه گفت وگویی کنیم که در ادامه می خوانید:

۰خود را معرفی می کنید؟

نه

۰چرا؟

من از شما خوشم نمیاد.همین

۰از پایقاه چه خبر؟

آخه گلابی به تو چه ریطی داره.تو که سالی یه بار هم به اینجا سر نمیزنی.برو رو کارات کمی فکر کن.

۰امسال المپیادی داریم؟

عجب گیری افتادیما.من شاکی شم ......(فیلترینگ).آقا جان برو پی کارت.من که میدونم هدف از این مصاحبه ضایع کردن پایقاه است.برای همین جواب نمیدم.

۰برای آینده چه برنامه هایی دارید؟

برو بچه.....(فیلترینگ).بالاخره یه روز حال همتونو می گیرم.

۰برای دانشجوها برنامه ای ندارید؟

چرا برنامه های خاص و ویژه ای داریم که بعدا اعلام میشه.

۰کی؟

وقت گل نی.اونش دیگه به تو ربطی نداره.

۰از این که در مصاحبه ما شرکت کردید ممنونیم.

سکوت.اون چیه تو جیبت.واکمنه؟صدای منو ضبط کردی؟(فیلترینگ عملی).

تکلمه:آقای نجف پور مدتی قبل از انجام مصاحبه رسما از این مسئولیت کناره گیری کرده بود.این مصاحبه با مسئول جدید انجام شده.

+ نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 19:57 توسط اسماعیل ثروتی |