مگه آدم از دنیا چی مخواد. یه دوستی داشتم که میگفت من حاضرم یه روز با جنیفر لوپز باشم دیگه تا آخر عمر ازدواج نکنم. تازه منظورشو فهمیده بودم. حاضر بودم تا آخر عمر کر بشم ولی یه بار دیگه صداشو بشنوم. لامصب عجب صدایی داشت. صداش از اون صداهایی بود که می شد باهاش کار غیر شرعی کرد. پشت تلفن خشکم زده بود و فقط گوش میدادم.
"الو الو صدا میاد"
"بله بله دارم گوش میدم بفرمایید"
"آخه جواب ندادید گفتم لابد قطع شده، کلاس شما فردا ظهره، اگه صبح بیایید راجع مبلغ هم به توافق میرسیم"
"بله حتما میام خدمتتون"
...
فرشته آرزوهام رو پیدا کرده بودم. هر طور شده بود میخواستم باهاش ازدواج کنم و به دوران نکبت مجردی خاتمه بدم. فردا صبحش لباسهامو اینقدر اتو زدم که خط اتوش پوست دست رو میبرید. برای چندمین بار لباسهامو مرتب کردم و رفتم داخل مدرسه.
گرچه یاران فارغ اند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
با عرض سلام خدمت دوستان وصله میبینم که دیگه به هم وصل
نیستید؟
آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صِدّیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن جگر گوشه انبیا، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، جعفرالصادق
و سپس میافزاید:
گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم، کتابی جداگانه باید ساخت، این کتاب شرح اولیاست که بعد از ایشان بودهاند، اما به سبب تبرّک به صادق علیهالسلام ابتدا کنیم که او نیز بعد از ایشان بوده است و چون از اهل بیت علیهالسلام بود و سخن طریقتْ او بیشتر گفته است و روایت از وی بیشتر آمده است، کلمهای چند از آنِ او بیاوریم که ایشان همه یکیاند، چون ذکر او کرده شود، از آنِ همه بُوَد...