نکاتی که هر جاعل مبتدی باید بداند:
1- اولین نکته مهم در جعل مدرک دانشگاهی این است که از وسوسه جعل مدارک دانشگاه های تابلو مانند اکسفورد و کمبریج بپرهیزید. کمی به خودتان زحمت دهید و یک دانشگاه در پیت و ناشناخته را با جستجو در گوگل پیدا کنید. اگر به عنوان مثال در فکر جعل دکترای دانشگاهی هستید که به کسانی مانند انیشتین و ماکس پلانک دکترا داده باید از نبوغ خود مطمئن باشید. وقتی چنین اطمینانی وجود ندارد بهتر است سطح بلندپروازی خود را کمی تعدیل کنید
2- مراقب غلط های املایی باشید: هیچ چیز بدتر از یک مدرک دکترا که با ادبیات و نوشتار شاگردان مدارس ابتدایی نوشته شده باشد نیست. اگر قرار است مدرکتان را برای یک نشریه طنز ارسال کنید مشکلی نیست اما اگر قرار است از آن استفاده کنید کمی محتاط باشید و غلطهای دیکته ای آن را بر طرف کنید. برای اینکار می توانید مدرکتان را به یک دارالترجمه بدهید تا گرامر و اسپلینگ آن را چک کند. این کار فقط 4000 تومان هزینه دارد اما در عوض 4 سال شما را بیمه می کند.
3- مدرک را با اسامی تخیلی امضا نکنید: اینکار ممکن است جعل مدرک را ساده کند اما کار کسانی را که می خواهند مچ شما را بگیرند را هم ساده می کند. کمی وقت صرف کنید و چند مدرک اصل را ببینید تا اسامی افرادی که مجاز به امضای مدرک هستند را بدانید.
4- سعی کنید بین مدرک دانشگاهی که جعل می کنید و موضوعی که برای کار یا تدریس انتخاب کرده اید لااقل کمی ارتباط وجود داشته باشد. بهتر است موضوعی را برای تدریس انتخاب کنید که بتوانید با استفاده از خاطرات خود و اطلاعات عمومی سر و ته آن را جمع کنید
5- مدرک خود را در معرض نمایش قرار ندهید: اعتماد به نفس چیز خوبی است اما برای یک جاعل مبتدی می تواند خطرناک باشد. تا زمانی که در جعل مدرک حرفه ای نشده اید از قرار دادن مدرکتان در معرض دید عموم خودداری کنید
6- اگر گند قضیه در آمد: تا زمانی که حرفه ای نشده اید همیشه ممکن است چنین اتفاقی بیافتد. راه حل مساله بستگی به محل زندگی شما دارد. اگر در جایی زندگی می کنید که همه چیز حساب کتاب دارد بهتر است استعفا دهید و به دنبال یک وکیل خوب بگردید تا در دادگاه به شما کمک کند در غیر این صورت خونسرد باشید و از مضرات مدرک گرایی صحبت کنید تا قضیه فراموش شود.
برگرفته از وبلاگ کافه نادری
اگر به آنجا رسیدی ، دیگر شک نکن که خداوند تو را دعوت کرده است. این جمله ایست که در این چند هفته گذشته زمزمه زیر لبم شده است.
چند روزی بود ، به این سوال فکر می کردم که برای چه به آنجا می روم؟؟ تا آنجا که نوشته ای از بایزید را در ابتدای کتاب خسی در میقات خواندم که می گفت :
" اولین بار که به مکه رفتم ، خانه خداوند را دیدم. با خود گفتم که این حج مقبول نیست که من از این جنس سنگ و خانه بسیار دیده ام. بار دوم که به حج رفتم خانه خداوند و خداوند خانه را دیدم ، باز گفتم که این هنوز حقیقت توحید نیست. بار سوم که رفتم فقط خداوند خانه را دیدم. به فکر فرو رفتم که بایزید اگر خود را ندیدی و همه عالم را بدیدی مشرک نبودی و چون همه عالم را نبینی و خود را ببینی مشرک باشی.آنگاه توبه کردم و از دیدن هستی خود نیز توبه کردم. "
و بعد از خواندن این نوشته سوال اندر سوال ، که من چه هستم و چه کرده ام؟؟ شاید به قول دوستم بایستی " میم " آخر تمام این فعل ها را حذف کنم تا شاید بفهمم که هیچ نیستم و هیچ نکرده ام.
از این حرفها بگذرم که تمام این حرفها بدون سخنی از او ، روح و معنایی ندارد.آیا می شود به آنجا رفت و روح حق و حقیقت حج را درک نکرد؟
و با خود می گویم چه می شود شنوم کنار کعبه صدایش ؟
و اما مدینه :
سلام من به مدینه ، به آستان رفیعش
به مسجد نبوی ، به لاله
های بقیعش
سلام من به علی و به
حلم و صبر عجیبش
سلام من به بقیع و چهار
قبر غریبش
که نمی دانم با من چه خواهد کرد؟
نمی دانم که آیا در آنجا هم شارع العباسی وجود دارد که با نگاه به انتهای آن چشم و دل را با خود ببرد؟
نمی دانم بین الحرمین آنجا هم همانند بین الحرمین کربلا هست یا نه؟
و هنوز نمی دانم فلسفه اولین نگاه ها چیست که همه را به سجده می کشاند !! که هنوز آن نگاه ها را در کربلا به یاد دارم.
این نوشته را نوشتم تا شاید بهانه ای باشد تا از تمامی شما دوستان حلالیت بخواهم .
التماس دعا
حتما یادتان هست که چقدر کنکور و قبولی در این آزمون بریمان مهم بود.چقدر اضطراب و استرس داشتیم و برای خود من -برخلاف نظر برخی دوستان-دوره پیش دانشگاهی بدترین سال زندگیم بود.ولی حالا چه؟گیریم بهترین رشته را در تاپ ترین دانشگاه خوانده ایم.دو سال اول به بعد را به یاد بیاورید که تازه فهمیدیم زندگی یعنی چه.تازه فهمیدیم باید دنبال کار بگردیم و برای به دست آوردن ۵۰هزارتومان باید زیر دست هزاران دیپلمه و بیسواد کار کنیم.تازه فهمیدیم که بسیاری از فارغ التحیلان دانشگاهمان یا بیکارند یا بدون نیاز به مدرکشان کار می کنند.و یا اینکه با لیسانسشان در یا آژانس معتبر مشغول به مسافرکشی هستند.قصد توهین به آژانسی ها را ندارم.هدفم توهین به دانشگاه و لیسانس است که حالا به اندازه مشتی پشکل هم نمیارزد.حالا همه مان میدانیم که دروسی که در دانشگاه می خوانیم را فقط می خوانیم.من نمیدانم چرا در این چند سال ـکه به زور کار میکنم-کسی از من نپرسیده مدرکم چیست؟چرا کسی نمی پرسد که که چه رشته ای خوانده ای و هزاران سوال دیگر.و در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر دانشگاه هم نمیرفتم هیچ اتفاقی نمی افتاد و من همین کار را داشتم.دیگر برای من هم مهم نیست که مدیر بالا سری من دیپلمه است و برای او هم مهم نیست که زیردستش دکترا دارد یا سیکل.او از من کار می خواهد و من هم از او دستمزد.
وحالا است که اگر کسی بپرسد در کنکور فوق شرکت میکنی با قاطعیت می گویم:نههههههههه .تحصیل در مقطع فوق لیسانس یعنی تکرار اشتباه ۵ سال پیش.پس من به همین فوقش لیسانس قانعم و خدارا شکر میکنم.
پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و نام گذاری سال۸۷ بعنوان سال نوآوری و شکوفایی فوتوبلاگ محمدرضا شمشیری با هدف توسعه ایرانگردی و صنعت اکوتوریسم با نام روشنک و با آدرس www.mshamshiri.ir افتتاح گردید.
شما اگه آیه سوره حجرات رو بخونید معلوم هست نظرم چی هستش.
تاریخ بشر نشان می دهد که هر کدام از اجتماعات بشری که در نتیجه وجود بستر مناسب و شرایطی مقتضی, در نواحی گوناگون جهان پدید آمده اند,دارای زبان ویژه خود بوده اند.برخی از این اجتماعات
در بدو پیدایش منقرض شده اند,لیکن برخی دیگر با گذشت اعصار متمادی و افزایش جمعیت در جهان گوناگون انتشار یافته وزبانشان با جدا گشتن آنان از هم در نتیجه تاثیر شرایط اقلیمی و عدم ارتباط و
پیوند با یکدیگر در طول هزاره ها متحول شده و به ملتهایی با زبانهایی گوناگون ولی با منشاء قومی وزبانی واحد تبدیل شده اند.
دانش زبانشناسی معاصر,ملتهای آسیای مرکزی وغربی,اروپا,افریقا وامریکا را برحسب منشاء زبان
آنها به سه دسته اساسی تقسیم نموده است:
1:اقوام هند و اروپایی زبان
2:اقوام سامی زبان
3:اقوام اورال آلتائیک التصاقی زبان
اولین توده اقوام هند واروپایی از حوالی اسکاند یناوی کنونی به طرف جنوب مهاجرت کرده,شاخه ای از آنان بسوی غرب(اروپا) وشاخه ای دیگر به طرف ایران وهندوستان سرازیر و در نواحی مختلف ساکن شده اند.خود این گروه زبانی نیز دارای شاخه های بخصوصی است.
بعنوان مثال می توان به شاخه اسلاوی اشاره کرد که شامل مردم اوکراین,لهستان,........و برخی اقوام یوگسلاوی و روسها اشاره کرد.در میان این شاخه ها همچنین می توان به شاخه ایرانی نیز اشاره کرد
که زبان اقوام فارس,بلوچ,پشتو,سند,پشتو,پنجاب,و تاجیک را شامل شد.
نخستین اجتماع اقوامی که در زبان شناسی معاصر سامی نامیده می شوند نیز از عربستان و یمن کنونی در جهات گوناگون انتشار یافته است واز این اجتماع اولیه به مرور زمان اقوام عرب,آشوری,کلدانی,یهودی بوجود آمده اند که دارای ریشه ای واحد می باشد.
و اما دسته سوم,اقوام التصاقی زبان هستند.این دسته شامل اقوام ترک,فنلاندی,مغول,مجار,باسک می باشد.
هسته اولیه این اقوام در آسیای میانه بوجود آمده است و بمرور زمان با افزایش جمعیت تا آنجا که بر عالم علم دانسته است از حدود6—7هزارسال پیش بدنبال آب وهوا واراضی مناسب به اطراف مهاجرت نموده است.
از نظر علم زبانشناسی هر زبان زنده شامل سه بخش است:
1:مردم به هنگام استفاده از زبان بعنوان یک وسیله ارتباطی انبوهی از واژه ها را بکار می برند که به مجموعه این واژگان ترکیب لغوی زبان گفته می شود.این بخش از زبان با تغییرو تحول در شرایط زیستی
و دگرگونی در ابعاد سیاسی,اقتصادی و فرهنگی زندگی بشر معمولا بسرعت در طول چند دهه تا اندازه ای تغییر می یابد.
2: بخش بزرگی از ترکیب لغوی زبان تحت تاثیر شرایط زیستی دگرگون می شود ولی بخشی کوچک از آن یعنی لغات اصلی زبان تقریبا ثبات خویش را حفظ می کند وتغییر شکل آن نیازمند زمانی به درازای صدها بلکه هزاران سال است.این لغات اساسی را ذخیره اصلی لغوی زبان می گویند.
3:بر حسب اقتضائات زندگی وضرورتهای زمانی واژه های جدید بر اساس ذخیره لغوی زبان ساخته می شود.
بوجود آمدن این واژگان و همینطور استفاده از ترکیب لغوی زبان برای افاده مرام تابع ترتیب شکل قوانین
وقواعد فونتیک,صرفی و نحوی ویژه ای است که مجموعه این قواعد واصول را ساختار گرامر زبان می گویند.ساختار گرامری زبان حتی از ذخیره اصلی لغوی زبان نیز کمتر وبسیار دیرتر تغییر می یابد.
همسایی و قرابت واحدهای لغوی زبانهای التصاقی منطقه در دوران باستان با زبانهای ترکی معاصر:
در السنه باستان: در زبان ترکی معاصر معنی
آنا در زبان ایلامی و آما در زبان سومری آنا مادر
اوشدر زبان ماننایی و سومری اوچ سه
قایا در زبان ماننایی قایا تخته سنگ
آغار در زبان سومری آغیر سنگین
مقایسه کلمات سومری وزبان ترکی معاصر:
سومر معنی ترکی معنی
آدا پدر آتا پدر
آما مادر آنا مادر
سیلیک درختر باکره سیلیک قیز دختر باکره
من قصد ندارم به ملتها واقوام ملل مختلف توهین کنم وقصدم این نیست گه بگم ملت ترک برترین ملت در جهان هستن.من حرف خاصی نمی زنم شما اگر تاریخ می خونید با دقت بخونید می بینید که ملت ترک چه خدماتی ارائه دادن ودست به چه کارهایی زدند.
در زمان بنی عباس بابک خرمدین بود که 21سال مبارزه کرد وبا خیانت شکست خرد.
در زمان مشروطیت در تبریز ومحله امیر خیز بود که باتمام وجود در حال دفاع بود تماموملت ایران ساکت شده بودند.کتاب ادوارد بروان ونامه هایی از تبریز رو اگه نگاهی بندازید می بینید که تمام روزنامه ها و تمام مردم اروپا از دلاوریهای ستارخان حرف می زنند.
اولین زنان در ایران ودر خاور میانه در تبریز رای دادن واولین حکومت دمکراتیک در تبریز تاسیس شد
تبریز شهر اولین ها بود وکتابی به همین نام نوشته شده ولی هنوز چاپ نشده و نامی نمیبرند؟
حال اگه ترکها آریایی هستن چرا از شعرای ترک زبان در هیچ کتابی در ایران نام برده نشده؟
اینم چند بیت از شاهنامه:
در مورد شاهان پیشدادی هستش
کیومرث شد بر جهان کد خدای
نخستین بکوه اندرون ساخت جای
سر بخت و تختش بر آمد بکوه
پلنگینه پوشید خود با گروه
به گیتی نبودش کسی دشمنا
مگر بدکنش ریمن آهرمنا
یکی بچه بودش گرگ سترگ
دلاور شده با سپاه بزرگ
بپوشید تن را به چرم پلنگ
که جوشن نبود ونه آیین جنگ
فقط مقایسه کنید دیو همه چیز داره ولی کیومرث چیزی نداره.
از کتاب پرفسور دکتر محمد تقی زهتابی.
میتونید مراجعه کنید.کتاب رحیم رئیس نیا.ویل دورانت
راستی اگه خواستید یه نگاه هم به تاریخ معماری در ایران بندازید بد نیست.
شرمنده اگه طولانی شد.
بدرستی که شما را مرد وزن آفریدیم وبه صورت ملتها وقبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.بتحقیق عزیزترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست.(قرآن کریم سوره حجرات آیه ۱۳)
زبان ترکی زبان گفتار وکتابت بیش از یکصدوبیشت میلیون مردم مسلمان آسیا وقسمتی از اروپا را تشکیل میدهد.این آمار برای دی ماه سال ۱۳۶۵ هستش
ویکی از زبانهای قدیمی شرق است.مردمی که به لهجه ها وشیوهای مختلف ترکی صحبت می کنند
از چین تا نزدیکیهای اروپای مرکزی سکونت دارند وبا لهجه ها وشیوه های مختلف ترکی صحبت می کنند.
زبان ترکی از لحاظ قاعده و گرامر یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از جهت افعال نیز شاید از غنی ترین
زبانها باشد.
مثلا در افعال ترکی با اضافه کردن پسوندهای ویژه می توان از فعل لازم افعال متعدی دو درجه ای ساخت بدون آنکه نیازی به بکار بردن کلمات مرکب بوده باشد در صورتی که در اغلب زبانها باید همین مطلب را بکار بردن یک جمله وافعال مرکب بیان نمود.(مثلا:اوخوماق=خواندن.اوخودماق=وادار به خواندن کردن.و اخوتدورماق=گذاشتن کسی به مدرسه تا به او خواندن یاد بدهند.ویا گرفتن معلم برای اینکه به کسی تعلیم بدهد.)
کتابهای گوناگون درباره زبان و ادبیات ترکی و تاریخ ترکان به زبانهای مختلف در کشورهای متعدد نوشته شده است و دانشمندان زیادی در دانشگاههای معتبر شرق و غرب در این زمینه در مشغول تحقیق وتتبع اند.
زبان وسیله تفاهم بین افراد بشر است و از مجموعه کلمات و صداها تشکیل شده و پدیده اجتماعی و زنده ای است که در طول تاریخ به سیر تکاملی خود ادامه می دهد و در این مسیر تابع قوانین وقواعد داخلی وشرایط خارجی است.
چامسکی(Chomsky)زبان شناس معروف معاصر (از انیستیتوی تکنولوژی ماساچوستس)معتقد است بنیاد و شالوده زبان ذاتی ذهن است که از راه تکامل در طول قرنها حاصل شده است و کودک باآن متولد می شود وتجربه زبانی او در حکم روبنائی است که روی این شالوده ذاتی ساخته می شود.
یاسر جان عزیز دل برو ببین فارس بودن افتخار داره یا نه ببین اصلا 2500سال تمدن داشتن چقدر برای ملت ایران مفید بوده که تو میای اینجوری زبان ترکی رو مسخره میکنی؟
برو ببین تا زمانی که ترکان حاکم بودن علم هنر صنعت در ایران به اوج خودش رسیده وزمانی که دست فارسها افتاده دچار بدبختی شدیم مثل حالا که با تورم 30درصدی داریم زندگی میکنیم.
دولت ترکان چوبلندی گرفت
مملکت از داد پسندی گرفت
چونکه تو بیدادگری پروری
ترک نه ای هندوی غارتگری
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج کامپیوتر <-- قامپیوتیر