تبليغاتX
وصله
 

موضوع مواد مخدر یکی از مهمترین و پیچیده ترین معضلات اجتماعیه که جامعه ما با اون دست به گریبان و درگیره و اینکه آیا این مساله متولی داره یا نه و یا اینکه متولیان اون به وظایف خودشون عمل کردند یا نه و از همه مهمتر اینکه چه نتیجه و پیشرفتی در این خصوص به دست آوردیم موضوعاتی هستند که جالب و قابل بررسی هستند.

جامعه ای که از همه نظر رو به پیشرفته و در اکثر موضوعات جزو چند تا کشور اول پیشرفته دنیا به حساب می آد باید حتما در این خصوص هم برنامه های ویژه ای داشته باشه و نتایج ویژه تری هم گرفته باشه.........

در این خصوص مقاله جالب زیر رو در ادامه مطلب بخونید .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 10:16 توسط ابراهیم بیرامی |

دوستان وعزیزان خیلی وقت بود نکته مهمی به شدت ذهن وفکرم رو به خوش مشغول کرده بوداجازه بدین این نکتهرو عرض کنم:

بعد از این همه مدت بسیار برخودم واجب میدونم که اول از همه از تمام دوستانم که این وبلاگ صمیمانه رو راه اندازی کردن تشکر کنم .وبلاگی که "بهانه ایی برای دور هم بودن"هست و هیچ شکی ندارم بابت این کارخدا خیر دنیا وآخرت بهشون میده اما خداوکیلی هر کاری میکنم نمیتونم تشکر بیکران وصمیمانه خودم رو لز لیست بلند بالای نویسندگان این وبلاگ که با نوشته های بسار زیبا ونغزشون روح تازه به کالبد دوستی وآرام به جان هرجمع خسته ایی میدن روپنهان کنم پس اجازه بدین بدون هیچ مقدمه ایی تشکر نامه خودم رو آغاز کنم:

من تشکر میکنم از محمد کرمی که از این وبلاگ برای اعلام زنده بودن خودش وتصمیم قطعی برای ادامه حیات استفاده کرده وبا قرار دادن نام خودش در این وبلاگ ما میفهمیم که هنوز زنده است واز این بابت هر وقت که به وبلاگ سر میزنیم وگوشه اسمش روبان سیاه نمیبینیم خدارو شکر میکنیم

من تشکر میکنم از عباس ثروتی عزیز که با سر نزدن وقرار ندادن هیچ مطلبی در وبلاگ عملا نقش بی بدیلی در شلوغ شدن لیست نویسندگان داره وبا این کار این جمع رو وابسته خودش کرده

اجازه بدین تشکر بیکران داشته باشم ازابراهیم بیرامی که بعنوان یک "دکتر" اجازه داده از اعتبار اسمش در بالا بردن اعتبار این جمع و وبلاگ استفاده کنیم طوری که در حال حاضر وجود ایشون ومطالب ارزنده شون از بزرگترین بهانه های ما برای دور هم بودن شده.

وهمچنین از اکبر صادقی پور شریک "قلم چی بزرگ"تشکر میکنم که با تمام دغدغه های کاری که داره اما حاضر به دل کندن از این جمع نیست تا ما هیچ بهانه ایی برای دور هم نبودن نداشته باشیم

از فرهاد جوانمردی تشکر میکنم که با قراردادن هر دوماه یک پست واونهم "شعر" نقش به سزایی در تعالی رو ح انسانی والهی اعضا داشته واگر نبود این اشعارِ هر دوماه یکبار، معلوم نبود چه دیو صفتانی از دل این وبلاگ بیرون می اومدن والبته بین این دوماه رو در کنجی از عضلت مشغول به تفکر برای شعر بدیه.

از داوود حسینی تشکر میکنم که با قرار دادن دو پست، قلم خودش رو به رخ اعضا کشوند وبرای همیشه خودش رو در محاقی(به شد ق)از خاموشی فرو برد ونقش بسزایی رو در بالابردن میزان "کف" در بین اعضا که دنبال بهانه ایی برای دور هم بودن هستند ایفا کردوچه بهانه ایی بهتر از کف کردن. داوود جان من از تو تشکر میکنم

از حمید اوتادی تشکر میکنم که با پندهای اخلاقی ورعایت احترام بزرگتر وکوچکتر، به احترام بزرگترها هیچ وقت پستی در این وبلاگ قرار نمیده وبابت همون چند تا پست هم هنوز شرمنده وشرمسار هستش. طوری که هر وقت منو میبینه مسیرش رو کج میکنه حمید جان از تو هم تشکر میکنم

واما تشکر ویژم اختصاص داره به آقای مستطاب مصطفی مسگری که به عنوان یکی از طراحان اصلی این جمع بزرگترین خیر دنیا وآخرت رو از تاسیس این وبلاگ برده وروح پر از تعالیش دیگه نیازی به حضور در وبلاگ حتی در حد یه کامنت هم نمیبینه من از این روح بزرگ هم تشکر میکنم

از سید وحید موسوی هم تشکر میکنم که طبق اطلاعات واصله بصورت مخفی وشبانه به پست های بچه هاسر میزنه وکامنت هاش رو قرار میده تا همچنان ناشناس بمونه وخدای نکرده ریا نشه وپشت سرش حرف در نیاد. من با سربلندی از وجود تو در این جمع تشکر میکنم

اوه اوه اوه یادم رفت: تشکر میکنم از اقای غلام نجف پورکه با کنار کشیدن بزرگوارنه وممانعت از قرار دادن هر گونه پستی در این وبلاگ عملا فضا رو برای دوستان مجرد خودش باز کرده تا خدای نکرده اونها تحت تاثیر ایشون مجبور به سانسور مطالب نشن.من تشکر میکنم از شما آقای نجف پور

از مهرداد امانی عزیز تشکر میکنم که ماه ها وسالها رنج سفر وجستجو در این اینتر نت رو به دوش میکشه وبا جان ودل تحمل میکنه تا با پیدا کردن خفن ترین سایتها و بلاگ های مذهبی همچنان بصورت یک تنه نقش مروج مذهبی ومعلم اخلاق رو ایفا کنه تا مابهانه ایی برای دور هم بودن داشته باشیم

وبه همین ترتیب من از همه تشکر میکنم

راستی محمود موسی پور کیه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 0:26 توسط مجتبی امیری |

میدونم زیاد کامل نیست اگه میخواستم کامل بنویسم زیاد میشد .

 

شیعیان وتاریخ تشکیل شیعه را به زمان رحلت رسول اختصاص دارد.در زمانی که رسول خدا رحلت کردند

کسانی در خانه ایشان با علی بودند ودر حال اجرای مراسم دفن رسول خدا بودند .ولی گروهی از اصحاب رسول خدا در ثقیفه جمع شده ودر حال صحبت در مورد مرگ رسول خدا بودنند وکسانی اعتقاد به مرگ رسول خدا نداشته که در این هنگام عمر حاضر شده وبا صدایی بلند مرگ رسول خدا را اعلام کرده .وبا زیرکی تمام دست ابوبکر را به بالای سر برده واورا جانشین رسول خدا معرفی میکند. ولی در ثقیفه کسانی بودنند که با او مخالفت کرده وبزرگان خود را جانشین رسول خدا می دانستند.ولی عمر با ایراد سخنرانی ومعرفی خود وابوبکر وجایگاه ابوبکر واینکه ابوبکر با رسول خدا نسبت خانوادگی دارد واینکه رسول از شهر مکه واز قبیله ابوبکر .......

درحالی که عمر از نسبت خانوادگی سخن میگفت جنازه رسول خدا برروی دوش علی وپیروان او بود واز این زمان پیروان علی را علوی خوانده ونام شیعیان را بخود گرفته ودر دوران حکومتها وامامت امامان فرقه ها وگروهایی با نام علوی ظهور کرده وحکومتی را درنقاط مختلف تشکیل داده ورهبران خود را به امامان زمان خود نسبت داده .ولی در زمان ظهور صفویان که شیعه نبوده ولی به دلیل ابنکه معلم پدر اسماعیل شیعه بوده وبه دست سنیان کشته شده وخود اسماعیل که تا سن هشت سالگی در مخفیگاه زندگی میکرده از سنیان متنفر بوده وبا تاسیس حکومت خود در کشوری که اکثریت سنی ودر فرقه های مختلف بوده دین رسمی حکومت وکشور را شیعه اعلام کرده.در تبریز که اکثریت مردم سنی بوده با دستور شاه اسماعیل قزلباشها  را با شمشیرمامور کرده بود که هرکس در هنگام اعلام دین رسمی وفرقه رسمی کشور مخالفت کند گردنش را بزنند.که در بعضی از نوشته ها کشته ها در تبریز را چند هزار نفر اعلام کرده ولی با این کار شاه اسماعیل در تمام نقاط کشور واعلام کردن دین وفرقه رسمی شیعه واجباری کردن آن تمام مردم سریعاً شیعه شد ودیگر هیچ اعتراضی نسبت به دین جدید نشده.
+ نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 21:20 توسط مرتضی صادقی |

ظهور مفهوم اجتهاد در مذهب شيعه را به قرن پنجم نسبت مي‌دهند. عهد شيخ طوسي و شيخ مفيد كه پايه‌گذاران اين روش استنباط احكام ديني بودند. اين گزاره البته تنها زماني معتبر است كه تلاش‌هاي امامان شيعه بخصوص امام جعفرصادق(ع) براي تاسيس مكتب و مشرب و مذهب فقهي مستقل اهل بيت را در پس‌زمينه پيدايش مجتهدان ببينيم و اين فرض را بپذيريم كه پس از پايان يافتن عصر امامان و عصر نواب امام زمان، وظيفه تدوين فقه شيعه بر عهده فقيهان قرار گرفت.در اين زمان يكي از اولين و مهمترين نهادهاي علمي شيعه به همت شيخ طوسي شكل گرفت و حوزه علميه نجف تاسيس شد كه امروزه حوزه هزارساله شناخته مي‌شود. به تدريج بزرگترين فقهاي شيعه در عراق و لبنان و سوريه ظهور كردند: محقق حلي و علامه حلي، اما اولين تحول اساسي زماني رخ داد كه شيعيان خراسان دولت سربداران را تاسيس كردند و نيازمند قانوني براي اداره جامعه شدند از اين رو به علماي شيعه در لبنان و سوريه و عراق نامه نوشتند و طلب فقه كردند.سربداران اولين دولت شيعي ايران بود كه به دليل فقدان تاريخ حكومت پيروان اهل بيت به شهيد اول نامه نوشتند و از او خواستند رهبري ديني دولت خراسان را در دست گيرد. او پرهيز كرد اما براي سربداران لمعه و مثيقه را نوشت كه كتاب قانون بود.پس دوران کوتاه حکومت سربداران ايران تا ظهور صفويان سر بر نياورد و فقهاي شيعه تا طلوع صفويان از ايران دور بودند و در لبنان و عراق و سوريه و مصر به عنوان رهبران مذهب اقليت به حيات خود ادامه مي‌دادند.اين فقها از ابن‌بابويه تا شهيد اول را بايد متقدمين فقهاي شيعه خواند كه ميان عصر امامت و عصر مرجعيت زندگي مي‌كردند. در عصر متقدمين نه مملكت شيعه وجود داشت و نه دولت شيعه. مذهب اهل بيت بخصوص مذهب شيعه جعفري دوازده امامي در هيچ سرزميني اكثريت نداشت و در سراسر سرزمين‌هاي اسلامي پراكنده بود. دولت‌هاي آل‌زيار (در مازندران)، آل بويه (در گيلان و سپس در سراسر ايران تا مرز بغداد)، آل فاطمه (فاطميان مصر) و آل حمدان (حمدانيان سوريه) دولت شيعه به معناي فقهي كلمه نبودند و بيشتر دولت اسلامي محسوب مي‌شدند. خاطره سربداران هم خاطره‌اي كوتاه در خراسان بود كه به دست مغول نابود شد.با تاسيس دولت صفويه در ايران اما تاريخ سربداران خراسان تكرار شد. اين بار هم آنان رو به سوي لبنان كردند و از محقق كركي يا محقق ثاني و شهيد ثاني خواستند پشتيبان دولت شيعه ايران باشند. شهيد ثاني از اهالي بعلبك و محقق كركي از مردم جبل‌عامل لبنان بود كه هم او اولين فقيه رسمي شيعه شد و در عهد شاه‌طهماسب صفوي به مقام شيخ‌الاسلامي ايران رسيد. مقام شيخ‌الاسلامي مهمترين مقام فقهاي شيعه پس از عصر امامت بلكه امامت علي‌بن‌ابي‌طالب بود كه آنان را در مقام تنفيذكننده مشروعيت حكومت و مشروعيت‌بخش دولت قرار مي‌داد. از اين تاريخ دو مقام شاه و فقيه به عنوان دو جزء مكمل قدرت سياسي در عصر غيبت امامت در ايران شيعه تعبيه مي‌شوند و شاهان ايران كه مي‌دانستند براساس سنت فقه شيعه فاقد مشروعيت لازم براي اعمال قدرتند به فقهاي شيعه متوسل مي‌شوند و به نوعي همزيستي (تا  عهد رضاخان) در پيش مي‌گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 0:54 توسط جعفر صادقی |

من خیلی  نارحتم چی کار کنم که در اندر کوچه ذهنم گیر کردم از زمانی که مطلب برادر سهیل را خواندم

آخه چرا ما پیشرفت نمیکنیم؟هاااااا چرا هرچی زور میزنیم نمیشه درست نمیشه؟مگه مجلس زورخونه هستش؟

آخه مگه میشه در هئیت دولت امام زمانی پاور لیفتینگ کار کرد؟مگه باید همیشه زور بزنیم؟نمیشه زور نزنیم وکشور بدون زور زدن پیشرفت کنه؟راستی جالبه............مجتبی جان خودت ادامه بده.آره میگفتم هنوز نتونستم از این اندر پیچ وخم در بیام.

 ما که ورزشکار نیستیم .تازه این طرح امنیت اجتماعی اومده گفته آقایون وبانوان معتاد عزیز به جای اینکه برن از این قاچاقچی نامرد مواد مخدر آشغال بگیرن میتونن برن از داروخانه ها مواد مورد نیاز خود را تهیه کرده ودر گوشه ای از خیابان خلوت کرد وبه عمل مصرف مواد مشغول بشند.با این جریان ها واین اتفاقها معلومه مردم دیگه به زور زدن علاقه ندارن پس اگه میشه زور نزنیم سخته زور زدن.

خوب میگفتم از این چهره های اینترنتی که با انواع ماسکها میان میرن بازم میان میرن وهر دفعه ماسک ها را عوض کرده با ماسکی جدید وارد اینترنت میشن.خوب یاسر جان اگه منم باشم با یه ماسک 2بار جایی نمیرم خوب همه میفهمن که من هستم وسری به یک پوست پیاز به فروش میرسم پس حق بده که باید ماسکها عوض بشن تا فرد مورد نظر شناسایی نشه چرا دوست داری بفهمی کی ماسک میزنه مگه خودت ماسک نمیزنی؟

بعدشم توئی که اسم این نسوان عزیز را می آوری نمی دونی که اینا دونبال شوهرانی مثل تو ودیگر دوستان بودن ولی با افشاگری دوستان این توطئه برملا شد ودست استکبار جهانی در دهانش ماند و خود هم نفهمید که از کجا خورده است
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 22:27 توسط مرتضی صادقی |

بیوگرافی ژولیده نیشابوری شاعر اهل بیت (شاعر همون شعری که فرهاد در مطلبش نوشته بود)

نام : حسنژولیده نیشابوری
شهرت : فرح بخشیان
فرزند : محمداسماعیل
محل تولد : نیشابور- محه فرحبخش
تاریخ تولد: 1320
پایه تحصیلات : سیکل

از سال 1342 سرودن شعر را آغاز نمود که هنوز هم ادامه دارد تا کنون 28 جلد جزوه و تعداد 7 جلد کتاب  چاپ شده است که بیشتر اشعارش در مدح و منقبت ائمه اطهار می باشد ضمناً غزلیات او در دیوانی جداگانه بنام گلبانگ عشق به چاپ رسیده است و مجموعه دیگری نیز از ایشان با عنوان پا به پای حافظ آماده چاپ می باشد.
در سال 1342 به خاطر سرودن دو بیت شعر سه سال و هشت ماه از طرف ساواک به زندان می افتد که آن دو بیت به این مضمون می باشد.

 

پیام رهبر ایران در این جهان این است                        سکوت در بر ظالم خلاف آئین است     
چو دید عکس خمینی به خویش گفتا شاه                  کسی که کاخ مرا زیر و رو کند این است

ژولیده پس از آزادی از زندان تاسال 1357 دو بار دیگر به زندان سیاسی می افتد که مدت آن 6 ماه بوده است اکنون در ورامین زندگی می کند، ژولیده نیشابوری بارها به جبهه رفته و واقعیت خاکریزها را خوب می شناسد و در راه اثبات ایمان به اهل بیت و خط سرخ عاشورا یکی از فرزندانش را در راه حراست از مرز و بوم این کشور هدیه کرد که نام او نیز به عنوان پدر شهید همواره در دفتر تاریخ ثبت خواهد ماند.
از مجموعه آثار او می توان به : ای قلبها بسوزید- ای چشمها بگریید- چه کنم دلم می سوزد اشاره کرد.

منبع : http://personality.varaminmunicipality.com/pr.asp?sm=pr4

چند نمونه از اشعارش هم در ادامه مطلب گذاشتم

پیوست : ژولیده نیشابوری از دنیا رفت

خدایش بیامرزد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 20:3 توسط حامد مسگری |

سلام.

فکر کنم کمتر کسی باشه که با دنیای  چت ارتباطی نداشته باشه. خودتون بهتر از من می دونید که در رووم های ایرانی چه خبره. همه می تونن با هر ماسکی که دلشون بخواد وارد رووم ها بشن و حرف هاشون بزنن.به نظرم جای خوبیه برای کسانی که می خوان عقده های جسمی ، روحی ، شخصیتی و .... خودشونو خالی کنن.البته از جنبه های مثبتی که چت میتونه داشته باشه غافل نیستم ولی الان چیزی که خیلی تو چشم میاد جنبه های منفی چته.

البته تو این وبلاگ هم بعضی از ماسک های اینترنتی هم رخنه کردن، اگه اشتباه نکنم اولیش همون ماجرای "مینا" ، "مریم" و ...  بود که نظر میذاشتن که لو رفت کار کی بود !!!

جدیدا هم آقا یا خانم "یه آشنا" هم به این جمع اضافه شدن ولی هنوز از هویت واقعیشون خبری نداریم.  همین مسئله باعث شده که بعضی ها از این هویت در بعضی موارد استفاده یا سو ء استفاده کنن. 

در خیلی از موارد هم همین ماسک های اینترنتی ، ماهرانه میتونن بقیه رو بازی بدن و کنترل بازی ازدور به عهده داشته باشن.البته این یک نمونه کوچیکی از سر کار گذاشتن دیگرونه .

همون طور که خودتون بیشتر میدونید این موضوع یکی از کارهای عادی سیاستمدار هاست و با نقشه ها و بازی هایی که طراحی میکنن ملت ها رو سر کار میذارن

دیگه مطلبم داره زیاد میشه ، انشاءالله باز هم می نویسم

+ نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 13:15 توسط سید یاسر حسینی |

 یه شعر قشنگه...حال کنید باهاش... من که ازش چاپ کردم

دلت را خانه ما کن ،مصفا کردنش با من **** به ما درد دل افشا کن،مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل،کلیداستجابت را **** بیا یک لحظه با ما باش،پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی،که من،هستم خریدارش **** بیاور قطره ای اخلاص،دریا کردنش با من

اگردرها به رویت بسته شد دل برمکن،بازآ **** دراین خانه دق الباب کن ،وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را، اجابت می کنم آنی **** طلب کن آنچه میخواهی، مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را **** بیاور نیک وبد را جمع و منها کردنش با من

چوخوردی روزی امروزماراشکرنعمت کن **** غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان **** بخوان این آیه را تفسیرومعنا کردنش با من

اگرعمری گنه کردی مشو نومید از رحمت**** توبه نامه را بنویس،امضا کردنش با من

فقط یه لطفی کنید بگید شاعرش کیه!!! یه کم گشتم پیدا نکردم

+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 18:58 توسط فرهاد جوانمردی |

از وقتی یادم میاد همیشه این سوال تو ذهنم بوده که:

چرا غربی ها پیشرفت کردند و ما اصلا در مسیر توسعه هم نیستیم.

همیشه دلیل های مختلفی رو برای خودم در نظر می گرفتم. یه موقع کتاب های "زرسالاران پارسی و یهود" و "فراماسونری در ایران و جهان" و... رو خوندم و نتیجه گرفتم علت عدم پیشرفت ما غارت و چپاول همیشگی ملت هایی مثل ما بوده و سرمایه به غارت رفته موتور رشد کشورهای غربی شده (البته یک مقدار هنوز به این موضوع اعتقاد دارم)

بعضی وقتها تریپ روشن فکری به خودم می گرفتم و می گفتم: غربی ها فرهنگ کار و سعی و کوشش دارن خوب طبیعتا ما حصلش می شه همینی که داریم میبینیم.

گاهی می گفتم فرق اینه که اونا سیستم دارن و ما یلخی کار می کنیم. پس هر چقدر زور بزنیم برعکس نتیجه می ده.

الان که وارد رشته اقتصاد شدم یه مقدار دیدم فرق کرده(اره تو همین یک سال).

اولین بار با مقاله میلتون فریدمن(مقایسه کنید با جایگاه اینیشتن در فیزیک) در رابطه با ارتباط میان دموکراسی و رشد ملی آشنا شدم. راستش برام خیلی بی معنی بود! چه ربطی داره؟ ازش رد شدم.

تو این مدت با استادهایی از سوسیالست تا لیبرال محض، علاقه مندان به اقتصاد اسلامی و خلاصه همه مدله کلاس داشتم. همه بالاتفاق در ضمن صحبتهاشون بیان می کردند که:

برای توسعه یک کشور اولین شرط لازم  داشتن نهاد حکومت صحیح است.

تو ذهنم تو این یک سال کشورهایی مثل ایران،روسیه، کره شمالی، کوبا، سوریه  و .... رو از نظر گذروندم

.......

تو پست بعدی سعی میکنم منظورم رو کامل تر بیان کنم.

+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 22:30 توسط سهیل محمود زاده |

چند تا جمله  خنده داري که روي بعضي محصولات آمريکايي ديده شده:
روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه مي‌باشد!
روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!
روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!
روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!
روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!
روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!
روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!
روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!
روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!
روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچه‌ها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!
روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغه‌ي چمن زني حرکت ميکند!
ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!
روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!
روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد.

http://www.jokmok.blogfa.com

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 10:24 توسط مهرداد امانی |

 راستش یه چند روزی نبودم گفتم بیام ببینم چه خبره دیدم همه دوستان دارن با دوست روشنفکر ما که اسمش آشنا ست صحبت میکنن در همین حالی که داشتم به یاد تبلیغات تلویزیونی عمو ضرغام افتادم که یکی از تبلیغاتش به همین اسم بود با خود اندیشیدم ودر فکر فرو رفتم وگفتم شاید این همون آشنا باشه یا همون کیک معروف آشنا که تو جیب تمام دوستان هستش (همین الآن یه نگاهی به جیب هاتون بندازید شاید الآن توجیبتون باشه) وباز در حال فکرکردن گفتم عمو ضرغام این آشنا رو فرستاده تا از این طریق تبلیغات کنه تا وب ما هم از عنایتش بی بهره نباشه. 

+ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 11:31 توسط مرتضی صادقی |

اصلاً فرصت نمي دادن من حرف بزنم. هنوز آخ شلنگ اول رو نگفته بودم كه شلنگ دوم رو مي زد و گريه كنان مي گفت "بگو از كجا آوردي". كاش به حرف اون پسره گوش ميدام در ميرفتم. آخه باورم نمي شد صاحب مغازه به داداشم بگه و اونم كت بسته منو تحويل شلنگهاي شيرين مادر بده. خيلي هم تقصير نداشتم آخه اون موقع آتاري و ميكرو تازه اومده بودن و كمتر كسي از بچه هاي محل تو خونشون داشتن. پاتوق اكثرمون شده بود مغازه آتاري. صاحب مغازه هم فقط كسايي رو را ميداد برن تو كه ميخواستن بازي كنن، منم كه نمي تونستم هر روز 5 تومن براي بازي از بابام بگيرم مجبور بودم اكثراً از پشت شيشه مغازه باقي بچه ها رو ببينم كه دارن قارچ خور بازي ميكنن يا با تفنگ مرغابي ميزنن.  حتي يكبار صاحاب مغازه براي اينكه حس همدوستي خودش رو ارضا كنه و اونجوري كه از قيافش ميشد خوند دو تا حج عمره به حساب خودش بزاره، گذاشت من يك دست مفتي قارچ خور بازي كنم. منم با اينكه هنوز بازي رو شروع نكرده افتاده بودم تو دره، ولي اينقدر حال كرده بودم كه همون شب خواب ديدم هرچقدر قارچ خور بازي ميكنم و ميبازم صاحاب مغازه اجازه ميده دوباره بازي كنم. نميدونم بابام واقعاً پولشو نداشت يا به خاطر تفكرات خاص خودش كه بچه فقط بايد درس بخونه ميكرو نمي خريد. ميكرو نخريدنش به كنار ولي با اينكه كلاً 50 تومن از دخل مغازه بابام برداشته بودم برم بازي (اونم فقط 30 تومنشو تونستم بازي كنم) تو اين شلم شوربا بابام مدعي بود 200 تومن از دخل كم شده. من هم بخدا به 200 تومن جريمه راضي بودم ولي به اندازه دو هزار تومن كتك خوردم و ادب شدم. بهر حال چند روز بعد بابام به داداشم پول داد بره برامون ميكرو بخره ولي چه فايده.

از اون روز هروقت ميكرو ميبينم فكر ميكنم داره داد ميزنه آي دزد، آي دزد، ....

+ نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 3:20 توسط داود محمدی تبار |

سلام

باور بفرمایید (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم ) اینقدر به وبلاگ سر زدم , و با مطلب جذاب مهرداد(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)امانی مواجه شدم تصمیم گرفتم(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)هر جور شده یه مطلب بنویسم تا یه تنوعی در وبلاگ(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)ایجاد بشه.

این هم یک خبر:علت خودکشی(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)دسته جمعی دلفین ها در خلیج فارس(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)یک کشتی ماهیگیری سنتی (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)بود.واقعا خبر جالبیه(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)نه؟

نکته:عبارات قرمز رنگ داخل پرانتز تیک عصبی بنده است که در اثر کلکل(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم) نسنجیده با یک آشنا ایجاد شده (جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)است.شما فقط متن های(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم)سیاه رو بخونید.(جالبه سبک صحبت روشن فکر ها رو میگم).

+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 21:14 توسط اسماعیل ثروتی |

 

سلام.

در این سایت می توانید آخرین مقالات، کتب و پرسش و پاسخ های مربوط به مسائل دینی  و اجتماعی از زبان اندیشمندان ایرانی را ببینید.این سایت توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی راه اندازی شده و لینکی از مقالات  و کتب بیش از ۳۰ مرکز دینی در سراسر کشور است.

http://www.porsojoo.com/fa/sitemenu

موضوعاتی از قبیل:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 12:9 توسط مهرداد امانی |

هیچ وقت فکر نمی کردم به این روز دچاربشم اما دیگه قابل تحمل نیست فکر میکنم که باید اعتراف کنم بله اعتراف میکنم که خیلی وقته دلم برای یه جمله خاص تنگ شده خیلی وقت هر وقت روزنامه میخونم یاجلوی تلویزیون میشینم همش با خودم میگم خدایا چی میشد الان حیاتی یا بابان یا نجف زاده این جمله رواعلام میکردند.  دلم خیلی برای اخبار تلویزیون ومطبوعات تنگ شده اونجائیکه میگفتند:

-آقای خاتمی رئیس جمهور در ادامه افزود.....

-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز در دیدار....

-آقای خاتمی رئیس جمهور در بازدید از....

-آقای خاتمی رئیس جمهور امروز به منظور....

دلم خیلی برای این جمله تنگ شده

"آقای خاتمی رئیس جمهور"

مخصوصا این روزها این دلتنگی بیشتر هم شده با اینکه از منتقدین بعضی کارهای اوبوده وهستم

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 9:37 توسط مجتبی امیری |