تبليغاتX
وصله
نخستین جلسه کارگاه آموزشی فرصت ورزی و مدیریت با مدیریت جعفر صادقی ساعت ۲۰روز پنج شنبه  ۵/۷/۱۳۸۶ در محل مسجد برگزار می شود.علاقمندان برای شرکت در این جلسه-که شرح آن هفته پیش در وبلاگ اعلام شده بود-می توانند در این جلسه شرکت کنند.

لازم به ذکر است که مطالب این جلسات در مورد اصول فرصت‌ورزی برای کسانی که می‌خواهند با پیش‌گامی در نفوذ به بازارهای جدید از فرصت‌های اقتصادی بهترین استفاده را ببرند طراحی شده است. مطالب این  دوره تشخیص و سنجش بازار، تشکیل تیم کاری موثر، بازاریابی و تامین مالی ایده‌ی جدید، مدیریت سازمان نوپا و مسوولیت اجتماعی سازمان‌ها را شامل می‌شود.

 

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 19:29 توسط اسماعیل ثروتی |

دوستان میتونند از این آدرس به سایت بازتاب بدون فیلتر برن ومارو هم دعا کنید.

http://www.pnn.ir

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 14:21 توسط مجتبی امیری |

اگر ایمیلی که در گروه زدم دیده باشید حتما شما هم فهمیده اید که عکس فوق که سال ها به نام مسجدالاقصی یا قدس شریف به ما شناسانده اند هیچ ربطی به قدس ندارد بلکه مسجد قبه الصخره است که در نزدیکی و در محوطه مسجد الاقصی قرار دارد. اگر هم شک دارید کافی است در گوگل ایمیج کلمات Dome of the rock و al aqsa mosque را جستجو کنید و حتی تصاویرGoogle earth این دو را در این سایت یهودی ببینید و باز صفحات مسجد الاقصی و مسجد قبه الصخره را در ویکی پدیا نگاه کنید تا مثل من از صحت این مطلب مطمئن شوید.

اما سوال بزرگی که اینجا پیش می آید این است که پس چرا این همه سال است که تصاویر مسجدی دیگر را بجای بیت المقدس به خورد ما ایرانیان می دهند؟ آیا واقعا چنین اشتباهی از سر جهل است؟ آیا واقعا هیچ کدام از این همه عالم دینی! به کذب بودن این تصاویر آگاهی ندارند؟

اینجاست که سوالاتی چند مطرح می شود :

  • با توجه به آنکه موسسین چنین حرکت غلط اندازی صهیونیست ها بوده اند، اگر چنین اشتباهی آگاهانه باشد آیا غیر از حرکت کردن در راستای اهداف اسرائیل است؟
  • این کدام توجیه است که ما را در راستای اهداف اسرائیل قرار می دهد؟
  • اگر چنین اشتباهی ناآگاهانه باشد چطور ما که سال هاست سنگ قدس را به سینه می زنیم هنوز نمی دانیم بیت المقدس کدام است؟
  • آیا این ناآگاهی نشان از بی اهمیت بودن خود قدس شریف ندارد؟
  • اگر خود قدس شریف برایمان مهم نیست پس این کدام اهداف و خواسته های سیاسی است که قدس را وسیله ای برای رسیدن به آن قرار داده ایم؟

این اولین بار نیست که برای سوالاتم جوابی نمی یابم!

پ.ن: خیلی سعی کردم  این مطلب را با دید مثبت بنویسم اما بیشتر از این نتوانستم ساده لوح باشم!

+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 11:37 توسط مصطفی مسگری |



 "توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش
اندازه گرفت؟"

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.
يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس
فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد.
ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ي طول فشارسنج خواهد بود."

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام
کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در
نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که
تصميم نهايي را او بگيرد.
نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي
نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي
فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول
علم فيزيک باشد.

(بقیه در ادامه مطلب )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 14:22 توسط ابراهیم بیرامی |

بالاخره بعد از ماهها دوری از دوستان ، برای دیدار مجدد از خانواده و دوستان ، در سفری ۳ هفته ای در تهران هستم. البته الان ۲ هفته مونده. تعداد زیادی از دوستان لطف داشتن و با تماس تلفنی یا صرف شام کنار هم، دوستی ها رو تازه کردیم.

به هر حال دوستان هر جا هستن سالم و خوشحال باشن. شماره ای که تو این مدت من دارم :   ۰۹۱۲۶۹۸۸۲۹۶ هستش. خوشحال می شم اگه صدای هر کدوم از دوستان رو بشنوم.

به امید دیدار.

+ نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386ساعت 19:59 توسط وحید سلامت |

با سلام خدمت دوستان عزیز چندی پیش در مورخ ۲ تیر الی ۶ تیر ماه  ۸۶ یک دوره آموزشی توسط انجمن  بین المللی مدیران ایرانی با عنوان کارگاه آموزشی فرصت ورزی و مدیریت در تهران برگزار شد . اینجانب با  شناختی که نسبت به برگزار کنندگان این کارگاه داشتم بسیار علاقه مند بودم که در این دوره شرکت نمایم. ولی با توجه به هزینه سنگین ۹۵۰۰۰۰ هزار تومانی منصرف شدم .اما با تلاش و جستجوی فراوان توانستم با یکی از برگزارکنندگان ارتباط برقرار کرده و تمامی مطالب ارئه شده را بدست آورم. پس از بررسی مطالب متوجه سادگی و در عین حال کاربردی و عملی بودن مباحث شده و بر آن شدم که  خلاصه ای از مطالب ارائه شده در کارگاه را برای علاقه مندان مورد  بحث بررسی گذارم .حال از همه دانشجویانی که علاقه مندند در این هم اندیشی شرکت نمایند خواهشمند است نظرات خود را یا به صورت شخصی و یا با پست قرار دادن به این جانب اطلاع دهند .

هدف کارگاه : ...  اصول فرصت‌ورزی برای کسانی  طراحی شده‌است که می‌خواهند با پیش‌گامی در نفوذ به بازارهای جدید از فرصت‌های اقتصادی بهترین استفاده را ببرند. مطالب این  دوره تشخیص و سنجش بازار، تشکیل تیم کاری موثر، بازاریابی و تامین مالی ایده‌ی جدید، مدیریت سازمان نوپا و مسوولیت اجتماعی سازمان‌ها را شامل می‌شود. .(انجمن بین المللی مدیران ایرانی)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 15:39 توسط جعفر صادقی |

چرا مرغ از خیابان رد شد؟

ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود

موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد  
و به مرغ گفت :به آن سوي خيابان برو. و مرغ چنينکرد و پروردگار خشنود همي گشت .
 
مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين ازنظر تاريخي اجتناب‌ناپذير بود.

خاتمي : چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابانگفتگوي تمدنها بکند .

رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟

.........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 0:51 توسط ابراهیم بیرامی |

روز شنبه ساعت ۱۱ جناب مهندس داود محمدی تبار در محل دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت از پایان نامه کارشناسی ارشد خود دفاع می کنند.

من و محمود که حتما خواهیم بود چون خیلی وقته که بعد از المپیاد سر کلاس داود ننشستیم. حضور بقیه دوستان هم خالی از لطف نخواهد بود.

آقا داود خیلی خیلی مبارکه

انشا الله خبر ازدواج  البته بعد از خبر ورود به مقطع دکتری

+ نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:18 توسط مصطفی مسگری |

- کدام گزینه درست است؟
الف- مرگ پدر پسر شجاع در ۱۳ آگوست ۱۹۷۴
ب- مرگ دیمیتری ایوانوویچ در سده ۵ هجری
ظ- انقلاب پایگاه در ۲۲ بهمن ۷۹
ل- فکر تاسیس پایگاه در پشت بام دو کوهه

- نسبت مشاور پایگاه به دانش آموزان مثل نسبت مرد است به:
الف- پسرش    ب- همسرش    ظ- دخترش    ل- گزینه های الف و ظ

- نسبت کاربری فعلی انصار۲ به اهداف پایگاه مثل نسبت:
الف- گودرز است به شقایق    ب- شقایق است به گودرز
ظ- اتاق امور شهدا به اهداف پایگاه    ل- محتویات وبلاگ به اهداف پایگاه

- بنیانگذار وصله:
الف- مصطفی مسگری  ب- مصطفی آهنگری  ظ- مصطفی آلومینیومگری  ل- مصطفی رویگری

- نویسنده انگلیسی وصله:
الف- وحید سالم   ب- وحید تندرست   ظ- وحید سلامت   ل- وحید بیمار

- از نویسندگان وصله:
الف- محمود پری آذر   ب- محمود پری آبان   ظ- محمود پری مهر   ل- محمود پری مرداد

- هدف وسیله توجیه:
الف- توپ تانک مسلسل  ب- تانک توپ مسلسل  ظ- مسلسل تانک توپ  ل- دیگر اثر ندارد!

 

وقت مسابقه تمومه موسها رو بگیرین بالا!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 18:56 توسط داود حسینی |

....

.... دوستاي كه از هم خبر ندارن                                       

.... گذشته هايي كه داره فراموش ميشه

.... سر پا وايسدنا براي دير رسيدن

.... بلند شدن به احترام بزرگترا

.... تا صبح قدم زدنا توي پارك شهداي گمنام

... نخواستناي مديريت زوركي و فحشيزه

.... استرسهاي قبل  از ۹ دي

.... هرس و جوش خوردن براي محكم كردن جايگاه رفقا توي سازمان

....  جلساتي كه اگه آخرش راي گيري نداشت مزه نميداد

.... سمت هايي كه تند و تند سبز ميشد ولي هيچ دوامي نداشت

.... جلسات هيئتي كه ديگه رونقي نداشت

.... زيراب زندنايي كه داشت ديگه زياد ميشد

.... دانش آموزايي كه حالا ديگه اولويت اول شده بودن

.... تمام نظراتي كه توي هدف وسيله توجيه بود و ما  خوش بين بوديم به ادامش

بابا بازم دمه همين وبلاگمون گرم كه از توش از حال رفقامون با خبر مي شيم از اونهايي كه خيلي وقت نديديمشون از اونهايي كه الان ديگه خارجي شدن يا مي خوان خارجي بشن

+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 9:19 توسط جعفر صادقی |

طبق آخرین اخبار از منبعی که خواست نامش فاش نشود در اولین ساعات صبح امروز وحید در فرودگاه مهرآباد تهران دیده شده است.

این منبع افزود وحید همزمان با ورود به تهران توسط سربازان گمنام امام زمان به اتهام ارتباط با هاله اسفندیاری دستگیر و در بازداشتگاه زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفته است.

گویا وحید تاکنون اعترافاتی کرده که به زودی از شبکه سراسری سیما پخش خواهد شد.

به زودی اخبار کامل تری از طریق همین منبع منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 15:31 توسط مصطفی مسگری |

سلام به همگی بالاخره از رو رفتم واین بنده خدارو آپ کرده "دیگه"سر بزنید

http://digeh.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 13:50 توسط مجتبی امیری |

سلام دوستان

اینجانب قصد دارم از این هفته پرده از یک قدرت ماورایی خود برداشته و به طالع بینی و بیان روحیات.علایق و احساسات دوستان بپردازم.

البته در هفته پیش نمونه ای از این قدرت خارق العاده را به شما نمایش دادم ولی از امروز درصددم پشت صحنه زندگی تک تک اعضای وبلاگ و حتی دوستان غیر وبلاگی را به همه نشان دهم

البته این عمل برای بنده حقیر کمی طاقت فرساست ولی چه کنم

 

منتظر باشید

هرهفته  یک نفر

نکته:داوطلبان می توانند اعلام آمادگی کنند. 

نکته:تمام بیانات بنده واقعی و به دور از رویاپردازی خواهد بود 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 19:0 توسط اسماعیل ثروتی |

با سلام
به اطلاع کلیه اعضا می رساند ؛ بعلت عدم استقبال و به حد نصاب نرسیدن متراژ های درخواستی افراد؛  تعاونی مسکن این پروژه را تا اطلاع ثانوی تعطیل می کند
با تشکر

مهدی صفا

+ نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 18:44 توسط مصطفی مسگری |

هنگامی که فرزانه حکومت می کند ، مردم به ندرت متوجه حضورش می شوند.

پس از فرزانه بهترین حاکم ، رهبری است که دوستش دارند.

پس از او فرمانروایی که از او می ترسند

و بدترین ، کسی است که او را خوار می شمارند.

اگر به مردم اعتماد نکنید ، آنها را غیر قابل اعتماد می سازید.

فرزانه سخن نمی گوید ، عمل می کند.

وقتی کارش به انجام می رسد ، مردم می گویند :" چه جالب ما خود آن را انجام داده ایم."

 

اگر می خواهید یکپارچه باشید ، قطعه قطعه شوید.

اگر می خواهید صاف باشید ، خمیده شوید.

اگر می خواهید پر باشید ، خالی شوید.

اگر می خواهید رستخیز یابید ، بمیرید.

اگر می خواهید همه چیز از آن شما باشد ، هیچ نخواهید.

فرزانه با استقرار در تائو ، به الگویی برای دیگران تبدیل می شود.

چون خود را نمی نماید ، دیگران نورش را می بینند.

چون چیزی برای ثابت کردن ندارد ، دیگران به گفتارش اعتماد می کنند.

چون نمی داند کیست ، دیگران خود را در او می شناسند.

چون هدفی در ذهن ندارد ، در هر چه می کند موفق است.

هنگامی که فرزانگان کهن می گفتند :

" اگر می خواهید همه چیز از آن شما باشد ، هیچ نخواهید " ،

سخنانی بی معنا بر زبان نمی راندند.

تنها با زندگی در تائو می توانید حقیقت خودتان باشید.

 

برگرفته از سخنان " لائو تزو " حکیم و پیامبر بزرگ چینی در ۲۴۰۰ سال پیش

+ نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 11:45 توسط ابراهیم بیرامی |

 

 

باسلام خدمت همه دوستان گرامی

پیرو مطالب و مباحث اخیر از اینکه در چنین موقعیتی مصدع شده و مطالبی را می نویسم که شاید خوشایند بعضی از دوستان نباشد پوزش می طلبم ولی چون دیدم خیلی از دوستان درگیر این موضوع هستند و در این فضای مجازی آن را پیگیری می کنند وسوسه شدم که کمی هم بنده ابراز وجود کنم.

خیلی از عزیزانی را که اسمشان را در نظرات دیدم اصلا ندیده یا نمی شناسم و با برخی از دوستان دیگر هم خوب به هرحال کم و بیش سابقه دوستی و همنشینی داشته ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 14:38 توسط ابراهیم بیرامی |

 ولادت حضرت مهدی موعود(عج) را به تمام دوستان تبریک گفته و شماعزیزان را به مراسم جشنی که به همین مناسبت برگذار می شود دعوت می نمایم.(از طرف دوستان هیتی )

مراسم در روز سه شنبه ۶/۶/۸۶  در محل انصار ۲ پس از نماز مغرب و عشا آغاز ودر ادامه با سخنرانی و ... شام به پایان خواهد رسید.

در ضمن مجلس برای خواهران نیز مهیاست.

با حضور خود دیدارها را تازه کرده وکدورتها را از میان ببرید.

+ نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 22:45 توسط مرتضی صادقی

سلام

نمی دونم چرا هر چی کاره این نزدیکی سفر اومده سراغم

این یکی دو هفته هجوم کارهای مختلف و استرس ناشی از اینکه کارها به سفرم نکشه منو خیلی اذیت کرد

می ترسم توی هفتمین دور زنگ بزنن بگن یالا همین الان بیا مشکل فلان کارو حل کن

برای همین تصمیم گرفتم تو روز به تلفن هیچ کس جواب ندم . حتی شما دوست عزیز

امروز و فردا هم سرم شلوغه ولی فکر کنم از پس فردا به مدت ۱۵ روز سرم حسابی خلوت شه

راستی کسی می دونه عربستان اینترنت ساعتی چنده ؟

من اگه یه روز به اینترنت دسترسی نداشته باشم بدنم درد می گیره

اگه اونجا به اینترنت دسترسی داشتم و اگه حال داشتم و اگه مطلبی برای گفتن داشتم شاید تو وبلاگم نوشتم

از شما دوستان که احیانا کدورتی از من به دل دارید اینترنتآ حلالیت می طلبم

البته دوستانی که دوشنبه دم غروب مسجد باشند حضورا حلالیت می طلبم

مسلما کسانی که مرا حلال کنند در آنجا فراموش نخواهم کرد

+ نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 9:46 توسط حامد مسگری |

با سلام خدمت همه دوستان

چندی است که بعضی از دوستان مطالبی در موردپایگاه می نویسند

 "اگر فلان کار انجام میشد من هم حاضر به همکاری بودم"

" ما از هدافمان دور شدیم"

و ...

فعلا جای این رو نمی بینم که بحثی صورت بگیره و بهتر می بینم که ابتدا یه تقاضایی کنم بعد اگر برآورده شد ادامه بدیم.

به همین خاطر از کلیه دوستان صاحب فکر و اندیشه و شیفتگان خدمت و سربازان گمنام امام زمان خواهش می کنم ۱۰ تا ۱۵ تا هدف یا معیار یا هرچیزی که فکر میکنند باید در مسجد اجرا می شد و یا به سمت اون حرکت می کردیم رو توی نظر خواهی بنویسند تا بعدش انشا ا... ببینیم چی میشه

یا علی

حق یارتون

+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 19:26 توسط غلامرضا نجف پور |

سلام بر همه
من این متن را همین امروز خوندم. اما نکات :
1- اصولا ما از اینکه تعاونی مسکن را اطلاع رسانی کردیم هیچ خیری از بچه های ( بی بخار ) مسجد ندیدیم پس همان بهتر که در مورد خانه صبا هم صحبتی نشد تا دیگر انگ چیزهایی مثل سود و منفعت و پول و ... دوستی به من و دوستانم در تعاونی زده نشود!
2- یک مشکل اکثر مردم این است که افراط و تفریط میکنند و زمانی فقط تدریس می کنند و تمام واحدها را مشروط میشوند و زمانی تدریس را به مثابه محاربه با امام زمان (عج) ( که سالروز تولدش هم است و روحم فدایش) میدانند . غافل از اینکه بهتر است کمی واقع بینی داشته باشیم و ببینیم همین مهندس های کشورمان که در ادارات یا به خارج کشور رفته اند چه گلی به سر ما زده اند که مدرسانمان بزنند.
3- این موسسه یک رویکرد جدید برای مسجد و پایگاه است و اهدافی بلند مدت دارد که کاملا به نفع کشور است و شاید در 10 سال آینده کمی معلوم شود.
4 - بهر حال اگر در کسی شبه ای است می تواند با مسوولین صبا صحبت خصوصی کند که شک و شبه از دلش خارج شود.

پ.ن: این مطلب را آقا مهدی دیروز به عنوان نظر روی مطلب خانه ریاضی و المپیاد صبا نوشته اند که اشتباها بعنوان نظر خصوصی برای بنده ارسال شده بود و از بنده هم خواستند که این جوابیه را به اطلاع دوستان برسانم.

+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 19:20 توسط مصطفی مسگری |

 پر بيننده ترين سايت در سال 85 معرفي شد: "مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد
+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 19:0 توسط غلامرضا نجف پور

سلام

خيلي وقت بود (حدود ۲ سال) اين مطلب رو از راديو شنيده بودم (پيام). ولي نگفته بود از كيِ و كدوم كتابِ؛ خلاصه كه گشتم دنبالشو پيداش كردم، اگه صحبت هاي پيشين اعضاي پايگاه رو دنبال كرده باشين و يا اگر كار گروهي كرده باشين خيلي به اين موضوع برخورديد مطمئنا؛ بخونيدش:

شخصی از پروردگار درخواست نمود به او بهشت و جهنم را نشان دهد، خداوند پذيرفت و او را وارد اتاقی نمود که مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه و نا اميد و در عذاب بودند . هر کدام قاشقی داشتند که به ديگ می رسيد ولی دسته قاشق ها بلندتر از بازوی آنها بود بطوريکه نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند، عذاب آنها وحشتناک بود. آنگاه خداوند به او گفت اينک بهشت را به تو نشان ميدهم ، او به اتاق ديگری که درست مانند اتاق اولی بود وارد شد . ديگ غذا ، جمعی از مردم و همان قاشق های دسته بلند، ولی در آنجا همه شاد و سير بودند . آن مرد گفت : نمی فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حاليکه شرايط با اتاق بغلی يکسان است خداوند تبسمی کرد و گفت : خيلی ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند . هر کسی با قاشقش غذا دهان ديگری ميگذارد چون ايمان دارد کسی هست غذا در دهانش بگذارد.

مطلب از كتاب "غذاي روح" اثر " آن لاندر"  هست

+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 18:48 توسط فرهاد جوانمردی |

سلام به بر و بچ عزیز بیاید تا گل برافشانیم  تا زیگیلها را بتراکانیم.از آنجایی که این جانب از ارتباط تلفنی وارتباطات جمعی و چیزهای دیگه محروم بوده وتازه به این تکنولوژی دست پیدا کرده ودر حال خواندن مطالب این چند روزه دوستان هستیم  از تمام دوستان ونویسندگان ومنتقدین وانتقاد پذیران عزیز پوزش می خواهیم که نمی توانیم در این گردباد انتقادها ونقدها وسانسورها، که این کار فقط دست بچه های صدا رو می بوسد که یکی از عوامل این جایگاه سانسورسیم در این وبلاگ رخنه کرده وباعث  برهم خردن فضای داخل وبلاگ شده.

وباعث شرمساری این جانب است که نمیتوانم شمارا در این بلاوگردباد حوادث کمک کنم. 

منتظر حضور سبز من باشید ودر نزدیکی خزان درختان بنده سبز خواهم شد و وبلاگ را به حالت اولیه خود بر خواهم گرداند وکاری خواهیم کرد تا این وبلاگ جهانی شده و از همین وبلاگ مشتی محکم به عوامل جاسوسی وگرداندگان انقلابهای پشمکی واز این قبیل چیز ها خواهیم زد.

وبا دلی آرام وقلبی از سنگ شما را رها میکنم البته فعلا.

 

+ نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت 13:47 توسط مرتضی صادقی |

فرهاد.............تو را به خدا قسم میدهم..............قسمت میدهم به هر آنچه دوست داری............

دیگه با این فونت مطلب ننویس.

نکته:ضمنا میتونی از قابلیت ادامه مطلب استفاده کنی تا فضای کمتری برای مطالب تو اشغال شه

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 12:13 توسط اسماعیل ثروتی |

 خسته، آزرده، درمانده و بي همدم
((. . . بسوز كه سزاوار اين سوختني، بساز كه مجبور به اين ساختني، اين بر تو كه مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نكنند ... سبحانك يا رب سبحانك يا رب ... من خود مي‌دانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا كه خود نظري كني سبحانك . . . ))
صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روح‌الامين است.
((. . . آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعة عظيمي رخ داده كه اينچنين ملائكه از عرش بر زمين هبوط مي‌كنند؟ هرچه هست خبر از خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده كه ملائكه براي استشمام آن گل مي‌روند! امّا نه! شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه مي‌گويم؟ كه حتي وقتي خدا خورشيد را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً ...
روح‌الامين! روح‌الامين! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا مي‌كشد؛ بيش از سوزش و شكستن بالم آزارم مي‌دهد. به فطرس بگو كه چه روي داده كه اينچنين ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنسِ خدا. . . )).
جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي‌ ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشة علي، دردانة زهرا ‌ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست كه به اهل زمين هديه داده شده است و ما براي تبريك به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب مي‌شويم)).
ـ درنگ جايز نيست. ـ

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 9:29 توسط فرهاد جوانمردی