تبليغاتX
وصله
بي تو دلگير است دنيا پس نمي آيي چرا؟ تکسوار آرزو ها پس نمي آيي چرا؟ کوچه تاريک است و تنها چلچراغ انتظار مي کند روشن شبم را پس نمي آيي چرا؟ اسمان اين روزها بي تو غريبي ميکند اي صميمي مثل رويا پس نمي آيي چرا؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 16:46 توسط فرهاد جوانمردی |

میخوام یه معما طرح کنم هرکی که حل کنه میتونه به دفتر دولت مطبوع رفته از دکتر  سهیل زاده جایزه بگیره.

او کیه که اگه حرف نزنه دنیا به آرامش میرسه؟

اوکیه که قدش بلنده ولی همه قد کوتاه میبیننش؟

اون کیه که با یه کلمه دنیارو به آتیش میکشه

اون کیه که همه چیز رو برای اولین بار میزاره اطرافیانش تجربه کنن؟

اون کیه که همیشه یه لامپ ۴۰۰پشت سرش هستش وهمیشه در هاله ای از نور هستش؟

اون کیه که اگه بمیره در تمام دنیا جشن برگزار میکنن؟

راستی میخواستم بگم که بابا عوض اینکه به تیتر  توجه کنید به چیزای دیگه توجه کنید.مگه باید تیتر با مطلب بخونه؟

مگه این نیست که تمام روزنامه های کشورهای خارجه تیترشون  با مطالب داخل روزنامه همخونی ندارن.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 14:43 توسط مرتضی صادقی |

ازدواج: بدون تشريفات
او 25 ساله و من 14 ساله بودم كه با هم ازدواج كرديم. بعد از سه ماه از اصفهان به قم آمديم. 12 سال در قم بوديم و صاحب 3 فرزند شديم. موقعى كه امام را به تركيه تبعيد كردند ما را هم بدون حقوق و امكانات به تهران تبعيد كردند. يك‌سال و نيم در تهران رنج كشيديم. زندگى ما كاملاً طلبگى بود. در زندگى و ازدواج ما كوچك‌ترين تشريفاتى به چشم نمى‌خورد و ...

اجاره‌نشينى: 12 سال در دو اتاق
در 29 سال زندگى مشترك ما، 12 سالش اجاره‌نشين بوديم. در طول 12 سالى كه در قم بوديم از خودمان خانه نداشتيم و دو اتاق اجاره كرده بوديم و زندگى‌مان، زندگى ساده طلبگى بود. بعدها هم يك منزل با سليقه خودش و كمترين هزينه ساخت. با سختى و رنج و ...

درآمد و حقوق: يك ريال از دادگسترى نگرفت
درآمدش هرچه بود، متعلق به خانواده بود. او حتى يك ريال از دادگسترى حقوق نگرفت و از آنجا پشيزى به خانه نياورد. او ماهى 5500 تومان حقوق مى‌گرفت كه خرج خانواده، پسرش، خانواده دامادش و خرج‌هاى ديگر را با آن مى‌داد. مى‌گفت:«شما بدانيد كه زندگى‌تان بايد با همين حقوق بازنشستگى من بگذرد.» او هر ماه ده درصد حقوقش را به من مى‌داد و مى‌گفت:«خانم! اين غير از مخارج خانه است و به شما تعلق دارد. هر جور كه دوست داريد خرج كنيد.» مى‌دانست كه من مقيد هستم و از خرج خانه چيزى براى خودم نمى‌خرم...

در خانه: هميشه شاداب و سرحال
به رغم خستگى زياد، هميشه شاداب و سرحال وارد خانه مى‌شد. اول با من و بعد با بچه‌ها احوالپرسى مى‌كرد و بعد از من مى‌پرسيد: «امروز چه كردي؟ مشكلى پيش نيامد؟ كمكى از دستم برمى‌آيد؟ بچه‌ها در خانه كمكتان كردند؟» مى‌گفت: «بچه‌ها كه هستند، بدهيد كارها را تا جايى كه مى‌توانند، انجام بدهند. شما خودتان را به زحمت نيندازيد.» دائماً به بچه‌ها توصيه مى‌كرد كه رعايت حال مرا بكنند و در كارها كمكم كنند. او هميشه وقتى وارد خانه مى‌شد، اول احوال مرا مى‌پرسيد و سپس با ديگران صحبت مى‌كرد. او در خانه براى ما بهشتى بود...

عشق به همسر، تو فقط همسر من نيستى
ما مثل دو شريك بوديم.او برادرى نداشت و هميشه به من مى‌گفت: «تو پشتيبان من هستى. هر كارى را كه مى‌خواستم بكنم،‌ اگر تو نبودى كه كمكم كني، نمى‌توانستم به ثمر برسانم» هرجا مى‌رفتيم با هم بوديم. حتى مسافرت‌ها را تنها نمى‌رفت. چه وقتى كه در آلمان بوديم، چه در اينجا. هرجا مى‌رفت مى‌گفت: «تو هم بايد باشى. تو فقط همسر من نيستى. بلكه دلگرمى من هستى.» بسيار مهربان بود. با من كه همسرش بودم مثل يك پدر رفتار مى‌كرد. از بس كه مهربان بود و خوش‌اخلاق، هميشه احساس مى‌كردم با پدرم روبرو هستم. در مدت 29 سال زندگى مشترك يك‌بار كارى نكرد كه من از او دلخور شوم. هيچ وقت نشد كه از دست او كوچك‌ترين ناراحتى داشته باشم. هرگز به ياد ندارم حتى يك كلمه تحقيرآميز به من گفته باشد و ...

+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 21:36 توسط اسماعیل ثروتی |

از اونجایی که ما ملت ایران هرروز قله های افتخار رو فتح میکنیم.

وبا  عمل کردخود در اداره امور مملکتی‌ -اسلام را به کشورهای دیگه منتقل میکنیم ودر این کار از اون عمر نامرد جلو زدیم خیلی خوشحال هستیم.دمت گرم دولت مطبوع با این کارات حال میکنیم.

خوشحالیم که برادر ثروتی با دولت مطبوع همکاری نموده ودر اطلاع رسانی در مورد حجاب بانوان عزیزمون کوشا بودن وخود شاهد بوده که یکسری از این بانوان عزیز با دیدن این مطلب با  حجاب شده وما از همینجا نشان شوالیه عدالت رو به برادر ثروتی اهدا کرده تا مشت محکمی بر دهان این انگلیس جهان خوار زده باشیم.

راستی میخواستم نامه ای به اون آقایی که نشسته وداره فیلتر میکنه ودر فیلترینگ مقام اول را در جهان به دست آورده بگم آقا دمت گرم مارو فیلتر نکن آقا دمت گرم هرچی سایت خبری هست فیلتر کن ولی اون یکی سایتهارو فیلتر نکنی (خودش میفهمه به شما توضیح نمیدم)آقا دمت گرم خیلی باحالی دوست داریم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 21:29 توسط مرتضی صادقی |

برای اولین بار تصمیم گرفتم از تکنولوژی استفاده کنم و در وبلاگ محترم مطلب بگذارم و لی نمی دونم کجاش بذارم ، در هر صورت امیدوارم این زگیل جدید را بر چهره زیبای خود تحمل کنید .

وارد شدن به جمع روشنفکرانی که درگیر حل مشکلات جامعه هستن و هر لحظه در حال بحث روی مهمترین مسائل روز جامعه ، خیلی سخته و فکر می کنم نیاز به اردوهای آمادگی پی در پی و دوره های فشرده آموزشی داره ، تازه معلوم نیست بعدش من یاد بگیرم یا نه . ولی بالاخره برای اینکه فرق روشنفکر و تاریک فکر معلوم بشه اساسا باید تاریک فکری وجود داشته باشه که من با صدای بلند آمادگی خود را اعلام می کنم .

البته قبل از اعلام مزخرفات بالا ، خوشحالم از اینکه حداقل تو این محیط مجازی ، می تونم نوشته های دوستای غیرمجازی خودم را ببینم و راجع بهشون اظهار نظر کنم .

ببخشید دارم خودم عادت می دم به کم حرف زدن

خداحافظ !!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 20:17 توسط علی اکبر صادقی پور |

اینم آدرسش

http://www.sonycard20.com/news/news_item.asp?NewsID=256

عجب پدر سوخته هایی ان این منافقا

+ نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت 8:16 توسط مجتبی امیری |

 

حجاب زن نه امل مآب باشد نه تنگ و چسبان
پاسخى كه در ذيل درباره مسئله و حدود حجاب از نگاه آيت‌الله شهيد دكتر بهشتى آمده است، بخشى از پرسش و پاسخ جوانان با وى بود كه در خردادماه سال 1349 در حسينيه ارشاد برگزار شده است. شهيد بهشتى در اين مراسم پس از سخنرانى مشروح درباره فعاليت مركز اسلامى هامبورگ در زمان مديريت ايشان و وضعيت مسلمانان در جهان و ايران، به پرسش‌هاى حضار پاسخ داده‌اند. اين پرسش اولين سؤال از گفت‌وگوى جوانان و پاسخ صريح آن شهيد بزرگوار است. قطعاً در تدبر فقهى و تسلط به حدود احكام توسط شهيد بهشتى كمترين شكى وجود ندارد. چنانكه درجه ايشان از نظر فقهى در مرتبه اجتهاد بوده و به همين دليل حضرت امام وى را به رياست ديوان عالى كشور و قوه قضايى منصوب كردند. عين پرسش و پاسخ، از كتاب «بازشناسى انديشه‌هاى شهيد بهشتي» نقل شده است.

در مورد حجاب خانم‌ها نظر شما چيست؟ آيا حجاب فقط چادر است يا مى‌توان طور ديگرى پوشيده بود؛ چوه عده‌اى معتقدند كه حتماً بايد چادر سر كرد و واقعاً ما خانم‌ها نمى‌دانيم چطور بايد باشيم. لطفاً راهنمايى بفرماييد.

بنده فكر مى‌كنم جواب اين سؤال را عملا در طول اين پنج سال زندگى در آلمان داده‌ام؛ چون بالاخره من و همسر و دختر من كه آنجا مى‌رويم، بايد عملمان اسلامى باشد. اگر عمل غيراسلامى است، پس من چگونه مى‌توانم در آنجا مبلغ اسلام باشم؟ همسر من و دخترم با مانتو روسرى و جوراب بيرون مى‌روند و به نظر من اين حجاب اسلامى است. نه فقط همسر من، همچنين همسر مرحوم آقاى محققى و دختر ايشان چنين حجابى داشتند. اگر اين حجاب غيراسلامى بود در طول اين‌ سال‌هاى متمادي، از زمان مرحوم آقاى بروجردى تا امروز بايد لااقل آقايان مراجع براى ما نوشته باشند كه آقا اين چه مسلمانى است، به ايران برگرديد. بنابراين پاسخ اين سؤال اين است كه هم حجاب با چادر، حجاب اسلامى است وهم حجاب با روسى. ما ضدچادر نيستيم، اما پوشاندن مو و گردن و پوشيدن مانتويى كه خيلى تنگ و چسبان نباشد هم حجاب اسلامى است. البته لازم نيست خيلى هم گشاد و امل‌مآب باشد، مانتويى معمولى و عادي، و جوراب‌هايى كه پا از زير آن نمايان نباشد، به اضافه اينكه سعى شود صورت بدون آرايش باشد. اينكه مى‌گويم سعى شود چون معمولاً خانم‌ها آرايش مى‌كنند و بقاياى آرايش ممكن است بماند؛ وقتى هم صورتشان را مى‌شويند ديگر لازم نيست خيلى خودشان را اذيت كنند كه پوست صورت يا پوست لب‌ها را به كلى پاك كنند. فرق است بين خانمى كه در خانه براى شوهرش يا براى جلسه خانم‌ها آرايش كرده، صورتش را هم شسته، حالا بيرون مى‌آيد و بقيه آثار آن آرايش هست و خانمى كه اصلاً صبح يك ساعت با خودش ور مى‌رود تا به خيابان برود. اين دو خيلى با هم تفاوت دارند. اين دومى «تبرج‌الجاهليه» (سوره احزاب آيه 33) است و آن اولى «الاماظهرمنها» (سوره نور آيه 31) است. اميدوارم كه اين پاسخ براى اين سؤال، كافى باشد.

 

 

+ نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 15:48 توسط اسماعیل ثروتی |

و هر روز بهش توهین میشه.ما مردم آزاده ایران راضی هستیم که این عوامل امپریالیسم جهانی وجاسوسان موساد در دکانشان تعطیل شد.

خیلی خوب هستش که تمام روزنامه هارو ببندن خیلی خوب هستش که تمام سایت ها فیلتر بشه.من نمیدونم چرا الکی گیر میدید آقا ملت ایران که دارن میرن طرف امپریالیسم جهانی اونم تعداد شون زیاد نیست به لطف این دولت مردمی نابودخواهند شد.

راستی از اونجایی که مردم ایران به اندازه sms زدن وقت خوندن روزنامه ندارن ودولت فهیمه ومردمی چون دیدن پول وبیت المال مردم در این راه اسراف میشه شروع کردن به بستن دکان این نوکران امپریالیسم جهانی کرده .

فقط همین برادر مجتبی ما میخواهیم شما بیدار بشید و این همه از امپریالیسم جهانی تعریف نکنید.واسمی از این مجلات وروزنامه های مستهجن در این مکان اسلامی نیارید تا .......از شما خشنود باشن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 19:16 توسط مرتضی صادقی |

این مطلب رو به نقل از سایت اینتزنتی مجله خانواده سبز میزنم:

به نظر شما عمر روزنامه های معتبر غربی چند سال است؟ بد نیست یک بررسی مختصری در این رابطه داشته باشیم:

گاردین: ۱۸۶ سال

واشنگتن پست: ۱۳۰ سال

هرالد تریبون: ۱۲۰ سال

وال استریت جورنال: ۱۱۸ سال

نیویورک تایمز: ۱۵۶ سال

لوس آنجلس تایمز: ۱۲۶ سال

واشنگتن تایمز: ۱۲۵ سال.

لندن تایمز :حدود۴۰۰سال شایدم بیشتر

این در حالی است که این روزنامه ها هنوز به کار خود ادامه می دهند.

حال ببینیم عمر بعضی از روزنامه های داخلی، که اخیرا توقیف شده اند چقدر بوده است:

هم میهن: ۴۲ روز

روزگار: ۳ روز

شرق: ۲ سال و ۱۲۵ روز (گوش شیطان کر این روزنامه چند صباحی است مجددا کار خود را آغاز نموده و خدا می داند چند روز دیگر عمر خواهد کرد...)

دیروز، بار دیگر هم میهن توقیف شد. بدون هیچگونه توضیحی، اخبار جانبی را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:

- هم میهن توقیف شد، فارس

- علت توقیف هم میهن از زبان دادستان تهران ، فارس

- علت توقیف هم میهن: مصاحبه با زهرا امیر ابراهیمی ... ، الف

- قاضی پروند هم میهن: روند دادرسی و دادگاه هیچ اشکالی نداشته، ایسنا

- وکیل هم میهن: ایرادات وارده مبنای قانونی ندارد، ایسنا

احتمال اینکه شما هم ایرادات وارده را بخوانید و مثل من چیزی دستگیرتان نشود بسیار بالاست. اگر در یک جمله بخواهم کل علل اظهار شده ی مرتضوی را خلاصه کنم، باید بگویم، "عشقشان کشید و توقیف کردند" همین.

مسابقه روز: هر روزنامه غیر اصولگرایی که بتواند بیش از ۴ سال دوام بیاورد، یک عدد چیپس چی توز بهمراه آرشیو چند هزار ساله روزنامه کیهان را جایزه خواهد گرفت...

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 22:42 توسط مجتبی امیری |

خبرگذاری ایلنا به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی توفیف شد.

روزنامه هم میهن هم همینطور.

پیوست:طبق قوانین حاکمه دولت اجازه توقیف خبرگذاری ها رو نداره ولی نمیدونم قاضی مرتضوی با استناد به چه قانونی دست به این اقدام زده... البته هیچ چیز بعید هم نیست ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 11:6 توسط جعفر صادقی |

+ نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 12:27 توسط مصطفی مسگری |

خوب میدونم که از اومدن ما شاد نیستید ولی رسالتی بر دوش داشتم که باز سری بزنم وحرفی از اعماق دل گفته ودل ملت مسلمان را به درد آورده ودر غم این عزیز از دست رفته شریک باشن.

آقا مملکت گل و بلبلی داریم خیلی باحال هستن از روزی که این رئیس جمهور ش.ن انتخاب شدن وشروع کردن به سخنرانی های متعدد وتهدید کشورهای غیره مسلمان ومسلمان کردن کشورهای مختلف ودر این کار موفق شده.

واز روزی که فرمودند که جمعیت ایران باید زیاد بشه و مشکلی برای جمعیت ۱۴۰۰۰۰۰۰۰ملیونی نداریم واز اونجا که در کشور بحث ازدواج موقت هستش واین بحث نشون میده که یکسری از این فریب خوردگان اهمیتی به خانواده نمیدن ونمیخوان صاحب بچه بشن میرن سراغ این کار موقت.

از اونجای که کشور ما تمام محصولاتش چینی شده وباعث شده صادرات ارز بیشتر بشه ما پیشنهاد میدیم که از این به بعد اگه میخوان جمعیت زیاد به از کشور چین آدم وارد کنیم تا به مشکلات پوشک وغیره نخوریم.از رئیس جمهور منتخب خواهان هستیم هرچه سریعتر با کشور مطبوع چین یک قراردادی ببندن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 15:40 توسط مرتضی صادقی |

سلام از اونجائیکه این وبلاگ بهانه ایی برای دور هم بودن مجازی واینکه از حال وروز هم با خبر باشیم ضمن اعلام زنده بودن خود وتصمیم قطعی بر ادامه حیات به استحضار میرسانم از این به بعد هرروز(شنبه تاچهارشنبه)از ساعت ۱۲.۳۰الی۱۳میتونید از شبکه جوان برنامه"زیر آفتاب"رو به سردبیری ونویسندگی خودم واجرای فرشید منافی بشنوید خوشحال میشم گوش کنید ونظراتتون رو بگید.لطفا
+ نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت 10:6 توسط مجتبی امیری |