تبليغاتX
وصله
يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:
اين كار شما تروريسم خالص است!
پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده.
از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد...در چشم هايشان نگاه مي كند...به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند...هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند.دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!
وقتي رامش قصه اش را تمام كرد با مهرباني به من نگريست و گفت:
((با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند))
پائولو كوئلیو
+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 0:14 توسط حمیدرضا اوتادی |

بسمه تعالي

اطلاعيه شماره 1                                                                 ( لطفاً با دقت مطالعه نماييد )

موضوع: تاسيس تعاوني مسكن انصارالحسين(ع)

همه ما آگاهيم كه اعضاي پايگاه ما تماماً افراد جوان هستند كه يا بتازگي زندگي مشترك خود را شروع كرده اند و يا در حال آماده سازي مقدمات اين كار هستند و باز هم مي دانيم كه امروزه بزرگترين معضل و مشكل اقتصادي خانواده ها كه هميشه بصورت يك نگراني بوده است، مشكل تهيه مسكن و گراني بيش از حد آن است.

بعد از اينكه حدود دو سال و نيم از تاسيس موفق صندوق قرض الحسنه انصارالحسين(ع) مي گذرد به فكر افتادم كه خوب است براي حل مشكل مسكن اعضاي پايگاه نيز چاره اي بينديشيم. ابتدا در نظرم بود كه با تاسيس يك صندوق مشابه براي مسكن به پرداخت وام مسكن به اعضاء بپردازيم ولي پس از بررسي جوانب كار به اين نتيجه رسيدم كه مشكل مسكن با پرداخت وام قابل حل نيست و وام تنها يك بار سنگين ماهيانه را روي دوش افراد گذاشته است ( مانند وضعيت اكنون وام بانكها با آن سودهاي سرسام آور! ) و از طرف ديگر با اين نوع وامها درصد كمي از قيمت كل خانه تامين مي شود كه بازهم چندان مشكل را حل نمي كند.

از اينجا و به همين دلايل بود كه فكر ايجاد يك تعاوني مسكن در ذهنم شكل گرفت.

تعاوني ها و از جمله تعاوني مسكن محاسني دارند كه مهمترين آنها اين است كه با جمع آوري سرمايه هاي كوچك اعضاء، اقدام به كارهايي مي كند كه سرماية نسبتاً زيادي لازم دارند، مانند كار ساختمان.

همانطور كه مي دانيد قصة خريد مسكن مردم قصه اي تاسف برانگيز شده است. آنها با زحمت زياد و دريافت وامهاي مختلف پولي آماده مي كنند ولي بعلت گراني مسكن هنوز بايد كمي صبر كنند تا پول لازم بطور كامل تهيه شود اما غافل از اينكه در اين فاصله قيمت مسكن بطور سرسام آوري افزايش يافته است و باز هم ناچارند تا سالهايي صبر كنند تا شايد بتوانند مدتي بعد مسكن شخصي بخرند و متاسفانه باز هم همين قضيه تكرار مي شود.

اما تعاوني مسكن اين مزيت را دارد كه لااقل شما با سرمايه كمي هم كه داريد و در بخش مسكن سرمايه گذاري مي كنيد ( مثلا 15 متر از يك خانه را پيش خريد مي كنيد)، با نوسان قيمت ها همراه مي شويد  و در واقع بالا رفتن قيمت ها ديگر اثر زيادي بر قدرت خريد شما نخواهد گذاشت، علاوه بر اينكه مي توانيد در پروژه بعدي هم عضو شويد و مثلاً متراژ خود را به 40 متر برسانيد و به اين ترتيب بعد از مدتي صاحب خانه ( البته آپارتمان! ) شويد.

از اين حواشي بگذريم ....

دوستان! اين طرح اولية تاسيس يك تعاوني مسكن است كه با همكاري اعضاء قابل اجراست ( البته به اندازة كافي از آشنايان سراغ داريم كه بخاطر سود مطمئن و خوب بخش مسكن حاضر به همكاري و مشاركت در اين امور هستند اما بهر حال اولويت با دوستان است ) از تمامي افرادي كه قصد سرمايه گذاري و عضويت در تعاوني را دارند ( خريد حداقل يك متر آپارتمان ! ) دعوت مي شود ظرف مدت يك هفته يعني تا تاريخ شنبه 2/4/1386 به هر نحوي به اينجانب اطلاع دهند و ثبت نام اوليه نمايند تا انشاءا... هر چه سريعتر به پيگيري كارهاي بعدي بپردازيم.

لطفاً اين موضوع را به ديگر دوستان هم اطلاع دهيد.

 

با تشكر  مهدي صفا

 

تلفن منزل : 55751614      تلفن همراه : 09354722964     

پست الكترونيكي: mah_safa@yahoo.com         

پی نوشت: طبق تخمین انجام شده با این روش قیمت تمام شده حدود ۳۰ درصد پایین تر خواهد شد که آن هم بصورت اقساط پرداخت می شود.

+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 0:11 توسط مصطفی مسگری |

آقا ما از همه شرمنده ایم زیاد پست نمیزاریم. درگیریهای همیشگی که همه می دونن. ما خوبیم الحمدلله٬ همه چیز هم خوب پیش میره. ملالی نیست جز دوری دوستان. 

راستی ٬بدین وسیله از کلیه دوستانی که تولدمو بهم تبریک گفتن تشکر می کنم. یکشنبه بود.با دوستانی که اینجا دست و پا کردیم٬ یه جشن خودمونی گرفتیم و ... به سلامتی همتون ٬ نوش. اما این کجا و ...

بعضی دوستان هم چوب کاری کردن و از ایران sms بهم زدن. فقط آقا این شماره ما یه ۳-۴ ماهه عوض شده. بچه های پاستور دارن. البته تمام sms هایی که به قبلی زدید خوندم. ممنون.

ما رو از دعای خیر بی بهره نکنید. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 22:58 توسط وحید سلامت |

وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست. ( نيچه )

 

 انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و به همين دليل، تنها عده قليلي مي انديشند. ( فورد )

 

به ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم.   ( شوپنهاور )

 

فکر کردن چه آسان است و عمل کردن چه دشوار. هيچ چيز در زندگي مشکل تر از اين نيست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد. ( گوته )

 

 

منبع : سایت مهندسین صنایع ایران

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 4:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

تا ۲۷ خرداد (سالگرد اولین مرحله انتخابات ریاست جمهوری در دوره نهم)  فقط یک هفته باقی مانده . این ایام البته برای گروهها و احزاب سیاسی هم بسیار مهم است چون مجال دوباره ای برای انتقاد از دستگاه اجرایی و البته تبلیغ شعار و آرمانهای خود دارند . فکر میکنید دولت کنونی در عمل به شعارهایش موفق بوده ؟ اینکه چه عرصه ای در نظر شماست مد نظر نویسنده نیست اما سوال اینجاست که با قضاوت امروزیتان راجع به میزان موفقیت دولت ٬ اگر دوباره انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری برگزار شود به چه کسی رای میدهید ؟ با مراجعه به وبلاگ زیر در انتخابات مرحله سوم ریاست جمهوری نهم یکسال بعد از انتخاب احمدی نژاد شرکت کنید .با حضور همان کاندیداها.اینبار به چه کسی رای میدهید؟احمدی نژاد.معین،رفسنجانی،قالیباف،لاریجانی،مهرعلیزاده.اینبار به کدام کاندیدا رای میدهید

http:// WWW.SHENAVANDEH.BLOGFA.COM

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 13:57 توسط مجتبی امیری |

http://www.itna.ir/archives/report/007056.php

یعنی اگه مطلب بالا رو نخونید نصف عمرتون بر فناست

من که داشتم از تعجب شاخ در می آوردم

آخه کلمه پ ل ا س ت ی ک (جدا نوشتم که سانسور نشیم) به کدام کلمه غیر اخلاقی شبیه

و یه سوالی که پیش می یاد چرا باید مجری طرح فیلترینگ باید راه دور زدن این سیستم رو نشون بده

فکر کنم با این روبات و با الگوریتمی که داره به تدریج کل اینترنت ف ی ل ت ر بشه

+ نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 14:41 توسط حامد مسگری |

متاسفانه مانیتور (نمایشگر) بنده کشش اینهمه کار علمی! بنده را نداشتند و دار فانی را ودا گفتند. با عرض تسلیت خدمت خانواده داغدار ایشان از خدا برای روح ایشان آرامش و آمرزش خواهانیم.

کسی مانیتور دست دوم سراغ نداره؟ فقط کمی سریعتر!

از طرف یک عزیز از دست داده

+ نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 23:8 توسط مصطفی مسگری |

این هم عکس های فاطمه خانم که چندی پیش فقط خبر قدم رنجه کردنشان به این دنیا را شنیده بودیم. امروز پدر بزرگوارش چشم ما را به جمال این خانم خوشگله روشن کرد. عمو قربونش بره

باشد تا این انگیزه ای شود برای سایر دوستان بالاخص بزرگترها تا شاید زودتر بجنبند و به امر خطیر ازدواج تن در دهند.

راستی حاجی پدر شدن چه احساسی داره؟ یعنی خیلی خوبه؟!

+ نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 21:31 توسط مصطفی مسگری |

با عرض سلام خدمت رئیس جمهور دکتر .

 دکتر ما شمارو خیلی دوست داریم ای کسی که منجی کشور ایران هستی و میخواهی ایران رو به دوران طلائی خودش برگردونی میدونیم میخوای ایران رو به دوران امپراطوری ۲۵۰۰سال پیش برسونی ما با تو موافق هستیم.دکتر مارو به دوران طلائی برسون.

دکتر ما ایرانیها میدونیم که با این کشور مرزهای بسیار طولانی داریم .ماها اینو میدونیم که سنی های فلسطین ولبنان شیعه هستن والآن درحاله تقیه هستن .ماها میدونیم این سنی های که در کردستان ودر سیستان وبلوچستان هستن سنی اسرائیلی هستن وبه خاطر همین که نمیزارید مسجد داشته باشند.ماها میدونیم که شما میخواید کشت خشخاشو ریشه کن کنید پس هرچه سریعتر به اسرائیل حمله کنید.وشمارش معکوس رو به پایان برسونید.تمام بدبختیه ایرانی ها زیرسر اسرائیل هستش .تمام دختر های فراری از اسرائیل خط میگرن وشاید هم اسرائیلی باشن ماها میدونیم که مردم ما اصولاْ به فیلمهای پورونو علاقه ندارن این اسرائیل جهان خوار هستش که داره این فیلمهارو تولید میکنه ودر سطح کشور پخش میکنه.ماها میدونیم که در ایران فحشا وجود نداره این کسانی که دست به این کار میزنن اسرائیلی هستن وتعدادشون کم هستش .ماها میدونیم که شما میخواستید تمام مردم ایران رو با اسلام تازه ای که خودتون ابداع کردید آشنا کنید ولی این استعمارگرپیر نمیزاره.ما میدونیم که میخواید مفاسد اقتصادی رو معرفی کنید این عوامل وابسطه به اسرائیل نمیزارن بگم خدا چیکارشون نکنه.ماها کاملا شاهدیم که شما ۲۴ساعت در حال کار کردن هستید ماها میدونیمکه شما دکترا در امور دوربرگردان دارید وکسی در دنیا نمیتونه این مقام رو بدست بیاره.ما میدونیم که برادر شما اصلا از بودجه شهرداری برای تبلیغ انتخاباتی استفاده نکرده.ما میدمنیم که خرج سفرهای اعضای کابینه شما به کشورهای خارجی بسیار کم هستش بسیار ناچیز که اصلا نمیشه گفت.ماها میدونیم اعضای کابینه برای این به خارج از کشور میرفتن تا اسلام ناب شمارو به دنیا عرضه کنن وتروریستهارو آروم کنن.

دکتر ماها میدونیم که تمام این گرونیها زیر سر این اسرائیل نامرد هستش ماها میدونیم که این همه  گرونی.ترانزیت مواد مخدر.قاچاق دختران وبانوان ایرانی به کشورهای حوزه خلیج فارس.آموزش اراذل و اوباش وفرستادن اونها به ایران.دوختن مانتوهای کوتاه وارد کردن لوازم آرایشی قاچاق.تولید روسری های ۱۰سانتی۲۰سانتی۳۰سانتی برای بانوان با حجاب ما وبی حجاب کردن این بانوان عزیز.تولید خشخاش در مزارع این کشور وچیزای دیگه که همش به ضرر ما هستش.آقای دکتر من وملت ایران با شما موافق هستیم باید این اسرائیل از بین بره ماها میدونیم که این کشور نمیزاره شما کار.آقای دکتر ازتون خواهش میکنم که هرچه سریعتر اسرائیل رو از صحنه روزگار پاک کنید تا مردم ایران بتون برای اولین بار طعم ارزونی رو بچشن ودر آرزوی آزادی بیان از این دنیا نرن.به امید ازبین رفتن اسرائیل.خواهش میکنیم شمارش معکوس رو هرچه سریعتر به پایان برسونید.دکتر ملت ایران پشت تو هستن ودر برابر این استعمارگر پیر مبارزه میکنن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 16:36 توسط مرتضی صادقی |

من امروز که داشتم تو اینترنت ولگردی می کردم به طور تصادفی نامه چارلی چاپلین به دخترشو دیدم. نامه معروفی که تو مقدمه کتاب "حقوق زن در اسلام" شهید مطهری هم به اون اشاره شده. نامه ای تاثیر گذار که واقعا ادمو به فکر میبره. اگه حال خوندنشو دارید این لینکش:
http://www.daily.ir/2005/04/152

حالا اگه نامه بالارو نخوندیداشکال نداره ولی حتما زحمت خوندن این پایینی رو بکشید:

http://www.saghez.net/Articles/7.Html

نویسنده ای که قصد خاصی هم نداره مطلب جعلی می نویسه که همه جا پر می شه ! می شه یه سند! بیش تر از سی سال تو همه جور محفلی طرح میشه .حتی تو سخنرانیه رجال سیاسی مطرح میشه.به نظرم این مثال خوبیه که نشون میده هر چی که دیدیم یا شندیم یا حتی تو کتاب خوندیم به سادگی قبول نکنیم!باز خوبه که اینجا نیت همه خیره!
فکرشو بکنیدتو قرن اطلاعات و ارتباطات و قرنی که بازی با افکار عمومی و جنگ روانی یه جورعلمه چه کارهایی که نمیشه کرد.به نظرتون کار سختیه مشابه همین کارو با برنامه ریزی و ساپورت چند میلیون دلاری در مورد موضوعات مهمتر مثل فرهنگ و تاریخ یا ایدئولوژی یه جامعه انجام داد؟ذهن یه جامعه رو بمباران کرد؟یه شخصیت رو خراب کرد؟یا هزار جور کار دیگه.

خلاصه حداقل ما که گوش شیطون کر دانشجو و تحصیل کرده این مملکتیم نباید اجازه بدیم ذهنمون بازیچه این و اون یشه.ساده لوح نباشیم لطفا!


+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 10:32 توسط حمیدرضا اوتادی |

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابي غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 13:43 توسط مصطفی مسگری |

دائو د جینگ یک متن کهن چینی با قدمتی بیش از ۲۰۰۰  سال است و نگارش آن منسوب به 

  لائو تزو    حکیم و پیامبر چینی است که ۶۰۰ سال پیش از میلاد  و هم عصر کنفوسیوس  میزیسته است .

بخشی از این کتاب به شرح ذیل است :

 

فرزانگان کهن ، سعی در آموزش مردم نداشتند ،

که با مهربانی به آنها ندانستن را درس می دادند

وقتی مردم فکر کنند که جوابها را می دانند ،

راهنمایی کردنشان سخت است.

 وقتی می دانند که نمی دانند ،

 میتوانند راهشان را بیابند.

 

 

اگر میخواهید یاد بگیرید چگونه امور مختلف را اداره کنید ،

از ثروتمند شدن یا زرنگ بودن بپرهیزید

ساده ترین الگو واضح ترین است.

اگر به زندگی ای ساده و عادی راضی باشید ،

میتوانید راه را به دیگران نشان دهید

 تا به طبیعت حقیقی خود باز گردند.

 

 

همه رود ها به دریا می ریزند

زیرا دریا از آنها فروتر است.

فروتنی به دریا قدرت می بخشد.

اگر می خواهید زندگی مردم دیگر را سامان بخشید ،

 فروتر از آنها قرار گیرید.

اگر میخواهید مردم را رهبری کنید

یاد بگیرید چگونه از آنها پیروی کنید.

 

فرزانه بالاتر از دیگران است

درحالی که کسی احساس کوچکی نمی کند.

او جلوتر از دیگران است در حالی که کسی احساس زیردست بودن نمی کند.

دنیا از او سپاسگزار است.

با کسی رقابت نمی کند

وکسی نیز با او به رقابت نمی پردازد.
+ نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 17:2 توسط ابراهیم بیرامی |

با افتخار فراوان و خوشحالی زیاد رئیس جمهور منتخب شورای چیز(من نمیخوام سیاسی بشه)انتخاب شده ومشخصات این گل تازه شکفته بدین شرح هستش:

قد این رئیس جمهور۱۶۷سانتیمتر هستش ریش داره خیلی حرف میزنه خونش جایی هستش که تمام مواد غذایی ملک ودیگر چیزهای مورد نیاز مردم در آنجا با قیمت بسیار پایین میتونید بخرید.این رئیس جمهور در شهرداری کار میکرده وبعضی وقتها خودش می اومد پول ماهی از مردم میگرفت ودر حال گرفتن پول ماهی از مردم امضاء میگرفت تا بتون رئیس جمهور بشه.

واعضای کابینه خود را به شرح زیر معرفی کرده است اگه کامل نیست ببخشید دیگه:

۱)نخست وزیر در برخورد با کسانی که با دولت مطبوع مخالف هستن.(دوست آقای رئیس جمهور ورفیق دوران تحصیل)

۲)وزیر امور خارجه در مورد هیچی چون خود رئیس جمهور بهتر میداند چه بگوید آهند وظیفه این آقا اینه که مردم دنیا رو به اسلام دولت مطبوع دعوت کنه(بچه محل)

۳)سخنگوی دولت در امور هماهنگ کردن تروریست های جهان در راستای اهداف دولت مطبوع وشورای چیز(پسر خاله)

۴)وزیر اقتصاد  در افزایش قیمتهای کالاها در تمام نقاط کشور وارزان نگهداشتن قیمت کالاها در محل زندگی رئیس جمهور(پسر عمه)

۵)وزیر نفت در وارد کردن بنزین وفروختن نفت به کشورهای در حال توسعه برای تروریستها(پسر دایی)

۶)وزیر مسکن در امور اسکان دادن اعضای کابینه وخانواده محترمشان در اطراف خانه رئیس جمهور وبالا بردن قیمت مسکن تا صددرصد(پسر عمو)

۸)وزیر اطلاعات در اسکان دادن تروریستهای جهان درکشور وپذیرایی کردن از آنها وایجاد اختلاف قومی در کشور وکشتن مخالف دولت مطبوع(پسر همسایه)

۹)وزیر ارشاد در امور بستن روزنامه های مخالف دولت وتنظیم کردن برنامه های صداسیما برای تعریف کردن از رئیس جمهور وکابینه مطبوع(بچه شوش)

۱۰)وزیر جنگ در امور درستن کردن بمب اتم وهزینه کردن تمام سرمایه کشور برای درست کردن تجهزات نظامی وآماده شدن برای حمله به تمام نقاط دنیا ورئیس امور کشورگشایی (برادر)

۱۱)وزیر با حجابان دنیا این وزیر باید تمام بانوان را با حجاب کرده وسعی خود را باید بکند که تمام زنان دنیا با حجاب شده حتی اگر با سیلی هم که شده باید همه به بهشت برون(خواهرشون)

دیگه بقیه اعضای کابینه تشریفاتی هستش وبرای اینکه هزینه های دولت کم بشود با همین تعداد شروع به کار کرده.

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 10:41 توسط مرتضی صادقی |

سلام به همه

خیلی وقت بود که مطالب وبلاگ رو دنبال می کردم و منتظر فرصتی می گشتم که بتونم در بحث های بعضا داغ بین بچه ها شرکت کنم تا اینکه امشب این فرصت به دست اومد و به جمع وبلاگ نویسان پیوستم.

امیدوارم بتونم کمک کوچکی به رونق گرفتن مطالب و مباحثات وبلاگ بکنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 0:15 توسط ابراهیم بیرامی |

در زیر صحبت های برخی از سیاست مداران جمهوری اسلامی رو در  ارتباط با حرفهای بین ایران و امریکا ببینیم:

فلاحت‌پيشه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، هم معتقد است: نبايد عنوان ديپلماسي بر مذاكرات ايران و آمريكا درباره‌ي مسئله‌ي عراق گذاشت بلكه عنوان پايمردي بهترين گزينه‌اي است كه بر آن صدق مي‌كند.

علي عباسپور تهراني‌فرد ـ نماينده‌ي مردم تهران در مجلس گفت:يك مذاكره‌اي كه از مسوولان رده‌هاي سياسي نه چندان بالا براي حل معضل كشور همسايه تشكيل مي‌شود، بگوييم ديوار بي‌اعتمادي در حال برداشته شدن است و مذاکره ای صورت گرفته....

از همه اینها مهمتر جناب آقای شریعتمداری گفت:هدف ما از اين گفت‌‏وگو تفهيم اتهام بود. آمريكايي‌‏ها مي‌‏دانند مشكلاتشان در عراق به سر انگشت ايران حل مي‌‏شود و به همين خاطر در اين موضع به ايران متوسل شده‌‏اند و اين اقدامات نشان از موضع كاملا مقتدرانه ايران دارد.

و .....

 آره بابا ما گفتگو نکردیم فقط حرف زدیم و تفهیم اتهام کردیم البته اینجانب حرف زدن را هم مفید میدونم و اعتقاد دارم هیچ کس جز جناب آقای دکتر توان شکست این تابوی بزرگ به نام امریکا رو نداشت آخه میدونید که امریکای شیطان بزرگ از انگلیس و روسیه خیلی خیلی بیشتر به این مملکت خیانت کرده و مال این ملت را به چپاول برده و حتی به خاطر مسائل و منافع ملی هم نباید با اون گفتگو کرد نمیدونم این دولت فخیمه چه جوری جرات کرده با اون امریکایی های ... گفتگو کنه اوه یادم رفته بود که فقط باهم حرف زدن و ...

.به هر حال به نظر بنده باید از این حرفهای اتفاق افتاده بهترین استفاده رو کرد تا منافع ملیمون تامین بشه.

به امید روزهای آفتابی تر

 

+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 22:34 توسط جعفر صادقی |

اينم براي مهندسا !

 

بهره وری اثر گوپال سارکار از هند

برگفته از سايت (نگهداري و تعميرات بهره ور)

+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 15:31 توسط جعفر صادقی |

بررسي تطبيقي دو کنفرانس

در واپسين روزهاي سال ۱۳۸۵ توفيق حضور در اولين کنگره ملي علوم انساني در تهران را يافتم. همانطور که پيشتر گفته بودم اين کنگره توسط پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد. انگيزه اصلي من از حضور در اين کنگره آشنايي با فضاي علوم انساني در ايران و شناختن گرايشها و طيفهاي فعال در اين عرصه بود که تا حدود زيادي حاصل شد. متاسفانه طي سالهاي حضور در دانشگاه هنر کمتر امکان ارتباط و آشنايي با اصحاب علوم انساني را يافته بودم. حضور در اين کنگره نکات جالب ديگري هم براي من به همراه داشت. خصوصا اينکه چند ماه قبل تجربه حضور در يک کنفرانس بزرگ مشابه در دانشگاه آکسفورد را هم يافته بودم. به نظرم رسيد شايد از رهگذر مقايسه اين دو همايش علمي بتوان به برخي تفاوتهاي معنادار رسيد. البته اينجا صرفا به بيان اين تفاوتها بدون قضاوت و داوري مي پردازم و نتيجه گيري احتمالي را بر عهده خواننده محترم مي گذارم.

۱- کنگره تهران عنوان خاص يا موضوع به خصوصي نداشت و يک موضوع بسيار عام (علوم انساني) را دستمايه عنوان خود قرار داده بود. کنفرانس آکسفورد با عنوان خاصي (دگرگوني رسانه ها و نظريه هاي علوم اجتماعي) برگزار شده بود و قرار بود طي آن تاثير دگرگوني رسانه ها بر نطريه هاي علوم  اجتماعي بررسي شود.

 ۲- کنگره تهران از ارسال کنندگان مقالات خواسته بود علاوه بر چکيده مقاله اصل آنرا نيز جهت داوري ارسال نمايند. در واقع داوري در چند مرحله انجام مي شد. در کنفرانس آکسفورد داوري مقالات صرفا بر اساس چکيده مقالات بود.

۳- در کنگره تهران تا يک هفته قبل از برگزاري کنگره نتيجه داوري مقالات مشخص نبود. در کنفرانس آکسفورد نتايج داوري مقالات ۴ ماه قبل از برگزاري کنگره اعلام شد.

۴- در کنگره تهران افرادي که مقالاتشان پذيرفته مي شد خود به خود مهمان کنگره مي شدند. در کنفرانس آکسفورد پس از اعلام پذيرش مقاله متقاضي مي بايست جهت حضور در کنگره ثبت نام کند.

۵- حضور در کنگره تهران براي مدعوين رايگان بود اما ثبت نام جهت حضور در کنفرانس آکسفورد براي اساتيد حدود ۲۰۰ پوند و براي دانشجويان حدود ۱۰۰ پوند هزينه داشت.

۶- كليه مهمانان كنگره تهران در ايام برگزاري كنگره به صورت رايگان در هتل استقلال تهران اقامت داشتند. (البته بنده به دليل اقامت نزد بستگان از اين فيض محروم ماندم !) اما اغلب مهمانان كنفرانس آكسفورد در خوابگاههاي دانشجويي دانشگاه اقامت داشتند و بابت هر شب اقامت در آنجا بين 40 – 80 پوند هزينه پرداخت مي كردند. برخي نيز به هزينه خود در مهمانسرا يا هتل اقامت داشتند.

۷ - مهمانان كنگره تهران هر سه وعده غذا مهمان كنگره بودند. نهار اين كنگره كه هر روز توسط رستوران سالن همايشهاي بين المللي صدا و سيما تامين مي شد مشتمل بر حدود 10 نوع غذاي رنگارنگ و انواع سالاد و دسر و نوشيدني و ... بود. در كنفرانس آكسفورد تنها يك وعده نهار بصورت روزانه در هزينه هاي ثبت نام گنجانده شده بود كه عبارت بود از يك ساندويچ ، يك نوشابه ، يك چيپس و يك عدد ميوه. بابت صرف شام اختتاميه كنفرانس هم در صورت تمايل جداگانه بايد 30 پوند پرداخت مي شد.

8- در طول سه روز كنگره تهران ابتدا قرار بود تنها 30 مقاله ارائه شود كه نهايتا به حدود 70 مقاله افزايش يافت. البته تعداد مقالات پذيرش شده بسيار زياد تر از اين تعداد بود كه به علت عدم امكان ارائه قرار شد ما بقي مقالات بصورت كامل در كتاب كنگره چاپ شود. در سه روز كنفرانس آكسفورد حدود 250 مقاله ارائه شد. اغلب اين مقالات در قالب پانل هاي تخصصي به صورت همزمان در سالنها و اتاقهاي مجزا ارائه مي شد.

9- در كنگره تهران پس از ارائه شدن مقالات مجالي براي پرسش ها و يا اظهار نظر درباره مقالات ارائه شده توسط حاصران در جلسه نبود. در كنفرانس آكسفورد پس از مقالات نوبت به پرسشها و يا نظرات ديگران مي رسيد. (ظاهرا تفاوت اصلي ارائه مقاله به يك مجله علمي و ارائه آن به يك كنفرانس در اين است كه در كنفرانس ها امكان مواجهه حضوري با ديگر صاحب نظران و شنيدن نقد ساير كارشناسان به صاحب مقاله كمك مي كند پيش از چاپ نهايي مقاله اش اصلاحاتي در آن انجام دهد.)

10- در كنفرانس آكسفورد تنها تعداد معدودي از برترين مقالات ارائه شده جهت چاپ برگزيده مي شدند. در كنگره تهران مقرر شد مقالاتي كه به دليل كمبود وقت امكان ارائه شدن پيدا نكردند در كتاب كنفرانس چاپ شوند.

11- در كنگره تهران تعداد قابل توجهي از ارائه كنندگان مقاله – بخصوص اساتيد صاحب نام- بدون داشتن متن، يادداشت ، اسلايد و ...  سخنراني هاي مبسوطي ايراد فرمودند. در كنگره آكسفورد اغلب اساتيد صاحب نام مقالات خود را بطور كامل از روي نوشته خواندند.

12-  كنگره تهران با سخنان وزير علوم افتتاح و با سخنان رييس مجلس شوراي اسلامي پايان يافت. در كنفرانس آكسفورد هيچ مقام دولتي حضور نيافت.

13- در كنفرانس آكسفورد ايميل شركت كنندگان با اجازه آنها در اختيار ديگر شركت كنندگان قرار مي گرفت. در كنگره تهران هيچ ايميلي مبادله نشد.

14- در كنگره تهران مقاله چند دانش آموز در زمره مقالات ارائه شده قرار گرفت ، در حاليكه مقاله برخي اساتيد صاحب نام به دليل كمبود وقت ارائه نشد. در كنفرانس آكسفورد چنين اتفاقي نيافتاد.  

 

 

منبع : پرشين بلاگ

 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 13:18 توسط اسماعیل ابوفاضلی |

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .  مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها . روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

+ نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 15:10 توسط محمود پری آذر |

صدایی از کوچه های مدینه به گوش میرسد صدای از مسجد رسول خدا می آید که ای مردم وای شیخین

حق من از ارث پدرم بدهید.آری باز صدای زهرا پاره تن رسول خدا بر گوش میرسد باز در شکسته وپهلوی پاره شده ودستان بسته علی.

همانگونه که شمع در تاریکی می سوزدوقطره قطره آب میشود واشکهای سوزان خویش را روان می سازد فاطمه نیز اندک اندک می سوخت وبه خاموشی می گرایید.

اکنون دیگر فاطمه با سکوت خود فریاد می کشد وبا آه آتشین خود طومار ستم را می سوزاند.

دیگر کسی صدای ناله فاطمه را که از ژرفای دلی شکسته بر می خاست نمی شنید مگر آنکه گذارش به بقیع می افتاد.

واینک فاطمه در بیت الاحزان با ناله خو فریاد می زندکه....انقلاب من در اندوهم فرو پیچیده است... واعتراضم در اشکهایم نهفته است.امیدوارم که شما این زبان را بفهمید...پروردگارا اینان به من ستم کردن مرا از چنگ اینان آزاد ساز .

وشگفت اینجاست که در این شرایط هم شیخین نمی گذارند فاطمه به حال خود باشد.در این لحظات آخر آمده اند تا بر همه جنایات خود بر اسلام ومسلمین پرده بکشند ومشروعیت ومقبولیت از دست رفته را باز یابند وبه مردم وانمود کنند که فاطمه آنان را مورد عفو وگذشت قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت 19:7 توسط مرتضی صادقی |

اینجانب سهیل محمودزاده رئیس جمهوری منتخب ملت وصله پس از رایزنیهای فراوان و با توجه به توانائیهای افراد، برخی از اعضای هیئت دولت و مسئولین بلند پایه را به شرح زیر اعلام میدارم. امیدوارم مسئولین برگزیده شده تمام توان خود را برای اعتلای هر جه بیشتر مجموعه به کار برند. تلاش بنده بر این است با کمک آحاد ملت مهر هر چه زودتر این لیست تکمیل شود.

 

رئیس سازمان تربیت بدنی: پرویز فاتح

رئیس دانشکده هنرهای زیبا: محمدرضا شمشیری

شوراي عالي انقلاب فرهنگي:    جعفر عسگری   رسول رستمی    مجتبی مسگر مشهدی   محمد ذوالقدری   مهدی فراهانی

ستاد مبارزه با مواد مخدر: عباس ثروتی

رئیس سازمان منکرات: جعفر عسگری

سخنگوی رئیس سازمان منکرات: محمد رستمی

وزارت آموزش و پرورش: علی یوسفی

سازمان بهزيستي: یوسف علیزاده

سازمان ملي جوانان: رسول رستمی

مسئول حفظ میراث فرهنگی استان آذربایجان: جعفر صادقی

وزارت رفاه و تامين اجتماعی: حمیدرضا اوتادی

رئیس فدراسیون پرورش اندام: محمود موسی پور

رئیس سازمان سنجش: اکبر صادقی پور

رئیس طرح کنترل جمعیت: مهدی صفا

رئیس صندوق مهر رضا: مهرداد امانی

رئیس امور پناهندگان: وحید سلامت

مشاور سعید حدادیان: محمد صادقی پور

سردبیر روزنامه کیهان: اسماعیل ثروتی

رئیس مبارزه با خانه های فساد: مصطفی مسگری مشهدی

مسئول مادام العمر پایگاه علمی فرهنگی انصارالحسین: رضا نجف پور

سخنگوي دولت: حامد مسگر مشهدی

فرمانده نيروي انتظامي: جواد نوروزی

وزارت جهاد كشاورزي: سید مرتضی سادات

مسئول شاخ به شاخ کردن هواپیماها هر 6 ماه یک بار: مجتبی خودسیانی

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسي: پوریا آرمون

رئیس موسسه مشاوران آموزش: روح الله علیزاده

وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: مجتبی مسگر مشهدی

رئیس باشگاه دانش پژوهان: محمود پری آذر

رئیس شورای پول و اعتبار: حامد توکلی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 0:7 توسط سهیل محمود زاده |

دختر: سلام عزیزم !!

پسر : زهر ما , خفه شو !!

دختر : آقایی اجازه هست من رو مخ شما کار کنم !!

پسر : خفه شو !! مگه خودت برادار نداری؟

دختر: دستت درد نکه , چه با ادب !!!

پسر : خفه شو !!

دختر : عزیز ساعت چنده ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر : دیگه دوستم نداری ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر: تو بم قلبم زلزله اومده !!! کمکم میکنی ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر: حتی یه لحظه , یه لحظه پیشم بمون !!

پسر : خفه شو !!

دختر : مگه دوستم نداری ؟؟ پس چرا تنهام می زاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

دختر : I LOVE YOU

پسر : خفه شو !!

دختر : بی وفا دیگه دوستم نداری ؟؟

پسر : خفه شو !!

دختر : شماره تلفنت را میدی ؟؟

پسر : خفه شــ  ۰۹۱.۲.۷۳.۱.۷ ــــــو !!

دختر : ID چی ؟؟ اونم نمیدی ؟؟

پسر : خفه شــــg_bfriends@yahoo.comــــــو ! !

دختر : یعنی اصلآ دوستم نداری ؟ ؟

پسر : خفه شو !!

دختر : پس چرا تنهام نمیزاری ؟؟

پسر: خفه شو !!

دختر :یه چی بگم !!! (( لطفآ ))

پسر : خفه شو !!

دختر :با من ازدواج کن !!!

پسر: جدی میگی !!!!!!!!!! 

دختر : خفه شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو !!!!!!!!!!!!

                                                                                                                              

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 20:22 توسط مرتضی صادقی |