از یکی از منابع خبری که خواست نامش فاش نشود شنیده شده که یکی از دوستان اندیشه مهری با وجود سن کمش گوی سبقت از ما ربوده و یک هفته ای است که عقد کرده است.
از صمیم قلب از طرف تمام اهالی وصله این پیوند خجسته را به ایشان و همراه و همسفر جدیدشان تبریک گفته و امیدواریم شاهد حضور ایشان در آینده نزدیک در وصله باشیم.
پ.ن.۱: پیرو تماس ها و درخواست های مکرر دوستان برای اطلاع از هویت این تازه داماد درحد اجازه کسب شده از منبع خبر موارد زیر به عرض می رسد:
پ.ن.۲: با توجه به سوالات پی در پی دوستان در مورد هویت جناب داماد منبع خبر اجازه فرمودند که عکس این تازه داماد منتشر شود. بابت کیفیت پایین عکس از دوستان عذرخواهی می کنم ولی فکر می کنم در همین حد هم هویت ایشان را مشخص می کند.

پ.ن.۳: خداییش دیگه دلمون نیومد بیشتر از این دوستان رو منتظر بگذاریم. این تازه داماد خوشبخت جناب مهرداد امانی هستند که برخی هم حدسش را زده بودند. ما خودمان هم بعد از یک هفته فهمیدیم که مهرداد خان عقد کرده اند و آنهم بواسطه هم دانشگاهی بودنش با سهیل والا فکر می کنم حالا حالاها خیال اعلام آن را نداشت. پس همین جا دلخوری خودم و سایر دوستان از این تاخیر ایشان را اعلام می کنم و خواستار جبران هرچه زودتر آن در مراسم عروسی هستیم.![]()

باز از طرف خودم و تمام اهالی وصله این پیوند فرخنده را تبریک گفته و بهترین آرزوها را برایشان دارم.
بسیار مایلم با افتخار تمام به همه دوستان اعلام کنم اگر عنوان"وصله"رو در گوگل سرچ کنن..وبلاگ ما رو در رتبه ۹۵ وبلاگ های فارسی پیدا میکنن واین یعنی ماجزء۱۰۰بلاگ برتر با این عنوان هستیم(ازبین نزدیک به ۱۰۰۰عنوان)
جاداره صمیمانه ترین تشکرات خودم رو از همه دوستان که با تلاش صمیمانه وبی دریغ شبانه روزی خودشون تونستن این افتخار رو نصییب جمع کنن تشکر کنم بخوص استاد مستطتاب "مرتضی صادقی"که با مطالب بسیار بدیع ونو خودش عملا چوب در "تحریکدونی"بچه ها فرو کرده و باعث شده همه روزی ۱۸بار بیان به بلاگ سر بزنن تا تازه ترین درافشانی های این استاد ترک رو بخونن وناگزیر کامنت بزارن .بسیار امیدوارم با ادامه این روند در آینده بسیار نزدیک (در آخر تابستان)جزء۳۰بلاگ اول باشیم
شعار پیشنهادی:
مرتضی مرتضی حمایتت میکنیم
چون که میخوایم تو گوگل هممه رو جا بذاریم
وقتی شدیم توگوگل نمره اول از صد
بلافاصله بعدش حالتو جامیاریم
یکی بگه اینجا چه خبره !! والا من که حسابی با خوندن مطالب و نظرات گیج شدم...
اگر یک نگاه به ستون نویسندگان وبلاگ بیندازید خواهید دید که 21 نویسنده برای وبلاگ ما وجود داره که تو این زمینه فقط از CNN کمتر نویسنده داریم. شکر خدا اکثر این نویسنده ها فقط اسمشون تو نویسنده هاست وگرنه اگر قرار بود هرکدومشون مثل مرتضی صادقی در یک ساعت 4 تا مطلب بزنن که وبلاگ ما ثانیه ای آپدیت می شد. مشکل تعداد مطالب نیست بلکه خود مطالبه که مملو از غلط های املایی، انشایی، مفهومی اند و موضوعات مطرح شده در انها به جمع دانشجویی ما ربطی ندارد. مشکل بزرگتر اینه که وقتی تو یه گروه ارکستر یکی ساز خودشو میزنه و رهبر ارکستر هم هی بسته پیشنهادی ارائه میده طرف خودشو به کوچه علی چپ میزنه. از مرتضی صادقی درخواست میکنم برای اینکه به آنهمه اظهار نظرهای دوستان در مطلب بسته پیشنهادی بی توجهی نشه نظر خودش رو رسما اعلام کنه. امیدوارم با پذیرش بسته پیشنهادی از طرف ایشون مشکل بصورت کاملا دموکراتیک حل بشه.
راجع به فرایند اضافه شدن نویسندگان به وبلاگ هم صحبت داشتم که فکر میکنم فعلا طرح موضوع لزومی نداره.
با توجه به اعتراضات دوستان که برخی نسبت به نحوه برگزاری همه پرسی و برخی به خود قوانین و حتی برخی به خود اصل قانون گذاری به این شکلش که شاید موجب بروکراسی شود برمی گشت همه پرسی قبلی ملغی شده و فقط یک قانون که فکر می کنم برای اکثر غریب به اتفاق دوستان پذیرفته شده بود را به همه پرسی می گذاریم و بقیه قوانین را به آینده موکول می کنیم تا بطور تدریجی این فرآیند کامل شود.
این قانون از تاریخ درج این مطلب به مدت یک هفته به همه پرسی گذاشته می شود و چنانچه تعداد نظرات موافق اعضا بیش از نظرات مخالف اعضا باشد از آن پس قابل اجرا خواهد بود.
«تمامی نظرات مطالب باید با نام نظر دهنده ارائه شود بگونه ای که هویت فرد قابل شناسایی باشد و در غیر این صورت مدیریت وبلاگ به حذف آن اقدام خواهد نمود.»
لطفا دوستان نظرات خود را فقط با موافق و مخالف و ممتنع اعلام کنند.
پ.ن: این همه پرسی با ۹ رای موافق و یک رای مخالف دوستان به پایان رسید و از این پس اعمال خواهد شد.
طبق آخرین بیانات سخنگوی مهروزها طرحی به شورای امنیت داده شده که امنیت اجتماعی رو جهانی کرده ودرتمام کشورهای تازه مسلمان ودر حال مسلمان شدن به اجرا دربیایید.واین طرح وپیشنهاد در شورای امنیت مورد شور قرار گرفته ونتایج بسیار جالبی داشته.که ازاز این قرار است:
۱.خانوم رایس اعلام کرده که ما درحال تازه مسلمان شدنیم ونمیدانیم باید چه راهکارهایی را در پیش بگیرم واز اعمال زور وبرخورد شدید با کسانی که به این طرح توجه ندارن وبا لباسهایی که با موازین این طرح مغایرت دارد زدوخورد خواهد شد.ولی سخنگوی مهرورزها با این برخورد دولت امریکا مخالفت کرده وخواستار این شده که امریکا از شورای امنیت اخراج شده ودر حال انزوا قرار بگیرد وهیچ دولتی حق ندارد با این دولت رابطه برقرار کند.
۲.خانوم بکت وزیر امور خارجه دولت انگلیس اعلام کرد ما با این طرح موافق هستیم ولی دولت مطبوع ما هرکسی که به این طرح اهمیت ندهد از کشور اخراج خواهد کرد.وبر خوردشدید خواهیم کرد حتی تمام کازینوها را خواهیم بست تا اسلام در سلامت کامل به مردم این کشور رسانده شود.باز دولت مهرورز مخالفت کرده وبیانیه صادر کرده.
۳.هوگوچاوز:من از برادر مهرورز حمایت کرده وبا امریکا وانگلیس برخورد کرده وما حاضریم از دولت مهرورزحمایت کامل کنیم وخوشحال هستیم که مسلمان شدیم .وزین پس از طرح امنیت اجتماعی در سطح کشور استفاده کرده وبرخوردی با موازین اسلام نوین با شهروندان خواهیم کرد.
۴.فیدل کاسترو دمتونگم آقایون مهرورز سیگار برگ بدم خدمتون؟منم حمایت میکنم.
با این طرحی که در شورای امنیت داده شده انتظار میرود که شورای امنیت دست از سر این دولت بردارد وبگذارد به فناوری هسته ای دست پیدا کند .
به امید آن روز.
کتاب «دانش نامه آثار تاریخی فارس» را، از آن جهت که یک فرآورده ی فارسیان درباره ی فارس است، نمی توانند منکر مطالب آن شوند و از اعتبار ساقط بدانند، ......
پیش از صفویه، جز در کلنی های پراکنده ی عشیره نشین ریشه داری از اعراب و آفریقاییان مهاجر، آن هم در نواری نزدیک به سواحل جنوب، به طور کلی در خطه ی فارس یادگاری از دیرینه ی اسلامی و از مردم ساکن آن اقلیم نمی یابیم!!! این مطلب البته اختصاص به سرزمین فارس ندارد و به یقین جست و جوی یک ملت و مملکت معین، با روابط مشخص تولیدی و تمدنی، در زمینه های اقتصادی و سیاسی و نیز تظاهرات فرهنگی بومی، منطقه ای یا ملی، در جغرافیای کنونی ایران، از پس رخ داد پلید پوریم تا ظهور دولت صفویه، بی حاصل است.
«کاروان سرا: کاروان سرا که نام آن مشتق از کاروان، به معنای گروه مسافران است، استراحتگاه و یا پناهگاه بین راه است که از روزگار باستان با ویژگی های گوناگون در شهر و روستاها و جاده های حاشیه ی کویر و معابر کوهستانی احداث شده است. کاروان سراها با توجه به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی در دوران های مختلف ویژگی های معماری خاصی داشته اند. کاروان سراهای دوران پیش از اسلام عمدتا بناهایی چهارگوش مربع یا مستطیل شکل اند که با مصالحی چون خشت و آجر بنا شده و دارای اتاق و اصطبل هایی چون خشت و آجر بنا شده اند و دارای اتاق و اصطبل هایی در اطراف اند. پس از اسلام به جهت رونق تجارت و اقتصاد، امنیت راه ها و کاروان ها از اهمیت بیش تری برخوردار شد. بنا بر این علاوه بر افزایش تعداد کاروان سراها، ویژگی معماری آن نیز تغییر یافت». (دانش نامه ی آثار تاریخی فارس، ص ۳۰۶)
باید معلوم شود این حضرات دانش نامه ساز و مدخل نویس به مطالبی که خود تدارک دیده اند، تا چه حد پای بندی عقلی و اسنادی دارند و از بیان آن چه منظوری را قصد کرده اند؟ آیا این فرمایشات فقط جمله سازی و انشاء نویسی است و یا برای نشانی های ارائه داده ی خویش، اعتباری قائل اند؟ این جا افاده فرموده اند که در دوران اسلامی، به علت رونق تجارت و امنیت راه ها، کاروان های بیش تری به راه افتاده و لاجرم کاروان سراهای بیش تری نیز ساخته شده است. اینک به درون دانش نامه می رویم تا ببینیم از آن رونق اقتصادی و امنیت اجتماعی که از پس طلوع اسلام در جوامع اسلامی جاری شده، تا آن جا که به نمایه ی کاروان سراها مربوط می شود، چه سهمی به اقلیم فارس رسیده، چه تاثیری بر رشد اقتصادی آن گذارده، چه بقایایی از کاروان سراهای اسلامی و ماقبل اسلام موجود دارد و قدیم ترین کاروان سراهای آن خطه به چه دورانی مربوط می شود؟
گفتم زیادی فضای وبلاگ عوض شده
دوباره فضای وبلاگو عوض کنم
امروز روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی هست
اینم لینک شاهنامه فردوسی http://shahnameh.recent.ir/
خواستم یه مطلب هم در ادامه بزنم دیدم فقط کافیه تو گوگل بزنی "فردوسی" همین
پس اینو دیگه خودوتون زحمتشو بکشید![]()
پیوست
۱- آقا من کوچیک همه اعضای مهر هستم
۲- به احترام آقا جعفر و بقیه دوستان دو جمله از متن را حذف کردم(که به نظر می رسه باعث برخی سوء تفاهم شده)
۳- لازم می دونم بگم من همیشه به ایرانی بودن خود افتخار می کنم و دیگر هیچ
۴- هدفم از زدن این مطلب فقط جبران ظلمی است که در این وبلاگ به فردوسی(یه جوری هم به ایرانی ها) شده بود
۵- در این مورد نظر ها هم حرف دارم ولی بدلیل احترام به بزرگتر های جمع و جلوگیری از پیش آمدن اختلافات دیگر در این مورد هیچ چیز نمی نویسم و حتی نظر هم نمی دم
پیوست ۲
با عرض پوزش از آقا مرتضی که نظرشو حذف کردم باید بگم :
این وبلاگ اسمش وصله هست
و به نظرم اومد که نظر ها داره خلاف اسم وبلاگ عمل می کنه و به همین دلیل نظر رو حذف کردم
و با اجازه تون برای اینکه دیگه این قضیه ادامه پیدا نکنه نظر خواهی رو غیر فعال کردم
و عزیزان لطف کنن و به این مطلب به چشم یاد آوری این روز و کاری کوچک در نکوداشت فردوسی نگاه کنند
قدیما یادم میاد که بچه ها برای هر کاری دنبال یه سد شکن بودن از سد شکنا میشه از مصطفی هاشمی یاد کرد که اولین طلای المپیاد رو گرفت و بعدش همینجوری ادامه پیدا کردتا حاجی صفا رفت جهانی سد جهانی رفتن شکست بعدش علی یوسفی ازدواج کرد سد ازدواج شکست و بعد وحید سلامت....... حالا برو بچ یه سد دیگه رو هم شکستن اونم سد بابا شدن بود که با به دنیا اومدن فاطمه خانم حاج مهدی یه بار دیگه هم سد شکن شد هم بابا
من از طرف خودم و تمام برو بچ وصله تولد این مولود عزیز رو به خودش و خانواده محترمش تبریک گفته و آرزوی توفیقات فراوان از خداوند متعال در تمامی مراحل زندگی رو خواستارم.![]()
عمو جون بخورمت![]()
جزییات:
زمان:۶ صبح جمعه تا ۱۰ شب
هزینه:حداکثر ۱۰۰۰۰ تومان بابت صبحانه،ناهار،شام،کرایه ماشین و بلیط باغ فین
مکان های بازدید:باغ فین و حمام فین،تپه های سیلک،آبشار نیاسر،مشهد اردهال و قمصر
ظرفیت مناسب برای حداقل هزینه:۲۰ نفر
ضمنا اینجانب با تجربه ۳ بار سفر در همین فصل جذاب بودن سفر برای همه را تضمین می نمایم.لطفا نظر بدهید
پیوست:تاریخ سفر ۲۸ اردیبهشت ماه یعنی جمعه همین هفته
بوي سيگار، بوي دود
بوي وينيستون لايت
بوي تند ماربورو لايت وسط دانشجوها
بوي ناس خر خفه كن كنار افغاني ها
با اينا زندگيمو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
شادي كشيدن بهمن ، شيراز
وحشت كم شدن نيكوتين از ورزش و كاراي زياد
بوي سيگاراي تا نخورده ي توي كيفا
با اينا زندگيمو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي تن پوشاي تور
برق چشم زل شده تو گنجه ها
با اينا زندگيمو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
عشق يك دايره ساختن با دو لب
ترس نا تموم گذاشتن پكاي آخريه ماربورو
بوي خوانسارو دو سيب كه خشك شده لاي كتاب
با اينا زندگيمو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
بوي باغچه ، بوي حوض
عطر خوب نزديك
شب جمعه پي كابوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لا جو ردي هوس يه آبتني
با اينا زندگيمو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
متخلص به بابا بزرگ (س.م.م)
مفاد این پیشنهاد به شرح زیر است:
۱) تاسیس یک وبلاگ جدید در خاک کشور ایشان و در اختیار قرار دادن اسم کاربری و کلمه عبور جهت بهره برداری بومی از این دانش.
۲) ایشان هر مطلبی را می توانند در وبلاگ مربوطه قرار دهند و هیچ شورایی از وبلاگ وصله حق صدور بیانیه ندارد.
۳) برای نشان دادن حسن نیت یک لینک از این وبلاگ در وبلاگ وصله قرار می گیرد.
۴) IAEA متعد می شود هر چه سریعتر نسبت به جمع آوری دوربین های خود و فراخوانی بازرسان از وبلاگ مذکور اقدام نماید.
۵) در مقابل دولت متبوع ایشان متعد می شوند مطالبی را که در جهت فضای وبلاگ وصله می باشد را در این وبلاگ قرار دهند.
۶) در صورت اجرای درست بندهای بالا حاضریم اسرائیل را از رسمیت خارج کنیم
آقا انگاری این عوامل استکبار جهانی واین انگلیس نامرد دست از سر این جوانان خداپرست بر نمیخوان بردارن وامروز شاهد این بودیم که یک عامل نفوذی با اسم جعلی برای بنده ودیگران پیغام گذاشته واعلام همبستگی واتحاد کرده وخودرا فردی سیاسی معرفی کرده وپیرو خط امام وخودرا پیش دانشگاهی اعلام کرده واز دوستان خواهش میکنیم دست عوامل استکبار جهانی را کوتاه کرده ومیهن خود را در این راستا کمک کرده واز این دولت واین وبلاگ همیایت خودرا اعلام کرده وهمه یک صدا باهم سرود ای ایران...... را خوانده تا این عوامل بفهمند که این وبلاگ واین دوستان سیاسی نیستن و از سیاست خوششون نمیاد وفقط در مسائل فرهنگی دخالت میکنن.با تشکر جمعی از عوامل.
آقا نظرات همتون محترم ومیدونم خیلی مونده به جایی برسم که به خوام به شماها برسم وحرفاتون ونوشته هاتونو میخونم وسعی میکنم از این به بعد به کسی توهین نکنم .زین پس از درج مطالب مستحجن ونامعقول خوداری خواهم کرد .ولی یچیزی حرفاتونو درمورده فردوسی قبول نمیکنم همنجوری که دوستان حرفای مارو به یه شاهیم قبول ندارن.دیگه نظرات شخصی خود را در مورده اقوام وملیتهای این خاک نخواهم گفت.ودیگه برام مهم نیست و فهمیدم که اینجا جاش نیست.
شروع به طنز نوشتن میکنیم و دیگه نمیدونم مفهوم داره یا نداره سعی کنید خودتون بفهمید دمتونگم .
از تمام این حرفا گذشته خبرها رسیده که استکبار جهانی این با به داوران عزیزمون گیر دادن ومیخوان این دوران محترم ودرجه یک رو کله پا کنن.من ودوستان فوتبالی خود از همینجا اعلام انزجار کرده وعلیه کسانی که به این داوران از مادر مهربانتر گیر داده وتهمت رشوه خواری زده ودر کنار اسم این عزیزان یک علامت سوال به این بزرگی گذاشتن ؟میبینید که چقدر بزرگ هستش .
خدایی دیگه مگه میشه به این داورا گیر داد بهترین قضاوت هارو میکنن به هیچ عنوان در تغییر نتیجه بازی ها نقشی ندارن فقط بعضی جاها یادشون میره سوت بزنن که اینم محم نیست تازه جاهایی هم سوت میزنن واز کارت قرمز وزرد استفاده میکنن که نباید استفاده بکنن خوب اشتباه میشه دیگه ایرادی نداره اوناهم با خودشون میگن اینقده وضع این مملکت قاراش میش هستش که اشتباهات اینارو کسی نمیبینه وبرای کسی ارزش نداره فقط بیان یه برنامه ای بزارن ویسری کارشناس بیان وبگن این داور اینجا اشتباه سوت زده واشتباهی پنالتی گرفته وتمام کارشناساهم موافق هستن که این داور اشتباه کرده ولی آقای داور قبول نمیکنه تازه بعده این همه گفتمان هیچ اتفاق خاصی نمی افته نه داور جریمه میشه ونه حق اون تیمی که مورد ظلم داور قرار گرفته معلوم میشه وبه همین سادگی .
این از وضع فوتبالمون الن تو ایران هر کسی هر حرفی بزنه وحتی اگر این حرفهارو هم صوتی وتصویریشم داشته باشی میزنه زیرش بعد میرن به این داورا گیر میدن که بعضی وقتها ۸۰هزار نفر اشتباهشو میبینن ومیگن آفای داور دقت کن ولی داور براش مهم نیست که دیگران چه نظری دارن .الان وضع خودمون اینجوری جلوی چشمامون همه چیز داره گرون میشه وکسی نیست حرفی بزنه تازه حرفی هم باشه میگن برو از اونجای بخر که فلانی خریده وتازه میگن این توهم گرونی مردم توهم زدن شاید توهم زده باشن چون با این چیزایی که هروز داریم میبینیم ومیشنویم سالم موندن مردم ایران از اعجایب دنیا هستش وهنوز سرپا هستیم .لوپ کلام الکی دارن به این قشر زحمتکش گیر میدن گیر ندن بهتره بزارن کارشونو انجام بدن باه شما مسئولین هستم که این وبلاگو زیره نظر دارید ومیپایدش گیر ندید
من هم برای اینکه جو یکمی عوض بشه و نیز بعضی اشتباهات رو دیگه تو این وبلاگ نبینیم گفتم یه مطلب بزنم که دیروز دیدم مدیر کل بلاگ فا یه مطلب در همین مورد زده
برای اینکه مامانم گفته که هیچ وقت دزدی نکنم به اون مطلب لینک میدم
از بس که تو این چند وقته مطالب اعصاب خورد کن خوندم بد ندیدم جهت تنوع فضای وبلاگ هم شده چند بیتی شعر بنویسم بلکه فضا رو تلطیف کنه
همین گونه خوب است بمانیم
بمانیم در درس اول بمانیم در آب بابا بمانیم تا کودکان دبستان بیایند بمانیم تا مهربانی بخندد
من از حاصلضرب اعداد بیگانگی بیم دارم،
من از حرص در خود فروماندگان،مانده بیگانه با هرچه باران،بهاران،من از مکر این دشمن خانگی بیم دارم
بمانیم تا آب معنا شود در نفسهای تابنده شمعدانی
ومعنای انسان فقط این دوحرف است:بمانیم تا گل بروید
همین گونه خوب است همین گونه یعنی ترا میشناسم
همین گونه یعنی که هرکس بگوید دلش را وبگذار من هم بگویم از آرامش آسمان وکبوتر
وبگذار من هم بگویم که در باور مرزها مرگ پهلو گرفته است، وبگذار من هم بگویم سیاست چرا مهربان نیست، وبگذار من هم بگویم که سهم قناری قفس نیست
همین گونه خوب است همین گونه یعنی که آیینه بودن، فقط روشنی را سرودن، همین گونه یعنی نلغزیم در سمت خواهش، وسمتی که خم میشود مرد ،وسمتی که سر میزند سکه نفس ،وسمتی که هرگز صنوبر ندارد
همین گونه یعنی که هرکس به اندازه آسمان سهم دارد
همین گونه خوب است همینگونه یعنی زمینی پر از زندگانی، همینگونه یعنی که با ماشه انگشت دل آشنا نیست
همینگونه یعنی که در سمت ریشه،همینگونه یعنی که در سوی رویش،همینگونه یعنی که در سمت وسوی شکفتن بمانیم بمانیم تا کودکان دبستان بیایند
(مجموعه:ساده با تو حرف میزنم سروده محمدرضا عبدالملکیان)
بعضی از افراد استکبار جهانی به خاطر اینکه نظرات اینجانب مانع رسیدن آنها به اهداف شومشون می شد دست به یک تخریب شخصیت زدند
این افراد که مکان جلساتشون مشخص شده(در اطراف میدان پاستور) در اقدامی هماهنگ در نظرات مختلف و پشت سر هم جوسازی بر علیه(ببخشید علیه درست می باشد) اینجانب صورت گرفت
و نیز برخی مطالب کذب و غیر واقع به بنده نسبت داده شد
این عوامل به تازگی با عوامل در خارج(در انگلیس) ارتباط برقرار کرده و از خارج خط می گیرند
و برای اینکه آنها بتوانند از این کشور فرار کنند و به کشور های استکبار جهانی بروند برای آنها خوش خدمتی می کنند
متاسفانه مطلع شدیم این افراد یا در مدیرت وبلاگ نفوذ دارند یا بر مدیر وبلاگ نفوذ دارند
همین جا لازم است برای روشن شدن افکار عمومی و بیدار نگه داشتن اعضا در مقابل این حملات منافقین نکاتی چند عرض کنم :
من تنها و تنها با عنوان شاکی اصلیه یا شاکی اولی نظر دادم (البته اولین بار عنوان یه شاکی نظر دادم) و هر نظر دیگه با عناوین دیگر کار استکبار جهانی جهانخواره ...... هست.
من به هیچ عنوان آبروی شخصی را هدف قرار نداده و نخواهم داد(برای روشن شدن افکار عمومی لطفا نظرات من در صورت امکان ثبت شود)
و نیز استکبار جهانی (با حضور عمومی شما در صحنه) در یک عقب نشینی مجبور به ملغی اعلام کردن رایگیری شدند ولی در اقدامی دیگر دست به یک اقدام تدریجی برای تصویب قوانین خود به صورت یکی یکی زدند
شدیدا هشدار می دهم مواظب تحرکات این جمع ۴ . ۵ نفره باشید
همچنان من پیگیر قوانین و اساسنامه وبلاگ خواهم بود و در صورتی که مذاکرات به نتیجه نرسد باز نظرات سانسور شده خود را تکرار و خواهان پیگیری آنها خواهم شد
اضافه کردن پیشنهاد های دیگران و رای گیری در مورد اونها بروکراسی نیست بلکه حداقل دموکراسی هست
اگه قراره فقط یک نفر قوانین رو پیشنهاد بده و بعد ما رای بدیم من یه نفر که حاضر نیستم در اون رای گیری شرکت کنم
اصلا چرا قانونی برای انتخاب مدیر نگذاشتید ؟ یعنی مدیر غیر قابل تغییر هست ؟
پیوست
لازم دونستم توضیحاتی بدم و منظورم رو صریحتر اعلام کنم
من در نظرات سانسور شده ام خواهان یک اساسنامه شدم تا این مشکلی که آقای شاکی اصلیه(من) با ..... پیش اومد دیگه پیش نیاد
من خواهان اینم که :
۱- صریحا معلوم بشه که هدف از تاسیس این وبلاگ چیه ؟
۲- چه کسانی حق عضو شدن در این وبلاگ رو دارن ؟
۳- چه روش صحیحی برای اعمال سوال ۲ وجود دارد ؟
۴- اعضا برای مطلب زدن چه محدودیت هایی دارند ؟ (باز بر نگردید بگید می خواد سانسور باشه نه من می خوام قانون باشه تا بعدا مشکلی پیش نیاد)
و الانم میگم جز با یه مطلب که به نظر من باید حذف می شد("سیاست یعنی چه" بدلیل مطالب غیر اخلاقی) لازم به حذف بقیه مطالب نمی دونم
لازم به ذکر است که تنها خوانندگان این وبلاگ ما نیستیم و امکان خوانندن آن توسط دانش آموزان نیز خواهد بود
۵- قوانین نظرات چیست ؟(مثل همینکه آیا باید شخص معلوم باشه یا اینکه توهین حذف بشه(البته باید تعریف بشه تا اعمال سلیقه نشه مثل سانسور نظرات من))
۶- و نیز قوانین ادامه عضویت اعضا و نحوه صلب یا تایید عضویت اعضا ؟
و نیز چند نکته کنکوری:
کی بهتر از داداش گللللللللللللللللللم![]()
بابا منظور من این بود دموکراسی در تمام بدنه وبلاگ باشه همین(وگرنه اگه قرار به رای گیری باشه من به داداشم رای میدم) و مسلما طبق گفته خودش اعمال رای توسط یک نفر شائبه های زیادی به وجود می یاره (حتی اگه اون رهبر باشه) حداقل اینطوری یه نفر اعمال سلیقه می کنه که همه انتخابش کردن و البته من شورایی رو بیشتر می پسندم ولی دیگه گیر نمی دم
در ادامه اگر حرف دیگری داشتم باز پیوست می زنم
الان وصله پنجمین ماه حیات خود را طی می کند و بی شک در این 5 ماه بیش از انتظار همه ما رشد کرده و تعداد نویسندگان، آمار وبلاگ و البته صحبت های بین دوستان حاکی از آن است که اغلب دوستان دانشجو وبلاگ را دنبال می کنند و این برایمان کافی است تا نتیجه بگیریم در اولین حرکت مان در گردهم آوردن دوستان دانشجو ناکام نبوده ایم.
اما طبیعی است که حفظ و گسترش این حرکت از راه اندازی آن مهمتر است و نیازمند توجه ویژه همه دوستان است. مسأله ای که بر همه روشن است آن است که هر کار گروهی بعد از شکل گیری ، برای دوام و گسترشش نیازمند قوانینی است که برای تمام جمع پذیرفته شده باشد و رفتارهای پذیرفته شده جمع را بیان کند و اصول و چارچوب های فعالیت گروه را مشخص کند.
بنابراین و بنابر پیشنهاد برخی دیگر از دوستان فکر می کنم وصله هم دیگر به مقطعی رسیده که نیازمند برخی قوانین (البته نه از نوع بوروکراسی خشک و دست و پا گیر) ساده برای تسهیل ادامه فعالیت ها باشد. پس قوانین زیر را پیشنهاد می کنم. هر یک از این قوانین درصورت مخالفت بیش از نیمی از اعضای کنونی وبلاگ (نویسندگان) حذف خواهد شد و در غیر این صورت از یک هفته پس از تاریخ درج این مطلب لازم الاجرا خواهند بود.
1. فقط خود نویسنده مطلب حق دخل و تصرف در مطلب یا نظرات داده شده برای آن را دارد و مدیر حق هیچ دخالتی را ندارند و بنابراین خود دوستان نویسنده می توانند نظرات نامناسب برای مطالبشان را بنابر نظر خود پاک کنند و یا نظرات را محدود کنند طوری که فقط پس از تاییدخودشان نظرات نمایش داده شوند ( این امکان در سیستم بلاگفا وجود دارد).
2. تمام نظرات ارائه شده در وبلاگ باید با نام و نام خانوادگی قابل شناسایی باشد و نظرات ناشناس از موضوع قانون 1 مستثنا بوده و مدیریت وبلاگ در اولین فرصت به حذف آن اقدام خواهد کرد.
3. عضویت در وبلاگ برای تمام اعضای دانشجویی و فارغ التحصیلان اندیشه مهر آزاد است.
4. افرادی که عضویت آن ها در اندیشه مهر روشن نیست باید حداقل 3 نفر از اعضای وبلاگ را بعنوان معرف خود که عضویت وی را تایید می کنند، معرفی کنند.
5. هر عضو پس از حداکثر دو ماه عدم فعالیت( ننوشتن مطلب یا نظر برای مطالب ) خود به خود از عضویت محروم می شود.
6. هر عضو با نظر مثبت بیش از نیمی از سایر اعضا از عضویت محروم شده و تنها با نظر مثبت بیش از نیمی از اعضا به عضویت وبلاگ باز می گردد.
اعضا می توانند نظرات مخالف و البته موافق خود را در قسمت نظرات همین مطلب عنوان کنند.
پ.ن: با تشکر از توجه و مشارکت فوق العاده دوستان در این همه پرسی و با عرض معذرت به دلیل اعتراضات شکلی و محتوایی دوستان به آن اجرای این همه پرسی ملغی شده و شکل گیری اصول حاکم بر وبلاگ به فرایندی تدریجی در آینده موکول می شود.
حالا شماها مسخره کنید ولذت ببرید ودم از چیزایی به زنید که برای به دست اووردنش هیچ کاری نمیکنید.شماها از نظر تحصیلی قابل ستایش هستید و افتخار میکنم که با شماها آشنا شدم ولی برای این حرفهایی که میزنید ونظر میدید ارزش بزارید وحداقل تلاش کنید که شماها بتونید جامعه رو عوض کنید.
ما یکلمه گفتیم فردوسی فلان ایران فلان چنان موضع گرفتید که دیگه دونبالشون نرفتم گفتم شماها نارحت میشید و ادامه ندادم دورسته شماها امکان داره اطلاعاتتون از من بیشتر باشه ولی من که خودم نرفتم باستانشناسی کنم منم از رو کتاب خوندم وبه اونا استناد کردم.چطوره چیزایی که شماها میگید دورسته و اون باستان شناسا آدمای خوبی هستن وبدونه هیچ قستی هم ندارن وکتاباشون وتحقیقاتشون دورسته ولی اون کتابایی که من خوندم همه دروغ ویاوه گویی هستش ونمیشه به هشون استناد کرد؟
مشکل شما وما مردم این کشور این که اونایرو که دوست داریم قبول داریم وحرف دیگران برامون ارزشی نداره مشکل همینه؟
بی خودیم گیر به این دولت ندید خودتون رفتید پای صندوقهای رأی ورأی دادید معلوم نیست چی میخواید؟خاتمی اومد گفتدید گند زده به مملکت و داره قراردادایی میبنده که از قرارداد ترکمنچای وگلستان بدتره حالا این اومده گیر میدید. موضع خودتونو مشخص کنید یا رأی ندید اگه هم رأی میدید پاش وایستید.
میخواستم مطالب طنز بنویسم واز دوستان انتظار داشتم راهنمایم کنن ولی انگار آقایون سطح علمیشون اجازه نمیده که پاینترو نگاه کنن.خواهشن این جوری نباشید من انتقاد پذیرم ولی مسخره کردنو دوست ندارم ومسخره شدن رو ازم انتقاد کردید که او مطلبارو ننویسم ننوشتم.
توی راه دانشگاه وقتی ضبط ماشین رو روشن کردم برنامه موج مجهول رادیو تهران داشت راجع به اظهارات اخیر دادستان تهران بحث می کرد. قاضی مرتضوی در اظهاراتی عجیب خبر از تبعید کسانی که در طرح مبارزه با بدحجابی دستگیر می شوند به محل تولدشون داده بود که این موضوع دستمایه طعنه گوینده رادیو شد که گفت: " به جوانان پیشنهاد میکنم با کسانی ازدواج کنند که محل تولدشان در یک شهر باشد تا در صورت تبعید شدن بازهم کنار هم باشند". توی دانشکده که رسیدم یکی از هم دوره ای هام یک کلیپ موبایل بهم نشون داد که از صحنه برخورد پلیس با یک دختر به اصطلاح بدحجاب فیلمبرداری شده بود. در کل مدت زمان فیلم که به صورت مخفیانه فیلمبرداری شده بود صدای جیغ زدن دختر که فریاد میزد "نمی خوام بیام" شنیده می شد. در یک صحنه سوال برانگیز وقتی پلیس زن چادری موفق نشد دختر را سوار ماشین پلیس کنه مرد پلیس درشت هیکل اومد جلو و تقریباً دختر رو بغل گرفت انداخت تو ماشین. وقتی نشستم پای اینترنت چندتا خبر بخونم دیدم بازتاب نوشته بود یک استاد 70 تا 80 ساله که به شوخی یک تار موی دختر دانشجوی چادری رو کشیده موجب اعتراض و تجمع دانشجویان و دانشمندان مسلمان در مقابل دانشگاه تهران شده. دانشگاه هم بلافاصله این استاد عامل اشاعه فحشا رو اخراج کرده. شوخی از آنجا آغاز شده که یکی از دانشجویان فرشته ای کچل کشیده بود و پس از انتقاد استاد، خانم چادری قربانی این استاد از طرف دیگر کلاس اظهار می دارد که زیبایی به مو نیست که در این لحظه استاد یک تار موی او را می کشد و می گوید" خوشبختانه کچل نیست" و کل کلاس می خندند.
آقای متکی هم در مجلس شامی که در شرم الشیخ برگزار شده بود شرکت نکرده و علت آن را لباس زن ویولون زنی که تقریبا تمام خبرگزاری های خارجی یک عکس از اون رو چاپ کرده اند اعلام کردند و سخنگوی دولت گمراه آمریکا گفته بود "نمی دونم آقای متکی از کدوم زن ترسیده، زن ویولون زن یا خانم رایس!". دانشگاه امیرکبیر هم که همچنان مکان تحصن و اعتراض به مطالب چاپ شده در نشریات دانشجویی آن دانشگاه است که به حجاب چادر توهین کرده اند. فیلم زمان انتخابات احمدی نژاد هم که همه جا پخش بود (حتی وبلاگ خودمون هم یه لینک براش گذاشته) و ..........
انگار واقعا مشکل مملکت ما اینه که دخترا چه لباسی بپوشن. شکر خدا که من دختر نیستیم و مشکلات مملکت گردن من نیست.
دیدیم برو بچ دیگه موقع زن گرفتنه شونه وقتشه گفتیم یه نکته جالب بگیم . بهش میگن تست تفاهم ۶۰ ثانیه ای چهار تا سواله که اگه میخواید با هرکسیکه ازدواج کنید جواب سوال ها باید قطعا بله باشه.(یک روانشناس امریکایی)
۱-آیا می خوام از این شخص بچه داشته باشم؟
۲- آیا می خوام بچه ای دقیقا مثل ای شخص داشته باشم؟
۳-آیا می خوام خودم مثل این شخص بشم؟
۴-آیا میتونم زندگی خودم را بااین شخص بگذرونم . حتی چنانچه آنکه و آنچه هست باشد و هرگز تغییر نکند؟
ان شا اله عروسی همتون ....
خبر های حاکی بر این رسیده که آقای فتح الله زاده به سمت مدیریت استقلال نائل شدن واین بازهم پیروزی دربرابر استکبار جهانی ودستهای پشت پرده وبیرون پرده (آقا خدایی کجا اینهمه دست پیدا میشه؟)نائل شده وباز ملت مسلمان وارمنی وآشوری وچیزای دیگرو شاد کردنندواز فرط خوشحالی یکسری از دوستان از بس شادی کردن که به خاطر تأمین امنیت اجتماعی به خاطر مسائل خاص مانند: موهای بیرون موهای بلند وغیره دستگیر شده ولی بسیار با آرامش بدون اینکه توهین کنن بزنن وغیره با دوستان برخورد شده وبهشون گفتن که شادی رو توخودشون تخلیه کنن یا نگه دارن معلوم نیستش به دوستان چی گفته شده خبرهای زدونقیض بسیاری رسیده ماهم به خاطر رسالتی که داریم تمام خبرهارو گفته تا شّبهه ای بوجود نیاد.
ولی استکبار جهانی از این فرصت استفاده کرده وپشت این دولت وحکومت امام زمانی صفحه گذاشتن حالا باز معلوم نیستش چه جور صفحه ای بوده.بله استکبار از این شرایط استفاده کرده و در مجامع جهانی گفته شده که مأمورین این کشور که بسیار مهربان هستن خانمها وآقایونی که نتونستن شادی رو تو خودشون تخلیه کنن موردعنایت قرار داده وکتک زدن( خدایی شما باورتون میشه من که باورم نمیشه)وبه این دوستان توهین کردن.آقایون حرفاهی این شبکه های خارجی و خود فوروخترو گوش نکنید.آهای شمایی که ماهواره دارید بله شمارو میگم نگاه بکن ولی گوشاتو بگیر.
ولی باز این یک پیروزی هستش و من از طرف دوستان پرسپولیسی تبریک میگم.
"محمود خدا بگم چیکارت کنه! آخه چرا من! حالا من کجا قایم شم که کاندولیزا رو نبینم" در حالیکه داشتیم تو سالن غذا خوری دنبال یه جایی می گشتیم که تا حد ممکن از دیدن کاندولیزا دوری کنیم زیر لب هی به خودم فحش میدام. کاش حرف خانومم رو گوش میکردم و خودم رو میزدم به مریضی و سفر رو مینداختم گردن علی (منظورم لاریجانی است). "منوچهر بدو بیا یه جای خالی پیدا کردم" حسینی (سخنگوی وزارت خارجه) در حالیکه ازخوشحالی دهنش تا پس گردنش باز بود با اشاره دست از اون طرف سالن منو صدا کرد. درحالیکه سعی میکردم پرستیژ دیپلماتیکم رو حفظ کنم با سرعت رفتم به طرف حسینی تا مبادا کسی جامون رو بگیره. "بابا این هم جاست تو پیدا کردی، اینجا که همه سالادها رو خوردن، تازه نزدیک در خروجیه، رفت و آمد زیاده، بیا بریم همون اول سالن پیش عرب ها بشینیم اونا وضعشون توپ توپه ببین لامصب پول نفت چقدر چاقشون کرده" هنوز غر زدنم تموم نشده بود که حسینی وسط حرفم پرید و گفت: "بابا اینجا امنه چون تا دیدیم کاندولیزا اومد تو سالن از همین در میریم بیرون، اون اول سالن ممکنه کاندولیزا مارو ببینه اونوقت جوابه محمود رو تو میدی؟ تازه من شنیدم تو سالاد عرب ها کافور ریختن تا حرارتشون کمتر بشه، ماها نخوریم بهتره" من سریع جواب دادم "کافور به ما اثری نداره، کل دوران دانشجویی کافور خوردیم بدنمون عادت کرده". درست در همین لحظه که من و حسینی مشغول بحث و جدل بودیم از شانس بد من کاندولیزا از در خروجی وارد سالن شد، "Hello Mr. Mottaki," درحالیکه دستش رو به سمت من دراز کرده بود سلام داد، اصلاً تمرکز نداشتم، ناخوداگاه دستم رو دراز کردم که باهاش دست بدم، خدا پدر این حسینی رو رحمت کنه که دستم رو وسط راه گرفت و یه تنه به من زد تا حواسم جمع شه، ولی تو ذهنم همش نگران بودم که جواب محمود رو چی بدم. "منوچهر زود بیا در ریم" حسینی داشت دست منو می کشید و هی حرفش رو تکرار میکرد. منم با گفتن "See you soon" بدون اینکه حتی یه لقمه ناهار خورده باشم همراه حسینی رفتم تو اتاقمون. بعد از ظهر وقتی خبرنگارها از ملاقات منو کاندولیزا پرسیدن به حسینی گفتم همه ماجرا رو تکذیب کنه تا بعداً یه فکری براش بکنیم. روز بعد هم نهار رو تو اتاقمون خوردیم و دیگه طرف سالن غذاخوری نرفتیم.
باعرض سلام خدمت جامعه مدرسین علما وکلا خادمین دانشمندان علاقه مندان فضلا کاتبین صادقین محصلین شاغلین پیروان خط رهبری و دیگر دوستان که اسمشون از قلم افتاده .
میخواستم باز به ترک بودن وپارس بودن گیر بدم گفتم اگه ایندفه گیر میدادم کوروش کبیر و داریوش پسرشون خشایارو ودیگر پادشاهان این خطه از سرزمین از قبر بلند میشدن ودیگه خودتون میدونید دیگه.ولی آخه باز گیر ندم اونور پادشاهان قبایل وقومیتهای دیگه می اومدن مثل آتیلا اوغوزخان شاه عباس واسماعیل ونوه هاش ونادر بزرگ وآقا محمد خان(ازاین خیالم راحت هستش هیچ کاری نمیتونه باهم بکونه)ودیگر بزرگان ناراحت میشن ازشون نگم وملت خواب وصله رو از خواب بیدار نکنم مبان آره دیگه دیگه.......خودتون اگه میشه بفهمید.اره امروز اومدم از پیروزی دلوران و مردان همیشه پیروز کشورمون بگم بعداز اونهمه گیر دادن به لباس وچیزای دیگه و گرفتن جلوی گرونی کالاها ومسکن وچیزای دیگه به یک پیروزی رسیدیم ازتون خواهش میکنم خودتونو کنترل کنید اگه برای شادی بیرون برید وپای کوبی کنید وصداهای نابه هنجار در بیارید به دلایل اینکه امنیت کشور به خطر خواهد افتاد دستگیر میشید ومیرید تو بند قاتلان شریف وقاچاقچیان عزیز مواد مخدر که به دلایل چرت دستگیر شدن هم بند میشید پس خودتونو کنترل کنید الآن خبرو میگم با تلاش تماشگران که همیشه به عنوان تماشاگرنما معرفی شدن با فریاد بسیار دلشین خواهان ماندن انصاری فرد در رأس مدیریت پرسپولیس بودن. ولی بعداز بازی آقای انصاری فرد استعفا دادن وهمه ناراحت شدیم وملت وتماشاگرنماها همه سیاه پوش شده وشوری به عزاداری کرده ومجالسی برپاکرده ولی امروز خبرهایی رسید که اعضای هئیت مدیره دارن استعفا میدن و دوستان گرامی با تغیر ماهیت مجلس عزارو به مجالس پایکوبی تبدیل کرده و درپوست خود نمی گنجند.از شما دوستان دعوت میکنیم به مجالس این دوستان شرکت کرده و اعلام همبستگی کنید طبق فرمایش مقام معظم رهبری سال جدید ساد اتحاد و انسجام هستش و دوستان با استفاده از این فرمایشاد جمع یده واتحاد وانسجام خود را حفظ کرده وشما دوستان را هم دعوت میکنن. من هم از این خبر خوشحال شده وشرو به پایکوبی کرده.باز برید گیر بدید دولت با مردم راه نمیاد و پشتش صفحه بزارید وبگید به حجاب بانوان گیر میده .اگه گیر میده به خواتر خودشون هستش .ببینید هئیت مدیره ای که دولت انتخاب کرده داره استعفا میده .باز برید بگید وزیر آموزش پرورش استعفا نمید واین دولت نمیزاره کسی استعفا بده.یزره با دولت امام زمانی راه بیایید بازهم این پیروزی رو تبریک میگم وبا افتخار این پیروزی رو به تمام ملت مسلمان اعم از شیعه سنی پارس ترک عرب کرد بلوچ ترکمن واگه چیزی جامونده خودتون به بزرگواری خودتون ببخشید دیگهتبریک میگم وبه نظر این بنده کوچک از این جامعه بزرگ باید تا آخرین بازی های لیگ کامل وبسیار برتر که از لیگ برتر او انگلیس نامرد برتر هستش به استادیوم رفته وبا این تماشاگرنماها اعلام هم بستگی کرده.
هیچ حرف وعرض زیاده ایی ندارم صرفا جهت اینکه بگم منم هستمو هنوز نفس میکشم این پست رو میذارم وقسم میخورم علت تنبلیم در پست گذاری در وبلاگ صرفا تنبلی وبس .از عموم غیور مردان وبلاگ از هر جنس ونژادی که هستند(اعمم از غارنشین-کوهنشین -پارینه سنگی-نیمه متمدن-متمدن -و صد البته قوم از اون اول متمدن ترک )معذرت میخوام

آنچنانکه اعلام شد چند روز پیش وب سایت (تارگاه) پایگاه راه اندازی شد و بالاخره انصار الحسین جهانی شد. اما پیش از اینکه کلامی در این مورد عرض کنم واجب می دانم از تمام زحمت کشانی که در این باب تقبل زحمت کرده اند و بالاخص جناب حمید رنجبر تشکر کنم که با نگاهی به سایت می توان از وقت و انرژی فوق العاده زیادی که برای آن صرف شده خبردار شد و بی شک همه دوستانی که تاکنون دستی در طراحی و اجرای وب سایت داشته اند می دانند که پیاده سازی چنین سایتی واقعا کار طاقت فرسا و پر زحمتی است. پس باز بی نهایت از همه زحمت کشان این مهم تشکر می کنم چرا که ما را یک قدم دیگر در راستای اهداف مان به پیش برده اند و بی شک نیاز به چنین ابزاری برای معرفی فعالیت های پایگاه به شدت احساس می شد.
اما برای پاس داشت زحمات این دوستان هم که شده می خواهم از کنار این حرکت به راحتی عبور نکنم و به نقد و بررسی نقاط قوت و ضعف آن از نگاه خودم بپردازم. باشد تا این نظرات برای بهبود و ادامه این حرکت سازنده مفید واقع شود.
اما برای جلوگیری از طولانی شدن کلام در دو بخش نظراتم را ارائه می کنم و در این بخش تنها به ذکر نقاط قوت این حرکت می پردازم:
در مطلب بعدی بطور خلاصه مروری بر برخی نقاط ضعف این حرکت مثبت خواهم داشت و البته از سایر دوستان هم می خواهم که نظرات مرا با نظراتشان کامل کنند.
سلام به همه دوستان
به اطلاع عزیزان می رساند سایت پایگاه علمی فرهنگی انصار الحسین (ع) افتتاح شد
فقط یادتون نره که ما منتظر نظرهای باحالتون هستیم
راستی همین جا از زحمات و تلاش های شبانه روزی آقا حمید ( رنجبر) هم تشکر می کنم
این هم آدرسش :
یا علی
من فقط در این حد میدونم که من آریایی نیستم وتمام ترکان ایران هیچ ربطی به آریایی ها ندارن از هیچ نظر به آریایی ها نمیخورن.حتی از نظر زبانی.
اللهی هر چی بی حجابه جز جیگر بزنه که باعث شدن این همه گرونی بشه...
اللهی هر چی بی حجابه یرقان بگیره که باعث شدن همه ایرانیا عصبی بشن...
اللهی هر چی بی حجابه جزام بگیره که باعث شدن جوونا بی کاری بکشن...
اللهی هر چی بی حجابه سرطان بگیره که باعث شدن خونه داشتن بشه آرزوی محال...
اللهی هر چی بی حجابه قاتنقاریا بگیره که باعث شدن دنیا به ما بد بین بشه...
اللهی هر چی بی حجابه کچل بشه که کراک و حشیش شده مثل نخود و کیشمیش...
اللهی هر چی بی حجابه....
تکمله: عکس بالارو ببین و امیدوار شین که همه این مشکلات به زودی برطرف میشه
که ای وای تمدن ۲۵۰۰ سالمون از بین رفت که قبرش و اثار باستانی تخت جمشید رفت زیر آب.
اینا هیچی یکبار برید تبریز بینید چه بلایی سر ارگ مقاومت تبریز اومده ارگی که همجاش جای تیر گلوله وتوپ روسها و حکومت پادشاهی قاجاری هستش.وکسی نیستش که به داد این دیوار مقاومت واین ارگ برسه ولی ارگ بم که با خاک یکی شد الآن در درستش میکنن.ارگ بم نشانه چیست جزءحکومتی پادشاهی ؟برید تاریخ مشروطیت و بخونید تا ببینید ارگ تبریز چی بود وچه وقایعی رو در دل خودش ثبت کرده چه مردانگی ها ورشادت ها.
آیا بشریت به سوی ایجاد یک زبان واحد پیش می رود؟
د راینجا لازمست گر چه به اجمال توضیحی در باره نظریه ای بی اساس و عوامفریبانه که بر ساخته برخی اقوام وهیأتهای حاکمه ش.و.ن.ت آنهاست داده شود.
در کشورهای کثیر الملَه ای که تنها یک قوم اقتدار سیاسی و اقتصادی را در اختیار دارد چنین نظریه ای از سوی هأیت حاکمه تبلیغ می شود که گویا روند عمومی تاریخ بسوی پیوند و اتحاد ملل گوناگون وبه تبع آن تبدیل زبانهای مختلف به یک زبان واحد پیش می رود.
استالین در کتاب کم حجم خود به نام مسائل زبانشناسی مدعی بود که ملتهای اتحاد شوروی در آینده به یک ملت واحد ملتی با زبان واحد تبدیل خواهند شد وآنان گویا با میل و رضای خویش تن به این کار خواهند داد.
تاریخ بشر نشان می دهد که هر کدام ا زاجتماعات بشری که در نتیجه وجود بستر مناسب و شرایط مقتضی در نواحی گوناگون جهان پدید آمده اند دارای زبان ویژه خود بوده اند.
بر خی از این اجتماعات در بدو پیدایش منقرض شده اند لیکن بر خی دیگر با گذشت اعصار متمادی و افزایش جمعیت در حهات گوناگون انتشار یافته و زبان شناسان با جدا گشتن آنان ا زهم در نتیجه تأثیر شرایط اقلیمی و عدم ارتباط وپیئند با یکدیگر در طول هزلره ها متحول شده و به ملتهایی با زبانهایی گوناگون ولی با منشاء قومی و زبانی واحد تبدیل شده اند. جامعه کنونی بشر از اجتماعات انساتی متعددی که به لحاظ قومی وزبانی از چند منشاءواحد پدید آمده اند و تشکیل یافته است.
دانش زبان شناسی معاصر ملتهای آسیای مرکزی وغربی و اروپا و افریقا و امریکا را بر حسب منشاءزبان آنها به سه دسته اساسی تقسیم نموده است:
۱ــ اقوام هند اروپایی زبان
۲ــ اقوام سامی زبان
۳ــ اقوام اورال آلتائیک التصاقی زبان
ادامه دارد.....اگه خواستید نظر بدید ولی پیش داوری نکنی چون خیلی از مطلب مونده .ممنون.
روان زنان دیدم که سزشار بریده واز تن جدا بود وزبان بانگ می داشت. پرسیدم که این روان های کیانند؟
سروش پرهیزکار وایزدآذر گویند که این روان آن زنان است که به گیتی شیون ومویه بسیار کردند وبر سرو روی زدند.
آن گاه روان مردی را دیدم که کشان به دوزخ(می)بردند ومی زدند. پرسیدم این تن چه گناه کرد؟سروش پرهیزکار وایزدآذرگویند که این روان آن مرد دروند است که به گیتی سر و روی خویش ودست آلوده ودیگر ریمنی اندام خویش را به آب ایستاده بزرگ وچشمه روان بسیار شست و خرداد امشاسپند را آزرد.
روان زنی را دیدم که می گریست وپوست وگوشت از آن پستان خویش می کند و می خورد .
پرسیدم که این تن چه گناه کرد که روان چنان گران پادافراه برد؟
سروش پرهیزکار و ایزد آذر گویند که این روان آن زن دروند است که کودک خویش را به سبب نیاز و گرسنگی گریان رها کرد.
روان مردی را دیدم که تن در دیگی رویین کرده وی را می پزند .پای راست او بیرون آن دیگ ایستاد.پرسیدم که این تن چه گناه کرد؟سروش پرهیزکار و ایز آذر گویند که این روان مرد دروند است که به زندگی (بر اثر) شهوت کامگی وبد کرداری به (سوی)زن شویمند بسیار رفت وهمه تن وی بزه گر بود وبدان پای راست قورباغه و مور و مار وکژدم ودیگر خرفستران را بسیار زد وتباه کرد وکشت.
مزداگرایی بر گرفته از اوستا.و قسمتی از گاثا.
فقط تو رو خدا سعی کنید حرمت خودمون و رفیقامون رو زیر پا نذاریم
یا حق
یه چند وقتیه پدر آقای ثروتی دربیمارستان بستریه
بد نیست اگه حالی ازش بپرسید
گفتم خبر داده باشم فردا نگید نمی دونستیم ها
یا علی
عکس از:بازتاب